در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٨٧ - ب نسخ و نسخ تلاوت
١- نسخ حكم، بدون تلاوت: اين، قسمى است كه قرآن كريم درباره آن صحبت كرده است و بين علما و مفسّران مشهور مىباشد. اين امرى معقول و مقبول است؛ چون احكام به صورت دفعى نازل نشده، بلكه به صورت تدريجى نازل شده تا با نفوس، الفت پيدا كند و عقلها قدرت درك و فهم آن را داشته باشند. پس احكام اوّليّه نسخ شده است، امّا الفاظ آن به خاطر اسرار تربيتى و تشريعى- كه خداوند آنها را بهتر مىداند- باقى مانده است.
٢- نسخ تلاوت، بدون حكم: براى اين قسم به آيه رجم مثال زده و گفتهاند: اين آيه از قرآن بوده است، امّا بعداً تلاوت آن نسخ شده و حكم آن باقى مانده است.
٣- نسخ تلاوت و حكم با همديگر كه به «آيه رضاع» مثال زدهاند.
در خلال بحث گفته شد كه بعضى روايات نقل شده در مورد نقصان را بر اين حمل كردهاند كه آنها آياتى بوده است كه تلاوتشان نسخ شده، ولى حكمشان باقى مانده يا تلاوت و حكم آنها نسخ شده است.
اين توجيه بدين سبب صورت گرفته كه اگر روايات نقصان را بپذيريم، لازمهآن، قبول تحريف در قرآن است و اگر آنها را نپذيريم، قايل به طعن و خدشه در كتابهاى صحاح و مسانيد شدهايم، يا قايل به طعن كسانى شدهايم كه اين حديثها را روايت كردهاند. شكّى در اين نيست كه قايل شدن به دو قسم اخير از نسخ، عين قول به تحريف است و اين به دلايل زير باطل مى باشد: