در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٥ - چند نمونه تاريخى
٥- عايشه روزى از قبرستان بر مى گشت. راوى مىگويد: به او گفتم: «اى امّ المؤمنين! از كجا مىآيى؟».
گفت: «از سرقبر برادرم عبد الرحمان مىآييم». گفتم: «مگر پيغمبر خدا (ص) زيارت قبور را نهى نكرده بود؟». گفت: «چرا، قبلًا از زيارت قبور منع كرده بود، ولى بعداً به آن امر نمود».[١]
٦- ابن تيميه براى مشروعيت زيارت قبر ابو بكر و عمر، به زيارت عبد الله بن عمر از قبر آن دو استدلال مىكند. ابن عمر سر قبر آنان مىگفته است:
«سلام بر ابى بكر صدّيق و عمر بن خطّاب؛ سلامى همانند سلام بر ساير قبور».
ابن عمر وقتى كه از سفر برمىگشت، به رسول خدا (ص)، ابو بكر و عمر سلام مىداد و مىگفت:
«درود و سلام بر رسول خدا (ص)، درود و سلام بر تو اى ابو بكر! درود و سلام بر تو اى پدر!». سپس روانه منزل مىگشت. بدين جهت علمايى كه زيارت قبور را جايز دانستهاند، به خاطر اقتدا به اصحاب رسول خدا (ص) بوده است.[٢]
[١] - سنن كبرى، بيهقى: ٤/ ١٣١، باب ١٧٠، ح ٧٢٠٧.
[٢] - تنبيه زائر المدينة: ٢٧، به نقل از الجواب الباهر فى زيارة المقابر، ابن تيميه: ٦٠٦.