خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ٨٨ - نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (١٢) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (١٢) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (٧)
کد مطلب: ١١١٠٧ تاریخ انتشار: ٣٠ خرداد ١٣٩٦ - ١٢:٥٧ تعداد بازدید: ٦٣٥ خارج کلام مقارن » عمومی نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (١٢) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (٧)جلسه هشتاد و پنجم ٩٦/٠٢/١٩
بسم الله الرحمن الرحیم
جلسه هشتاد و پنجم ٩٦/٠٢/١٩اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله
ما در جلسات گذشته، در رابطه با کلام «ابن تیمیه» که میگوید:
«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»
بسیاری از صحابه و تابعین بغض علی را در دل داشتند، ایشان را سب میکردند و با علی بن أبی طالب قتال میکردند.
منهاج السنة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة - ١٤٠٦، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج ٧، ص ١٣٧
حدود ١٧ سؤال مطرح کردیم و به عنوان نمونه عرض کردیم نبی مکرم فرمودند:
«ولا تسبوا علیا فإن من سب علیا فقد سبنی ومن سبنی فقد سب الله»
تاریخ مدینة دمشق، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - ١٩٩٥، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج ١٤، ص ١٣٢، ح ١٥٦٦
ما حکم سب نبی (صلی الله علیه و آله) را مطرح کردیم. روایات متعددی در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» و دیگر کتب اهل سنت داریم مبنی بر اینکه:
«سمعت رسول الله یقول من سب علیا فقد سبنی ومن سبنی فقد سب الله تعالی»
المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٣٠، ح ٤٦١٦
این روایت علاوه بر این کتاب در کتب دیگری از جمله «تاریخ دمشق» و «جامع الأحادیث» اثر «سیوطی»، «الشریعه» اثر «أجری» و «مناقب علی بن أبی طالب» اثر «ابن مردویه» هم وارد شده است. و خود «ابن تیمیه» هم مینویسد:
«محذور سب الله اغلظ من محذور الکفر به»
گناه کسی که به خداوند ناسزا بگوید، غلیظتر از گناه کسی است که کافر به خدا باشد.
الصارم المسلول علی شاتم الرسول، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: دار ابن حزم - بیروت - ١٤١٧، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد عبد الله عمر الحلوانی, محمد کبیر أحمد شودری، ج ٣، ص ١٠٣٤
بحث اولما پیرامون این سؤال است:
«فرضنا بأن علیا لم یکن اماما و خلیفة فهل یکون صحابیا أم لا؛ ما هو حکم سب الصحابة فی السنة»
در کتاب «صحیح مسلم» وارد شده است که میان «عبدالرحمن بن عوف» و «خالد بن ولید» نزاعی صورت گرفت و آنها به همدیگر ناسزا گفتند. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) خطاب به آن دو نفر فرمودند:
«لَا تَسُبُّوا أَحَدًا من أَصْحَابِی فإن أَحَدَکمْ لو أَنْفَقَ مِثْلَ أُحُدٍ ذَهَبًا ما أَدْرَک مُدَّ أَحَدِهِمْ ولا نَصِیفَهُ»
به هیچ یک از اصحاب من ناسزا نگویید، زیرا اگر هرکدام از شما به اندازه کوه احد طلا بدهد نمیتواند به اندازه فضیلت یک صحابه یا نصف آن هم برسد.
صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ٤، ص ١٩٦٧، ح ٢٥٤١
پرسش:
کدام یک از این دو نفر جزو صحابه بودند؟!
پاسخ:
هردو جزو اصحاب هستند؛ هم «عبدالرحمن بن عوف» صحابه است و هم «خالد بن ولید» صحابه است.
پرسش:
پس چرا پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) این چنین میفرمایند، درحالیکه هردو صحابه هستند؟!
پاسخ:
شارحین معتقدند که این روایت خطاب به آینده است. آیندگان نباید به صحابه فحش بدهند، اشکالی ندارد که صحابه به هم فحش بدهند!! اگر قرار باشد خداوند گناه صحابه را ببخشد، ناسزا گفتن آنها را هم میبخشد!!
همچنین در کتاب «فضائل الصحابة» اثر «احمد بن حنبل» وارد شده است که میگوید:
«من سب أصحابی فعلیه لعنة الله والملائکة والناس أجمعین»
فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - ١٤٠٣ - ١٩٨٣، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج ١، ص ٥٢، ح ٤
همچنین در روایت دیگری وارد شده است:
«لعن الله من سب أصحابی»
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – ١٤٠٧، ج ١٠، ص ٢١
«هیثمی» در نهایت میگوید: روایت صحیح است. همچنین در کتاب «السنة» اثر «ابن ابی عاصم» وارد شده است:
«من سب أصحابی فعلیه لعنة الله»
السنة، اسم المؤلف: عمرو بن أبی عاصم الضحاک الشیبانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - ١٤٠٠، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، ج ٢، ص ٤٨٣، ح ١٠٠١
این بحث اول و سؤال اول ما هست که نیاز هست آقایان به ما جواب بدهند.
بحث دومما پیرامون این سؤال است:
«فرضنا بأن علیا لم یکن إماما و خلیفة و لا صحابیا؛ فهل یکون مسلماً أم لا»
تصور میکنیم که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نه امام هستند، نه خلیفه و نه صحابی؛ آیا ایشان مسلمان هستند، یا خیر؟!
شما ببینید در کتاب «صحیح مسلم» وارد شده است که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) میفرمایند:
«سِبَابِ الْمُسْلِمِ فُسُوقٌ وَقِتَالُهُ کفْرٌ»
صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ١، ص ٨١، ح ٦٤
در کتاب «صحیح بخاری» حدیث ٤٨ هست. همچنین آقای «لالکائی» در کتاب «اعتقاد أهل السنة و الجماعة» تعبیری آورده است که تعبیر بسیار تندی است. او میگوید:
«أن المسلم إذا سب المسلم وقذفه فقد کذب والکذاب فاسق فیزول عنه اسم الإیمان وباستحلاله قتاله یصیر کافرا»
شرح أصول اعتقاد أهل السنة والجماعة من الکتاب والسنة وإجماع الصحابة، اسم المؤلف: هبة الله بن الحسن بن منصور اللالکائی أبو القاسم، دار النشر: دار طیبة - الریاض - ١٤٠٢، تحقیق: د. أحمد سعد حمدان، ج ٦، ص ١٠٢٣
این بیان، تکلیف کسانی را هم که با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) قتال کردند روشن ميكند.
خود «ابن تیمیه» به صراحت میگوید:
«وینفرد سب المسلم بإنه یدل علی زندقته»
هرکسی به مسلمانی ناسزا بگوید، از ایمان خارج شده است.
الصارم المسلول علی شاتم الرسول، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی، دار النشر: دار ابن حزم - بیروت - ١٤١٧، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد عبد الله عمر الحلوانی, محمد کبیر أحمد شودری، ج ٣، ص ٥٦٥، باب المسالة الثالثة
نکته دیگر این است که ما مشاهده میکنیم:«قد ثبت بأنّ عدة من بنی أمیة من أجداد إبن تیمیة یسبون علیا بعض ما مضی شهیدا»
یعنی دودمان نحس بنی امیه نه تنها به امیرالمؤمنین در زمان حیات ایشان ناسزا می گفتند بلکه بعد از شهادت ایشان نیز ناسزا ادامه داشت. ما روایات متعددی داریم، از جمله اینکه در کتاب «صحیح بخاری» وارد شده است:
«قال النبی لَا تَسُبُّوا الْأَمْوَاتَ فإنه قد أَفْضَوْا إلی ما قَدَّمُوا»
به مردگان فحش ندهيد.
الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ١، ص ٤٧٠، ح ٢٥٥٠٩
همچنین در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» روایتی از «مغیرة بن شعبه» وارد شده است:
«نهی رسول اللَّهِ عن سَبِّ الأَمْوَاتِ»
مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ٤، ص ٢٥٢، ح ١٨٢٣٣
در مورد سند این روایت وارد شده است:
«إسناده صحیح علی شرط مسلم»
المستدرك علي الصحيحين، ج١، ص ٣٨٥، الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى٤٠٥ هـ)،تحقيق: يوسف عبد الرحمن المرعشلي، دار المعرفة، بیروت.
همچنین در کتاب «مسند بغیة الباحث» اثر «هیثمی» روایتی وارد شده است:
«بَینَا رَسُولُ اللهِ یسِیرُ إِذْ أَشْرَفَ لَهَ قَبْرُ رَجُلٍ قَدْ سَمَّاهُ فَقَالَ أَبُو بَکرٍ لَعَنَ اللَّهُ صَاحِبَ هَذَا الْقَبْرِ فَإِنَّهُ کانَ عَدُوًّا لِلَّهِ قَالَ وَابْنُهُ یسِیرُ مَعَ النَّبِی فَقَالَ لَهُ بَلْ لَعَنَ اللَّهُ أَبَا قُحَافَةَ فَوَاللَّهِ مَا کانَ یقْرِی الضَّیفَ وَلاَ یقَابِلُ الْعَدُوَّ»
ابوبکر از کنار قبری میگذشت که به صاحب آن قبر لعنت فرستاد و گفت: او دشمن خدا بود. پسر صاحب قبر هم به «ابا قحافه» لعنت فرستادند و گفت: به خدا سوگند او از مهمان پذیرایی نمیکرد و در برابر هجوم دشمن مقاومت نمیکرد.
سپس مینویسد:
«فَقَالَ رَسُولُ اللهِ لاَ تَسُبُّوا الأَمْوَاتَ فَتُؤْذُوا الأَحْیاءَ»
پیغمبر فرمودند: اموات را سب نکنید، زیرا باعث رنجش خاطر بازماندگانش خواهد شد.
بغیة الباحث عن زوائد مسند الحارث، اسم المؤلف: الحارث بن أبی أسامة / الحافظ نور الدین الهیثمی، دار النشر: مرکز خدمة السنة والسیرة النبویة - المدینة المنورة - ١٤١٣ - ١٩٩٢، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. حسین أحمد صالح الباکری، ج ٢، ص ٨٣٢، ح ٨٧٤
همچنین در کتاب «مستدرک علی الصحیحین» وارد شده است که رسول الله (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«لا تؤذوا مسلماً بشتم کافر»
یعنی حتی نسبت به شتم و سب کافر، نهی وارد شده است. در مورد سند روایت هم می نویسد:
«هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه»
المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ١، ص ٥٤٢، ح ١٤٢٠
همچنین در روایت دیگری وارد شده است:
«اذکروا محاسن موتاکم وکفوا عن مساویهم»
در ذکر اموات خوبیهای آنان را بگویید و بدیهایشان را کنار بگذارید.
المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ١، ص ٥٤٢، ح ١٤٢١
روایت دیگری از «مغیره» در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» جلد ٤ وارد شده است که میگوید:
«نَالَ الْمُغِیرَةُ بن شُعْبَةَ من عَلِی فقال زَیدُ بن أَرْقَمَ قد علمت ان رَسُولَ اللَّهِ کان ینْهَی عن سَبِّ الْمَوْتَی فَلِمَ تَسُبُّ عَلِیا وقد مَاتَ»
مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ٤، ص ٣٦٩، ح ١٩٣٠٧
همچنین در روایت دیگری از این کتاب وارد شده است:
«سَبَّ أَمِیرٌ مِنَ الأُمَرَاءِ عَلِیا رضی الله عنه فَقَامَ زَیدُ بن أَرْقَمَ فقال أَمَا ان قد عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ نهی عن سَبِّ الْمَوْتَی فَلِمَ تَسُبُّ عَلِیا وقد مَاتَ»
در اين روايت اسم مغيرة بن شعبه را هم حذف كردند!
در مورد سند این روایت وارد شده است:
«صحیحٌ و هذا إسناد ضعیف»
مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ٤، ص ٣٧١، ح ١٩٣٣٤
حال ما نمیدانیم چطور امکان دارد سند ضعیف باشد، اما روایت صحیح باشد!!
این روایت درواقع میخواهد بگوید اگر شما در زمان حیات امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) هم با او جنگ و مخاصمه داشتید، و به ایشان ناسزا می گفتید؛ الان بعد از اینکه او از دنیا رفته است نباید به او ناسزا بگویید.
بعضی از شارحین در ذیل این روایت مینویسند: این روایت دلیل بر این نیست که سب امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در زمان حیاتشان جایز است، بلکه میخواهد بگوید حال که امیرالمؤمنین از دنیا رفته است و توان دفاع هم ندارد نباید به ایشان ناسزا بگویید.
این افراد در زمان حیات امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به ایشان ناسزا گفتند تا عداوتشان را به آن حضرت ثابت کنند. حال که امیرالمؤمنین از دنیا رفته است برای چه به او ناسزا میگویند؟! در این زمینه تعابیر زیادی وجود دارد.
پرسش:
آیا در کتب ما هم چنين رواياتي وجود دارد که صحیح باشد، اما سند آن ضعیف باشد؟!
پاسخ:
نه؛ ما مبنایی در رجال داریم که آیا در حدیث، وثاقت روات ملاک است، یا صحت صدور ملاک است؟! غالب فقهای ما بر این عقیده هستند که وثاقت روات برای ما ملاک است، نه صحت صدور!! چون ما علم غیب نداریم که ببینیم این روایت از امام صادر شده است، یا نه.
مخصوصاً که این کتابهای شیعه در قرن چهارم یا پنجم تدوین شده است. با این فاصلهای که ما داریم نمیتوانیم تشخیص بدهیم. بعضی از آقایان از جمله آقای «خوئی» اصرار دارد بر اینکه ملاک صحت صدور است و وثاقت روات طریق براي صحت صدور است. این مبحث، بحث جدایی است.
اما در اینطور موارد قصد نویسنده این است که بگوید سند ضعیف است، اما با توجه به اینکه روايت در جاهای دیگر با سند صحیح آمده است، روایت صحیح است. یعنی روایت بنفسه صحیح است، زیرا با سندهای صحیح آمده است. گرچه این روایت ضعیف باشد!!
پرسش:
در مورد روایت کتاب «صحیح بخاری» میتوانم بگویم که روایت ضعیف السند است، اما از این جهت که صادر شده صحیح است؟!
پاسخ:
صادر شدن روایت ملاک نیست، بلکه باید ببینیم روایتی که در کتاب «صحیح بخاری» با سند ضعیف آمده است در کتاب «صحیح مسلم»، «مسند أحمد بن حنبل» و دیگر کتب با سند صحیح آمده است، یا نه؟!
اگر روایت با سند صحیح آمده باشد روایت صحیح است، ولو اینکه سند اینجا ضعیف است. به عبارت دیگر عَلِمنا بأنّه صَدرت عَن النَّبی (صلی الله علیه و آله و سلم).
پرسش:
البته به سند کتاب «صحیح بخاری» خدشه وارد نمیکنند.
پاسخ:
اینطور نیست، حتی خودشان ادعا کردند که ١٧ مورد از روایات کتاب «صحیح بخاری» به طور قطع از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) صادر نشده است و دروغ است!! بعضی ها حتی ادعا کردند حدود ١٨٠ روایت از کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» لَم یَصدُر عَن النَّبی (صلی الله علیه و آله و سلم)!!
مثل ماجرای «ابوسفیان» که نزد پیغمبر اکرم میآید و سه تقاضا از ایشان دارد؛ تقاضای اول اینکه دخترش «أم حبیبه» را به عقد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) دربیاورد در کتاب «صحیح بخاری» وارد شده است. همه گفتند که این روایت اصلاً دروغ است، زیرا «ابوسفیان» در سال هشتم هجری مسلمان شده است، اما «أم حبیبه» سال ششم هجری به عقد پیغمبر اکرم درآمده است.
بعضی از شارحین در مورد این روایت حیران ماندند و ادعا کردند که «ابوسفیان» از پیغمبر اکرم درخواست کرده که عقد جدیدی بخواند. حالا ما نمیدانیم دلیل این کار چیست که وقتی شخصی دو سال با خانمی زندگی میکند دومرتبه عقد جدید بخواند. خيليها ميگويند این روایت از پیغمبر اکرم صادر نشده است.
همچنین روایت دیگری در کتاب «صحیح بخاری» وارد شده است که به پیغمبر اکرم امر شد که «معاویه» را به عنوان کاتب وحی معین کن؛ از این دست روایات است.
همچنین در مورد آیه شریفه:
(إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في سِتَّةِ أَيَّام)
سوره اعراف(٧)؛ آیه ٥٤
در کتاب «صحیح مسلم» آمده است« في سبعة أَیامٍ»!
همه گفتند که این روایت قطعاً از پیغمبر صادر نشده است، زیرا مخالف قرآن کریم است. اینطور روایاتی که اهل سنت خودشان اشاره به نادرست بودن آن دارند در کتب صحیحین زیاد اشاره شده است.
قضیه ازدواج پیغمبر اکرم با «أم حبیبه» که در حبشه بود و همسرش در آنجا از دنیا رفت و پیغمبر اکرم از خود پادشاه حبشه خواستگاری کرد. چون مسلمانها پناهنده شده بودند به حبشه. پادشاه حبشه هم مهریه «أم حبیبه» را شخصاً پرداخت کرد.
خواست خداوند متعال این است که بنی امیه را رسوا کند، به همین خاطر دو سال قبل برنامه را طوری فراهم کرد که «ابوسفیان» و دودمان بنی امیه و «مسلم» و «بخاری» را رسوا کنند، اما خوب بعضی افراد اصلاً از رو نمیروند.
پرسش:
اهل سنت در تعریف عدالت چیزی میگویند و زمانی که عدالت صحابه را مشاهده میکنند چیز دیگری میگویند. در مفهوم عدالت در صحابه می گویند عدالتی که موجب اعتبار به روایت راوی است تنها به یک چیز اطلاق میشود که آن هم دوری از کذب به رسول خدا است.
پاسخ:
این تعریف هم قرائتی از عدالت است. ما اقوال مختلف در مسئله عدالت صحابه را در دو جلسه مطرح کردیم و تمام اقوال در عدالت صحابه را بیان کردیم. این مطالب حرف چه کسی است؟! کدام یک از بزرگان این مطالب را بیان کردند؟!
این مطالب باید استناد شود و تنها حرف زدن را نمیتوان ملاک قرار داد. حتی اگر این گفته را هم ملاک قرار بدهیم می بینیم که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بر بالای منبر فرمودند:
« قَامَ خَطِيباً فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ كَثُرَتْ عَلَيَّ الْكَذَّابَةُ فَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّار»
الکافی(ط - الاسلامیه)؛ ج١، ص ٦٢، باب اختلاف الحدیث، ح١
همچنین در روایت دیگری وارد شده است:
«قال رسول الله: من کذب علی متعمداً فلیتبوأ مقعده من النار»
مسند ابن أبی شیبة، اسم المؤلف: أبی بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة، دار النشر: دار الوطن - الریاض - ١٩٩٧ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل بن یوسف العزازی و أحمد بن فرید المزیدی، ج ١، ص ١٩٣، ح ٢٨٤
ما در ابتدای کتاب «المدخل إلی علم الرجال و الدرایة» این روایت را آوردم. همچنین مواردی وجود دارد که رسول اکرم سخن بعضی از صحابه را تکذیب کردهاند و فرمودهاند: "او دروغ گفته است!!"
همچنین موارد متعددی وجود دارد که صحابه سخن همدیگر را تکذیب کردند و همدیگر را به دروغگویی متهم کردند. همه این موارد هم دروغ در روایت است، نه دروغ در گفتار!! یعنی صحابه مطلبی را از رسول اکرم نقل کردند که صحابه دیگر آن را تکذیب می کند.
ما سابقاً مباحثی پیرامون تکذیب صحابه نسبت به یکدیگر یا تکذیب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نسبت به بعضی از صحابه را مطرح کردیم.
در هر صورت...
«ابن تیمیه» می گوید:
«فان کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه و یسبونه و یقاتلونه»
بحث سومما در مورد«یبغضونه»است؛ ما«یسبونه»را به طور مفصل بحث کردیم، حال در مورد«یبغضونه»سؤال میکنیم:
«ما هو حکم بغض علی فی السنة؟!»
در کتاب «صحیح مسلم» وارد شده است:
«وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبی الْأُمِّی إلیّ أَنْ لَا یحِبَّنِی إلا مُؤْمِنٌ ولا یبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ»
صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ١، ص ٨٦، ح ٧٨
«ابن تیمیه» که ادعا میکند:
«کثیرا من الصحابة و التابعین کانوا یبغضونه»
يعني «كثير من الصحابه من المنافقين»!
همچنین آقای «قرطبی» در کتاب «تفسیر» جلد اول صفحه ٢٦٧ میگوید:
«روی عن جماعة من الصحابة أنهم قالوا: ما کنا نعرف المنافقین علی عهد رسول الله إلا ببغضهم لعلی علیه السلام»
الجامع لأحکام القرآن، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج ١، ص ٢٦٧، باب البقرة: (٣٠) وإذ قال ربک... ..
این روایت متواتر است. زمانی که دشمنان در برابر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در زمان رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) چنین باشند، پس از وفات آن بزرگوار هم اين قضيه به طریق اولی ثابت است.
این روایت علاوه بر این کتاب، در کتاب «روح المعانی» هم وارد شده است. همچنین آقای «طبرانی» هم در کتاب خود این روایت را چنین نقل میکند:
وَمَنْ مَاتَ وهو يَبْغَضُكَ يا عَلِيُّ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»
المعجم الكبير، اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - ١٤٠٤ - ١٩٨٣ ، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي؛ ج ١٢، ص ٤٢٠؛ ح ١٣٥٤٩
همچنین در روایت دیگری وارد شده است:
«عَدُوُّک عَدُوِّی وَ عَدُوِّی عَدُوُّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَیلٌ لِمَنْ أَبْغَضَک مِنْ بَعْدِی»
کشف الیقین فی فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام، نویسنده: علامه حلی، حسن بن یوسف بن مطهر، محقق / مصحح: درگاهی، حسین، ص ٣٠٢
خود «ابن تیمیه» در این خصوص میگوید:
«بَعْضُ بَنِی أُمَیةَ ینْصِبُ الْعَدَاوَةَ لِعَلِی وَیسُبُّهُ»
مجموع الفتاوی، المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی (المتوفی: ٧٢٨ هـ)، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الناشر: مجمع الملک فهد لطباعة المصحف الشریف، المدینة النبویة، المملکة العربیة السعودیة، ج ٤، ص ٤٨٨
همچنین در کتاب «معجم الکبیر» اثر «طبرانی» وارد شده است:
«أَنّ النبی صلی اللَّهُ علیه وسلم قال لِعَلِی رضی اللَّهُ عنه مُحِبُّک مُحِبِّی ومُبْغِضُک مُبْغِضِی»
رسول الله به حضرت امیرالمؤمنین فرمودند: کسانی که تو را دوست دارند مرا دوست دارند و کسانی که بغض تو را در دل دارند بغض مرا در دل دارند.
المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - ١٤٠٤ - ١٩٨٣، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج ٦، ص ٢٣٩، ح ٦٠٩٧
ما سؤال می کنیم حکم بغض النبی چیست؟! بغض النبی به معنای ارتداد و کفر است و هیچ شک و ریبی هم در آن نیست. همچنین «هیثمی» و «ابن عساکر» هم این روایت را در کتب خود ذکر کردهاند.
«صالحی شامی» هم بحث مفصلی در این زمینه دارد. او در حقیقت عمده فضائل امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را در اینجا آورده است و از جمله مینویسد:
«من آذی علیا فقد آذانی... من أحب علیا فقد أحبنی... ومن أبغض علیا فقد أبغضنی... محبک محبی، ومبغضک مبغضی... من فارق علیا فارقنی، ومن فارقنی فارق الله»
سبل الهدی والرشاد فی سیرة خیر العباد، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الصالحی الشامی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١٤ هـ، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، ج ١١، ص ٢٩٣ - ٢٩٤، الباب العاشر
بحث چهارمما در مورد این است که آقای ابن اثير (البته نه ابن اثير جزري صاحب الكامل في التاريخ كه متوفي ٦٣٠ هست) بلكه «ابن اثیر ابو السعادات» متوفای ٦٠٦ هجری در کتاب «جامع الأصول» جلد ٨ صفحه ٦٥٦ مینویسد:
«إنْ کنا لَنَعْرِفُ المنافقین - نحن معاشر الأنصار - ببغضهم علی بن أبی طالب»
«إنْ»در اینجا مخففه از مثقله است به دلیل لام که در خبر آن آمده است. او سپس در ادامه میگوید:
«کنا نبور اولادنا بحب علی رضی الله عنه»
ما حلالزاده يا حرام زاده بودن فرزندان خود را با حب علی (رضی الله عنه) امتحان میکردیم.
جامع الأصول فی أحادیث الرسول، المؤلف: مجد الدین أبو السعادات المبارک بن محمد بن محمد بن محمد ابن عبد الکریم الشیبانی الجزری ابن الأثیر (المتوفی: ٦٠٦ هـ)، تحقیق: عبد القادر الأرنؤوط - التتمة تحقیق بشیر عیون، الناشر: مکتبة الحلوانی - مطبعة الملاح - مکتبة دار البیان، الطبعة: الأولی، ج ٨، ص ٦٥٦، ح ٦٤٩٨
اعراب زمانی که میخواهند حلال زادگی فرزندان خود را مورد امتحان قرار بدهند، از کلمه«نبور اولادنا»استفاده میکنند. همچنین در کتاب «لسان العرب» جلد چهارم در ماده«بور»وارد شده است:
«کنا نبور أولادنا بحب علی، علیه السلام»
لسان العرب، اسم المؤلف: محمد بن مکرم بن منظور الأفریقی المصری، دار النشر: دار صادر - بیروت، الطبعة: الأولی، ج ٤، ص ٨٧، باب بور
این مطلب علاوه بر این کتاب در کتاب «تاج العروس» هم ذکر شده است. همچنین در کتاب «مناقب علی بن أبی طالب» اثر «ابن مردویه» متوفای ٤١٠ هجری تعبیری بسیار واضح و روشن در این زمینه از «عبدالله بن أحمد بن حنبل»، از «احمد بن حنبل»، از «شافعی» و او هم از «مالک» ذکر شده است. یعنی روایت از نظر اهل سنت صحیحه فوق اعلایی است! و راوی آن «أنس به مالک» غلام رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) میباشد، وارد شده است:
«ما کنّا نعرف الرجل لغیر أبیه إلاّ ببغض علی ابن أبی طالب»
اگر ما میخواستیم ببینیم کدام یک از فرزندان ما از نسل پدرش نیست، مشاهده میکردیم ببینیم بغض علی بن أبی طالب را دارد یا ندارد.
مناقب علی بن أبی طالب (ع)؛نویسنده: أحمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، تحقیق: جمعه ورتبه وقدم له: عبد الرزاق محمد حسین حرز الدین، ص ٧٦، ح ٥٧
این روایات در کتب شیعه هم فراوان وجود دارد. در کتاب «کافی» جلد دوم صفحه ٣٢٣ وارد شده است:
«إِذَا رَأَیتُمُ الرَّجُلَ لَا یبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّهُ لِغَیةٍ أَوْ شِرْک شَیطَان»
اگر دیدید شخصی از فحش دادن و فحش شنیدن ابایی ندارد، بدانید که این شخص زنازاده است.
الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٢، ص ٣٢٣، ح ٢
همچنین مرحوم «مجلسی» هم نسبت به کسانی که ناسزا میگویند و ناسزا میشنوند که مصداق اتم آن «ابن تیمیه» و بنی امیه هستند؛ روایتی دارد. او میگوید:
«إِذْ رَأَیتُمُ الرَّجُلَ لَا یبَالِی مَا قَالَ أَوْ مَا قِیلَ فِیهِ فَإِنَّهُ لِبَغِیةٍ أَوْ شَیطَان»
بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ٧٤، ص ١٤٧، ح ٦٣
مرحوم «علامه امینی» در کتاب «الغدیر» تعبیری دارد که البته ما نتوانستیم این روایت را در منابع اهل سنت پیدا کنیم. او میگوید: بعضی از صحابه برای اینکه بدانند همسرشان در حق آنان خیانت کرده است یا نه، بچه خود را در کوچه و خیابان میآوردند و او را در مسیر حضرت قرار میدادند بدون اينكه آن بچه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را بشناسد.
زمانی که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) از کنار این کودک رد میشد از آن کودک میپرسیدند: آیا این شخص را دوست داری یا نه؟! اگر کودک میگفت او را دوست دارم معلوم میشد که این کودک حلال زاده است، اما اگر میگفت این شخص را دوست ندارم، معلوم میشد که این کودک حلال زاده نیست!
«کنا نبور»همین مطلب را میرساند، اما اینکه او را کنار خیابان بیاورند و مشاهده کنند که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را دوست دارد یا دوست ندارد در منابع اهل سنت يافت نشد.
قسمت مقاتله صحابه با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) باقی ماند که ان شاءالله هفته آینده بیان خواهیم کرد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته