در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٩٧ - ٩ - مسح متبرك
او در ادامه مىنويسد:
«سلف صالح از قبيل: انس، ثورى و احمد از تعظيم خود به شدّت نهى مىكردند و احمد هميشه مىگفت: من چه كسى هستم كه به زيارت من بياييد؟! برويد و احاديث را بنويسيد. و هرگاه از او سؤالى مىشد، مىگفت: از علما سؤال كنيد. و اگر درباره تقوا و پرهيزگارى از او سؤال مىشد، مىگفت: براى من جايز نيست كه درباره پرهيزگارى سخن بگويم. اگر انسانى زندهدل باشد، در اين مورد سخن مىگويد. و يك بار درباره اخلاص از او سؤال شد كه گفت: پيش زهّاد برويد، چه چيزى پيش ماست تا نزد ما بياييد؟!
و مردى پيش او آمد و دستهايش را بر لباسهايش كشيد و آنها را بر صورتش كشيد، امام احمد ناراحت شد و به شدّت اين كار را نهى كرد و گفت: اين كارها را از چه كسى ياد گرفتهايد؟»[١]
در اين جا بايد گفت: عليانى، برداشتِ نادرستى از رفتار اين علما كرده است؛ زيرا رفتار اين بزرگان در نهى مردم از تبرّك به ايشان، از باب مردود دانستن تبرّك نبوده است بلكه از باب تواضع اين علما بودهاست؛ چنان كه سيره علما و صلحا چنين است. و امام احمد اين شخصى را كه به وى تبرّك جست به كفر و شرك متّهم نكرد؛ چنان كه اين افراد كه ادّعاى پيروى از امام حنبل را دارند، مسلمانان را به كفر و شرك متّهم مىكنند.
[١] - التبرّك المشروع: ٨٦.