صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٧ - نامه به آقاى سيد احمد خمينى (جديت در تحصيل و تهذيب اخلاق)
نامه [به آقاى سيد احمد خمينى (جديت در تحصيل و تهذيب اخلاق)]
زمان: ٧ دى ١٣٤٩/ ٢٨ شوال ١٣٩٠
مكان: نجف
موضوع: شهريه طلاب- جديت در تحصيل و تهذيب اخلاق
مخاطب: خمينى، سيد احمد
بسمه تعالى
احمد عزيزم
مرقوم شما به وسيله آقاى على واصل شد. سلامت شماها را خواهانم. راجع به مطلبى كه مرقوم شده بود، بايد بگويم: «يك پول جگرك سفره قلمكار نمىخواد» [١]. من اكنون نفسهاى آخر عمر را مىكشم، و آنچه گرفتارى دارم كافى است و ميل ندارم بيشتر كنم. زيادى كار بكلى وضع زندگانى را مختل كرده است. اميد است ان شاء اللَّه خداوند تعالى وسيله فراهم فرمايد كه بتوانم براى آخر عمر فكرى بكنم. فكرهاى شما- بحمد اللَّه تعالى- جوان و سرشار از اميد است و با فكر خسته و فرسوده من جور در نمىآيد. آنچه از شما مىخواهم آن است كه با جديت مشغول درس و بحث، و به هيچ وجه غفلت ننماييد؛ و در خلال تحصيل به تهذيب اخلاق و تحكيم مبانى ديانت مقدسه كوشا باشيد. تا بخواهيد براى من فكر تشريفات و مشاورين و اصحاب باشيد، من رفتهام. از قرارى كه از تهران نوشتهاند معلوم نيست بتوانند به شهريه ادامه دهند؛ من هم حدس مىزدم. لكن آقايان چون درست اطلاع ندارند پشت هم مىنويسند كه زياد كن، زياد كن. داداش [٢] دو روز سرماخوردگى داشت و تب مختصرى، و بحمد اللَّه رفع شد و امروز و ديروز درس بود و اينجا هم آمد لكن دستش قدرى درد مىكند؛ ممكن است از اثر سرماخوردگى باشد و مهم نيست، ان شاء اللَّه تعالى خوب مىشود. به همشيرهها و خانم خودتان سلام برسانيد. ان شاء اللَّه سعيد و خوش باشيد.
٢٨ شوال ٩٠- پدرت
[١] ضرب المثل ايرانى؛ به معناى اينكه چيز كم اهميت تشريفات نياز ندارد.
[٢] آقاى سيد مصطفى خمينى.