خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ٢٣٩ - بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (١٧) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!

بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (١٧) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!

کد مطلب: ٨٦١٨ تاریخ انتشار: ٢١ دي ١٣٩٤ - ١٣:٥١ تعداد بازدید: ٩٨٤ خارج کلام مقارن » بررسی شبهات تقیه بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (١٧) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
جلسه سی و دوم ٩٤/١٠/٢١


 بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و دوم  ٩٤/١٠/٢١

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاءالله.

بحث ما در مسئله «تقیه»، پیرامون روایات صحابه بود که از طرفی از نبی مکرم روایتی را نقل کرده بودند، ولی خودشان با آن روایت مخالفت کرده بودند.

در جلسات گذشته، «ده نمونه» در زمینه مخالفتهای صحابه با روایات و سنت پیامبر، بیان کردیم و به مخالفتهای «عبدالله بن عمر» رسیدیم و سه موارد از مخالفتهای ایشان با روایاتی که خودش نقل کرده بود، بیان کردیم. در ضمن عرض کردیم که از جناب عبدالله بن عمر، مجموعاً ٢٦٣٠روایت درکتب روائی اهل سنت نقل شده است!

نمونه یازدهم: «سلام نماز»:

یکی دیگر از مخالفتهای جناب «عبدالله بن عمر»، با سنت و روایت پیامبر، مسئله «سلام نماز» است.

البته این نکته جای تأمل دارد که این آقایان سعی می کردند که هر روایتی که از امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) صادر می شد، یک روایتی خلاف آن را درست بکنند و در میان مردم منتشر بکنند!! یعنی مبنای کار این بود.

قضیه ای را هم در این زمینه مرحوم «شیخ انصاری» دارد – البته من خودم این قضیه را جائی ندیدم – که خود ابوحنیفه، تلاش می کرد که هر حکمی که از امام صادق بود، بر خلاف آن عمل بکند. اتفاقاً روزی از او سؤال کردند که در سجده، چشم خودمان را باز بگذاریم یا ببندیم؟ گفت: من نمی دانم که امام صادق نظرش چیست، ولی شما یک چشم خود را ببندید و چشم دیگر را باز بگذارید! در هر صورت با فتوای امام صادق مخالفت کرده اید. زیرا اگر نظر امام صادق این باشد که در سجده باید چشمها باز باشد، شما یک چشم خود را بسته اید؛ واگر نظرش این باشد که چشمها باید بسته باشد، شما یک چشم خود را باز گذاشته اید!!

لذا اگر در اصول و در بحث «تعادل و تراجیح»، فرمودند: «خذ بما خالف العامه»؛ یعنی اگر دو روایت متعارض از ائمه به ما رسید، فرمودند ببینید که کدام مخالف اهل سنت است و کدام موافق آنها! آن حکمی که مخالف اهل سنت بود را بگیرید و عمل بکنید؛ از این باب است و دلیلش هم، همین مخالفتهای بزرگان اهل سنت با روایات اهلبیت است.

به عنوان نمونه، شما می بینید که در فریضه نماز، از اول تا آخر نماز؛ خصوصاً در تشهد و سلام نماز – که الآن مورد بحث ما هست – مخالف سیره و روایات اهلبیت عمل می کنند. زیرا ما در تشهد، ابتدا شهادت به وحدانیت خداوند می دهیم، سپس شهادت به نبوت پیامبر، و در ادامه سلام می دهیم و نماز را تمام می کنیم.

ولی این آقایان برخلاف سنت پیامبر و سنت اهلبیت،در ابتدای تشهد، به پیامبر سلام می دهند و می گویند: (السلام علیک ایها النبی)! معمولاً در عرف ما و حتی در عرف اعراب، رسم بر این است که در انتهای دیدار خود، می گویند: السلام علیکم و رحمة الله؛ ولی این آقایان برای مخالفت با سیره پیامبر و سیره اهلبیت، در ابتدای تشهد این جمله را می گویند.

جالب است که اینها وقتی که نمازشان تمام می شود، به سمت راست و چپ نگاه می کنند و می گویند: السلام علیکم و رحمة الله! با اینکه در ابتدای تشهد، به نبی مکرم سلام داده بودند.

در هر صورت...

یکی از مخالفتهای «عبدالله بن عمر»، با سنت نبی مکرم، قضیه سلام نماز است:

«وَاسِعِ بْنِ حَبَّانَ قَالَ قُلْتُ لِابْنِ عُمَرَ: حَدِّثْنِي عَنْ صَلَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَيْفَ كَانَتْ؟ فَذَكَرَ التَّكْبِيرَ كُلَّمَا رَفَعَ رَأْسَهُ وَكُلَّمَا خَفَضَهُ وَذَكَرَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ عَنْ يَمِينِهِ، السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ عَنْ يَسَارِهِ.»

واسع بن حبان می گوید: به عبدالله بن عمر گفتم از کیفیت نماز پیغمبر بگو! وی هر بار که سر را به زیر می انداخت و هر بار که بلند می کرد تکبیر می گفت. در پایان یک سلام به طرف راست داد، و یک سلام به طرف چپ داد.

در ادامه هم دارد که:

«قَالَ ابْنُ عَبْدِ الْبَرِّ: وَ هَذَا إِسْنَادٌ مَدَنِيٌّ صَحِيحٌ»

ابن عبدالبر در(الإستذکار) گفته است که این روایت که راویانش مدینه ای هستند، صحیح است.

تفسیرالقرطبی، ج١، ص ٣٦٣؛تحقيق: أحمد البردوني وإبراهيم أطفيش، الناشر: دار الكتب المصرية – القاهرة، الطبعة: الثانية، ١٣٨٤هـ - ١٩٦٤ م

این مسئله را که بعد از اتمام نماز، به راست و چپ نگاه بکنی و به پیغمبر سلام بدهی را، احمد و نسائی و ابویعالی و... نیز نقل کرده اند.

شهادت «ابن ابی شیبه» به «یک مرتبه سلام دادن در نماز»

این در حالی است که «ابن ابی شیبه» در «المصنف» بابی را در مورد یک مرتبه سلام دادن باز کرده با عنوان «مَنْ كَانَ يُسَلِّمُ تَسْلِيمَةً وَاحِدَةً» و روایات متعددی را در این زمینه نقل کرده است:

«عَنِ الرَّبِيعِ، عَنِ الْحَسَنِ، «أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَ أَبَا بَكْرٍ، وَ عُمَرَ كَانُوا يُسَلِّمُونَ تَسْلِيمَةً وَاحِدَةً»

ربیع از حسن نقل کرده است که همانا پیامبر و ابابکر و عمر، در نمازشان یک بار سلام می دادند.

همچنین نقل کرده است که:

«عَنْ أَنَسِ بْنِ سِيرِينَ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، «أَنَّهُ كَانَ يُسَلِّمُ تَسْلِيمَةً»

انس بن سیرین از ابن عمر نقل کرده است که وی در نماز فقط یک مرتبه سلام می داده است.

المصنف، ج١، ص ٢٦٧، كِتَابُ الصَّلَوات، باب مَنْ كَانَ يُسَلِّمُ تَسْلِيمَةً وَاحِدَةً ، ح ٣٠٦٤

از این دست موارد، زیاد است که این آقایان روایتی را از نبی مکرم نقل کرده اند، ولی در مقام عمل و فتوا، چیز دیگری را می گویند و عمل می کنند. قبلاً عرض کردیم که در این هفت، هشت سال اخیر، یک کتابی در مکه و انتشارات دانشگاه «ام القری» چاپ شده است در همین زمینه اختلافات صحابه با روایاتی که خودشان نقل کرده اند، می باشد. کتابی بسیار خواندی و مفید است. مسائل مختلف فقهی را نقل می کند و نظر احناف و شوافع و مالکی ها و حنابله را ذکر می کند. در حقیقت این کتاب، آشفته بازار بودن فقه اهل سنت را به تصویر کشیده است! و نیز به خوبی مشخص کرده است که صحابه، به هیچ وجه صلاحیت برای مرجعیت علمی بعد از نبی مکرم را ندارند!

در حقیقت، در این زمینه، دو مسئله مهم و اساسی داریم که هر کس که منصف باشد، تأثیر اساسی می پذیرد. یکی همان مخالفتهای صحابه است، با روایاتی که خودشان از نبی مکرم نقل کردند؛ و دیگری روایاتی که نشان می دهد صحابه یکدیگر را تذکیب کرده اند و یکدیگر را متهم به دروغ گوئی کرده اند.

این دو مسئله، هر انسان منصف و بی طرفی را قانع می کند که راه اهلبیت پیامبر، راه صحیح، و راه حقیقی به اسلام است. و مرجعیت علمی، حقیقتاً مختص ائمه اهلبیت می باشد.

ما باید این نعمت ولایت و پیروی از اهلبیت را قدر بدانیم و شاکر خداوند باشیم. نقل می کنند که مرحوم آیةالله کوهستانی، هر روز به نیت آن جد بزرگشان، که باعث شیعه شدن اینها شده است، یک دعائی می خواندند.

البته ما هر چقدر هم که بخواهیم - بنده خودم را عرض می کنم - نمی توانیم قدر این نعمت ولایت را بدانیم. فردای قیامت مشخص می شود که خداوند متعال چه نعمت بزرگی به ما داده است. و دیگران از این نعمت بزرگ محروم هستند.

ادامه ذکر مخالفتهای صحابه با سنت پیامبر!

در هر صورت؛ بعد از نقل مخالفتهای «ابوهریره»، «عایشه» و «عبدالله بن عمر» با روایات پیامبر که خودشان ناقل آن بودند؛ سراغ «عبدالله بن عباس» می رویم.

«عبدالله بن عباس»، جزء صحابه ای است که زیر دو هزار روایت دارد. یعنی حدود١٦٦٠ روایت، از او نقل شده است. وی نیز از جمله صحابه ای است که روایاتی را از نبی مکرم نقل کرده است، ولی خودش با فتوا و یا عمل، با آن روایات، مخالفت کرده است.

نمونه دوازدهم: «سه طلاقه کردن زن در یک مجلس»:

البته این موضوع «سه طلاقه کردن زن در مجلس واحد»، سر دراز دارد!! دوستان اگر خواستند در مورد این موضوع کار بکنند، به کتاب «الغدیر» علامه امینی مراجعه کنند. ایشان این مسئله را به طور مفصل در ضمن ذکر بدعتهای خلیفه دوم بیان کرده است. این مسئله از زبان عبدالله بن عباس، به این صورت نقل شده است:

«عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: كَانَ الطَّلَاقُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَأَبِي بَكْرٍ، وَسَنَتَيْنِ مِنْ خِلَافَةِ عُمَرَ، طَلَاقُ الثَّلَاثِ وَاحِدَةً، فَقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ: إِنَّ النَّاسَ قَدِ اسْتَعْجَلُوا فِي أَمْرٍ قَدْ كَانَتْ لَهُمْ فِيهِ أَنَاةٌ، فَلَوْ أَمْضَيْنَاهُ عَلَيْهِمْ، فَأَمْضَاهُ عَلَيْهِمْ»

ابن عباس گفته است که سه طلاق کردن زن در مجلس واحد، در زمان پیامبر و ابوبکر و دو سال اول حکومت عمر، یک طلاق حساب می شد. ولی عمر گفت: همانا مردم چون در امر طلاق، که باید درنگ و توقف کنند، عجله می کنند، اگر امضا بکنم که این سه طلاق، سه طلاق حساب بشود، خداوند هم این را امضاء خواهد کرد.(یا اینکه مردم نیز خواهند پذیرفت).

صحیح مسلم، ج٢، ص ١٠٩٩، کتاب الطلاق، باب طلاق الثلاث، ح ١٤٧٢

این مسئله سه طلاقه شدن زن در مجلس واحد، معرکه آراء شده است بین فقهای اهل سنت. و دچار یک سرگردانی و حیرت عجیبی شده اند. «ابن حجر» در «فتح الباری»؛ «نووی» در «شرح صحیح مسلم»؛ و «ابن تیمیه» در مجموع «الفتاوی»؛ یک بساطی باز کرده اند!!

و حتی «لجنه دائم افتای عربستان»، و «دار الإفتاء مصر» را دیدم که یک بحث مفصلی را در این زمینه مطرح کرده اند.

«دار الإفتاء مصر»، جواب «صنعانی یمنی» در «سبل السلام» از این مسئله را بهترین جواب می داند و به نقل از «سبل السلام» می نویسد:

«الْحَدِيثُ ثَابِتٌ مِنْ طُرُقٍ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ، وَ قَدْ اُسْتُشْكِلَ أَنَّهُ كَيْفَ يَصِحُّ مِنْ عُمَرَ مُخَالَفَةُ مَا كَانَ فِي عَصْرِهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - ثُمَّ فِي عَصْرِ أَبِي بَكْرٍ ثُمَّ فِي أَوَّلِ أَيَّامِهِ وَ ظَاهِرُ كَلَامِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ كَانَ الْإِجْمَاعُ عَلَى ذَلِكَ وَأُجِيبَ عَنْهُ بِسِتَّةِ أَجْوِبَةٍ.... (الثَّالِثُ) : أَنَّ هَذَا الْحَدِيثَ وَرَدَ فِي صُورَةٍ خَاصَّةٍ هِيَ قَوْلُ الْمُطَلِّقِ أَنْتِ طَالِقٌ أَنْتِ طَالِقٌ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ كَانَ فِي عَصْرِ النُّبُوَّةِ وَ مَا بَعْدَهُ وَ كَانَ حَالُ النَّاسِ مَحْمُولًا عَلَى السَّلَامَةِ وَ الصِّدْقِ فَيُقْبَلُ قَوْلُ مَنْ ادَّعَى أَنَّ اللَّفْظَ الثَّانِيَ تَأْكِيدٌ لِلْأَوَّلِ لَا تَأْسِيسُ طَلَاقٍ آخَرَ وَ يُصَدَّقُ فِي دَعْوَاهُ فَلَمَّا رَأَى عُمَرُ تَغَيُّرَ أَحْوَالِ النَّاسِ وَ غَلَبَةِ الدَّعَاوَى الْبَاطِلَةِ رَأَى مِنْ الْمَصْلَحَةِ أَنْ يُجْرِيَ الْمُتَكَلِّمَ عَلَى ظَاهِرِ قَوْلِهِ، وَ لَا يُصَدَّقُ فِي دَعْوَى ضَمِيرِهِ، وَ هَذَا الْجَوَابُ ارْتَضَاهُ الْقُرْطُبِيُّ قَالَ النَّوَوِيُّ هُوَ أَصَحُّ الْأَجْوِبَةِ.»

این حدیث از طریق ابن عباس ثابت شده است. و حقیقتاً مورد اشکال واقع شده است که چگونه امکان دارد که عمر با سنت ثبت شده عصر پیامبر و عصر ابوبکر و نیز اوائل خلافت خودش مخالفت کند!؟ ظاهر حدیث ابن عباس نیز این است که این مسئله بین صحابه اجماعی بوده است. از این مسئله شش جواب داده شده است... جواب سوم: این حدیث ابن عباس در یک شرایط خاصی وارد شده است. و کلام مطلقی بود که می گفتند انت طالق! این به خاطر این بود که در زمان پیامبر و بعد از ایشان، مردم در حالت سلامت و صداقت به سر می بردند. و اگر کسی می گفت که تکرار دوباره و سه بار این لفظ را برای تأکید گفته است، نه ایجاد طلاق جدید، از او می پذیرفتند. ولی وقتی عمر دید که حال و رفتار مردم تغییر کرده است، و ادعاهای دروغ مطرح می کنند، صلاح دید که آنچه متکلم در ظاهر می گوید مورد قبول واقع بشود و به نیت اصلی و قلبی او توجهی نشود. این جواب قرطبی را راضی نموده است. و نووی گفته است که این جواب، از میان شش جواب مطرح شده، صحیح ترین جواب است.

سبل السلام، ج٣، طَلَاق الثَّلَاث بلفظ وَاحِد، ص ١٧١و ١٧٢؛دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - ١٣٧٩، الطبعة: الرابعة، تحقيق: محمد عبد العزيز الخولي

این نکته هم جای تأمل دارد که می گوید: «فَلَمَّا رَأَى عُمَرُ تَغَيُّرَ أَحْوَالِ النَّاسِ وَ غَلَبَةِ الدَّعَاوَى الْبَاطِلَةِ...»؛ واقعاً چه اتفاقی در امت اسلامی افتاده بود که بعد از گذشت خلافت ابوبکر که فقط دو سال طول کشید و دو سال از خلافت عمر گذشت، تغییر کردند!؟ در این چهار سال چه بر سر مردم آمد که عوض شدند!؟ مردمی که صادق بودند، کاذب شدند! مردمی که امین بودند، خائن شدند!!

در سایت مرصد الأزهر (الوطن بوابة الإلکترونیة الشاملة) نیز آمده اند و این حکم خلیفه دوم درباره سه طلاق در یک مجلس را توجیه کرده اند:

« هذا نوع من تغیّر الفتوی بتغیّر الزمان و الحال فلما تغیرت الزمان و الحال رجع الناس الی قول الرسول من أن الطلاق الثلاث فی مجلس واحد یقع واحدة»

این نمونه ای از تغییر فتوا با تغییر کردن شرایط و زمان است. وقتی شرایط زمان دوباره تغییر کرد، مردم دوباره به قول پیامبر که سه طلاق در یک مجلس را یک طلاق حساب می کرد، بر می گردند.

آیا حاکم اسلامی حق تغییر احکام شرعی را دارد!؟

آقایان آمدند و این اقدام خلیفه دوم را توجیه کردند و گفتند که جناب عمر بن خطاب، صلاح دید که سه طلاق در یک مجلس، به عنوان سه بار طلاق دادن مستقل باشد؛ ولی نگفتند که:

اولاً: آیا یک حاکم اسلامی اجازه دارد و چنین حقی دارد که حکم شرع را تغییر دهد یا ندارد!؟

ثانیاً: اینکه آمدند سه طلاق در یک مجلس را سه طلاق مستقل حساب کردند؛ آیا این حکم شرعی بود که شارع نیز امضایش کرده بود؛ یا نه؛ حکم شرعی نبود و شارع نیز امضائی نداشته است!؟

سؤال ما این است که: اگر یک طلاق حساب شدن سه طلاق در یک مجلس؛ حکم شرعی نبود و حکم افراد عادی بود، این به درد نمی خورد و هیچ ارزشی ندارد. ولی اگر این حکم شرعی بود و حکم شارع مقدس بود که سه بار طلاق دادن در یک مجلس، یک طلاق حساب بشود؛ چگونه خلیفه دوم آمد و یک حکم شرعی را تغییر داد!!؟؟

البته این آقایان، در حکم «متعه» که خلیفه دوم «حرام» اعلام کرد نیز، همین توجیه را، مطرح می کنند. در حالی که به شهادت «صحیح مسلم»، متعه در زمان پیغمبر، در زمان ابوبکر، و در صدر خلافت عمر بن خطاب، حلال بوده است:

«جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللهِ، يَقُولُ: «كُنَّا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ مِنَ التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ، الْأَيَّامَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَأَبِي بَكْرٍ، حَتَّى نَهَى عَنْهُ عُمَرُ»

جابر بن عبدالله می گوید: ما در زمان پیغمبر و در زمان ابوبکر، با یک مشت خرما و آرد، زنان را متعه(صیغه) می کردیم. تا اینکه عمر از این کار نهی کرد.

صحیح مسلم، ج٢، ص ١٠٢٣،كِتَابُ النِّكَاحِ، بَابُ نِكَاحِ الْمُتْعَةِ، ح ١٤٠٥

«عمر بن خطاب» از این حکم شرعی نهی کرد و گفت:

«مُتْعَتَانِ كَانَتَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ وَ أَنَا أُنْهِي عَنْهُمَا وَ أُعَاقِبُ عَلَيْهِمَا: مُتْعَةُ النِّسَاء وَ مُتْعَةُ الْحَجِّ.»

دو متعه در زمان رسول خدا حلال و جایز بود و من از آنها نهی می کنم و مرتکبین آن دو را مجازات می کنم. متعه نسآء و متعه حج.

محلی ابن حزم، ج٧، ص ١٠٧؛ دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي؛

مسند احمد حنبل، ج٣، ص ٣٢٥، مسند جابر بن عبدالله، ح ١٤٥١٩؛

احکام القرآن جصاص، ج٣، ص ١٠٢؛دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - ١٤٠٥، تحقيق: محمد الصادق قمحاوي

اینگونه حکم صادر کردن و در مقابل احکام الهی ایستادن، بازی کردن با شریعت است! آقایان به شیعه ایراد می گیرند که شیعیان قائل به ولایت تشریعی ائمه اهلبیت(علیهم السلام) هستند! و این مخالف آیه «الیوم اکملت لکم دینکم...مائده/٣ » است!

البته اینکه ما شیعیان قائل به ولایت تشریعی ائمه هستیم، طبق ادله قطعیه و آیه شریفه ٥٥ سوره مائده است. که ولایت ائمه را در طول ولایت الله و ولایت پیامبر بیان می کند! ما معتقد هستیم تمام ولایتی که برای پیامبر بوده است، در قضیه «غدیرخم» برای امیرالمؤمنین نیز ثابت شده است. امیرالمؤمنین نیز تمام این ولایت را برای ائمه بعد از خود، تثبیت و تفویض کرده است.

شما ولایت تشریعی ائمه ما را منکر می شوید، در حالی که در اینجا فعل عمر بن خطاب را توجیح می کنید و هرگز ایرادی نمی گیرید!!

آقایان تمام تلاش خود را به کار بسته اند تا اثبات بکنند این نظریه خلیفه دوم که سه طلاق در مجلس واحد، سه طلاق مستقل است، صحیح است و هیچ ایرادی ندارد و...!! در حالی که دلائل اینها و توجیحات اینها، یک سری استحساناتی است که نه با عقل سازگار است، و نه با شرع! نه با آیات قرآن همخوانی دارد، و نه با سنت پیامبر که:

«حَلَالَ‏ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ‏ إِلَى‏ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامَهُ حَرَامٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة»

حلال محمد تا روز قیامت حلال است و حرامش نیز تا روز قیامت حرام است.

بصائر الدرجات، ج١، ص ١٤٨، ح٧؛ وسائل الشیعه، ج ٣٠، ص ١٩٦، بحارالأنوار، ج ٢٦، ص ٣٥

این آقایان که اینگونه احکام الهی را تغییر می دهند و بعد هم توجیه می کنند؛ حداقل باید به یک اطلاقی، و به یک عمومی استناد بکنند. اینکه فقط بگویند خلیفه دوم اینگونه صلاح دیده و حکم را تغییر داده، کار درست نمی شود!

اعتراف چندباره ابن عباس، به «یک طلاق بودن سه طلاق در یک مجلس»!

در جای دیگری نیز، «عبدالله بن عباس» به صراحت اعلام می کند که سنت پیامبر، یک طلاق بودن سه طلاق در یک مجلس بوده است:

«أَنَّ أَبَا الصَّهْبَاءِ، قَالَ لِابْنِ عَبَّاسٍ: أَتَعْلَمُ أَنَّمَا «كَانَتِ الثَّلَاثُ تُجْعَلُ وَاحِدَةً عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَ أَبِي بَكْرٍ،وَ ثَلَاثًا مِنْ إِمَارَةِ عُمَرَ»؟ فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: نَعَمْ»

اباالصهباء می گوید به ابن عباس گفتم: آیا درست است که سه طلاق در یک مجلس، در زمان پیامبر و زمان ابوبکر و در سه سال اول خلافت عمر، یک طلاق حساب می شد؟ گفت: بله

صحیح مسلم، ج٢، ص ١٠٩٩، کتاب الطلاق، باب الطلاق الثلاث، ح ١٤٧٢

در روایت بعدی نیز دارد که:

أَنَّ أَبَا الصَّهْبَاءِ، قَالَ لِابْنِ عَبَّاسٍ: هَاتِ مِنْ هَنَاتِكَ، «أَلَمْ يَكُنِ الطَّلَاقُ الثَّلَاثُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَأَبِي بَكْرٍ وَاحِدَةً»؟ فَقَالَ: «قَدْ كَانَ ذَلِكَ، فَلَمَّا كَانَ فِي عَهْدِ عُمَرَ تَتَايَعَ النَّاسُ فِي الطَّلَاقِ، فَأَجَازَهُ عَلَيْهِمْ»

همانا اباالصهباء به ابن عباس گفت: آن مطلب مهمی را که داشتی بگو! آیا سه طلاق در مجلس واحد، در زمان پیامبر و در زمان ابوبکر، یک طلاق حساب نمی شد؟ ابن عباس گفت: همینگونه بود. ولی وقتی خلافت عمر شد، مردم در طلاق دادن زنانشان عجله می کردند. لذا عمر نیز این را تجویز کرد.

صحیح مسلم، ج٢، ص ١٠٩٩، کتاب الطلاق، باب الطلاق الثلاث، ح ١٤٧٢

این روایت در حقیقت، عذر بدتر از گناه است. می گوید چون مردم خواستند؛ سه طلاق در مجلس واحد، سه طلاق مستقل حساب شد. و «عمر بن خطاب» به خواست مردم! این حکم را تجویز نمود!! یعنی شریعت، با خواست مردم، جابجا می شود و تغییر می کند!! اگر اینگونه باشد، ممکن است فردا مردم بگویند که نماز برای ما سخت شده است، حاکم بیاید این را کم کند یا بردارد!!

البته الآن هم نمونه عینی این مسئله «خواست مردم در تغییر شریعت»، وجود دارد. یکی از علما و مبلغین وهابی در آمریکا، همجنسی بازی را مجاز می داند و می گوید که در قرآن ما آیه ای نداریم که همجنس بازی را حرام کرده باشد!! من خودم همجنس باز هستم و این هیچ اشکالی هم ندارد!! از آن طرف هم یک زنی را جلو گذاشته و به او در نماز اقتداء کرده است!! دوستان می توانند کلیپ این وهابی را در فضای مجازی ملاحظه بکنند.

مخالفت ابن عباس با روایت پیامبر!!

با وجود اینکه جناب «عبدالله بن عباس»، خودش این روایت را نقل کرده است که سه طلاق در یک مجلس واحد، یک طلاق محسوب می شود؛ ولی متأسفانه خودش برخلاف این روایت و سنت نبی مکرم، فتوا می دهد:

« عَنْتَرَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ كنت جالسا عند بن عباس فأتاه رجل فقال يا بن عَبَّاسٍ! إِنِّي طَلَّقْتُ امْرَأَتِي مِائَةَ مَرَّةٍ وَ إِنَّمَا قُلْتُهَا مَرَّةً وَاحِدَةً فَقَالَ بَانَتْ مِنْكَ بِثَلَاثٍ وَ عَلَيْكَ وِزْرُ سَبْعٍ وَتِسْعِينَ»

عنتره از پدرش نقل کرده که گفته است من در حضور ابن عباس نشسته بودم که مردی آمد و گفت: ای ابن عباس! من زن خودم را صدبار طلاق داده ام. ولی صیغه طلاق را فقط یکبار گفتم. چه کنم؟ گفت: با سه طلاق، زنت از تو جدا شد و گناه نود و هفت بار دیگرش بر عهده خودت است.

الإستذکار، ابن عبدالبر، ج٦، كِتَابُ الطَّلَاقِ، ص٥؛ بَابُ مَا جَاءَ فِي الْبَتَّةِ.

انسان وقتی این مطالب را می بیند، نمی داند که چه بکند!؟ از طرفی روایت از پیغمبر نقل می کنند، شاهد برای آن می آورند، ولی از این طرف فتوا بر خلاف سنت و روایت پیامبر صادر می کنند! آیا این بازی با شریعت نیست!؟ آیا این پیروی از هوای نفس نیست!؟

در روایت بعدی می خوانیم که:

« سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إلى بن عَبَّاسٍ فَقَالَ إِنِّي طَلَّقْتُ امْرَأَتِي أَلْفًا - أَوْ قَالَ مِائَةً - قَالَ بَانَتْ مِنْكَ بِثَلَاثٍ وَسَائِرُهُنَّ وِزْرًا اتَّخَذْتَ بِهَا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا»

سعید بن جبیر می گوید که مردی پیش ابن عباس آمد و گفت: من زنم را هزار بار طلاق دادم. ابن عباس گفت: با سه طلاق، زنت از تو جدا می شود و بقیه طلاق ها گناه است. تو با نهصد و نود و نه بار اضافه، آیات خدا را مسخره کردی؟

الإستذکار، ابن عبدالبر، ج٦، كِتَابُ الطَّلَاقِ، ص٥؛ بَابُ مَا جَاءَ فِي الْبَتَّةِ.

ما از «ابن عباس» سؤال می کنیم که اگر نود و نه بار اضافه طلاق دادن و یا نهصد و نود و نه بار اضافه طلاق دادن استهزاء آیات خداوند است؛ آیا سه طلاق در یک مجلس را سه طلاق مستقل حساب کردن، استهزاء آیات خداوند نیست!؟ آیا استهزاء سنت پیغمبر نیست!؟ آیا استهزاء سیره ابوبکر نیست!؟

این روایت نیز جالب است که نقل شده است:

عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ سئل بن عَبَّاسٍ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاءِ قَالَ يَكْفِيهِ مِنْ ذَلِكَ رَأْسُ الْجَوْزَاءِ»

مجاهد می گوید که از ابن عباس پرسیدند که مردی زن خودش را به تعداد ستارگان آسمان طلاق داده است. چه کند؟ گفت: همان ستاره رأس الجوزاء برای طلاق او کافی است!

الإستذکار، ابن عبدالبر، ج٦، كِتَابُ الطَّلَاقِ، ص٦؛ بَابُ مَا جَاءَ فِي الْبَتَّةِ.

شما ببینید اینها که به صراحت نقل می کنند زمان پیغمبر سه طلاق در یک مجلس، یک طلاق محسوب می شده است و دستور پیغمبر این بوده است؛ ولی اینگونه فتوا صادر می کنند و با سنت پیامبر مخالفت می کنند!!

نمونه سیزدهم:«حج پسر نابالغ»:

از دیگر مخالفتهای صحابه با سنت پیامبر، مسئله «حج پسر نابالغ» است. مخالفتی که باز توسط «عبدالله بن عباس»، صحابی بزرگ پیامبر صورت گرفته است:

«عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: رَفَعَتِ امْرَأَةٌ صَبِيًّا لَهَا، فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللهِ، أَلِهَذَا حَجٌّ؟ قَالَ: نَعَمْ، وَلَكِ أَجْرٌ»

ابن عباس می گوید که زنی طفل نابالغ خود را بلند کرد و از پیامبر پرسید: آیا حج بر این طفل واجب است؟ پیغمبر فرمود: بله و برای تو نیز اجری منظور می شود.

صحیح مسلم، ج٢، ص ٩٧٤، كِتَابُ الْحَجِّ، بَابُ صِحَّةِ حَجِّ الصَّبِيِّ وَأَجْرِ مَنْ حَجَّ بِهِ، ح ١٣٣٦

این در حالی است که «بخاری» در تاریخ کبیرش از «ابن عباس» نقل کرده است که:

« عن ابن عباس ايما صبى حج ثم أدرك فعليه الحج، و هذا المعروف عَنِ ابْن عَبَّاس»

از ابن عباس نقل شده است که هر فرزند نابالغی حج انجام بدهد، و بعد از بلوغ استطاعت حج داشته باشد، بر او واجب است که دوباره به حج برود. این فتوا از ابن عباس معروف بوده است.

تاریخ الکبیر، ج١، ص ١٩٨، ح ٦١٢؛دار النشر: دار الفكر، تحقيق: السيد هاشم الندوي

این مواردی که عرض کردیم، فقط بخشی بود از مخالفتهای صحابه با روایت، یا سنت، و یا سیره ای که از نبی مکرم نقل می کنند. و ناقل این سیره و سنت پیامبر هم، خود صحابه هستند! و در حقیقت این آقایان با نقل خودشان مخالفت کرده اند.

 

والسلام علیکم ورحمة الله