خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ٢٢٤ - بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (٨)

بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (٨)

کد مطلب: ٨٢٧١ تاریخ انتشار: ١٦ آبان ١٣٩٤ - ١٠:٣٥ تعداد بازدید: ١٠٢٧ خارج کلام مقارن » بررسی شبهات تقیه بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (٨)
جلسه هفدهم ٩٤/٠٨/١٦

 بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هفدهم   ٩٤/٠٨/١٦

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

بحث ما در رابطه با شبهاتی بود که اهل سنت، و عمدتاً وهابی ها در مورد مسئله «تقیه» بر شیعه وارد کرده بودند. در جلسات گذشته مواردی از این شبهات را مطرح کردیم و جواب اجمالی نیز به آنها دادیم و قرار شد که ان شاءالله جواب تفصیلی را بعداً خدمت شما تقدیم کنیم.

جعل تقيه از ناحیه شیعیان، برای حل تعارض روايات!

یکی دیگر از شبهاتی که آقایان وهابی ها در مورد تقیه دارند، این است که می گویند شیعیان به منظور حل تعارض موجود در روایات خود، «تقیه» را جعل کرده اند. شیعیان دیدند، روایاتی از ائمه به آنها رسیده است که با همدیگر تعارض دارند، لذا برای توجیه و حل این تعارضات، «تقیه» را وضع کردند.

برخی از این وهابی ها می گویند:

«شیعیان سؤالاتی را از ائمه خود می پرسیدند و جواب ائمه را هم یادداشت می کردند. سپس بعد از مدتها، شخص دیگری، همان سؤالات را از ائمه می پرسید و چون ائمه یادشان نبود که قبلاً چه جوابی داده اند، جوابی که می دادند با جوابهای قبلی متعارض بود؛ لذا از ائمه می پرسیدند که ما قبلاً این سؤالات را از شما پرسیده بودیم، ولی جواب دیگری داده بودید؛ ائمه می گفتند که ما تقیةً گفته بودیم.»

جناية التأويل الفاسد، محمد احمد لوح، ص٣١٢، ٣١٣

این تعابیر، تعابیری است که یک انسان عاقل نسبت به دشمن خود اینچنین تعابیری را به کار نمی برد! تعابیر و شبهات بی اساس اینچنینی را بیان نمی کند!

ما به این آقایان عرض می کنیم که اگر واقعاً این تعارض روایات ائمه شیعه، در اثر فراموشی و... بوده است، و این ملاک قضاوت شما قرار گرفته است؛ باید بگوئیم که این اشکال بر نبی مکرم نیز وارد است!! زیرا خود شما، از نبی مکرم نیز روایات متعارض زیادی نقل کرده اید! آیا در حل تعارضات روایات نبوی نیز، اینچنین سخن می گوئید؟

ان شاءالله اگر روزی فرصت شد، من روش حل روایات متعارض را، هم از دیدگاه شیعه و هم از دیگاه اهل سنت، بیان خواهم کرد. اهل سنت، حدود ده، دوازده روایت از پیغمبر نقل کرده اند که فرموده است اگر کسی روایتی را از من نقل کرد، آن را به قرآن عرضه کنید، اگر مطابق قرآن بود، آن روایت را من گفته ام ولی اگر مخالف قرآن بود، آن روایت از من نیست:

«إِذَا رُوِيَ عَنِّي حَدِيثٌ فَاعْرِضُوهُ عَلَى كِتَابِ اللَّه فَإِنْ وَافَقَهُ فَاقْبَلُوهُ وَ إِلَّا ذَرُوهُ»

اگر روایتی از قول من نقل شد، آن را بر قرآن عرضه کنید. پس اگر موافق قرآن بود آن روایت را قبول کنید و اگر مخالف بود، آن را ترک کنید.

تفسير الكبير فخر رازی، ج ١١، ص ١٢٩؛ أصول سرخسي، ج١، ص ٣٦٥

اساس تقیه شیعیان، روایات «جعفر صادق» است!

«محمد احمد لوح» که از وهابیون سرشناس معاصر است، کتابی دارد به نام «جناية التأويل الفاسد» که وهابی ها روی این کتاب خیلی مانور می دهند. ایشان در آن کتاب، در مورد «تقیه» می نویسد:

«يبدوا ان سبب اتخاذ التقيّة من المبادى‏ء الاساسية عند الرافضة و الباطنية يعود إلى الروايات الملفّقة المعزوة إلى جعفر الصادق ـ و هو امام مشترك بينهم ـ بإنه قال: التقيّة ديني و دين آبائي و من لا تقيّة له لا دين له.»

اساس اینکه شیعیان، تقیه را از مبادی اساسی مذهب خود شمرده اند، بر می گردد به روایات جمع شده و نسبت داده شده به جعفر صادق – که امام مشترک شیعیان و باطنیه است – به اینکه او گفته است: تقیه دین من، و دین پدران من است. و هر کس که تقیه ندارد دین ندارد.

جناية التأويل الفاسد، ص ٣٩٥

«شهرستانی» نیز در این زمینه می نویسد:

«قال سليمان بن جرير: انّ أئمة الرافضة قد وضعوا مقالتين لشيعتهم، لا يظهر أحد قط عليهم، احداهما بالقول بالبداء، والثانية التقيّة، فكل ما أرادوا تكلموا به، فاذا قيل لهم في ذلك انّه ليس بحق، و ظهر لهم البطلان، قالوا: انّما قلناه تقيّة و فعلناه تقيّة.»

سلیمان بن جریر گفته است: امامان شیعه، دو گفتار را برای شیعیان تدوین نموده اند که هرگز بر شیعیان آشکار نمی شود. یکی از آنها قائل شده به بداء است و دیگری هم تقیه است. شیعیان هر گاه سخن می گویند، و ثابت می شود که آن سخن حقیقت نداشته و بطلان آن نیز بر ایشان آشکار می شود، می گویند ما آن را از روی تقیه گفتیم! و یا اگر کاری را انجام بدهند که با عقاید خودشان نسازد، می گویند از روی تقیه انجام دادیم!

الملل والنحل شهرستاني، ج١، ص١٦٠

«احسان الهی ظهیر» یکی از وهابی های سرشناس پاکستان بود که ده، دوازده جلد کتاب علیه شیعه نوشته و در آخر هم ترور شد. علامه امینی در کتاب «الغدیر» در جلد هفتم، بعضی از مقالات فاسد این آقا را مفصل جواب داده است.

احسان الهی ظهیر در مورد مسئله تقیه می نویسد:

«من أمثلة الروايات المتناقضة التي اضطرت الشيعة إلى القول بالتقيّة ما روى الكشي بسنده عن شعيب بن يعقوب قال: سألت أبا الحسن عليه‏السلام عن رجل تزوج امرأة و لها زوج و لم يعلم؟ قال: ترجم المرأة و ليس على الرجل شيء إذا لم يعلم، فذكرت ذلك لأبي بصير المرادي قال (يعني أبا بصير ): قال لي واللّه‏ جعفر ترجم المرأة و يجلد الحد، قال: فضرب بيده على صدره يحكها: أظن صاحبنا ما تكامل علمه.

روایات متناقضی که شیعه را وادار کرده است به قائل شده به تقیه، روایتی است از کشی که به سند خود از شعیب بن یعقوب نقل کرده است که گفته: از امام کاظم سؤال کردم در مورد مردی که با زنی ازدواج کرده، در حالی که او شوهر داشته است ولی او نمی دانست. حکمش چیست؟ امام گفت: زن سنگسار می شود ولی بر مرد چون نمی دانست، چیزی نیست. شعیب می گوید: من این نظر امام را به ابوبصیر مرادی نقل کردم. او گفت: به خدا قسم که امام صادق به من گفت زن سنگسار می شود و مرد حد می خورد. ابوبصیر از شدت ناراحتی دست بر سینه خود زد و گفت: گمان می کنم که علم امام کاظم هنوز کامل نشده است!

الشيعة و السنة، ص ١٥٢ ـ ١٥٣

روایتی که «احسان الهی ظهیر» به آن اشاره می کند در «رجال کشی» است، در جلد اول، صفحه ٤٠٢.

دوستان توجه داشته باشند که همانگونه که علامه حلی، شیخ مفید، سید مرتضی، علامه امینی، میرحامد حسین، و علمای معاصر کنونی هم که در حوزه ولایت کار می کنند، مبنای کاری این بزرگان این بود که می رفتند کتابهای اهل سنت را مطالعه می کردند و بر حقانیت مذهب شیعه و یا بطلان عقیده اهل سنت، به آن کتابها استناد می کردند.

الآن، علمای اهل سنت نیز، از این روش استفاده می کنند. می آیند کتب شیعیان را به دقت مطالعه می کنند، و هر جا روایتی را می بینند که می توانند با آن روایت، شیعه را زیر سؤال ببرند، بر ضد شیعه از آنها استفاده می کنند. این روش، امروز در رسانه های وهابی، به شدت مورد استقبال است و تقریباً مد شده است. شما اگر شبکه «وصال» یا «صفا» را ببییند، خواهید دید که یک کارشناسی که تربیت شده حوزه علمیه دارالعلوم مکی زاهدان هم است، می آید و بحارالأنوار و کافی و تهذیب را می آورد و بعضی از روایاتی را که تصور می کند منافات با عقیده شیعه است را مطرح می کند و روی آن مانور می دهد. یکی از این روایات، همین روایت «رجال کشی» است که «احسان الهی ظهیر» آن را مطرح کرده است.

جواب ادعای «احسان الهی ظهیر»

در جواب این مسئله، ما چند نکته را عرض می کنیم:

نکته اول: ضعف روایت!

مرحوم آقای خوئی در «معجم الرجال»، می گوید که این روایت ضعیف است.

أقول: الرواية ضعيفة فإن علي بن محمد لم يوثق و محمد بن أحمد مجهول و محمد بن الحسن الذي يروي عن صفوان لم يوثق.»

نظر من این است که این روایت ضعیف است. همانا علی بن محمد توثیق نشده است، محمد بن احمد مجهول است و محمد بن حسن که از صفوان روایت نقل کرده است توثیق نشده است.

معجم الرجال، ج١٤، ص ١٤٩

این روایت ضعیف است و روایت ضعیف هم حجت نیست. اساساً احتجاج به روایت ضعیف بر علیه شیعه، احتجاجی است نادرست. زیرا مبنای احتجاج بر ضد مخالف، این است که انسان به روایتی احتجاج کند، که عند الخصم حجت باشد. اصلاً احتجاج یعنی «اقامة الحجة علی الخصم بما هو حجة عنده»؛ یعنی اینکه برای طرف مخالف خودت دلیلی را اقامه بکنی که او قبول داشته باشد. وقتی شما می آیی روایتی را نقل می کنی که حجت نیست، احتجاج شما ناتمام است.

نکته دوم: شخصیت ضعیف «ابوبصیر»!

این ابوبصیری هم که در سند روایت است، همان ابوبصیر نابینا بوده که «علی بن ابی حمزه بطائنی» هم عصا کش او بوده است. ابوبصیر، مورد انتقاد شدید برخی از علمای ما قرار گرفته است. که به چند نمونه اشاره می کنیم:

الف)مرحوم آقای «تستری» در «قاموس الرجال» در مذمت «ابوبصیر» نقل می کند:

«حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ، قَالَ: خَرَجْتُ أَنَا وَ ابْنُ أَبِي يَعْفُورٍ  وَ آخَرُ إِلَى الْحِيرَةِ أَوْ إِلَى بَعْضِ الْمَوَاضِعِ فَتَذَاكَرْنَا الدُّنْيَا، فَقَالَ أَبُو بَصِيرٍ الْمُرَادِيُّ: أَمَا إِنَّ صَاحِبَكُمْ‏ لَوْ ظَفِرَ بِهَا لَاسْتَأْثَرَ بِهَا، قَالَ، فَأَغْفَى‏ فَجَاءَ كَلْبٌ يُرِيدُ أَنْ يَشْغَرَ عَلَيْهِ فَذَهَبْتُ لِأَطْرُدَهُ، فَقَالَ لِي ابْنُ أَبِي يَعْفُورٍ دَعْهُ قَالَ، فَجَاءَ حَتَّى شَغَرَ فِي أُذُنِه‏»

حماد بن عثمان می گوید: من به همراه ابن ابی یعفور و یک نفر دیگر رفته بودیم به سمت حیره، و بعضی جاهای دیگر؛ در مورد دنیا با یکدیگر صحبت می کردیم. ابوبصیر مرادی گفت: صاحب شما امام صادق، اگر به دنیا مسلط بشود، با دست و پا آن را در آغوش می کشد. حماد می گوید: مدتی گذشت، یک سگی آمد و پایش را بلند کرد و خواست که به روی ابوبصیر ادرار کند، من رفتم تا سگ را دور کنم، ابن ابی یعفور به من گفت: رهایش کن. من نیز سگ را رها کردم تا اینکه آمد و در گوش ابوبصیر ادرار کرد!!

قاموس الرجال، ج ١٢، ص ٤٢٦؛ رجال الكشي - إختيار معرفة الرجال، ص١٧٢، ح ٢٩٤

ب)روایت دیگر باز از «حماد بن عثمان» است که می گوید:

«جَلَسَ أَبُو بَصِيرٍ عَلَى بَابِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ لِيَطْلُبَ الْإِذْنَ، فَلَمْ يُؤْذَنْ لَهُ، فَقَالَ لَوْ كَانَ‏ مَعَنَا طَبَقٌ‏ لَأَذِنَ، قَالَ، فَجَاءَ كَلْبٌ فَشَغَر فِي وَجْهِ أَبِي بَصِيرٍ، قَالَ أُفٍّ أُفٍّ مَا هَذَا قَالَ جَلِيسَهُ: هَذَا كَلْبٌ شَغَرَ فِي وَجْهِكَ.»

ابوبصیر در کنار درب خانه امام صادق نشسته بود تا اذن ورود به خانه امام را بگیرد ولی به او اذن داده نمی شد. در این حال ابوبصیر گفت: اگر ما هم ظرفی به همراه داشتیم، به ما هم اذن می داد. حماد می گوید: در این لحظه یک سگی آمد و به صورت ابوبصیر ادرار کرد، ابوبصیر گفت:اَه اَه، این دیگر چه بود؟ فردی که کنار ابوبصیر نشسته بود گفت: این سگی بود که آمد و در صورت تو ادرار کرد!

قاموس الرجال، ج ١٢، ص ٤٢٧؛ رجال الكشي - إختيار معرفة الرجال، ص١٧٣، ح ٢٩٧

ج)خود مرحوم «کشی»، در مورد «ابوبصیر» می گوید:

«أَبُو بَصِيرٍ كَانَ يُكَنَّى أَبَا مُحَمَّدٍ وَ كَانَ مَكْفُوفاً، فَسَأَلْتُهُ هَلْ‏ يُتَّهَمُ‏ بِالْغُلُوِّ فَقَالَ أَمَّا الْغُلُوُّ: فَلَا، لَمْ يُتَّهَمْ وَ لَكِنْ كَانَ مِخْلَطاً.»

کنیه ابوبصیر، ابامحمد بود. و نابینا بود. از ابن فضال پرسیدم که آیا ابوبصیر متهم به غلو است؟ نه متهم به غلو نیست، ولی حق و باطل را به هم مخلوط می کند.

رجال الكشي - إختيار معرفة الرجال، ص١٧٣

د)علامه حلی هم در مورد ابوبصیر می نویسد:

«وعندي ان الطعن انما وقع على دينه لا على حديثه»

به نظر من طعن و ایراد، در دین ابوبصیر است، نه در حدیث او.

خلاصة الأقوال فی معرفة الرجال، ص ٢٣٥

خب، یک شخصی که اینگونه است، و این روایت هم در مذمت او نقل شده است، معلوم است که آن معرفت لازم را نسبت به امام ندارد. لذا روایتش نمی تواند قابل اعتماد باشد.

مرحوم «شیخ طوسی» بعد از نقل روایت مرحوم «کشی»، که «احسان الهی ظهیر» به آن اشاره کرده بود و آن را یک از علتهای جعل تقیه از ناحیه شیعیان دانسته بود؛ در توضیح این حدیث می نویسد:

«لا تنافي بين ما رواه شعيب عن ابى الحسن عليه السلام و بين ما سمع ابوبصير عن ابى عبدالله عليه السلام لان الذى سال ابا الحسن عليه السلام يجوز أن يكون تزوج بالمرأة و هو لايعلم ان لها زوجا فافتاه بان ليس عليه شئ، والذي سمع ابوبصير عن ابى عبدالله عليه السلام يكون فيمن تزوج بها و هو يعلم ان لها زوجا و دخل بها فأوجب عليه هو ايضا الحد لان هذا زنى، ولا تنافي بين الخبرين والفتيائين، وانما اشتبه الامر على ابى بصير فلم يميز بين احدى المسئلتين من الاخرى فظن ان بينهما تنافيا»

هیچ منافاتی بین آنچه شعیب از امام کاظم نقل کرده، و بین آنچه ابوبصیر از امام صادق نقل کرده نیست. زیرا در سؤالی که از امام کاظم شده، جایز است که مردی با زنی ازدواج کند، در حالی که نمی داند که زن شوهر دارد. لذا امام فرمود که بر مرد چیزی نیست! ولی آنچه که ابوبصیر، از امام صادق شنید در موردی است که مردی با زنی ازدواج کند، و با او نزدیکی هم بکند، در حالی که می داند او شوهر دارد. در اینجا مرد نیز باید حد بخورد زیرا این زناست. بنابراین هیچ منافاتی بین دو روایت و دو فتوا نیست. و فقط امر به ابوبصیر مشتبه شده است. و او نتوانسته بین دو مسئله تفکیک قائل بشود و لذا خیال کرده که آن دو با یکدیگر منافات دارند.

تهذیب الأحکام طوسی، ج٧، ص ٤٨٧

این یک حکم ثابت است. و همه فقهای شیعه و سنی، به این فتوا داده اند. که اگر کسی با یک زنی ازدواج بکند، ولی نداند که او شوهر داشته، روایت پیامبر که فرمود:

رُفِعَ‏ عَنْ‏ أُمَّتِي‏ تِسْعٌ الْخَطَأُ وَ النِّسْيَانُ وَ مَا أُكْرِهُوا عَلَيْهِ وَ مَا لَا يَعْلَمُونَ وَ مَا لَا يُطِيقُونَ وَ مَا اضْطُرُّوا إِلَيْهِ وَ الْحَسَدُ وَ الطِّيَرَةُ وَ التَّفَكُّرُ فِي الْوَسْوَسَةِ فِي الْخَلْقِ مَا لَمْ يَنْطِقْ بِشَفَةٍ وَ لَا لِسَان‏»

رسول خدا فرمود: از امت من، مؤاخذه بر نُه چیز برداشته شده است: ١- خطا (اگر از روى خطا انسان چیزى را انجام دهد مورد بازخواست قرار نمى‏گیرد) ٢- فراموشى ٣- آنچه بر انجام آن اجبار شود. ٤- آنچه را انسان نمى‏داند. ٥- آنچه بر آن توانائى ندارد ٦- آنچه از انجام آن ناچار است ٧- حسد ٨- فال بد زدن ٩- تفکر وسوسه آمیز در خلقت و خلق؛ البته ما دامی که بر زبان نیاورد. (در این سه مورد اخیر، عذاب و عقاب از فکر آنها برداشته شده نه از عمل آنها.)

تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص٥٠؛ وسائل الشیعه، ج١٥، ص ٣٦٩، باب ٥٦، ح ٢٠٧٦٩

شاملش می شود. و هیچ شک و شبهه ای در آن نیست. لذا مرحوم شیخ طوسی می گوید که بین این دو روایت هیچ منافاتی وجود ندارد. روایت ابوبصیر مخصوص آن جائی است که مردی که با آن زن ازدواج می کند، بداند که او شوهر دارد. قطعاً در اینجا مرد باید «حد» بخورد. روایت امام کاظم مربوط به آنجائی است که مرد، خبر ندارد که این زن شوهر داشته است. این مسئله برای «ابوبصیر» جا نیفتاده، و قاطی کرده است.

بنابراین احتجاج به یک روایت ضعیف برای کوبیدن مذهب شیعه، و یا به قول «ابوبصیر» که معرفت لازم را به امام خود ندارد؛ کاملاً بی اساس است. «ابوبصیر» یکی از یاران بی بصیر امام است. و اشکال بر خود اوست، نه بر امام و مذهب!

تفاوت بصیرت یاران امام صادق(سلام الله علیه)

شما ببینید، علی رغم اینکه ما روایات متعددی در منابع شیعه و سنی، از نبی مکرم و دیگر ائمه، مبنی بر دوازده نفر بودن امامان و جانشینان پیامبر داریم، و اسامی این بزرگواران نیز در این روایات ذکر شده است، وقتی امام صادق(سلام الله علیه) به شهادت می رسد، برخی بزرگان شیعه دچار حیرت شده بودند. و نمی دانستند که چه باید بکنند!

این افراد، یا معرفتشان نسبت به امام، مثل ابوبصیر، ضعیف بوده؛ و یا همه این روایات به اینها نرسیده بود و جایگاه امام برای اینها روشن نبوده است! این افراد بر خلاف یاران و اصحابی مثل «زراره» بودند. که وقتی خبر شهادت امام صادق به کوفه می رسد، «زراره» مشغول تدریس در مسجد کوفه است، سیصد، چهارصد نفر هم پای درسش نشسته اند. به او خبر می دهند که امام صادق به شهادت رسید. برگشت پرسید: امام چه کسی را وصی معرفی کرده است؟

گفتند: منصور دوانیقی وقتى كه توسط «محمد بن سليمان» (فرماندار مدينه) از درگذشت امام صادق آگاه شد، طى نامه اى به وى نوشت: اگر جعفر بن محمد شخصى را جانشين خود قرار داده، او را احضار كن و گردنش را بزن! فرماندار مدينه هم گزارش داده که امام صادق ضمن وصيتنامه رسمى خود، پنج نفر را به عنوان وصى خود برگزيده كه عبارتنداز: خليفه وقت، منصور دوانيقى؛ محمد بن سليمان(فرماندار مدينه و خود گزارش دهنده!)؛ عبدالله بن جعفر بن محمد (برادر بزرگ امام كاظم)؛ موسى بن جعفر؛ حميده(همسر آن حضرت!)

«زراره» یک چیزی گفت، ولی خیلی ها نفهمیدند که چه گفت. راوی می گوید من رفتم و از زراره پرسیدم که معنی حرفی که زدی چه بود؟ گفت:

)اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه(

خداوند داناترست که رسالت خود را در کجا قرار بدهد.

سوره أنعام(٦): آیه ١٢٤

گفت: آقا امام صادق با این وصیتی که کرده است، حق را برای حق شناسان روشن کرده است. زیرا همه می دانند که منصور دوانیقی، فاسق و فاجر و ظالم است؛ فرماندار مدینه هم که از عوامل اوست؛ زن هم که شایستگی مقام امامت را ندارد؛ پس بنابراین معلوم می شود که موسی به جعفر، جانشین امام صادق است. این برخورد فردی مثل «زراره» است با جریان شهادت امام صادق و عدم حیرت و گمراهی او در این زمینه.

داستان جالب سرگردانی هشام، بعد از شهادت امام صادق

ولی از آن طرف ما می بینیم که اصحابی مثل «هشام» و «مؤمن الطاق » بعد از شهادت امام صادق(سلام الله علیه)، در کوچه های مدینه متحیر می شوند:

«عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: كُنَّا بِالْمَدِينَةِ بَعْدَ وَفَاةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَا وَ صَاحِبُ الطَّاقِ وَ النَّاسُ مُجْتَمِعُونَ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ أَنَّهُ صَاحِبُ الْأَمْرِ بَعْدَ أَبِيهِ فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ أَنَا وَ صَاحِبُ الطَّاقِ وَ النَّاسُ عِنْدَهُ وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ رَوَوْا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ إِنَّ الْأَمْرَ فِي الْكَبِيرِ مَا لَمْ تَكُنْ بِهِ عَاهَةٌ فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ نَسْأَلُهُ عَمَّا كُنَّا نَسْأَلُ عَنْهُ أَبَاهُ...

هشام می گوید که بعد از شهادت امام صادق، من به همراه عده ای مثل مؤمن الطاق، در مدینه بودیم. دیدیم که مردم دور «عبدالله بن جعفر» جمع شده اند و او را امام بعد از پدرش می خوانند. و می گویند که امام صادق فرموده است که امامت به فرزند بزرگتر می رسد! ما بر عبدالله بن جعفر وارد شدیم و سؤالاتی که قبلاً از امام صادق پرسیده بودیم را از او پرسیدیم.

قَالَ فَخَرَجْنَا مِنْ عِنْدِهِ ضُلَّالًا لَا نَدْرِي إِلَى أَيْنَ نَتَوَجَّهُ أَنَا وَ أَبُو جَعْفَرٍ الْأَحْوَلُ فَقَعَدْنَا فِي بَعْضِ أَزِقَّةِ الْمَدِينَةِ بَاكِينَ حَيَارَى لَا نَدْرِي إِلَى أَيْنَ نَتَوَجَّهُ وَ لَا مَنْ نَقْصِدُ وَ نَقُولُ إِلَى الْمُرْجِئَةِ إِلَى الْقَدَرِيَّةِ إِلَى الزَّيْدِيَّةِ إِلَى الْمُعْتَزِلَةِ إِلَى الْخَوَارِجِ

هشام می گوید: وقتی من و مؤمن الطاق جواب سؤالاتمان را از عبدالله بن جعفر نگرفتیم، متحیرانه از نزد او خارج شدیم. و نمی دانستیم که به سوی چه کسی باید برویم. در حالی که گریه می کردیم، در گوشه ای از یکی از کوچه های مدینه متحیرانه نشستیم. نمی دانستیم که باید به سوی چه کسی برویم! به سوی مرجئه برویم!؟ به سمت زیدیه برویم!؟ یا به سمت معتزله و خوارج برویم!؟

إِذْ رَأَيْتُ رَجُلًا شَيْخاً لَا أَعْرِفُهُ يُومِئُ إِلَيَّ بِيَدِهِ فَخِفْتُ أَنْ يَكُونَ عَيْناً مِنْ عُيُونِ أَبِي جَعْفَرٍ الْمَنْصُورِ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ كَانَ لَهُ بِالْمَدِينَةِ جَوَاسِيسُ يَنْظُرُونَ إِلَى مَنِ اتَّفَقَتْ شِيعَةُ جَعْفَرٍ عَلَيْهِ فَيَضْرِبُونَ عُنُقَهُ فَخِفْتُ أَنْ يَكُونَ مِنْهُمْ

در این هنگام، پیرمردی که او را نمی شناختیم، به سمت ما آمد و با دستش به سمت من اشاره کرد! من ترسیدم که او جاسوس منصور دوانیقی باشد! زیرا منصور در مدینه جاسوسانی داشت که دنبال این بودند که ببینند پیروان امام صادق، اطراف چه کسی جمع می شوند تا او را بگیرند و گردنش را بزنند! لذا من ترسیدم که او از این جاسوسان باشد.

فَقُلْتُ لِلْأَحْوَلِ تَنَحَّ فَإِنِّي خَائِفٌ عَلَى نَفْسِي وَ عَلَيْكَ وَ إِنَّمَا يُرِيدُنِي لَا يُرِيدُكَ فَتَنَحَّ عَنِّي لَا تَهْلِكْ وَ تُعِينَ عَلَى نَفْسِكَ فَتَنَحَّى غَيْرَ بَعِيدٍ وَ تَبِعْتُ الشَّيْخَ وَ ذَلِكَ أَنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي لَا أَقْدِرُ عَلَى التَّخَلُّصِ مِنْهُ فَمَا زِلْتُ أَتْبَعُهُ وَ قَدْ عَزَمْتُ عَلَى الْمَوْتِ حَتَّى وَرَدَ بِي عَلَى بَابِ أَبِي الْحَسَنِ ثُمَّ خَلَّانِي وَ مَضَى

من به مؤمن الطاق گفتم از من دور شو، من از جان خودم و جان تو می ترسم. او مرا می خواهد، با تو کاری ندارد. از من دور شو و خود را نجات بده! مؤمن الطاق از من دور شد و من به دنبال پیرمرد به راه افتادم. چون می دانستم که راه نجات ندارم، هر جا می رفت، به دنبال او می رفتم و خودم را برای مرگ آماده کرده بودم. تا اینکه مرا به درب خانه امام کاظم رساند، از من جدا شد و رفت.

«فَإِذَا خَادِمٌ بِالْبَابِ فَقَالَ لِيَ ادْخُلْ رَحِمَكَ اللَّهُ فَدَخَلْتُ فَإِذَا أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى فَقَالَ لِيَ ابْتِدَاءً مِنْهُ لَا إِلَى‏ الْمُرْجِئَةِ وَ لَا إِلَى الْقَدَرِيَّةِ وَ لَا إِلَى الزَّيْدِيَّةِ وَ لَا إِلَى الْمُعْتَزِلَةِ وَ لَا إِلَى الْخَوَارِجِ إِلَيَّ إِلَيَّ

در این هنگام خادم امام به درب خانه آمد و به من گفت: خدا تو را رحمت کند، داخل شو! من داخل خانه شدم و تا امام کاظم را دیدم، بلافاصله به من فرمود: نه به سمت مرجئه، و نه به سمت معتزله، و نه به سمت خوارج، بلکه به سمت من بیا، به سمت من!

فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَضَى أَبُوكَ فَمَنْ لَنَا مِنْ بَعْدِهِ فَقَالَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَكَ هَدَاكَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ عَبْدَ اللَّهِ يَزْعُمُ أَنَّهُ مِنْ بَعْدِ أَبِيهِ قَالَ يُرِيدُ عَبْدُ اللَّهِ أَنْ لَا يُعْبَدَ اللَّهُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَنْ لَنَا مِنْ بَعْدِهِ قَالَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَكَ هَدَاكَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأَنْتَ هُوَ قَالَ لَا مَا أَقُولُ ذَلِكَ قَالَ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي لَمْ أُصِبْ طَرِيقَ الْمَسْأَلَةِ ثُمَّ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ عَلَيْكَ إِمَامٌ قَالَ لا»

به امام گفتم: فدایت شوم! پدرتان از دنیا رفت، بعد ایشان، امام ما کیست؟ فرمود: اگر خداوند بخواهد تو را هدایت کند، هدایت می کند. گفتم: فدایت شوم! همانا عبدالله گمان می کند که بعد از پدرش، او امام است! فرمود: عبدالله می خواهد که خداوند عبادت نشود! گفتم: پس امام ما کیست؟ فرمود:اگر خداوند بخواهد تو را هدایت کند، هدایت می کند. گفتم: آیا شما همان امام هستید؟ فرمود: من این را نمی گویم. با خودم گفتم من با این جواب امام، به جواب مسئله نرسیدم. لذا گفتم: فدایت شوم! آیا شما هم امام دارید؟ فرمود: نه! (با این جواب امام فهمیدم که امام بعد از امام صادق، خود ایشان است.)

الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏١، ص٣٥١، بَابُ مَا يُفْصَلُ بِهِ بَيْنَ دَعْوَى الْمُحِقِّ وَ الْمُبْطِلِ فِي أَمْرِ الْإِمَامَة، ح٧

لذا همه روات، در حد بالایی نبودند که جایگاه اهلبیت را خوب بشناسند. یکی مثل «زراره»، امام شناس است و با یک اشاره، همه چیز را می فهمد. یکی مثل «هشام» و «مؤمن الطاق» است که اینچنین بعد از شهادت امام صادق متحیر می شوند؛ و یکی هم مثل «ابوبصیر» است که بین دو روایت نمی تواند تشخیص بدهد. و این هم دلیل ضعف فقاهت او بوده است.

در پذیرش روایت، وثاقت راوی موضوعیت ندارد، طریقیت دارد!

البته این «ابوبصیر مرادی» که نابینا هم بوده، مورد وثوق ماست. و فقهای ما به روایاتش، بی شک و ریب، عمل کرده اند. ابوبصیر مطلق، که می گویند، همین «ابوبصیر مرادی» است. البته یک «ابوبصیر اسدی» هم داریم که او نیز مورد وثوق است.

دوستان توجه داشته باشند که ما دین خودمان را از روایت این راویان نمی گیریم! لذا وثاقت روات برای ما موضوعیت ندارد. متأسفانه برخی بزرگواران حوزه هم به این مسئله توجه ندارند. دقت داشته باشید که وثاقت روات، مثل امام جماعت نیست! در امام جماعت، عدالت وی موضوعیت دارد. لذا شما اگر یقین داشته باشید که فلان امام جماعت عادل نیست، نمی توانید پشت سرش نماز بخوانید. و اگر بخوانید نماز شما باطل است. ولی در راوی، وثاقت و عدالت موضوعیت ندارد. بلکه طریقیت دارد. یعنی ما می خواهیم ببینیم که آیا ابوبصیر که می گوید «حدثنی صادق کذا»؛ آیا واقعاً «حدثه امام صادق أم لا»؛ آیا واقعاً امام صادق فلان مطلب را گفته یا نگفته؟ در حقیقت ما می خواهیم بدانیم که «ابوبصیر» آدم راستگوئی هست یا نیست!؟ آیا در گفتار نسبت به امام، عدالت دارد یا ندارد؟ ما عدالت در گفتار لازم داریم. ولو راوی اهل شرب شراب باشد! و یا اهل زنا باشد!

هدف اصلی این است که بدانیم وقتی یک راوی می گوید که فلان مطلب را امام صادق فرموده؛ بدانیم که واقعاً امام فرموده یا نفرموده!؟ هدف ما همین است. لذا بسیاری از واقفی ها، فتحی ها، و زیدی ها، در سند روایات ما هستند و ما هم روایتشان را تلقی به قبول کردیم. با اینکه واقفی ها منکر امامت امام رضا شده اند، و مذهبشان فاسد است و به تعبیر «صاحب جواهر»، هیچ فسادی بالاتر از فساد مذهب نیست! ولی ما به روایات اینها عمل می کنیم.

شما اگر تمام گناهان روی زمین را یک کفه ترازو بگذارید، و گناه انکار امامت را در کفه دیگر ترازو بگذارید، کفه انکار امامت سنگین تر خواهد بود! واقفی ها منکر امامت هستند و گناهشان بسیار سنگین است. ولی در صورت وثاقشان، ما به روایاتشان عمل می کنیم.

مثلاً دین «ابوبصیر» مشکل داشته است، خب باشد، ما نمی خواهیم دینمان را از او بگیریم. ما دینمان را از امام می گیریم. ما فقط می خواهیم بدانیم که این ابوبصیر که در سند روایت قرار گرفته است، و حدیثی را از امام نقل کرده، آیا واقعاً این حدیث را امام فرموده یا نه!؟

عصبانیت مرحوم مجلسی، از روایت ابوبصیر!

مرحوم «محمد تقی مجلسی» در شرح «من لایحضره الفقیه» بعد از نقل روایت مرحوم «کشی» که «احسان الهی ظهیر» آن را به عنوان طعن بر شیعه در مسئله تقیه نقل کرده بود و گفته بود که:

«من أمثلة الروايات المتناقضة التي اضطرت الشيعة إلى القول بالتقيّة ما روى الكشي بسنده عن شعيب بن يعقوب قال: سألت أبا الحسن عليه‏السلام عن رجل تزوج امرأة و لها زوج و لم يعلم؟ قال: ترجم المرأة و ليس على الرجل شيء إذا لم يعلم، فذكرت ذلك لأبي بصير المرادي قال (يعني أبا بصير ): قال لي واللّه‏ جعفر ترجم المرأة و يجلد الحد، قال: فضرب بيده على صدره يحكها: أظن صاحبنا ما تكامل علمه.

روایات متناقضی که شیعه را وادار کرده است به قائل شده به تقیه، روایتی است از کشی که به سند خود از شعیب بن یعقوب نقل کرده است که گفته: از امام کاظم سؤال کردم در مورد مردی که با زنی ازدواج کرده، در حالی که او شوهر داشته است ولی او نمی دانست. حکمش چیست؟ امام گفت: زن سنگسار می شود ولی بر مرد چون نمی دانست، چیزی نیست. شعیب می گوید: من این نظر امام را به ابوبصیر مرادی نقل کردم. او گفت: به خدا قسم که امام صادق به من گفت زن سنگسار می شود و مرد حد می خورد. ابوبصیر از شدت ناراحتی دست بر سینه خود زد و گفت: گمان می کنم که علم امام کاظم هنوز کامل نشده است!

الشيعة و السنة، ص ١٥٢ ـ ١٥٣

مرحوم مجلسی به شدت از ابوبصیر ناراحت می شود و لذا با تندی می گوید:

«فالظاهر أن هذا الأعمى لم‏ يفهم‏ كلام‏ الصادق‏ عليه السلام و اشتبه عليه‏»

ظاهراً این فرد نابینا، کلام امام صادق را نفهمیده است. و امر بر او مشتبه شده است.

روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة)، ج‏١٠، ص١٣

علامه اصفهانی نیز، در شرح «وافی» مرحوم فیض، تعبیر تندی نسبت به کلام ابوبصیر دارد و می نویسد:

«قوله «ما أظن صاحبنا تكامل عمله» هذا يدلّ على تخليط في‏ أبي‏ بصير و ضعف عقل»

این کلام ابوبصیر که گفته: «گمان نمی کنم که علم امام ما هنوز کامل شده باشد»؛ دلالت می کند بر این ابوبصیر مسائل را با یکدیگر قاطی کرده بود و عقلش ضعیف شده بود.

وافي، ج ‏١٥، ص ٣١٤

 

والسلام علیکم و رحمة الله