صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٦ - نامه به آقاى محمد شريعت اصفهانى (اوضاع ايران)
تكليف شده است كه در مساجد جشن بگيرند و اذان بگويند؛ و از اين مطالب خيلى زياد است.
راجع به قضيه دعوت جنابعالى، اين مطلب در سال قبل صحبت شد و آقاى حاج آقا حسن شيرازى اخوى آقاى حاج آقا محمد [١] كراراً آمدند و گفتند من مذاكراتى كردهام و ممكن است اگر امثال شماها كاغذى به ملكِ سعودى بنويسد تأثير كند. و بعد هم گفته شد آقاى خويى مىنويسند يا نوشتهاند، و آقاى شاهرودى وعده كردهاند با ملك در سفر حج مذاكره كنند. بالاخره اين جانب با اطمينان به اينكه در اين امور هيچ تأثيرى در حجاز نيست، مع ذلك چيزى نوشتم و آقاى شيرازى بردند. پس از مدتى هم به وسيله سفارت حجاز يك جواب بىسر و تهاى آمد. امسال آقاى حاج آقا حسن [٢] آمدند و گفتند كه بناست وَفْدى [٣] برود، و قول دادهاند كه قضات آنجا حاضر براى مذاكره شوند. عدهاى را كه در اين امر صلاحيت نداشتند ذكر كردند. اين جانب دخالتى نكردم، زيرا اطمينان دارم بر فرض آنكه مجلسى تهيه شود و طرفين دعوا حاضر شوند، هيچ نتيجه مثبتى گرفته نمىشود. علاوه خوف آن است كه آقايان نتوانند در آن محيط و با آن اشخاص كه اينها را كفار و مُبْدِع [٤] مىدانند به طور شايسته گفتگو كنند، و مجلس ختم شود به فَشَل شدن و تا آخر محكوم گرديدن. اجمالًا به ايشان مطلب را گفتم، و باز گفتم اشخاص مذكور (جنابعالى در آنها نبوديد) صلاحيت اين امر را ندارند. و تذكر دادم كه اگر هم لازم مىدانيد اين امر را طورى نكنيد كه تمام قواى شيعه را مقابل قرار دهيد بلكه چند نفر به عنوان يك قُطْر، [٥] نه آنكه نماينده تمام ممالك شيعه و علماى مذهب اينها باشند، و بعد با چند كلمه فشل [٦] شوند.
[١] آقاى سيد محمد شيرازى.
[٢] آقاى حسن شيرازى.
[٣] هيأت سياسى.
[٤] بدعت گذار.
[٥] ناحيه.
[٦] سست، ناتوان.