در مكتب اهل بيت
(١)
سخن مجمع
٩ ص
(٢)
مقدمه
١٣ ص
(٣)
پيشگفتار
٢١ ص
(٤)
معانى تبرك
٢٢ ص
(٥)
بركت در قرآن كريم
٢٦ ص
(٦)
تبرك در تاريخ
٣٣ ص
(٧)
1 - تبرك در امتهاى گذشته
٣٣ ص
(٨)
2 - سيره مسلمانان در تبرك
٣٧ ص
(٩)
اول سيره صحابه در تبرك به پيامبر(ص) در زمانحيات آن حضرت
٣٧ ص
(١٠)
1 - تبرك به بدن رسول خدا(ص)
٤٠ ص
(١١)
2 - تبرك به موى رسول خدا(ص)
٤١ ص
(١٢)
3 - تبرك صحابه به عرق رسول خدا(ص)
٤٣ ص
(١٣)
4 - تبرك به آب وضوى پيامبر(ص)
٤٣ ص
(١٤)
دوم سيره صحابه و تابعين در تبركبه آثار پيامبر(ص) بعد از وفاتش
٤٩ ص
(١٥)
1 - تبرك به نوشيدن آب از ظرف رسول خدا(ص)
٥١ ص
(١٦)
2 - تبرك صحابه به جايگاههاى دستها و لب رسول خدا(ص)
٥٢ ص
(١٧)
3 - تبرك به عصا و لباسها و انگشتر رسول الله(ص)
٥٣ ص
(١٨)
4 - تبرك به منبر رسول خدا(ص)
٥٨ ص
(١٩)
5 - تبرك به قبر شريف رسول اكرم(ص)
٥٩ ص
(٢٠)
شبهه عليانى
٦٥ ص
(٢١)
6 - تبرك صحابه به مكانهايى كه رسول خدا(ص) در آنها نماز خوانده است
٦٨ ص
(٢٢)
7 - تبرك به صحابه و صالحين
٧٧ ص
(٢٣)
8 - تبرك به قبور و آثار صالحان
٩٠ ص
(٢٤)
الف بلال حبشى
٩٠ ص
(٢٥)
ب ابو ايوب انصارى
٩٠ ص
(٢٦)
ج صهيب رومى
٩٠ ص
(٢٧)
د حمزة بن عبدالمطلب
٩١ ص
(٢٨)
ه - حسين بن على عليه السلام
٩٢ ص
(٢٩)
و عمر بن عبدالعزيز، خليفه اموى، متوفاى 101 قمرى
٩٢ ص
(٣٠)
ز امام موسى بن جعفرعليه السلام
٩٢ ص
(٣١)
ح على بن موسى الرضاعليه السلام
٩٣ ص
(٣٢)
ط علامه احمد بن محمد مقرى مالكى(متوفاى سال 1041 ق)
٩٣ ص
(٣٣)
9 - مسح متبرك
٩٦ ص
(٣٤)
10 - تبرك در نظر اهلبيت عليهم السلام
١٠٣ ص
(٣٥)
الف تبرك اهلبيت عليهم السلام به قبر پيامبر اكرم(ص)
١٠٣ ص
(٣٦)
ب تبرك اهلبيت به آثار همديگر
١٠٥ ص
(٣٧)
ج تبرك و طلب شفا از تربت امام حسين عليه السلام
١٠٧ ص
(٣٨)
11 - تبرك به پرده كعبه
١١٤ ص
(٣٩)
12 - تبرك به سؤر و آب وضوى مؤمن
١١٤ ص
(٤٠)
13 - تبرك به نوشيدن آب آسمان
١١٥ ص
(٤١)
14 - تبرك به آب فرات
١١٧ ص
(٤٢)
15 - تبرك به خاك
١١٨ ص
(٤٣)
16 - آراى بعضى از علما در خصوص تبرك
١٢١ ص

در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٠١ - ٩ - مسح متبرك

فهميده مى‌شود كه آن حضرت دستور مى‌داد كه خاك را با آب دهانش مخلوط كنند تا به اذن خداى متعال بركت و شفا از آن محقّق شود. همين بر خاصيّت معين خاك مدينه منوّره دلالت مى‌كند كه آن را به اذن خداى متعال، وسيله‌اى براى شفا قرار مى‌داد؛ زيرا اين خاك، بركت خاصّى دارد كه خدا بدان عطا كرده است و سخنان پيامبر اكرم (ص) در اين باره بسيار است كه به بعضى اشاره مى‌شود:

الف: «غبار مدينه شفاى از جذام است».

ب: «غبار مدينه جذام را شفا مى‌دهد».

ج: «غبار مدينه جذام را از بين مى‌برد».

د: «همانا در غبار مدينه شفاى از هر دردى است».

ه-: «قسم به آن كه جانم در دست اوست تربت مدينه ايمنى بخش است و شفاى جذام مى‌باشد»[١].

آيا اين روايات دلالت بر خصوصيّتى نمى‌كند كه خداى متعال به بعضى از اماكن داده است تا جايى كه غبار آن به اذن الهى، شفاى هر درد بى‌درمانى واقع مى‌شود؟ اگر به دستور پيامبر اكرم (ص)


[١] - مسند احمد: ٥/ ٣٣٣؛ صحيح بخارى: ٤/ ٢٠٧ و ٣٠؛ مجمع الزوائد: ٦/ ١٥٠، باب غزوه خيبر؛ كتاب السنه، ابو عاصم: ٥٩٤؛ السنن الكبرى، نسائى: ٥/ ١٠٨ و ٤٦؛ كتاب المناقب، فضائل على ابن ابى طالب؛ مسند ابى يعلى: ١/ ٢٩١؛ المعجم الكبير، الطبرانى: ٦/ ١٥٢.