صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٣ - شاهنشاهى روسياه
اسرائيل را، براى اين اسرائيل نفت از ايران رفته است. از قرارى كه گفته شده است و در راديوهاى بزرگ دنيا گفته شده است، كشتى نفت ايران براى اسرائيل كه در حال جنگ با مسلمين است رفته است. اينها شاههايى است كه برايشان بايد جشن بگيريد!
شاهنشاهى روسياه
شاهنشاهى ايران، از اولى كه زاييده شده است تا حالا، روى تاريخ را سياه كرده است. جنايات شاههاى ايران روى تاريخ را سياه كرده است. برج از سر درست مىكردند: سر مردم را مىبريدند، قتل عام مىكردند، بعد برج درست مىكردند با آن. براى اين شاهها ما بايد، ملت اسلام بايد جشن بگيرد! بايد بازار تهران- حتمى است- بازار تهران بايد از سرمايه خودشان بدهند براى اين جشنها. جشن براى او بايد گرفت كه در پناه او مسلمين راحتند؛ جشن براى آنى بايد گرفت كه براى اينكه يك خلخالى از پاى يك نفر معاهد،- معاهده- در مىآيد آرزوى مرگ مىكند نه كسى كه اگر يك دفعه يك شعارى بر خلاف هواى نفس او داده بشود، بفرستد بريزند در دانشگاه. آقا نوشتهاند كه دخترها را اين قدر زدهاند كه پستانهاى اينها محتاج به جراحى است، در همين چند وقت واقع شده است و نجف بىاطلاع است. [گريه حضار] فضاحتهاى ديگرى كه كردند قابل ذكر نيست. چرا؟ براى اينكه شعار دادند كه ما جشن ٢٥٠٠ ساله را نمىخواهيم؛ ما گرسنه هستيم؛ گرسنگى مسلمانها را رفع كنيد؛ جشن نگيريد؛ روى مردهها جشن نگيريد. آقا برسانيد به دنيا؛ چرا نجف اين قدر خواب است؟ ما مسئول نيستيم؟ تمام كار ما براى مسلمين درس است؟ فقط همين، كه ما درس بخوانيم؟ ما نبايد به درد مسلمانها برسيم؟ ما نبايد اعتراض كنيم كه چرا نفت ايران و اسلام را براى مملكتى كه در حال جنگ با مسلمين است مىفرستيد؟ اين اعتراض ندارد؟ نبايد اين گفته بشود؟ ما براى چه سلاطينى، براى چه سلاطينى جشن بگيريم؟ مردم چه خوشى از سلاطين [دارند]؟ براى آغا محمد خان قَجَرْ ما جشن بگيريم؟! در زمان خود ما- زمان خود من- بوده است آن روسياهيهايى كه به بار آوردند؛ براى كسانى كه در مسجد گوهرشاد مسلمين را آن طور