صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٥ - رفراندم رسواى شاه
مىآيند و مىگويند: مرده باد! نكن اين كار را؛ صلاح نيست بكنى اين كار را. گوش نكرد، ديديد چه جور شد. دو هزار نفر رأى نداشتند اينها، باقىاش زور بود. همه مىدانند بازار تهران بسته شد كه رأى ندهد، بازار قم بسته شد كه رأى ندهد، ساير شهرستانها رأى ندادند؛ اينها دو هزار تا رأى آزاد بدون سرنيزه نتوانستند تهيه كنند
ما نمىخواستيم اين طور مفتضح بشوى [١] ما نمىخواستيم ملت از تو رويگردان بشوند. ما مىخواستيم شما آدمى باشى كه وقتى يك چيزى را بگويى [مثلًا] «اى ملت»، تمام ملت لبيك بگويند. ما ميل داريم شاه ما اين جور باشد؛ ما ميل داريم وزير ما اين جور باشد كه اگر يك مطلبى را گفت تمام ملت با او موافق باشند نه اينكه با حرفهايش [ادعا كند] «شش ميليون»، «شش ميليون»؟!! [٢] به جان عزيز شما، اگر اينها چند هزار هم داشتند؛ باقىاش با پر كردن صندوق. شايد به سمع ايشان نرسيده. شايد آنها گفتهاند به او كه خير «شش ميليون، اكثريت قاطع». و الّا شاه كه دروغ نمىگويد؛ نمىشود كه دروغ بگويد. «با اكثريت قاطع! تمام قاطبه اهل ايران!» پس بازار تهران از اهل ايران نيست؟ خيابانهاى تهران اهل ايران نيستند؟ قم از اهل ايران نيست؟ روحانيين از اهل ايران نيستند؟ ساير شهرستانها ايرانى نيستند؟ اين ايران كجاست؟ اين آرا از كجا آمد؟
بد شد امسال براى اينكه اين مطالب واقع شد؛ و خوب شد براى اينكه شما آقايان زنده كرديد اسلام را، ايستاديد در مقابل ظلم؛ ايستاديد، اگر نايستاده بوديد خدا مىداند كه حالا رفته بودند تا آن آخر. ايستادگى شما اسباب اين شد كه حاشا كردند مطالبشان را؛ گفتند: «خير، طلاق به دست مرد است؛ كى ما گفتيم؟» تساوى حقوق اين است؟ دِ مردك از «حزب مردم» است. [٣] ... كه داد زد كه «تساوى حقوق من جميع الجهات» تساوى حقوق من جميع الجهات، از اين طرف مىگويند؛ از آن طرف مىگويند: كى ما گفتيم طلاق به دست زن باشد؛ نخير طلاق به دست مرد است. از آن طرف مىگويند: نخير كى
[١] خطاب به شاه.
[٢] ادعاى شاه در مورد تعداد رأى دهندگان رفراندم.
[٣] اسد اللَّه عَلم.