سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت

سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٤

ممكن است به سود يا زيان جامعه و گاهى خود شخص تمام شود، پس اين آزاديها بايد بوسيله مقرراتى محدود شوند. در عالم فكر و انديشه نيز، اعتقاد به اينكه آزادى به هر صورتى مطلوب است امرى مردود مى‌باشد و اكثر انديشمندان بر اين باورند كه آزاديهاى مطلوب بايد مشروع و قانونى باشند، به اين دليل كه اگر محدوديت وجود نداشته باشد هرج‌ومرج ايجاد مى‌گردد و اين امر به زيان بشريت تمام مى‌شود. در قانون اساسى كشور ما نيز آزاديهاى مشروع پذيرفته شده‌اند. آزاديهاى مشروع طبق اصطلاح شرع يعنى آزاديهايى كه شرع آنها را تجويز كرده و طبق اصطلاح عرف يعنى آزادى‌هاى قانونى و از آنجا كه قانونى در حكومت ما معتبر است كه مطابق موازين اسلامى باشد، آزادى نيز از مواردى است كه بايد در چارچوب اسلام قرار گيرد.

اين پاسخ براى كسانى مى‌تواند مفيد باشد كه نظام اسلامى و قانون اساسى جمهورى اسلامى را قبول داشته باشند. حال ممكن است در اين جا افراد بحث ريشه‌اى را شروع كنند و بگويند، به چه دليل آزادى بايد محدوديتهايى را دارا باشد كه در اسلام پذيرفته شده است؟ چرا انسان نبايد بيش از حدى كه اسلام تجويز كرده است آزاد باشد؟ پاسخ به اين سؤال نياز به يك سرى مقدمات دارد كه البته بخشى از آن را بايد به عنوان اصول موضوعه بپذيريم زيرا به علوم ديگرى نظير الهيات، فلسفه و كلام مربوط مى‌شود و وارد شدن در آن مقولات ما را از بحث مورد نظر دور مى‌كند و بعضى از آنها مقدمات قريبى است كه مى‌توانيم در اينجا به آنها بپردازيم. وقتى مى‌گوييم‌