صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٦ - تشريح قانون «كاپيتولاسيون»
كه بستگى به آنها دارد، اينها از هر جنايتى كه در ايران بكنند مصون هستند! اگر يك خادم امريكايى، اگر يك آشپز امريكايى، مرجع تقليد شما را در وسط بازار ترور كند، زير پا منكوب كند، پليس ايران حق ندارد جلوى او را بگيرد! دادگاههاى ايران حق ندارند محاكمه كنند، بازپرسى كنند، بايد برود امريكا! آنجا در امريكا اربابها تكليف را معين كنند!
دولت سابق [١] اين تصويب را كرده بود و به كسى نگفت. دولت حاضر [٢] اين تصويبنامه را در چند روز پيش از اين برد به مجلس و در چند وقت پيش از اين به سنا بردند و با يك قيام و قعود مطلب را تمام كردند، و باز نفسشان درنيامد.
در اين چند روز، اين تصويبنامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبتهايى كردند، مخالفتهايى شد، بعضى از وكلاى آنجا هم مخالفتهايى كردند، صحبتهايى كردند لكن مطلب را گذراندند؛ با كمال وقاحت گذراندند! دولت با كمال وقاحت از اين امر ننگين طرفدارى كرد! ملت ايران را از سگهاى امريكا پست تر كردند. اگر چنانچه كسى سگ امريكايى را زير بگيرد، بازخواست از او مىكنند؛ لكن، اگر شاه ايران يك سگ امريكايى را زير بگيرد بازخواست مىكنند؛ و اگر چنانچه يك آشپز امريكايى شاه ايران را زير بگيرد، مرجع ايران را زير بگيرد، بزرگتر مقام را زير بگيرد، هيچ كس حق تعرض ندارد! چرا؟ براى اينكه مىخواستند وام بگيرند از امريكا! امريكا گفت اين كار بايد بشود- لا بد اين جور است- بعد از سه- چهار روز، يك وام دويست ميليون، دويست ميليون دلارى، تقاضا كردند. دولت تصويب كرد دويست ميليون دلار در عرض پنج سال به دولت ايران بدهند و در عرض ده سال سيصد ميليون بگيرند! مىفهميد يعنى چه؟ دويست ميليون دلار، هر دلارى هشت تومان در عرض پنج سال وام بدهند به دولت ايران براى نظام، و در عرض ده سال سيصد ميليون- آن طور كه حساب كردند- سيصد ميليون دلار از ايران بگيرد؛ يعنى صد ميليون دلار، يعنى هشتصد ميليون تومان از
[١] دولت اسد اللَّه عَلم.
[٢] دولت حسنعلى منصور.