صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩١ - تأسيس «وزارت اوقاف»!
دست ما باشد. خوب ما در اين مملكت يك وزارتخانه نداشته باشيم؟ همه وزرا از امريكا؟! خوب يكىاش هم از ما. خوب بدهيد اين فرهنگ را دست ما؛ ما خودمان اداره [مىكنيم]. ما يك كسى را وزير فرهنگ مىكنيم و اداره مىكنيم. اگر از شما بهتر اداره نكرديم، بعد از ده- پانزده سال ما را بيرون كنيد. تا يك مدتى دست ما بدهيد، فرهنگ را دست ما بدهيد، وزير فرهنگ را از ما قرار بدهيد، يك مدتى هم مهلت بدهيد كه ما كار را درست انجام بدهيم، اگر ما گفتيم كه شما تحصيل نكنيد؛ اگر ما گفتيم شما خوب تحصيل نكنيد؛ اگر ما گفتيم شما به اعماق آسمان نرويد. شما عرضهاش را نداريد؛ و الّا، چون عرضهاش را ندارند مىگويند روحانيون نمىگذارند، مملكت ما، حالا باز وقت اين كارها نشده است. بفرماييد كى جلوتان را گرفته؟ بفرماييد كارخانه ذوب آهن بياوريد، كدام روحانى گفته نياوريد؟ هر كدام گفته بگوييد تا ما بشناسيم. بفرماييد طيارهسازى كنيد؛ اتومبيلسازى كنيد؛ آقا، عرضهاش را نداريد، بيچارهها! يك مملكت بىعرضهايد! و اين هم كه شما عرضه نداريد نه اينكه عرضه ذاتى نداريد، شما را دست استعمار اين جور كرده است؛ غربزده هستيد
اين حرفهاى ما يك حرفهاى كهنه پوسيدهاى است كه بله، ديگر كسى نمىخرد آن را؟! به شما قول مىدهم كه آلمان هم اين را بخرد؛ شما نخريد. يك وزارتخانه دست ما بدهيد، يك چند ساعت از اين راديو، كه دارد موسيقى و بچههاى ما را دارند سوق مىدهند به فساد اخلاق، يك- دو- سه ساعتش را هم دست ما بدهيد اما آزادمان بگذاريد، نه اينكه برنامهاش هم خودتان بنويسيد كه اين جورى برو بگو- ما را آزاد بگذاريد، يك- دو- سه ساعت از برنامه راديو دست ما بدهيد، ما برايش تعيين مىكنيم برنامه را كه او صحبت كند؛ و من به شما قول مىدهم كه نه با سلطنت شما مخالفت داشته باشد، نه با وزارت شما مخالفت داشته باشد، نه با رياست شما مخالفت؛ با هيچ كدام مخالفت ندارد. فقط اگر وزارت فرهنگ و دستگاههاى فرستنده، يك مقدارى، در دست ما باشد ما مردم را آشنا مىكنيم؛ دنيا را آشنا مىكنيم به احكام اسلام و اسلاممان؛ و فرهنگ را يك فرهنگ مستقل، يك فرهنگ مسْلم، يك فرهنگى كه يك دانه عربش