صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٣ - نامه به آقاى سيد احمد خمينى (چند تذكر درباره وكلاى شرعى)
هستند لكن علاقهمند جدى منحصر است و آن هم با دست خود ما مىخواهند بركنارش كنند و همِّ اينها لطمه به اين جانب است نه به آن اشخاص؛ اگر جايز بود شرعاً براى شما بعضى از امور را توضيح مىدادم تا از خواب گران برخيزيد. و من از شما توقع دارم كه در موضوع شخص اين جانب و از اوضاع مربوط به من با احدى مكاتبه نكنيد و مشغول كار خودتان باشيد. و آنچه لازم است به خود من بنويسيد و اگر نقصى مىبينيد به غير من حق نداريد بنويسيد چون شما و طرف مكاتبه شما از اوضاع محيط ما درست مطلع نيستيد و با صفاى نفس به همه نگاه مىكنيد. و السلام عليكم.
از نصايح پدرانه ان شاء اللَّه نمىرنجيد
مرقوم مورخ سه بهمن، الآن واصل شد؛ كه باز راجع به قضيه آقاى آشتيانى مرقوم شده بود. باز از لحن تند شما معلوم مىشود تحريك زياد شدهايد، شما بدانيد كه وكيل تهرانِ من خلاف صلاحِ من نمىكند، از ايشان استفسار نمودهام و منتظر جواب هستم. اما آمدن ايشان به قم بر خلاف صلاح نبوده. شما گاهى مىگوييد كه عدم دخالت اصحاب شما صحيح نيست و گاهى مىگوييد دخالت آن آقا صحيح نيست اما اشخاصى كه مىخواهند آقاى آشتيانى را برنجانند نمىشود ساكت كرد و من هم اهل اينكه هر روز به اشخاص كاغذ بنويسم و رفع نگرانى بكنم نيستم. شهريه قم وجود و عدمش اهميت ندارد و من كسب آبرو از آن نمىخواهم بكنم و شما هم از اين معانى نگران نباشيد و ملتفت باشيد با دست شما و طرف مكاتبه شما يك وقت دوستان صميمى من از من نرنجند. اشخاصى كه به شما مطالبى مىگويند درست دقت كنيد كه با وسايطى ممكن است تحريك شده و بخواهند با دست خودتان مقاصد خودشان را انجام دهند. مع ذلك اين مطالب موجب نيست كه شما اگر مطلبى مىشنويد به من ننويسيد. به خود من مراجعه كنيد و اگر صلاح دانستيد كسانى كه اين نحو امور را مىگويند مرقوم داريد.
از قرّة العين عزيزم اميدوارم كه از نصايح من رنجيده خاطر نشود. و السلام عليك.