سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت

سلسله مباحث اسلام، سياست و حكومت - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٠٣

است. اين يكى از ويژگيهاى نظام ولايت فقيه است. آن كسانى كه افتخار مى‌كنند كه حكومتشان دموكراسى باشد و چه بسا عارشان مى آيد از اينكه حكومتشان تابع ولايت فقيه باشد توجه ندارند كه اين ولايت فقيه چه خدمتى به كشور انجام مى‌دهد، براساس نظريه ولايت فقيه احكام و مقررات دولت اسلامى، قوانين موضوعه مجلس شوراى اسلامى، البته بعد از اينكه به تأييد شوراى نگهبان رسيد شرعا واجب الاطاعه مى‌شود چون با اذن ولى فقيه است و برمى‌گردد به اذن خدا، چون او فرموده‌ «اطيعو اللّه و اطيعو الرّسول و اولى الامر منكم»[١] اما اگر نظام ولايت فقيه را نپذيرفتيم حداكثر يك وجوب عرفى دارد. براساس تعهدى كه مردم كردند هر وقت هم نخواستند انكار مى‌كنند، اختيار دست خودشان است و هيچ الزام شرعى براى آنها نمى‌آورد كه اطاعت كنند اما وقتى حكومت، حكومت اسلامى شد مقرراتش با اذن ولى فقيه و با امضاى ولى فقيه معتبر است و علاوه بر آن وجوب عرفى و التزامى كه خودشان پذيرفتند وجوب شرعى مى‌آورد. اگر مخالفت بكنند گناه است مجازات الهى دارد، اين امتيازى است كه ولايت فقيه براى اعتبار حكومت مى‌آورد و براى تعهد مردم به اينكه مقررات حكومت را رعايت كنند. وقتى مقررات دولت اسلامى شد، خدا مى‌گويد اطاعت كن، واجب شرعى مى‌شود و لو دلش نخواهد و رأى نداده باشد ديگر حق مخالفت ندارد. اين از ويژگى‌هايى است كه در هيچ نظام حكومتى به جز نظام الهى كه در كشور ما نظام ولايت فقيه ناميده مى‌شود، يافت نمى‌شود و يكى از


[١] - نساء/ ٥٩.