خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ٢٧٩ - بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (٤٤) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!

بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (٤٤) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!

کد مطلب: ٨٩٨٤ تاریخ انتشار: ٢٨ فروردين ١٣٩٥ - ١٧:٠٧ تعداد بازدید: ٨٢٠ خارج کلام مقارن » بررسی شبهات تقیه بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (٤٤) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
جلسه هفتاد و دوم ٩٥/٠١/٢٨

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هفتاد و دوم    ٩٥/٠١/٢٨

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاء الله.

مروری بر مباحث گذشته!

ما در جلسات گذشته در رابطه با زمینه های تقیه شیعه صحبت می کردیم. مطالبی را در این زمینه تقدیم حضور عزیزان کردیم. گفتیم که نه تنها شیعیان و ائمه و بزرگان شیعه؛ بلکه حتی بزرگان اهل سنت نیز، از گزند خلفای بنی امیه و بنی العباس در امان نبودند و از بیان بسیاری از حقایق خودداری می کردند.

عرض کردیم که امثال آقای دکتر طیب، روایتی «لاتسبوا اصحابی» را مستمسک حمله و هجمه به شیعه قرار داده بودند و نقل کرده بودند که:

«من سب أصحابي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين»

هر کس به صحابه فحش بدهد مورد لعن خداوند و ملائکه و تمام مردم است.

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤٠٣ - ١٩٨٣، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس؛ ج١، ص٥٢

در جواب از این روایت، چند نکته را مطرح کردیم و گفتیم کهاولاً:مخاطب این روایت، خود صحابه هستند. و در حقیقت این روایت، مصادره به مطلوب است. یعنی ای صحابه! شما خودتان را فحش ندهید!!

در ادامه بحث؛ عبارتی را از «ابن حجر» و دیگران نقل کردیم که آمده بودند و این روایت را توجیه کرده بودند. و مثلاً گفته بودند که در روایت«لاتسبوا اصحابی»؛ عبارت «لاتسبوا» خطاب به افراد درجه پائین از صحابه است و عبارت «اصحابی» طبقه بالای صحابه را می گوید!!!

ثانیاً:عرض کردیم که شاید یکی از محمل هایی که در اینجا وجود دارد، این است که مراد از «اصحاب» در این روایت، «اهلبیت» باشد. و اساساً «لاتسبوا اصحابی»؛ یعنی «لاتسبوا اهل بیتی»!!

امام صادق(سلام الله علیه)و ایشان از نبی مکرم نقل کرده است که فرمود:

«فَإِنَّمَا مَثَلُ‏ أَصْحَابِي‏ فِيكُمْ كَمَثَلِ النُّجُومِ فَبِأَيِّهَا أُخِذَ اهْتُدِيَ وَ بِأَيِّ أَقَاوِيلِ أَصْحَابِي أَخَذْتُمْ اهْتَدَيْتُمْ وَ اخْتِلَافُ أَصْحَابِي لَكُمْ رَحْمَةٌ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ أَصْحَابُكَ قَالَ أَهْلُ بَيْتِي.»

همانا مثل اصحاب من در میان شما، مانند ستارگان است. به هر کدام از اینها تأسی شود، باعث هدایت می شود. و به هر کدام از سخنان اصحاب من تمسک کنید، هدایت می شوید. و اختلاف اصحاب من مایه رحمت شماست. پرسیدند ای رسول خدا! اصحاب شما کیست؟ فرمود: اهل بیتم.

بصائر الدرجات في فضائل آل محمد، محمد بن حسن صفار؛ ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، قم، ١٤٠٤ه‏؛ ج‏١ ؛ ص١١، ح٢

سند روایت را هم در جلسه گذشته بررسی کردیم و گفتیم سند این روایت صد در صد صحیح است. «معانی الأخبار» شیخ صدوق هم، عین همین روایت را در صفحه ١٥٦، باب «معنى قول النبي مثل أصحابي فيكم كمثل النجوم»‏؛ چاپ بیروت و چاپ جامعه مدرسین؛ نقل کرده است.

آیا به چنین صحابه ای می شود اقتدا کرد و هدایت یافت!؟

در تأیید این احتمال باید بگوئیم که این روایت «اصحابی کالنجوم» مشعر به «عصمت» است. و یقیناً همه صحابه را نمی گیرد. صحابه ای که با نبی مکرم مخالفت کردند. صحابه ای که پیغمبر در حق آنها فرمود: «اولئک العصاة اولئک العصاة» هرگز شامل این روایت نمی شوند. و قطعاً اینها مشمول «بأیهم اقتدیتم اهتدیتم» نخواهند شد.

صحابه ای شراب خوردند و حد بر آنها جاری شد، - چه در زمان رسول الله، و چه در زمان خلیفه دوم - مثل «قدامة بن مظعون» که صحابی هست و بدری هم هست! شراب می خورد و خلیفه دوم به او حد می زند!! آیا می شود گفت به این صحابی اگر اقتدا کنیم هدایت می شویم!؟ یعنی اقتدیتم فی شرب الخمر اهتدیتم...!؟؟

صحابه ای که مرتکب عمل شنیع «زنا» شدند، حد خوردند و رجم شدند و یا شلاق بر آنها زدند؛ صحابه ای که «عایشه»، همسر پیامبر را در قضیه افک، «قذف» کردند، و از نزدیکان خود رسول اکرم هم بودند، یکی از آنها پسرخاله ابوبکر بود؛ پیغمبر به آنها حد زد، آیا «بایهم اقتدیتم اهتدیتم» شامل این افراد هم می شود!؟

یا اینکه نه، بیائید بگوئید مراد از «اصحابی»، در «لاتسبوا اصحابی»؛ افرادی هستند که ثابت قدم بودند در ایمان و اعتقاداشان. آنها مراد است. در اینجا دایره کمی ضیق تر خواهد شد. چرا که شامل اصحابی خواهد شد که بعد از پیغمبر اکرم، تغییر حالت ندادند و منقلب نشدند!

تعبیر امام رضا(سلام الله علیه)در اینجا جالب است که:

«سُئِلَ الرِّضَا عَنْ قَوْلِ النَّبِيِّ أَصْحَابِي كَالنُّجُومِ بِأَيِّهِمُ اقْتَدَيْتُمُ اهْتَدَيْتُمْ وَ عَنْ قَوْلِهِ دَعُوا لِي‏ أَصْحَابِي‏ فَقَالَ هَذَا صَحِيحٌ يُرِيدُ مَنْ لَمْ يُغَيِّرْ بَعْدَهُ وَ لَمْ يُبَدِّلْ»

از موسى بن نصر رازى مروى است كه گفت از حضرت رضا شنيدم سؤال كردند از اين قول پيغمبر كه فرموده است اصحاب من چون ستارگانند هر كدام را پيروى و متابعت كنيد بمطلب خود ميرسيد و راهنماى شما ميشوند و از اين قول پيغمبر (ص) كه فرمود اصحاب مرا بمن واگذاريد حضرت رضا فرمود اين گفتار صحيح است ليكن مقصود آن جناب از اصحاب، آن اصحاب باشند كه بعد از او تغيير و تبديل در دين ندادند.

عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج‏٢ ؛ ص٨٧

در حقیقت بگوئیم که عبارت «لاتسبوا»، خطاب به عموم باشد، و عبارت «اصحابی» مخصوص صحابه ای باشد که بعد از نبی مکرم، مرتد نشدند و منقلب نشدند. یعنی همان حدیث «حوض» که بخاری در چند جا مطرح می کند.

آیا شیعه معتقد به ارتداد اکثریت صحابه است یا «صحیح بخاری»!؟

«صحیح بخاری» روایات متعددی را در این زمینه نقل می کند ولی روایت ناب این بخش که در حقیقت گل روایات است، این است که نقل کرده است:

«عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: بَيْنَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَ بَيْنِهِمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، فَقُلْتُ: أَيْنَ؟ قَالَ: إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ، قُلْتُ: وَ مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَى. ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَ بَيْنِهِمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، قُلْتُ أَيْنَ؟ قَالَ: إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ، قُلْتُ: مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَى، فَلاَ أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلَّا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»

ابو هریره از پیغمبر نقل می کند که فرمود: در حالي كه من در آنجا ايستاده‌ام گروهي از اصحاب مرا مي‌آورند، تا من آنها را مي‌شناسم مردي از ميان من و آنها خارج مي‌شود و ندا مي‌دهد: بشتابيد! من فرياد مي‌زنم كجا؟ مي‌گويد: به خدا سوگند به سوي آتش دوزخ! مي‌گويم: مگر آنها چه كار كردند؟ مي‌گويد: آنها بعد از تو به گذشته پست و جاهلي خود عقب گرد نمودند سپس گروهي از صحابه را مي‌آورند، تا من آنها را مي‌شناسم مردي از ميان من و آنها خارج مي‌شود و ندا مي‌دهد: بشتابيد! من فرياد مي‌زنم كجا؟ مي‌گويد: به خدا سوگند به سوي آتش دوزخ! مي‌گويم: مگر آنها چه كار كردند؟ مي‌گويد: آنها بعد از تو به گذشته پست و جاهلي خود عقب گرد نمودند. از اين‌رو نمي‌بينم آنها را مگر اين كه همه را وارد دوزخ مي‌سازند و كسي از آنها نجات نمي‌يابد مگر تعداد بسيار كمي از آنها.

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج٥، ص ٢٤٠٧، كتاب الرقاق، باب في الحوض ح ٦٢١٥

آنهائی که می گویند، شیعه معتقد به ارتداد صحابه است، مگر چهار نفر یا پنج نفر؛ بفرمایند! این روایت صحیح بخاری است! در شانزده، هفده جا این روایت، با تعابیر مختلف از نبی مکرم، نقل شده است.

سؤال:منظور از «ارتداد اصحاب» در این روایت بخاری، «اصحاب ردّه» می باشند!

شاید این آقایان بگویند که منظور از ارتداد اصحاب در این روایت بخاری، «اصحاب ردّه» باشند! آنهایی که در برابر «ابوبکر» قیام کردند، منظور است!

پاسخ:جواب ما این است که اگر قیام در برابر خلیفه، مشمول این حدیث باشد، و ارتداد آور باشد، باید آنهایی که در برابر امیرالمؤمنین قیام کردند هم مشمول این روایت خواهند شد!! آیا شما آنها را «اصحاب ردّه» نمی گوئید!؟ آیا «ابوبکر» خلیفه بود ولی «علی» خلیفه نبود!؟

اگر بناست که هر کسی که بر علیه حاکم قیام بکند و یا جهاد بکند، مرتد باشد؛ فرقی نباید بکند که حاکم ابوبکر باشد، یا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)!

اینها خودشان روایات دارند که پیغمبر فرمود:

«من رَأَى من أَمِيرِهِ شَيْئاً يَكْرَهُهُ فَلْيَصْبِرْ فإنه من خَالَفَ الْجَمَاعَةَ شِبْراً فَمَاتَ فَمِيتَتُهُ جَاهِلِيَّةٌ»

هر کس از حاکم خود چیزی را دید که خوشایندش نبود، باید که صبر کند. هر کس به اندازه یک وجب، با جماعت مخالف کند، و سپس بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛ ج١، ص ٢٧٥، ح ٢٤٨٧ 

یا نقل کرده اند که پیغمبر فرمود:

«من رَأَى من أَمِيرِهِ شيئا يَكْرَهُهُ فَلْيَصْبِرْ عليه فإنه من فَارَقَ الْجَمَاعَةَ شِبْرًا فَمَاتَ إلا مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً»

هر کس از حاکم خود چیزی را دید که خوشایندش نبود، باید که صبر کند. هر کس به اندازه یک وجب، از جماعت جدا شود، و بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است.

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج٦، ص٢٥٨٨، ح٦٦٤٦

این دیگر واضح و مشخص است. و هیچ شک و شبهه ای در آن نیست.

اعتراف «براء بن عازب» به بدعت گذاری بعد از پیغمبر!

شما ببینید که «براء بن عازب» که از اصحاب خاص نبی مکرم است. و اهل سنت برای او خیلی احترام قائل هستند؛ در مورد او نقل شده است که:

«عَنْ الْعَلاءِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ لَقِيتُ الْبَرَاءَ بْنَ عَازِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا فَقُلْتُ طُوبَى لَكَ صَحِبْتَ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَايَعْتَهُ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَقَالَ يَا ابْنَ أَخِي إِنَّكَ لا تَدْرِي مَا أَحْدَثْنَا بَعْدَهُ.»

علاء بن مسيب از پدرش نقل مى‌كند كه: براء بن عازب را ملاقات كردم و به او گفتم: خوشا به حالت كه عصر پيامبر را درك كردى و با آن حضرت در زير درخت بيعت كردي. براء بن عازب گفت: پسر برادرم! تو نمى‌دانى كه ما چه بدعت‌هايى را پس از پيامبر گذاشته‌ايم!

صحيح البخاري، ج ٥ ، ج٦٥، ح ٤١٧٠ ، كِتَاب الْمَغَازِي، بَاب غَزْوَةِ الْحُدَيْبِيَةِ

این «براء بن عازب» است! با آن همه عظمت! به صورت قطع و یقین می گوید که ما بعد از پیغمبر، بدعتهایی در دین گذاشتیم!!

سؤال ما این است که این بدعت ها چه بوده است؟ ترک نماز بوده؟ نه، نماز را که می خواندند! ترک صوم بوده؟ نه، روزه را هم که می گرفتند! ترک جهاد بوده؟ نه، جهاد که می رفتند، فتح الفتوح هم که می کردند! حج هم که می رفتند.

پس مراد از این عبارت«مَا أَحْدَثْنَا بَعْدَهُ»چیست؟

اینها مرتد هم که نشدند و اسلام را کنار بگذارند! آقایان به ما جواب بدهند که منظور از این عبارت چیست؟ آیا غیر از این است که اینها تأسف می خورند از بدعت بزرگی که بعداز نبی مکرم گذاشتند، در کنار گذاشتن خلیفه به حق رسول اکرم!؟ و اینکه افرادی را که شایسته نبودند در مسند خلافت گذاشتند!؟ آیا کار دیگری هم کردند اینها!؟ به ما جواب بدهید!

اعتراف «ابوسعید خدری» بر بدعت گذاری بعد از پیغمبر!

یا «ابوسعید خدری» است کهابن حجر عسقلانى» در «الإصابة» درباره او مى‌نويسند:

«لم يكن أحد من أحداث أصحاب رسول الله أفقه من أبي سعيد الخدري»

هیچ کدام از اصحاب پیامبر، فقیه تر از ابوسعید خدری نبودند.

می گوید فقیه تر از «ابوسعید خدری» در میان صحابه وجود نداشته است! این هم یک مسئله ای است! حالا نمی دانم چطور پس برای ابوسعید روایتی درست نکردند مثلا بگویند که «انا مدینه العلم و ابوبکر اساسها و عمر حیطانها و عثمان سقفها و معاویه حلقتها»!! یک جایی هم برای ابوسعید باید می گذاشتند!!

نمی دانیم شما تا به حال دیدید که شهری سقف داشته باشد!؟ ما که ندیدیم! معمولاً شهرها را دیوار می کشیدند و یک دربی هم برایش می گذاشتند. برای اینکه دشمن حمله نکند. ولی تا به حال نشنیده ایم که برای شهری سقف هم بزنند! لذا این حدیثی را که درست کرده اند، آدم های ناشی بودند! بعضی مواقع خدای عالم، عقل را از افراد سلب می کند. شهر دارای سقف یعنی چه؟

در همین جا هم در رابطه با «ابوسعید خدری» نقل کرده اند:

«عن العلاء بن المسيب عن أبيه عن أبي سعيد قلنا له هنيئا لك برؤية رسول الله صلى الله عليه وسلم وصحبته قال إنك لا تدري ما أحدثنا بعده.»

علاء بن مسيب از پدرش و او از ابوسعيد نقل مى‌كند كه به او گفتم: خوشا به حالت كه رسول خدا را ديدى و صحابى او شدي!. ابوسعيد گفت: تو نمى‌دانى كه ما پس از پيامبر چه بدعت‌هايى را گذاشتيم.

الإصابة في تمييز الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، دار النشر: دار الجيل - بيروت - ١٤١٢ - ١٩٩٢، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي؛ ج ٣، ص ٧٩

در هر دو روایت عبارتما أحدثنا» دارد! یعنی به صورت جمع ذکر شده است! مفرد و یا متکلم وحده نیست!

اعتراف جالب توجه «ذهبی» در رابطه با انحراف صحابه!

در میان همه اعتراف ها بر انحراف صحابه پیامبر؛ اعتراف «ذهبی» به عنوان استوانه اصلی و اساسی فکری اهل سنت، جالب توجه است. ایشان کتابی دارند به نام «الرواة الثقات المتكلم فيهم بما لا يوجب ردهم».

این کتاب بسیار خواندنی است. من توصیه می کنم که دوستان، روزهایی که تعطیل هستند، و مقداری فرصت دارند، این کتاب را از اول تا به آخر، به دقت مطالعه بکنند. این کتاب هم در اینترنت هست و هم در نرم افزار «مکتبه اهل بیت». و یک جلد هم بیشتر نیست.

این کتاب نکاتی دارد، که هیچ یک از کتاب های اهل سنت ندارد!! این آقایانی که می گویند تمام صحابه عادل هستند و همگی اهل بهشت هستند:

«الصحابة كلهم من أهل الجنة قطعاً»

تمام صحابه قطعاً اهل بهشت هستند.

الإصابة في تمييز الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، دار النشر: دار الجيل - بيروت - ١٤١٢ - ١٩٩٢، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي؛ ج١، ص١١

خوب است این کتاب «ذهبی» را ملاحظه بفرمایند. مطالب زیبا و قشنگی دارد. از جمله از مطالب ایشان، این عبارت است که می گوید:

«وَمَا زَالَ يمر بِي الرجل الثبت وَفِيه مقَال من لَا يعبأ بِهِ وَلَو فتحنا هَذَا الْبَاب على نفوسنا لدخل فِيهِ عدَّة من الصَّحَابَة وَالتَّابِعِينَ والائمة فبعض الصَّحَابَة كفر بَعضهم بِتَأْوِيل مَا»

من همیشه در مطالعاتم به افرادی برخورد می کنم که مطمئن هستند ولی در مورد آنها صحبتهایی است، که خیلی مهم نیست. زیرا اگر این درب را به روی خودمان باز بکنیم، افراد زیادی از صحابه و تابعین و ائمه در آن داخل خواهند شد. چرا که برخی از صحابه، برخی دیگر از صحابه را تکفیر می کردند.

الرواة الثقات المتكلم فيهم بما لا يوجب ردهم؛ المؤلف: شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى: ٧٤٨هـ)، المحقق: محمد إبراهيم الموصلي، الناشر: دار البشائر الإسلامية - بيروت – لبنان، الطبعة: الأولى، ١٤١٢هـ - ١٩٩٢م ج١، ص ٢٣

«ذهبی» می گوید اگر ما درب جرح و تعدیل را باز بکنیم، و همه را با قواعد جرح و تعدیل بررسی کنیم، هر کدام که ثابت شد ثقه است، روایاتش را اخد کنیم، و هر کدام که ثابت شد ثقه نیست، روایاتش را رد بکنیم؛ باید دور بسیاری از بزرگان و حتی ائمه مذاهب، مالک و ابوحنیفه و... خط بکشیم!! با این کلام ذهبی باید گفت: الفاتحه...!!!! دیگر چیزی که نماند!

در روایات داریم که بعضی وقتها، وقتی خداوند می خواهد فردی را از راه مستقیم منحرف بکند، یک لحظه عقل او را می گیرد و او کاری را انجام می دهد – البته بعداً پشیمان هم می شود که چرا همچین کاری را کردم – تا به او بگوید که اگر در جاهای دیگر دستت را گرفتم، من گرفتم. خودت نبودی!

من گمان می کنم، آن وقتی که «ذهبی» این کتاب را نوشته، خدای عالم، آن تدبر و تعقل تعصبی را از او گرفته بود. آن ناصبی گری را از او گرفته بود. و قلبش کار نمی کرده که بیاید بگوید «یشهد القلب انه باطل» که در روایت فضیلت امیرالمؤمنین گفته بود! این قلب در حین نوشتن این کتاب، به کما رفته بود و از حرکت افتاده بود.

این عبارت ذهبی، در خیلی از مناظرات و مباحثات، به کار ما می آید. و جالب است که در ادامه می گوید:

وَالله يرضى عَن الْكل وَيغْفر لَهُم»

و خداوند از تمامی اینها راضی است و آنها را می بخشد.

بابا! صحابه گفته اند فلان صحابه کافر است! چطور شما می گوئی که خداوند از او راضی است و می بخشد!؟ خود خداوند می فرماید:

(إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ)

خداوند (هرگز) شرك را نمى‏بخشد و پائين‏تر از آن را براى هر كس بخواهد (و شايستگى داشته باشد) مى‏بخشد.

سوره نسآء(٤): آیه ٤٨

خداوند مشرک را نمی بخشد. چه رسد به کافر! شما ببینید در رابطه با جهنمی و مخلد بودن کفّار چه مقدار در قران آیه داریم!؟ این صحابه که صحابه دیگر را تکفیر کرده، یا درست بوده و یا درست نبوده! اگر درست بوده، تکفیر طرف مقابل اثبات است. و اگر درست نبوده باید گفت طبق حدیث بخاری و دیگر منابع، اگر کسی، کسی دیگری را تکفیر کند، و آن فرد شاسیته تکفیر نباشد، تکفیر به خود مکفّر بر می گردد!! یعنی پس خودش کافر بوده! این را به ما جواب بدهید!؟

بعضی مواقع افرادی می آیند که طلبکارانه از ما انتظار دارند. و طلبکارانه با ما بحث می کنند. این به این جهت است که یا از این مطالب و مباحث خبر ندارند، یا نه، خبر دارند ولی خودشان را به بی خبری می زنند!

آیا شیعه هم مثل اهل سنت، «رضاع کبیر» دارد!؟

من معمولاً حوصله ورود در این بحث های فضای مجازی ندارم. ولی این آقایان اهل سنت، اخیراً دو، سه کانال در ایران درست کرده اند، مثل کانال «عقیده راستین»؛ که تقریباً عموم علمای اهل سنت را در این کانال ها وارد کرده اند!! یعنی بزرگان خودشان را در این دو، سه کانال ها وارد کرده اند.

من پریشب، آمدم و وارد یکی از این کانال های آقایان شدم. در ابتدا به صورت ناشناس، تماشاچی و نظاره گر مباحث بودم. دیدم بچه شیعه ها و بچه سنی می آیند بگو مگو می کنند. تا اینکه دیدم یکی از اینها یک جسارتی به مادر حضرت ولیعصر(ارواحنا فداه) کرد. من سریع نوشتم که قضیه «رضاع کبیر» را برای شما بس است. آن را بروید درست بکنید. لازم نیست شما این قضیه را پی بگیرید.

دیدم یکی از این بزرگانشان به نام «ابوانس» سریع آمد و جواب داد که نه اینها صحیح نیست و... شیعیان هم رضاع کبیر دارند و...!! بعد دیدم که شش، هفت روایت از تهذیب، و من لایحضر و.. آورد تا رضاع کبیر را در شیعه ثابت کند.

من تا به حال به این موضوع برخورد نکرده بودم. چون موضوعی پیش نیامده بود. و اینها با یک شیطنتی وارد این مباحث می شوند. و با شیطنت عجیبی کار می کنند.

روایتی را هم آورده بود این روایت بود که امام صادق(سلام الله علیه)فرموده است:

«إِذَا رَضَعَ الرَّجُلُ مِنْ لَبَنِ امْرَأَةٍ حَرُمَ عَلَيْهِ كُلُّ شَيْ‏ءٍ مِنْ وُلْدِهَا وَ إِنْ كَانَ الْوُلْدُ مِنْ غَيْرِ الرَّجُلِ الَّذِي كَانَ أَرْضَعَتْهُ بِلَبَنِهِ وَ إِذَا رَضَعَ مِنْ لَبَنِ الرَّجُلِ حَرُمَ عَلَيْهِ كُلُّ شَيْ‏ءٍ مِنْ وُلْدِهِ وَ إِنْ كَانَ مِنْ غَيْرِ الْمَرْأَةِ الَّتِي أَرْضَعَتْه»

تهذیب الأحکام(تحقیق خراسان)، ج٧، ص ٣٢٢‏

این شبهه، یک شبهه جدیدی بود که من می شنیدم. اینها شبانه روز تلاش می کنند و کار میکنند، تمام کتاب های ما را مطالعه می کنند و نقاط ضعف را به خیال خودشان در می آورند.

من در کمتر از ده دقیقه، روی این شبهه کار کردم و یک جواب مفصلی برایشان نوشتم. دیگر جوابی نداشتند بدهند، سریع برداشتند پاک کردند!!

من نوشتم که:

اولاً:این روایت با روایت رضاع کبیر اهل سنت که در مورد «عایشه» نقل کرده اند، موضوعاً فرق می کند. آنجا ترویج فرهنگ رضاع کبیر است. ولی در این روایت شیعه، مسئله حرمت فرزند رضاع کبیر است! و این دو موضوعاً با هم تفاوت دارند.

در رضاع کبیر اهل سنت، آنجا «عایشه» به صراحت دستور می دهد به شیر خوردن یک جوان از خواهرش. یعنیهر جوانی که می خواست با ایشان دیدار داشته باشد، به خواهرزاده هایش و یا برادر زاده هایش می گفت که به آن جوان شیر بدهند تا به خودش محرم بشود! اصلاً این قضیه با مبنای شیعه تفاوت دارد.

«ابی داود» در سنن خودش نقل می کند:

«فبذلك كانتْ عائشةُ تأمُرُ بناتِ أخواتِها و بناتِ إخوتها أن يُرْضِعْنَ مَنْ أحَبَّتْ عائشةُ أن يراها و يدخُلَ عليها، و إن كان كبيراً، خمسَ رضعاتٍ، ثم يدخل عليها»

عایشه به رضاع کبیر عمل می کرد و به خواهر زاده ها و برادر زاده های خود دستور می داد به آن کسی که عایشه دوست دارد او را ببیند و با عایشه ملاقات کند، پنج مرتبه شیر بدهد اگر چه آن شخص، بزرگ سال باشد. سپس بر عایشه وارد شود.

سنن ابی داود، کتاب النکاح ،ج٦ ص ٣٠٢ ح ١٧٩٩؛ مسند احمد، ج٦ ص ٢٧٠ ح ٢٦٣٧٣

«البانی» و «ابن قیم» و نیز «ابن حجر عسقلانی» بعد از نقل این روایت می گوید:

«وَ إِسْنَادُهُ صَحِيحٌ وَ هُوَ صَرِيحٌ فَأَيُّ ظَنٍّ غَالِبٍ وَرَاءَ هَذَا »

اسناد روایت صحیح است و دلالت روایت بر مطلب کاملاً صریح است. و جای هیچ گونه ظن و گمان نیست.

فتح الباري شرح صحيح البخاري، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب؛ ج ٩ ص ١٤٩

ثانیاً:این واژه «الرجل»، جنس رجل را بیان می کند. نه مرد بودن را! در قرآن هم داریم که در آیه ارث می فرماید:

(لِلرِّجالِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُون‏)

براى مردان از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان از خود مى‏گذارند سهمى است و براى زنان نيز از آنچه پدر و مادر و خويشاوندان مى‏گذارند سهمى‏

سوره نسآء(٤): آیه ٧

در اینجا آیا مراد از «رجال»، مرد سن بالاست؟ یک بچه دو ماهه اگر پدرش بمیرد، ارث نمی برد!؟ نه؛ بلکه در این آیات و روایات وارده، مراد، جنس مذکر است. لفظ «رجال» بر جنس مذکر اطلاق می شود و لزوماً فرد بزرگسال مورد نظر نیست. ارباب لغت هم، همین را می گویند. یعنی شما اگر به کتب لغت مراجعه کنید، خواهید دید که در واژه «الرجل» می گویند که مراد جنس مرد است در مقابل جنس زن!

اضافه بر اینکه در این روایت دارد که «إِذَا رَضَعَ مِنْ لَبَنِ الرَّجُلِ» اگر بچه ای از شیر یک مردی بنوشد، مراد این نیست که برود از پستان آن مرد بخورد. زنی که در خانه یک مرد است می گویند این شیر آن زن، مال شوهر اوست. همانگونه که می گویند بچه مال شوهر است، شیر را هم نسبت می دهند به شوهر! چون مالک معنوی شیر و بچه، شوهر است. لذا منظور این عبارت این است که مالکیت شیر، مال مرد است. و اختیارش دست مرد است.

اگر مرد بگوید من راضی نیستم به فلان بچه شیر بدهی، زن نمی تواند به بچه شیر بدهد! چون در خانه آن مرد دارد تغذی می کند.

ولی در رضاع کبیر اهل سنت که به جناب عایشه نسبت می دهند، خیلی آبروریزی است. در هیچ کتابی از کتب شیعه، یک همچین روایتی که در کتب اهل سنت به عایشه نسبت داده شده، وجود ندارد!!

من چند تا سؤال کردم از این بنده خدا، نتوانست جواب بدهد. گفت: من الان حضور ذهن ندارم. جوابت را می دهم. من حدود نیم ساعت منتظر شدم و او معطل کرد و دست آخر هم گفت من کار دارم باید بروم!!

لزوم حضور در کانال های مجازی!

من به دوستان توصیه می کنم که کانال هایی که اهل سنت راه انداخته اند بروند و ورود پیدا کنند. چرا که یک هفته کار با این کانال ها، از ده سال کار در حوزه بالاتر است و شما را بیشتر جلو می برد.

این ها امروز هر چه که در توان دارند به جنگ فرهنگی با شیعه آورده اند. غالباً هم اینها تفکرات وهابی دارند. یعنی این کانال هایی که اینها در ایران، مخصوصاً در تلگرام راه انداخته اند، تفکرشان، تفکر سلفی است!

من به دوستان توصیه می کنم وارد این کانال ها بشوند، و ببینند که اینها چه می گویند و چه اشکالاتی بر شیعه دارند. اینها را داشته باشید. و با جوابش هم آشنا شوید.

البته در همین کانال ها بعضاً طلبه های فاضل و یا افراد توانمند وارد می شوند، و جواب های متقن و قوی به اینها می دهند.

یک کانال دیگری هم هست، که توسط یکی از این شاگردهای ما راه اندازی شده، به نام «مناظره دوستانه» که غالباً اهل سنت وارد می شوند و با بچه شیعه ها درگیر می شوند. و اینها هم خیلی خوب است.

لذا توصیه من این است که وارد این شبکه ها بشوند و آشنا بشوند. و اگر شبهه ای هم برایشان پیش بیاید، می توانند از خود ما، و یا دوستان ما آقای ابوالقاسمی و یزدانی و روستایی و... در کانال تلگرام بپرسند و جواب بگیرند.

والسلام علیکم و رحمة الله