صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٥ - حزب واقعى در جهان امروز
كنيد به اين دهات ببينيد سجلهايشان را مىگيرند نامنويسى مىكنند در حزب. اين بيچاره نمىداند «ايران نوين» اصلًا يعنى چه! اطلاع از اين ندارد، فضلًا از اينكه آن اساسنامه را بفهمد؛ اصلًا نمىفهمد اين بيچاره «اساسنامه» چيست. اين بيچارهها را، اين بىدينها مىخواهند جمع كنند در يك محيطى زنده باد بگويند؛ فقط همين. از اين جمعيت بدبخت بيچاره اين معنا را مىخواهند كه اجتماع كنند، يك اجتماع انبوهى از جمعيتها بشوند، بعد دنبال اينها بيفتند و برايشان هورا بكشند و زنده باد بگويند. از اينها- بيچاره- همين قدر مىخواهند.
حزب واقعى در جهان امروز
آنجاهايى كه حزب هست، دولتها از حزب وجود پيدا مىكنند، نه اينكه اول دولت تشكيل بشود بعد حزب درست كند! بعد اتكا به آن پيدا كند! اينجا، خوب، شما مىبينيد اول دولت درست مىشود. دولت هم به مجلس و به من و شما هيچ ربطى ندارد. اول دولت درست مىشود. خودشان مىگويند، من نمىگويم، خودشان مىگويند ما به امر آمديم و به امر مىرويم؛ غلط هم هيچ كس نبايد بكند؛ هيچ وكيلى هم غلط نكند. نمىكند هم! اول دولت تشكيل مىشود؛ بعد كه دولت تشكيل شد و سرنيزه دستش آمد، شروع مىكند حزب درست مىكند. آن وقت هم يك حزبى است كه دولت از حزب پيدا شده! دولت ما حزبى است! دولت آقايان حزبى است! آقا! اين را براى كى مىگويى؟! منِ آخوند مىفهمم، دول عالم نمىفهمند اينها را؟! آنها مىخواهند تو اين طور باشى؛ مىخواهند عقب افتاده باشى. دست برداريد آقا از اين عقب افتادگى؛ مجد خودتان را حفظ كنيد. اگر حزب مىخواهيد درست كنيد، خوب، يك حزبى قبل از اينكه دولت شما پيش بيايد، يك حزبى درست كنيد؛ و بعد هم حزب در مجلس، به طور [ى] كه بايد بشود، به طورى كه قوانين اساسى و قانون اساسى و ساير قوانين اقتضا مىكند، نماينده درست كنند؛ و بعد هم آقاى وزير، نخست وزير متكى به نمايندگانى كه از حزب پيدا شد و از جمعيت و از خواسته مردم و اينها پيدا شد؛ بعد مىشود يك دولت متكى به حزب؛