صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٣ - نامه به خانم خديجه ثقفى (خانوادگى)
اقليما [١] پس از سلام مىگويد شما زودتر بياييد كه خيلى نبودن شما به ما اثر مىگذارد؛ و مىگويد شما مبلغ يكصد تومان از احمد بگيريد و بدهيد دخترم. شما مطلب اقليما را عمل كنيد- يعنى هر دو مطلب را. [٢] اقليم مىگويد: «امانتيها را كه به وسيله پسر آقاى حاج شيخ عبدالعلى [٣] فرستادم، دخترم نوشته نرسيده است. شما تحقيق كنيد كه رسيده است يا گم شده».
به بچهها سلام برسانيد. به احمد و محترمه ايشان [٤] هم. احمد نوشته بود: «بچه بىنهايت بدگل است؛ [٥]» شما هم نوشته بوديد شبيه احمد است. جاى دورى نرفته [!] لكن در نامه دوم بود كه به فاميل مادر رفته است؛ موجب خوشوقتى است. از سلامت خودتان و سايرين مسرورم كنيد. والسلام عليك.
پدر بچهها
[١] از مستخدمين بيت امام خمينى در نجف.
[٢] آقاى سيد احمد خمينى درباره اين بخش از نامه امام خمينى در حاشيه نامه توضيح داده است:
«امام از قول كارگر منزل كه نامش اقليماست از خانم مىخواهند كه زودتر بيايند، كه اگر از قول خودشان بگويند ممكن است ايشان تحت فشار روحى قرار گيرند ولى بالاخره دلشان طاقت نمىآورد و در پايين مىگويند كه شما به حرف اقليما گوش دهيد!».
[٣] بنا به نوشته آقاى سيد احمد خمينى در حاشيه نامه: «حاج شيخ عبدالعلى قرهى رئيس دفترامام در آن سالها بود. در ذهنم هست كه ايشان دو- سه سال آخر در قم بودند، و آقاى رضوانى (شوراى نگهبان) رئيس دفتر امام در نجف شد».
[٤] خانم فاطمه طباطبايى، همسر آقاى سيد احمد خمينى.
[٥] آقاى سيد حسن خمينى.