صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨ - تهذيب براى درك نور الهى
اشخاصى هستند كه درس خواندند، ملّايند لكن مهذب نبودند.
جلوهاى از سلوك على (ع)
اينجا، در پناه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- است. بودن آقايان در ارض مقدس نجف، در پناه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- هم يك تكليف زياد براى انسان مىآورد. اصلِ خودِ بودن در نجف فرق دارد با اينكه كسى در- فرض كنيد كه- كويت باشد، يا كسى در تهران باشد، يا كسى در بغداد باشد. بودن در نجف خودش يك مسئلهاى است؛ يك مسئوليتى دارد. انسان ببيند كه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- در زندگىاش چه وضعى داشته است؛ چه سلوكى در زندگى داشته است- چه در زندگى انفرادى، چه در زندگى اجتماعى. انسان تفكر كند بر احوال حضرت امير- سلام اللَّه عليه؛ ملاحظه كند كه چه زحماتى براى اسلام كشيده است؛ چقدر زخم خورده است؛ چقدر رنج برده است؛ چقدر جنگ كرده است؛ چقدر تشنگى خورده است- اينها را ملاحظه كند انسان. يك همچو اسلامى كه به دست ما سپرده شده است، به دست شما آقايان سپرده شده است، مسئوليت داريد اگر خداى نخواسته در خلال تحصيل علمْ همان فكر اين باشيد كه دقايق علمى را ادراك بكنيد لكن فكر تهذيب نباشيد. مهذب كنيد خودتان را؛ مهذب بشويد به آداب اللَّه؛ به سُنَن اللَّه؛ اگر چنانچه اين نباشد علم اثرى ندارد.
تهذيب براى درك نور الهى
آن نورى كه خداى تبارك و تعالى
يقذفه فى قلب من يشاء،
اگر مهذب نباشد قذف نخواهد شد. [١] يك فنى است، يك فنى است آن علمى كه نورانيت مىآورد و نور است و خداى تبارك و تعالى آن را عنايت مىفرمايد. آن به هر قلبى عنايت نمىشود؛ هر قلبى لايق آن نيست. تا مهذب نباشد، تا خودش را خالى نكند از اخلاق زشت، خالى نكند از اعمال زشت، تا متوجه به خدا نباشد و تمام قلب را به او تسليم نكند، خداى تبارك و
[١] اشاره به حديثى است به اين مضمون: علم نورى است كه خداوند آن را در قلب هر كه بخواهد مىاندازد. بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ١٤٠.