خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ٥٤ - نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (٤)

نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (٤)

کد مطلب: ١٠٧١٦ تاریخ انتشار: ٠٩ بهمن ١٣٩٥ - ١٦:٢٠ تعداد بازدید: ٥٥٨ خارج کلام مقارن » عمومی نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (٤)
جلسه پنجاه و یکم ٩٥/١١/٠٥

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجاه و یکم  ٩٥/١١/٠٥

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله

سومین آیه‌ای که اهل سنت استدلال کرده بودند به آن برای اثبات عدالت جمیع صحابه، آیه ٧٤ سوره مبارکه انفال بود:

(وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِک هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کرِیم)

و کسانی که ایمان آورده و مهاجرت کرده و در راه خدا جهاد نمودند و کسانی که (از اهل مدینه به مهاجرین) منزل داده و یاری کردند آن‌ها به حقیقت اهل ایمان‌اند و هم آمرزش خدا و روزی نیکوی بهشتی مخصوص آن‌ها است.

سوره انفال (٨): آیه ٧٤

اهل سنت استدلال می‌کنند که شهادت خدا بر اینکه صحابه مؤمن حقیقی هستند، بالاترین مرتبه عدالت را تثبیت می‌کند.

اولین جوابیکه ما از این استدلال می‌دهیم این است که این آیه ناظر به مهاجرین و انصار اولیه هست؛ نه برای همه صحابه!! شاید آمار تمام افرادی که هجرت کردند، به هزار نفر نرسد. در حالی است که اهل سنت می‌خواهند بدین واسطه عدالت ١٢٠ هزار صحابه را به اثبات برسانند.

جواب دوم:آیه هجرت«بکونها لله و فی سبیل الله»مقید شده است. مادامی که اثبات نشود مهاجرت آن‌ها«لله و فی سبیل الله»بوده است، هجرت هیچ ارزشی ندارد. و لذا می بینیم زمانی که قرآن کریم در رابطه با زنان مؤمنات می‌فرماید:

(إِذا جاءَکمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّار)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد هنگامى كه زنان با ايمان به عنوان هجرت نزد شما آيند آنها را آزمايش كنيد- خداوند از ايمان آنها آگاهتر است- هر گاه آنان را مؤمن يافتيد آنها را به سوى كفار بازنگردانيد

سوره ممتحنه (٦٠): آیه ١٠

خداوند متعال در این آیه شریفه می‌فرماید: زنانی که هجرت کرده‌اند را امتحان کنید که واقعاً هجرتشان به خاطر خدا و در راه رضای خداوند متعال بوده است، یا به خاطر فرار از شکنجه و مسائل دیگر هجرت کرده‌اند.

اگر قرار باشد مجرد هجرت فضیلت باشد، دیگر(فَامْتَحِنُوهُنَّ)معنایی پیدا نمی‌کند. از طرف دیگر هم روایات متعدد داریم مبنی بر اینکه:

«إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیاتِ وَ إِنَّمَا لِکلِّ امْرِئٍ مَا نَوَی فَمَنْ کانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ مَنْ کانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَی دُنْیا یصِیبُهَا أَوِ امْرَأَةٍ یتَزَوَّجُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَی مَا هَاجَرَ إِلَیهِ»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ص ٢١١، ح ٣٥

همچنین روایت دیگری داریم مبنی بر اینکه رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

«لاَ تبرح هذه الأمة یجاهدون فِی سبیل الله ابتغاء مرضات الله منصورین أینما توجهوا یقذف بهم کل مقذف لاَ یضرهم من خالفهم حتی یاتی أمر الله وهم کذلک»

سنن سعید بن منصور، اسم المؤلف: سعید بن منصور الخراسانی، دار النشر: الدار السلفیة - اله‌اند - ١٤٠٣ هـ -١٩٨٢ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، ج ٢، ص ١٧٧، ح ٢٣٧٣

همچنین در کتاب «صحیح بخاری» وارد شده است که عمر بن خطاب می‌گوید:

«إِنَّ نَاسًا یأْخُذُونَ من هذا الْمَالِ لِیجَاهِدُوا»

تعدادی از مردم اموالی از میان بیت المال از من می‌گیرند تا بروند و جهاد کنند.

«ثُمَّ لَا یجَاهِدُونَ»

اما به جهاد نمی‌روند.

«فَمَنْ فَعَلَهُ فَنَحْنُ أَحَقُّ بِمَالِهِ»

هرکسی چنین کاری کند، اموالش را مصادره می‌کنیم.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٣، ص ١٠٨٤، ح ١٧

جواب سوماین است که جهاد مختص به مهاجرین و انصار نیست، بلکه در جهاد تا قیام قیامت باز است. در روایتی از عایشه وارد شده است که بعد از ماجرای هجرت می‌گوید:

«يا رسول الله، أصابكم السفر وشدة السفر ومن بعدكم شركاؤكم فيه؟»

در این مسافرت مشقت زیادی متحمل شدید، چه کسی بعد از شما می‌تواند چنین فضیلتی را صاحب شود؟

«فقال رسول الله: إن بالمدینة لأقواماً سرنا من مسیرٍ ولا هبطنا وادیاً إلا کانوا معنا، حبسهم المرض،»

رسول گرامی اسلام فرمودند: ما در تمام مسافرت‌هایی که بودیم هر مسیری را طی کردیم و پستی و بلندی را پشت سر گذاشتیم آن‌ها هم با ما شریک بودند، زیرا مریض بودند و نمی‌توانستند با ما بیایند.

«أولیس الله تعالی یقول فی کتابه: ' وما کان المؤمنون لینفروا کافة '»

سپس می‌فرماید:

«فنحن غزاتهم وهم قعدتنا»

ما برای جنگ رفته بودیم و آن‌ها در خانه‌هایشان نشسته بودند.

«والذی نفسی بیده، لدعاؤهم أنفذ فی عدونا من سلاحنا»

قسم به خدایی که جان من در قبضه قدرت اوست کسانی که در مدینه مانده بودند و به خاطر مریضی همسفر ما نبودند دعایشان برای نابودی دشمنانمان از شمشیر ما تأثیرگذارتر بوده است.

در یکی از شبکه‌های وهابی زمانی که گفتند: "خلیفه دوم در جنگ احد فرار کرد و گفت: من همانند بز کوهی داشتم بالا می‌رفتم"؛ ادعا کردند که او بالا می‌رفت تا دعا کند که پیغمبر اکرم پیروز شود!! حال نمی‌دانیم چطور شد که دعایشان مؤثر واقع نشد وشکست خوردند!!

به «مسیلمه کذاب» گفتند که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) به جایی رفته بود و در آنجا چاه آبی بود که خشک شده بود. پیغمبر اکرم آب دهان خودشان را انداختند و به برکت آب دهان رسول اکرم چاه دارای آب فراوانی شد. از «مسیلمه کذاب» درخواست کردند و گفتند که ما چاهی داریم که آبش کم است. شما آب دهان بیاندازید تا آب چاه زیادتر بشود. وقتی که «مسیلمه» آب دهان خود را انداخت، همان آبی هم که وجود داشت، خشک شد! گاهی اوقات دعاهای بالای کوه به جای پیروزی، شکست نصیب مسلمانان می‌کند.

در هر صورت پیغمبراکرم وقتی در مورد ارزش دعای افراد مریض و به جهاد نرفته صحبت کردند:

«وجعل المسلمون یبیعون سلاحهم ویقولون: قد انقطع الجهاد فجعل القوی منهم یشتریها لفضل قوته»

مسلمانان رفتند سلاح‌های خود را فروختند و گفتند: جهاد دیگر تمام شد. اگر این‌طور است ما در منازل خود می‌نشینیم.

«فبلغ ذلک رسول الله فنهاهم عن ذلک وقال: لا تزال عصابة من أمتی یجاهدون علی الحق حتی یخرج الدجال»

خبر به پیغمبر رسید و ایشان مردم را از این تصمیم نهی کردند و فرمودند: در جهاد به روی امت من باز است و بسته نمی‌شود تا روزی که دجال خروج کند.

کتاب المغازی، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن عمر بن واقد الواقدی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - ١٤٢٤ هـ - ٢٠٠٤ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد عبد القادر أحمد عطا، ج ٢، ص ٤٢٨، ذکر ما نزل من القرآن فی غزوة تبوک

بنابراین جهاد مختص صحابه، مهاجرین و انصار نیست؛ بلکه در جهاد تا قیام قیامت مفتوح است. بنابراین این‌طور نیست به مجرد اینکه هرکسی برای جهاد رفت، بگوییم این شخص «فی اعلی مرتبة العدالة» است.

جواب چهارم:ما روایاتی داریم که مختص به قتال نیست، بلکه تعدادی از اعمال هست که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) آن‌ها را به منزله جهاد شمرده است. آیا در مورد آن‌ها هم شما می‌فرمایید که صاحبان این اعمال هم«فی اعلی مرتبة العدالة»هستند؟!

به عنوان مثال روایتی وارد شده است که می‌فرماید:

«مَنْ غَدَا إِلَی الْمَسْجِدِ لَا یرِیدُ إِلَّا لِیتَعَلَّمَ خَیراً أَوْ لِیعَلِّمَهُ»

هرکسی به مسجد برود با این هدف که چیزی یاد بگیرد یا یاد بدهد و برگردد.

«کانَ لَهُ أَجْرُ مُعْتَمِرٍ تَامَّ الْعُمْرَةِ وَ مَنْ رَاحَ إِلَی الْمَسْجِدِ لَا یرِیدُ إِلَّا لِیتَعَلَّمَ خَیراً أَوْ لِیعَلِّمَهُ فَلَهُ أَجْرُ حَاجٍّ تَامَّ الْحِجَّةِ»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ١، ص ١٨٥، ح ١٠٥

آیا شما به کسی که برای درس آموختن می‌رود هم می‌گویید که«فی اعلی مرتبة العدالة»است یا حداقل«کاعلی مرتبة العدالة»است؟!

همچنین از «ابوهریره» روایتی وارد شده است که می‌گوید:

«من دخل مَسْجِدَنَا هذا لِیتَعَلَّمَ خَیراً أو لِیعَلِّمَهُ کان کالْمُجَاهِدِ فی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَنْ دَخَلَهُ لِغَیرِ ذلک کان کالنَّاظِرِ إلی ما لیس له»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ٢، ص ٣٥٠، ح ٨٥٨٧

در این روایت وارد شده است هرکسی که وارد این مسجد شود تا زمانی که این مسجد وجود دارد، همانند مجاهد در راه خداوند است. در روایت دیگری وارد شده است:

«من أصلح بین قوم فهو کالمجاهد فی سبیل الله»

مداراة الناس، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن عبید ابن أبی الدنیا القرشی البغدادی، دار النشر: دار ابن حزم - بیروت - لبنان - ١٤١٨ هـ - ١٩٩٨ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد خیر رمضان یوسف، ج ١، ص ١٢٠، ح ١٥١

طبق این روایت هرکسی«أصلح بین قوم»در مرتبه بالای عدالت قرار دارد!!

همچنین از رسول گرامی اسلام روایتی بیان شده است که حضرت می‌فرماید:

«الساعی علی الأَرْمَلَةِ وَالْمِسْکینِ کالْمُجَاهِدِ فی سَبِیلِ اللَّهِ أو کالذی یقُومُ اللَّیلَ وَیصُومُ النَّهَارَ»

کسی که برای تأمین مایحتاج زنان بی‌شوهر و فرزندان بی‌پدر و مساکین تلاش کند، همانند مجاهد در راه خداوند است.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ٢، ص ٣٦١، ح ٨٧١٧

همچنین در روایت دیگری وارد شده است:

«الْکادُّ عَلَی عِیالِهِ کالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّه»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٥، ص ٨٨، ح ١

با این حساب ما دیگر فاسق نداریم، زیرا تمام امت از صبح تا غروب در حال«الْکادُّ عَلَی عِیالِهِ»هستند. پس همگی«کلهم فی مرتبة العدالة»هستند!

انسان باید شعری بگوید که در قافیه آن گیر نکند؛ اگر قرار باشد از این آیه اعلی مرتبه عدالت را استفاده کنید، بنابراین تمامی این افراد عادل هستند و در اعلی مرتبه عدالت جای دارند.

جواب پنجم:حال اگر کسی بگوید که بر فرض این افراد مجاهد فی سبیل الله باشند، اما خداوند متعال در مورد آن‌ها(أُولئِک هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا)نفرموده است. حال اگر آیه دیگری از قرآن کریم بیاوریم و بگوییم:

(الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ ینْفِقُونَ أُولئِک هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا)

همان کسانیند که نماز بپا داشته و از آنچه که روزیشان کرده‌ایم انفاق می‌کنند آنان آری، هم ایشان‌اند مؤمنین حقیقی.

سوره انفال (٨): آیه ٣ و ٤

بنابراین باید بگوئیم که«کل مسلم یقیم الصلاة و یؤتی الزکاة فهو فی أعلی مرتبة العدالة و إن زنا و إن سرق و إن قتل مؤمنا»!!!

به قولی چه می‌خواستیم، چه شد!! این آقا می‌خواهد از این آیه شریفه اعلی مرتبه عدالت را نتیجه بگیرد. نه اینکه فقط عادل هستند، بلکه در بالاترین مرتبه عدالت هستند.

این پنج پاسخ؛ و در حقیقت پنج اشکال اساسی بر این استدلال است. اضافه بر این در آیات بعدی هم خواهیم خواند که آن دسته‌ای که مهاجر الی الله بودند از مهاجرین و انصار؛ در عصر پیغمبر اکرم مرتکب زنا شدند و رسول گرامی اسلام بر آن‌ها حد جاری کرد!

همین صحابه در زمان عمر شراب خوردند و عمر بن خطاب بر آن‌ها حد شراب جاری کرد. همین صحابه با یکدیگر به قتال پرداختند و رو در روی یکدیگر به نبرد ایستادند. تکلیف ما نسبت به این افراد چیست و چطور می‌توانیم این افراد را عادل بدانیم؟!

پرسش:

آیا آنجایی که شراب خوردند هم می‌گویند که اجتهاد کردند؟!

پاسخ:

بله اجتهاد کردند، اما عمر اجتهاد آن‌ها را قبول نکرد.

پرسش:

در حال حاضر وقتی که در مورد این مسائل صحبت به میان می‌آید، آیا اهل سنت در مقابل افرادی که شراب خوردند می‌گویند که آن‌ها اجتهاد کردند و شراب خوردند؟!

این افراد در مورد قتال که می‌گویند اجتهاد کردند و با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) جنگیدند، حال سؤال این است که آیا در مورد شراب خوردن هم می‌گویند که این افراد اجتهاد کردند؟!

پاسخ:

جواب شما در این روایت بیان شده است. «قدامة بن مظعون» ادعا کرد که من از این آیه استفاده کردم که شراب خوردن اشکالی ندارد.

(لَیسَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِیما طَعِمُوا)

بر کسانی که ایمان آورده‌اند و عمل صالح کرده‌اند گناه و حرجی نیست در آنچه که قبل از این از محرمات خورده‌اند.

سوره مائده (٥): آیه ٩٣

او بر این مبنا شراب خورد و افرادی که نزد او بودند شهادت دادند که او شراب خورده است. عمر مانده بود با این شخص چکار کند:

«قال عمر: ولم؟»

عمر به او گفت که چرا شراب خوردی؟

«قدامه» گفت:

«لقول الله: " لیس علی الذین آمنوا جناح فیما طعموا إذا ما اتقوا وآمنوا " الآیة»

عمر به او گفت:

«فقال أخطأت التأویل فان بقیة الآیة إذا ما اتقوا فإنک إذا اتقیت اجتنبت ما حرم الله»

تو اجتهاد کردی، اما خطا کردی. این آیه در صورتی است که شخص تقوا داشته باشد و به این وسیله می‌تواند از نعمت‌های خداوند استفاده کند.

شراب خوردن عمل صالح نیست. شما که رفتی شراب خوردی، قرآن می گوید:

(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شراب و قمار و بتها و از لام (كه يك نوع بخت‏آزمايى بوده) پليدند و از عمل شيطانند از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد.

سوره مائدة(٥): آیه٩٠

این آیه ای که خواندی شامل تو نمی شود. تو تقوا را رعایت نکردی!

«ثم أقبل عمر علی الناس فقال: ما ترون فی جلد قدامة؟»

عمر خطاب به مردم گفت: می‌خواهم این شخص را شلاق بزنم. نظر شما چیست؟

«فقال القوم: لا نری أن تجلده ما کان وجعاً»

مردم قوم به عمر گفتند: او فعلاً مریض است و اگر او را شلاق بزنی می‌میرد.

بعد از اینکه این شخص بهبود پیدا کرد، عمر او را روی زمین خواباند و شلاق زد. حال آنکه «قدامة بن مظعون» بدری است و جزو کسانی که خداوند متعال در مورد او می‌فرماید:

(اعْمَلُوا ما شِئْتُم‌ْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیر)

هر چه دلتان می‌خواهد بکنید که او به آنچه می‌کنید بینا است.

سوره فصلت (٤١): آیه ٤٠

این شخص جزو سابقین هم هست. این شخص اجتهاد کرده است، اما عمر بن خطاب و صحابه اجتهاد او را قبول نکردند. نه تنها عمر، بلکه صحابه هم اجتهاد او را قبول نکردند!

«ائتونی بسوط تام فأمر عمر رضی الله عنه بقدامة فجلد»

سنن البیهقی الکبری، اسم المؤلف: أحمد بن الحسین بن علی بن موسی أبو بکر البیهقی، دار النشر: مکتبة دار الباز - مکة المکرمة - ١٤١٤ - ١٩٩٤، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، ج ٨، ص ٣١٥، ح ١٧٢٩٣

بعد از این ماجرا «قدامه» با عمر بن خطاب قهر کرد و تا آخر عمر هم با او حرف نزد. ما در این زمینه موارد متعددی داریم؛ در زمان رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) افرادی وجود داشتند که دزدی کردند و پیغمبر اکرم دست آن‌ها را قطع کردند.

در ماجرای دیگری صاحب خانه به همسر مستأجر خود خیانت کرد که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) به او شلاق زدند و او را جلد کرد. موارد زیادی از این قضایا در عصر رسول گرامی اسلام اتفاق افتاده است و در عصر خلیفه دوم هم اتفاق افتاده است.

ما این موارد را تنظیم و دسته‌بندی می‌کنیم و خدمت عزیزان تقدیم می‌کنیم تا مشخص شود مواردی که از صحابه صادر شده است و آن‌ها حد خوردند بیان شود.

شما که می‌گویید: "صحابه عادل هستند"؛ ما بیان کردیم عادل کسانی هست که مرتکب کبایر نمی‌شود و همچنین اصرار بر صغایر هم ندارد. آیا زنا و سرقت از صغائر است یا کبائر است؟! این موارد، از مواردی است که صحابه مرتکب شدند و هم رسول اکرم و هم خلیفه دوم بر آن‌ها حد جاری کرده است.

حال بنده موردی که اثبات کرده باشد خلیفه اول هم بر کسی حد جاری کرده است، پیدا نکردم. خلیفه سوم هم نمی‌توانست بر کسی حد جاری کند، زیرا خود او به اندازه کافی مرتکب گناه کبیره می‌شد و اگر بر کسی حد می‌زدند آن‌ها می‌گفتند که خود تو هم مرتکب می‌شوی.

مرحوم آقای «کافی» نقل می‌کرد که یکی از افراد پای منبر من می‌گفت: من پسری دارم که هرکاری می‌کنم نماز نمی‌خواند. آقای «کافی» به او سفارش کرد که امروز برو و این روایت را برای او بخوان.

او رفت و دومرتبه برگشت و گفت: رفتم و روایت را هم خواندم، اما او نماز نمی‌خواند. در نهایت آقای «کافی» به او گفت: به چه دلیل نماز نمی‌خواند؟! شخص گفت: پسرم می‌گوید که تو نماز بخوان تا من نماز بخوانم!

در زمان عثمان هم اگر به کسی می‌گفت: "فلان کار را انجام نده"؛ آن‌ها می‌گفتند: "تو این کار را انجام نده تا ما هم انجام ندهیم."

در زمان عثمان انواع و اقسام بی‌بندوباری و ارتکاب گناه و معصیت و فسق و فجور انجام می شد و آن‌ها به هیچ وجه ترتیب اثر نمی‌دادند. بنده ندیدم در زمان ده دوازده ساله عثمان به کسی حد زده باشند؛ حال اگر دوستان به موردی برخوردند به ما هم اطلاع بدهند.

بنابراین آیه‌ای که علمای اهل سنت به واسطه آن بر عدالت جمیع صحابه استدلال کردند، این استدلال از بیخ و بن خراب است.

بسیاری از مسائلی که اهل سنت به آن استدلال می‌کنند، زمانی که استدلال آن‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم می‌بینیم سراسر دارای اشکال است.

البته جواب‌هایی که بنده به این استدلال‌ اهل سنت دادم، در هیچ منبع دیگری نخواهید یافت. شاید مورد اولی و دومی به اختصار در منابعی وجود داشته باشد، اما به این صورت که پنج مورد را نقض کنیم در هیچ جای دیگری وجود ندارد.

انسان اگر تنها یک لحظه فکر کند و ذهنش را درگیر می‌کند، شاید بتواند موارد نقض دیگری هم در این استدلال بیاورند. این استدلال، به قدری ضعیف است که«أوهن من بیت العنکبوت»است!!

عجیب است که اگر این مطالب را انسان‌های عادی بگوید انسان گلایه نمی‌کند، یک مرتبه اشخاصی همانند «فخر رازی»، «قرطبی»، مثل «نووی» که از او به فقیه امت تعبیر می‌کنند، «عضدالدین ایجی»، «تفتازانی» که از علمای بزرگ اهل سنت هستند چنین استدلالی می‌کنند؛ آدم تعجب می کند!

آیا واقعاً این افراد از این اشکالات اطلاعی نداشتند؟! یقیناً این‌طور نیست. به نظر من «فخر رازی» واقعاً یک قهرمان مباحث علمی است و در نقد و بررسی و مناقشه در میان اهل سنت دومی ندارد!

وقتی که او می‌خواهد روی یک آیه اشکال کند، مشاهده می‌کنید که چندین مورد اشکال همین‌طور مثل بارش باران مطرح می‌کند. ولی یک مرتبه در اینجا چنین ادعایی در مورد صحابه بیان می‌کند و می‌گوید که خداوند متعال در قرآن کریم در مورد صحابه چنین بیان کرده است!

پرسش:

اگر ادعا کنند که صحابه توبه کردند، آیا بازهم با عدالت آن‌ها منافات دارد؟!

پاسخ:

گناهشان ثابت شده است و توبه آن‌ها مشکوک است. یقین داریم که اینها مرتکب گناه شدند ولی توبه اینها را ندیدم.«لاتنقض الیقین بالشک»!

این افراد یا باید خودشان بگویند که ما توبه کردیم و یا افراد دیگری باید شهادت بدهند که آن‌ها توبه کردند؛ درحالی‌که هیچکدام این موارد وجود ندارد. گناه این افراد درایه، مشاهد و حسی است و توبه آن‌ها حدسی است. امر حدسی نمی‌تواند ناقض امر حسی باشد.

پرسش:

احتمال اینکه شاید توبه کرده باشند، نمی‌تواند جلوی نهی کردن او را بگیرد؟!

پاسخ:

بحث سر این است که عدالت این افراد تثبیت شده است یا تثبیت نشده است؟! ما بحث اولیه داریم و بحث توبه نیست. ما می‌گوییم با این آیه شما توانستید عدالت را اثبات کنید، یانه؟!

اول شما به وسیله این آیه شریفه عدالت را ثابت کنید، بعد بیاییم بحث کنیم که عدالت این افراد ثابت شده است، سپس گناه کردند و با این گناهشان آن عدالت زایل شده است یا با فسق زایل نشده است. آیا توبه آن‌ها توانست گناهانشان را بپوشاند، یا نتوانست؟! اول برای ما اثبات کنید، بعد بیایید بگویید که این افراد عادل بودند و گناه کردند، اما گناه آن‌ها به هیچ وجه با عدالت منافات ندارد.

این موارد، یک سری توهماتی است که اهل سنت گرفتار آن شده‌اند. آن‌ها چیزی را به عنوان یک عقیده قبول کردند که صحابه پیغمبر اکرم باید عادل باشد. آن‌ها اگر عدالت صحابه را بخواهند زیر سؤال ببرند، مبانی اعتقادی خودشان زیر سؤال می‌رود.

آن‌ها به صراحت می‌گویند: ما شریعت خود را از صحابه گرفتیم. کسانی که صحابه را زیر سؤال بردند، شریعت ما را زیر سؤال بردند. بحث اینجاست که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

«إِنِّی تَارِک فِیکمُ الثَّقَلَین»

اهل سنت«الثَّقَلَین»که همانا اهلبیت (علیهم السلام) هست را کنار گذاشتند و به سراغ صحابه آمدند. حال مشاهده می‌کنند که صحابه هم چنین اشکالاتی دارند. آن‌ها ناگزیرند که دست و پا بزنند تا مسئله را تثبیت کنند.

بنابراین مشاهده می‌کنیم که آقایان اهل سنت یک سری استدلالاتی دارند که انسان متعجب می‌ماند. بنده نسبت به افراد عادی خیلی حساسیت ندارم، زیرا افراد عادی ما هم ادعاهای بی‌اساس زیادی دارند.

ولی یک مرتبه مشاهده می‌کنیم عالم بزرگی از جمله «تفتازانی»، «عضدالدین ایجی»، «فخر الدین رازی» و امثال او به اموری استدلال می‌کنند که طلبه‌ای که لمعه را خوب خوانده باشد خیلی راحت می‌تواند ادله آن‌ها را در عرض چند دقیقه نقض کند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته