علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٥ - مأخذشناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوره هل اتی
این فضیلتی است که حتی دشمنان خفاش صفت نیز ناگزیر از نقل آن گردیدهاند و شبهای تاریک همواره از فروغ آن نور میگیرند.[١]
ـ حاکم حسکانی؛ وی در مقدمه کتاب شواهد التنزیل، معلوم میدارد که آنچه موجب نگارش این اثر گردیده، دفاع از فضائل اهل بیت، بویژه فضیلت سورۀ﴿هَلْ أَتَى٦٤٨٣٠; است که توسط عدّهای نابخرد، این گونه زیر سؤال رفته بود:
لم یقل أحد من المفسرین أنه نزل فی علی وأهل بیته سوره هل أتى ولا شئ سواها من القرآن.
از همین رو، وی با هدف پاک سازی چهره حق از نقار عداوتها، به اثبات فضایل اهل بیت همت گماشته است:
فرأیت من الحسبة دفع هذه الشبهة عن الأصحاب وبادرت إلى جمع هذا الکتاب... و سمیته بشواهد التنزیل لقواعد التفضیل.[٢]
ـ ابو جعفر إسکافی؛ وی که از عالمان بزرگ اهل سنت در قرن سوم است، حتی آن گاه که به مخاصمه و احتجاج با شیعه پرداخته، این فضیلت اهل بیت را نادیده نگرفته و درباره آن میگوید:
ما هرگز این را انکار نمیکنیم که حضرت امیر در راه رضای پروردگار، طعام خویش را به مسکین و یتیم و اسیر بخشید و خداوند سورهای کامل در بارۀ او و خانوادهاش نازل فرمود.[٣]
ـ خطیب خوارزمی؛ او در مناقب خویش، آن گاه که اسما و القاب حضرت امیر را برمیشمرد، از آن گرامی با عنوان «الذی انزل فیه هل اتی» یاد میکند.[٤] و در جای دیگر، در شأن حضرت چنین میسراید:
همانا علی، پیشوای اوصیا و سرور ابوبکر و عمر است.... آیا سوره ﴿هَلْ أَتَى٦٤٨٣٠; در مدح کسی جز او و نذر خالصانه اش فرود آمده است؟.[٥]
ـ ابن طلحه فقیه شافعی؛
در عبادت علی همین عبادت و در مناقب وی همین منقبت کفایت میکند که طعامش را با وجود احتیاج، در راه رضای خدا اطعام نمود. از همین روست که این واقعه، جایگاهی عظیم و ماندگار یافته و خداوند در پی آن آیات قرآن را نازل فرموده است. به راستی که این خاندان، برای کسی که بدآنها چنگ زند، عروة
[١]. مقدمه، ص٩٠ ـ ٩١؛ ثمرات النظر، ج ١، ص٦٠ ـ ٩٠.
[٢]. شواهد التنزیل، ج ١، ص ١٩.
[٣]. «والتحقیق أنه لا یرد كل مكفر ببدعته لأن كل طائفة تدعی أن مخالفیها مبتدعة وقد تبالغ فتكفر مخالفیها فلو أخذ ذلكعلى الإطلاق لاستلزم تكفیر جمیع الطوائف . فالمعتمد أن الذی ترد روایته من أنكر أمرا متواترا من الشرع معلوما من الدین بالضرورة وكذا من اعتقد عكسه . فأما من لم یكن بهذه الصفة وانضم إلى ذلک ضبطه لما یرویه مع ورعه وتقواه فلا مانع من قبوله» ( نزهة النظر، ج ١، ص ٢٦ ).
[٤]. تدریب الراوی، ج ١، ص ٣٢٨ ـ ٣٢٩.
[٥]. سورۀروم، آیۀ ٥٣.