چهار كتاب اصلى علم رجال - خامنهاى، سيد على - الصفحة ٣١ - انتساب كتاب به شيخ طوسى
از اختيار الرجال نقل كرده است.
از برخى كلمات علامه در كتاب خلاصه استفاده مىشود كه وى نسخه اصل كتاب كشى را داشته چه، در مواردى مطلبى را از كشى نقل مىكند با عبارت: «ذكره الكشى» يا «قال الكشى»، در حالىكه از مطلب مزبور در اختيار الرجال نشانى نيست. ليكن با توجه به اينكه علامه در كتاب خلاصه عين عبارات صاحبان اصول رجاليه را نقل مىكند نه تنها مطالب آنان را، بلكه مىتوان مطمئن بود كه در موارد مزبور، عبارت «ذكره الكشى» يا «قال الكشى» نيز از يكى از كتابهاى مزبور مانند كتاب نجاشى يا فهرست شيخ گرفته شده و از خود علامه نيست، در اين صورت، مطلب را آنان از كتاب كشى نقل كردهاند، نه از كتاب علامه.[١]
حاصل سخن آنكه از دوره بعد از شيخ طوسى و نجاشى هيچيك از دانشمندان اين فن از اصل كتاب كشى نشانى نيافته و سراغى نداشتهاند و گويا اين كتاب كه قبل از شيخ نيز چندان رواج نداشته، پس از انتخاب و تلخيص وى به كلى از رواج افتاده و برگزيده آن كه به خاطر برگزينندهاش اعتبار بيشترى مىداشته، جاى آن را گرفته است.
از اين عبارت نجاشى كه درباره شيخ كشى مىگويد: «له
[١] . ر. ك. قاموس، ج ١، ص ٣٦ و ٣٧.