صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٥ - نامه به آقاى سيد احمد خمينى (شهريه طلاب)
نامه [به آقاى سيد احمد خمينى (شهريه طلاب)]
زمان: ٢٤ خرداد ١٣٥٠/ ٢٠ ربيع الثانى ١٣٩١
مكان: نجف
موضوع: شهريه طلاب
مخاطب: خمينى، سيد احمد
بسمه تعالى
احمد عزيز، مرقوم مورخ ١٤ ع ٢ واصل شد. از سلامت شما مسرور شدم. تلگراف شما هم واصل شد. راجع به شهريه، من از باب احتياط نوشتم حواله مىدهم؛ اگر مىدانستم كه به قدر كافى در آنجا موجود است داعى بر حواله نبود. بنا شد تا شما مراجعه به تهران نكنيد، راجع به آنجا چيزى ندهند. [١] مبلغ بيست هزار را در اينجا حواله شده بود، يعنى من گرفته بودم، آقاى آقا رضا [٢] از قم گرفتهاند به حساب من، اگر ان شاء اللَّه تعالى شما از آنجا زايد آورديد براى من هم بفرستيد براى كمك به اينجا. [٣] از صلح آقايان [٤] مسرور شدم، ان شاء اللَّه هميشه به صلح و صفا زندگى كنند. حالت ماها بحمد اللَّه خوب است ولى رفتن بچهها موجب تنهايى شد، ان شاء اللَّه سلامت باشيد. جواب حضرت آقاى عمو [٥] و قبوض را ان شاء اللَّه تعالى به وسيله ديگرى مىفرستم، به ايشان سلام برسانيد. [٦].
٢٠ ع ٢ ٩١- پدرت
[١] آقاى سيد احمد خمينى درباره پاورقيهاى اين نامه، چنين نوشته است:
١- در اوايل كار پرداخت شهريه طلاب قم، گاهى احتياج به كمك از آقاى لواسانى وكيل امام در تهران بود كه از ايشان كمك گرفته مىشد. بعداً قم خودش را اداره مىكرد و به نجف و ساير حوزههاى شهرستانها هم پول مىدادند.
[٢] حجت الاسلام آقا رضا لواسانى فرزند حضرت آيت اللَّه لواسانى.
[٣] حوزه علميه نجف اشرف.
[٤] مدت كمى كدورتى بين حضرت عمو (آيت اللَّه پسنديده) و آقاى شيخ صادق تهرانى اتفاق افتاد؛ در مدت كوتاهى اين كدورت به دوستى عميقى تبديل شد.
[٥] آيت اللَّه پسنديده.
[٦] امام بر اساس شناخت فرد مسافرى كه به ملاقاتشان در نجف مىرفت، اگر ترسو بود اصلًا نامه نمىدادند، اگر متوسط بود نامه معمولى مىدادند، و اگر مبارز بود نامههاى حساس و قبضهاى دريافت وجوهات شرعيه و سهم امام را توسط آنها ارسال مىكردند؛ زيرا اگر قاصد لو مىرفت، عده زيادى گرفتار مىشدند و مورد بازخواست رژيم شاه و ساواك قرار مىگرفتند كه چرا مثلًا سهم امام را به آقاى خمينى دادهاند.