در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧١ - نكته سوم نفى تحريف در مذاهب ديگر
چيزى را در مورد قرآن، اثبات يا نفى نمىكند. علاوه بر اين كه بعضى از اين اخبار بر تفسير، يا دعا، يا سنّت، يا حديث قدسى، يا اختلاف قرائات حمل و تأويل مىشوند و آنچه به هيچ وجه تأويل نمىشود، بعضى آن را بر نسخ تلاوت حمل كردهاند؛ يعنى گفتهاند كه لفظ آن نسخ شده است، ولى حكم آن باقى مانده است. اين حمل باطل است و به معنايى تحريف را تأييد مىكند. اغلب محقّقان و علماى مذاهب اسلامى، اين را رد كردهاند كه در مباحث آينده بدان اشاره خواهد شد. آنها اين احاديث را به خاطر آن كه مستلزم امر باطلى هستند، تكذيب كردهاند؛ زيرا تأييد اين اخبار واحد، منجر به اشكال در قرآن كريم مىشود كه نقل آن متواتر است.
عبدالرحمن جزيرى مىنويسد:
«تكذيب اخبارى كه دلالت بر اين دارند كه بعضى از بخشهاى قرآن جزء قرآن نبوده و بدان اضافه شده يا از آن كم شده است، بر هر مسلمانى واجب و بىدرنگ بايد راوى آن را نفرين و به انحراف، متّهم كنند».[١]
ابن خطيب مىنويسد:
«اين احاديث و امثال آن، چه صحيح السند باشند، يا نباشند، علاوه بر اين كه ضعيف و ظاهر البطلان هستند- بسيار كم و قابل
[١] - الفقه على المذاهب الاربعه: ٤/ ٢٦٠.