صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٦ - نامه به آقاى محمد تقى فلسفى (تجمع در مسجد سيد عزيز اللَّه)
از مراجع وقت مىخواهد صحبت كند در مسجد سيد عزيز اللَّه كه حكم يك صندوقخانه را دارد، نباشد
من نمىدانم اين چه فداكارى است؟ بايد اين امر به توسط يك كرور اعلاميه به تهران و حومه تهران حتى قزوين، قم و بلاد نزديك و دور منتشر شود و گفته شود و نوشته شود كه چون براى اين اجتماع، جايى در تهران نيست، خارج تهران در بيابان مىرويم. در اين صورت از دو حال خارج نيست، يا آنكه با سرنيزه جلوگيرى مىكنند و آن خيلى بعيد است. آن وقت تكليف يكسره مىشود و ما غالب مىشويم و سقوط دولت حتمى است، و يا نمىكنند، تمام ناراضيها به شما ملحق مىشوند و غوغا مىكنند و عظمت مطلب، آنها را از پا درمىآورد و طرفين مطلب به نفع مسلمين است
حالا اين فرصت از دست رفت، لكن فرصت ديگرى باقى است و آن اين است كه جنابعالى در ضمن صحبت تكيه كنيد به اين نكته كه ما نمىخواهيم اجتماع بزرگ درست كنيم و الّا در صورت لزوم در خارج تهران اجتماع مىكنيم و مطالب مهمتر را به گوش ملت مىرسانيم و در قم اجتماع ايران را تهيه مىكنند و در صحراى قم، به مردم ايران مطالبى كه بايد گفته شود، شخصاً بعضى از علما خواهند گفت
سركار مىدانيد در اين حال كه ما قرار گرفتيم قضيه از آشتى و صلح گذشته و پاى نابودى احكام اسلام و فتح در كار است و «هيهات منّا الذلّة». نترسيد، ملاحظه نكنيد. آقاى خوانسارى را نمىگيرند. شما را نمىگيرند؛ دنيا اقتضا ندارد. شما بهتر مىدانيد. بنده از ناراحتى ديگر نمىتوانم عرض بكنم. و السلام عليكم و رحمة اللَّه.
٢ جمادى الثانيه.
روح اللَّه الموسوي الخمينى