خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ٢٤ - آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!

آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!

کد مطلب: ١٠٣٨٦ تاریخ انتشار: ٢٣ آبان ١٣٩٥ - ١٨:٤٧ تعداد بازدید: ١٢٩٤ خارج کلام مقارن » عمومی آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
جلسه بیست و یکم ٩٥/٠٨/٢٢

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه بیست و یکم  ٩٥/٠٨/٢٢

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله

بحث ما در رابطه با شبهات تقیه بود که خدمت دوستان عرض شد از جمله کسانی که سخنی درباره تقیه دارند و تقیه را مشروع می‌دانند، «صحابه» هستند. از اقوال صحابه از افرادی مانند «عبدالله بن مسعود»، «ابوهریره»، «حذیفه»، «عبدالله بن عمر» و «ابن عباس» مطالبی آوردیم و به «ابو موسی اشعری» رسیدیم.

«ابوموسی اشعری» می‌گوید:

«إِنَّا لَنَکشِرُ فی وُجُوهِ أَقْوَامٍ وَإِنَّ قُلُوبَنَا لَتَلْعَنُهُمْ»

ما در ظاهر به صورت بعضی افراد می‌خندیم ولی قلبمان آن‌ها را لعنت می‌کند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٥، ص ٢٢٧١، بَاب الْمُدَارَاةِ مع الناس

سپس آقای «قرافی مالکی» متوفای ٦٨٤ هجری می‌گوید:

«یرید الظلمة والفسقة الذین یتقی شرهم ویتبسم فی وجوههم»

مراد «ابو موسی اشعری» آن دسته از ظالمین و فاسقین هستند که با تبسم به آنها، انسان از شرشان در امان می ماند.

الفروق أو أنوار البروق فی أنواء الفروق (مع الهوامش)، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن إدریس الصنهاجی القرافی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١٨ هـ - ١٩٩٨ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: خلیل المنصور، ج ٤، ص ٤٠٠

در اینجا هم دیگر بحث تقیه از کفار نیست، بلکه تقیه از مسلمان فاسق و مسلمان ظالم است.

آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!

آنچه در رابطه با «ابو موسی اشعری» به ذهنم می‌رسد، این است که عموم طلبه های ما که تا حدودی اطلاعاتی از «ابو موسی اشعری» دارند، این اطلاعاتشان تقریباً به قضیه جنگ جمل برمی‌گردد و بیش از آن شاید مطالبی در ذهن آقایان نباشد.

بعد از به خلافت رسیدن آقا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)، حضرت، «ابو موسی اشعری» را که در زمان عثمان حاکم کوفه بود، برخلاف میلشان و با اصرار «مالک اشتر نخعی»، ابقاء کردند. در حقیقت حضرت تمام فرماندارانی که از طرف عثمان حاکم مناطقی بودند را عزل کرد. تنها فرمانداری که امیرالمؤمنین عزل نکردند و به اصرار «مالک اشتر» او را ابقاء کردند، «ابو موسی اشعری» بود.

ایشان در زمان عثمان حاکم کوفه بود؛ اما زمانی که شکایت از او زیاد شد عثمان او را عزل کرد و فرد دیگری را جای او گذاشتند. دومرتبه مردم کوفه به عثمان فشار آوردند و او «ابو موسی اشعری» را دوباره ابقاء کرد و او در کوفه ماند.

«ابو موسی اشعری» جزو کسانی بود که ابتداء با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) بیعت نکرد و بعد از گذشتن مدتی، آنهم با اصرار دیگران یا با فشار دیگران بیعت کرد!

در قضیه جنگ «جمل» زمانی که امیرالمؤمنین نامه نوشتند و دستور دادند که برای بصره نیرو بفرستید، او بر منبر رفت و به مردم گفت: "این جنگ مسلمان کشی است، هیچکسی نباید به این جنگ برود!"

«مالک اشتر» به کوفه رفت و هرکاری کرد نتوانست مردم را به جنگ بفرست. امام حسن مجتبی (علیه السلام) به کوفه رفتند و سخنرانی کردند، و مردم را برای جنگ ترغیب کردند اما بلافاصله «ابو موسی اشعری» کارشکنی کرد.

در نهایت امیرالمؤمنین حکم عزل «ابو موسی اشعری» را به دست «عمار» داد و او به کوفه رفت و «ابو موسی اشعری» را عزل کرد. ابوموسی بعد از عزل هم باز کارشکنی کرد و از کوفه فرار کرد و به سمت مکه رفت و دیگر در کوفه نماند.

این مطالب، بیوگرافی مختصر «ابو موسی اشعری» است، که دوستان هم در همین حد از او اطلاع دارند. اما حقیقت امر این است که «ابو موسی اشعری» فراتر از این قضایا است. در کتب شیعه و اهل سنت مطالبی در رابطه با «ابو موسی اشعری» وارد شده است که عزیزان باید مقداری بیشتر به آن دقت کنند.

روایت اولرا «فسوی» در «المعرفة و التاریخ» و «ذهبی» در «سیر أعلام النبلاء» از «أعمش» و او از «شقیق» نقل می‌کند که: با «حذیفه» در مسجد نشسته بودیم، «عبدالله بن مسعود» و «ابو موسی اشعری» وارد مسجد شدند. در همین حال «حذیفه» گفت:

أَحَدُهُمَا مُنَافِقٌ»

یکی از این دو نفر منافق هستند،

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ أَشْبَهَ النَّاسِ هَدْيًا وَدِلًّا وَسَمْتًا بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَبْدُ اللَّهِ.»

سپس گفت: عبدالله بن مسعود از نظر قیافه و سخن گفتن و راه رفتن شبیه ترین مردم به پیغمبر اکرم است.

در اینجا غیر از «ابو موسی اشعری» مصداقی برای منافق نمی‌ماند. محقق این کتاب «شُعَيب الأَرنَؤُوط» است که یکی از وهابیان شاخ‌دار است. ایشان غالب کتب اهل سنت از قبیل «مسند أحمد بن حنبل» و «سیر أعلام النبلاء» را تحقیق کرده است و به طور کلی تحقیقات زیادی دارد. تخصص او هم عمدتاً در حوزه تحقیق کتب اولیه اهل سنت است. ایشان در حاشیه این روایت می نویسد:

«رجاله ثقات»

رجال این روایت ثقه هستند،

«فإن صح هذا عن حذیفة ولا إخاله یصح»

به ذهن من نمی‌آید که این روایت صحیح باشد،

«فإنه قد أخطأ فی حق هذا الصحابی الجلیل الذی استعمله النبی صلی الله علیه وسلم هو ومعاذا علی الیمن،»

این صحبتها در مورد این صحابی جلیل ابوموسی که پیغمبر اکرم او و معاذ را به عنوان نماینده فرستادند، درست نیست و اشتباه است.

«وولی للخلیفتین عمر وعثمان، وشهد له فضلاء الصحابة بوفور عقله»

و از طرف عمر و عثمان والی بود و فضلای صحابه می‌گویند که عقل او خیلی زیاد بود.

او در ادامه می‌گوید:

«أن حذیفة إنما قال ذلک فی حالة الغضب»

حذیفه عصبانی و غضبناک شده است و چنین حرفی را زده است.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - ١٤١٣، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج ٢، ص ٣٩٤، باب ٨٢ – أبو موسی الأشعری

خیلی عجیب است که او می‌گوید: راویان این روایت ثقه هستند، اما به ذهن ما نمی‌آید که این صحابه جلیل، مشکلی داشته باشد.

روایت دیگریدر کتاب «تاریخ دمشق» جلد ٣٢ صفحه ٩٤ وارد شده است که خیلی جالب است. از «ابی یحیی حکیم» نقل شده است:

«کنت جالسا مع عمار فجاء أبو موسی فقال ما لی ولک»

من و عمار نشسته بودیم که ابو موسی آمد و به عمار گفت: چه ارتباطی بین من و تو وجود دارد؟

«قال الست اخاک»

گفت: من برادر تو نیستم؟

مراد «ابو موسی اشعری» این بود که چرا دست از من برنمی‌داری و بر علیه من حرف می‌زنی؟! دقت کنید که «عمار» و «حذیفه» جزء کسانی بودند که در لیله عقبه که تعدادی از صحابه قصد ترور پیغمبر اکرم را داشتند، در کنار پیغمبر حضور داشتند. یکی جلوی ناقه پیغمبر اکرم و دیگری پشت سر حرکت می‌کرد. و اگر اشتباه نکنم، «حذیفه» جلو بود و «عمار» عقب بودند و هردو دوازده نفری که می‌خواستند پیغمبر اکرم را ترور کنند و شترش را هل بدهند از بالای گردنه به پایین پرتاب کنند را دیدند.

«عمار» در جواب ابوموسی گفت:

«قال ما ادری إلا أنی سمعت رسول الله یلعنک لیلة الجمل»

عمار گفت: نمی‌دانم برادرت هستم یا نه، ولی شنیدم که پیغمبر اکرم در لیلة الجمل (لیله عقبه) تو را لعنت کرد.

«قال انه قد استغفر لی»

ابو موسی اشعری گفت: پیغمبر اکرم بعد از او برای من استغفار کرد،

«قال عمار قد شهدت اللعن ولم اشهد الاستغفار»

عمار گفت: لعنت پیغمبر اکرم را شنیدم، اما استغفار ایشان را نشنیدم.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حل‌ها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - ١٩٩٥، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج ٣٢، ص ٩٣

با اینکه آقایان بیش از حد روی این مسئله مانور می‌دهند، ولی ما کاری با این دو روایت نداریم؛ این آقایانی که می‌گویند:

«والصحابة کلهم عدول»

المجموع؛ النووی، ج ١، ص ٦٢، فصل الحدیث المرسل

یا می گویند:

«الصحابة کلّهم من أهل الجنة قطعاً»

الإصابة فی تمییز الصحابة، المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن حجر العسقلانی (المتوفی: ٨٥٢ هـ)، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی - ١٤١٥ه، ج ١، ص ١٦٣

مصداق روشن بازی کردن با حقایق تاریخی در منابع اهل سنت!

دوستان خوب دقت کنند که کتاب «صحیح مسلم» جمله ای را نقل کرده، اما راوی کم لطفی، یا خباثت و یا پرده‌پوشی به خرج داده است. می گوید:

«حدثنا أبو الطُّفَیلِ قال کان بین رَجُلٍ من أَهْلِ الْعَقَبَةِ وَبَینَ حُذَیفَةَ بَعْضُ ما یکونُ بین الناس

ابوطفیل نقل می‌کند که بین مردی از اهل عقبه و بین حذیفه بگو مگویی صورت گرفت.

«فقال أَنْشُدُک بِاللَّهِ کمْ کان أَصْحَابُ الْعَقَبَةِ»

گفت تو را به خدا قسم اصحاب عقبه چند نفر بودند؟!

«فقال له الْقَوْمُ أَخْبِرْهُ إِذْ سَأَلَک»

مردم به او گفتند که جواب او را بده!

«قال کنا نُخْبَرُ أَنَّهُمْ أَرْبَعَةَ عَشَرَ»

او گفت: به ما می‌گویند چهارده نفر بودند.

«فَإِنْ کنْتَ منهم فَقَدْ کان الْقَوْمُ خَمْسَةَ عَشَرَ»

عمار گفت: اگر تو هم به حساب بیایی پانزده نفر هستند.

«وَأَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنَّ أثنی عَشَرَ منهم حَرْبٌ لِلَّهِ وَلِرَسُولِهِ»

خدا را شاهد می‌گیرم که دوازده نفر آنان محارب خدا و پیغمبر اکرم بودند.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج ٤، ص ٢١٤٤، باب ٢٧٧٩

این مطالب به صورت رمزی بین «حذیفه» و یکی از اصحاب عقبه ردوبدل شده است؛ مطالبی در مورد افرادی که تصمیم به ترور پیغمبر اکرم داشتند.

بنده تمام شرح‌هایی که بر کتاب «صحیح مسلم» نوشته شده است را گشتم تا ببینم این«رجل»چه کسی است؟! «نووی» در غالب اوقات زمانی که کلمه«رجل»می‌آید، می‌گوید:«ان المراد من رجل فلان»، اما در اینجا اصلاً و ابداً حرفی به میان نیاورده است!

همچنین «سیوطی» در کتاب «دیباج علی مسلم» که شرح صحیح مسلم هست، اصلاً حرفی در این زمینه به میان نیاورده است. کسانی که آمدند این حدیث را شرح کرده‌اند، هیچکسی نگفته است که مراد از«رجل»چه کسی بوده است!!

«نووی» فقط می‌گوید: این عقبه، آن عقبه‌ای که با پیغمبر اکرم بیعت کردند نیست:

«وإنما هذه عقبة علی طریق تبوک اجتمع المنافقون فی‌ها للغدر برسول الله صلی الله علیه وسلم فی غزوة تبوک فعصمه الله منهم»

او فقط به همین مقدار کفایت کرده است. او تنها عبارت:

«رجل من أهل العقبة»

مردی از اصحاب عقبه،

شرح صحیح مسلم؛ النووی، ناشر: دار الکتاب العربی - بیروت – لبنان، ج ١٧، ص ١٢٦

را بیان کرده است و نامی به میان نیاورده است. بنده خیلی تلاش کردم و شاید بیش از یک ساعت و نیم تمام مصادر را زیرورو کردم تا ببینم این«رجل»چه کسی است. در نهایت دیگر داشتم ناامید می شدم، زیرا هیچکسی آن را نیاورده بود. نه در کتب شیعه و نه در کتب اهل سنت، نیامده است که این«رجل»چه کسی است!! در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» هم همان تعبیر «مسلم» وارد شده است که می‌گوید:

«کان بین حُذَیفَةَ وَبَینَ رَجُلٍ من أَهْلِ الْعَقَبَةِ ما یکونُ بین الناس»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ٥، ص ٣٩٠، ح ٢٣٣٦٩

در نهایت به «ابن ابی شیبه» که استاد «بخاری» و «مسلم» است و متقدم بر «مسلم» است، مراجعه کردم. «مسلم» متوفای ٢٦١ هجری است، اما «ابن ابی شیبه» متوفای ٢٣٥ هجری است.

دیدم که ایشان به صورت واضح این جمله را معنا کرده است و مراد از«رجل»را مشخص کرده است. او می‌گوید:

«کان بین حذیفة وبین رجل منهم من أهل العقبة بعض ما یکون بین الناس، فقال: أنشدک بالله، کم کان أصحاب العقبة؟ فقال القوم: فأخبره فقد سألک، فقال أبو موسی الأشعری: قد کنا نخبر أنهم أربعة عشر، فقال حذیفة، وإن کنت فیهم فقد کانوا خمسة عشر»

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار ، اسم المؤلف:أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي ، دار النشر : مكتبة الرشد - الرياض - ١٤٠٩ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : كمال يوسف الحوت، ج ٧، ص ٤٤٥، ح ٣٧١٠٤

با دیدن این عبارت، معما حل شد!! مشخص که این«رجل»که «احمد بن حنبل» نام آن را مخفی کرده است، «مسلم» اسم آن را مخفی کرده است و شارحین مسلم هم آن را مخفی کردند چه کسی بوده است؛ درحالی‌که قطعاً همه می‌دانستند او چه کسی است!

«نووی» متوفای ٦٧٦ هجری است که معاصر با سال وفات «محقق حلی» استاد «علامه» است. آیا امکان دارد که او حرف «مسلم» را ببیند، روایت آقای «احمد بن حنبل» متوفای ٢٤١ هجری را ببیند؛ اما حرف «ابن ابی شیبه» را ندیده باشد؟! اگر این روایت متعلق به بعد از «مسلم» و «احمد بن حنبل» بود، مسئله فرق می‌کرد!

بنده تمام افراد حتی علمای شیعه که این روایت را آوردند، هرچه گشتم که ببینم آیا کسی از علمای شیعه و بزرگواران به این مسئله اشاره دارند یانه، پیدا نکردم! این روایت نتیجه کشفیات خود ما بوده است. این روایات مصداق بارز بازی کردن با حقایق تاریخی است!!

شما ببینید در قضیه نماز ابوبکر به جای پیغمبر، «بخاری» می‌گوید: پیغمبر اکرم رفت به مسجد، درحالی‌که یک دستش در گردن مردی و دست دیگرش در گردن عباس بود. این«رجل»چه کسی بوده است؟! «عایشه» و «حفصه» هم ندیدند که آن مرد چه کسی است؟!

اگر اشتباه نکنم در «مسند أحمد بن حنبل» وارد شده است که مراد از«رجل»علی بن أبی طالب است. جالب این است که در ادامه روایت می‌گوید:

«أتدری من ذلک الرَّجُلُ هو علی بن أبی طَالِبٍ وَلَکنَّ عَائِشَةَ لاَ تَطِیبُ لها نَفْساً»

آیا نمی دانی آن رجل چه کسی بود؟ او علی بن أبی طالب بود، ولی عایشه خوشش نمی‌آید که اسم این مرد را بیاورد.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج ٦، ص ٣٤، ح ٢٤١٠٧

آنجایی که مدح است با عبارت«رجل»می‌آید و جایی که ذم هست، باز هم ب عبارت«رجل»می‌آید. این موارد مصداق بارز بازی کردن با حقایق تاریخ است؛ اما حقیقت پنهان نمی‌ماند. اگر یک لحظه ابر سیاهی می‌آید، بعد از چند ساعت ابر می‌رود و آفتاب خود را نشان می‌دهد.

شما نگاه کنید ببینید که در قضیه «تحکیم» جنایتی صورت گرفت و «ابو موسی اشعری» هم متوجه شد که سرش کلاه رفته است و علیه «عمروعاص» صحبت کرد و بعد از آن دیگر با او حرفی نزد؛ گرچه بعد از آن معاویه دل او را به دست آورد و رفت به معاویه پیوست!!

در ماجرای «تحکیم»، امیرالمؤمنین فرمودند که این شخص انسان صالحی نیست، اما مردم قبول نکردند. امیرالمؤمنین می‌دانستند که این شخص صلاحیت حکمیت ندارد؛ زیرا سوابق این شخص کاملاً روشن بود!

از آن طرف پسر «ابو موسی اشعری» به نام «ابو برده» که یکی از منافقین و دشمنان سرسخت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است. معاویه همواره به او می‌گفت: "پدرت به من خدمتی کرده است که من باید آن خدمت را در حق تو جبران کنم!"

اگر ما در کارهای علمی بتوانیم این نکات ریز و کلیدی را به خوبی استخراج کنیم، خیلی ارزشمند خواهد بود. با تلاش در میان عبارات و کلمات علماء، پی می بریم که یکی از کسانی که در لیله عقبه تصمیم بر ترور پیغمبر اکرم داشتند، «ابو موسی اشعری» بود.

به خاطر همین مسئله، آقایان روی روایاتی که در مذمت «ابو موسی اشعری» هست، سرپوش گذاشتند. «ابن عبد البر» زمانی که می‌آید به اینجا می‌رسد، می‌گوید:

«فقد روی فیه الحذیفة کلام کرهت ذکره»

از حذیفه کلامی نقل شده است که من دوست ندارم آن را ذکر کنم.

«والله یغفر له»

خدا او را ببخشد.

الاستيعاب في معرفة الأصحاب، اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر، دار النشر: دار الجيل - بيروت - ١٤١٢، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي؛ ج٣ ص ٩٨٠

خیلی جالب است که همه می‌دانند قضیه چیست!! «ابن عبد آلبر» متوفای ٤٦٣ هجری است و قضیه برای او کاملاً روشن است. عبارت«کرهت ذکره»بیانگر این است که مسئله‌ای وجود دارد که اگر این شخص بخواهد آن را بیان کند، با اعتقادات او به عصمت صحابه سازگار نیست!

در رابطه با «ابوموسی اشعری» در منابع شیعه؛ «شیخ صدوق» از «ابوذر» روایتی را نقل می‌کند که بد نیست این مطلب را هم داشته باشید؛ البته مصادر آن را نتوانستم پیدا کنم. که پیغمبر اکرم فرمودند: شر اولین و آخرین، دوازده نفر هستند، شش نفر از اولین و شش نفر از آخرین! یکی از شش نفر آخرین «ابو موسی اشعری» است و پیغمبر او را سامری امت اسلام ‌خوانده است!!

در روایت دیگریاز امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نقل شده است که حضرت می‌فرماید:

«إِنَّ فِی التَّابُوتِ الْأَسْفَلِ سِتَّةً مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ سِتَّةً مِنَ الْآخِرِینَ»

درون تابوتی که در ته جهنم است، شش نفر از اولین و شش نفر از آخرین وجود دارد،

«وَ السِّتَّةُ مِنَ الْآخِرِینَ فَنَعْثَلُ وَ مُعَاوِیةُ وَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ وَ أَبُو مُوسَی الْأَشْعَرِی وَ نَسِی الْمُحَدِّثُ اثْنَینِ»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر، ج ٣٠، ص ٤٠٩، ح ٦

این روایت هم روایت جالبی است.

دوستان دقت داشته باشند که ما هیچ موقع نباید روی احساسات حرف بزنیم؛ من در رابطه با قضیه «ابو موسی اشعری» گفتم که «صحیح مسلم» از او به «رجل» تعبیر می‌کند و ما هم می رویم در منابع می گردیم و این «رجل» را پیدا می‌کنیم.

یا مثلاً اگر خواستیم در مورد مسئله حکمیت وارد شویم، باید علمی و مستند وارد بشویم که آیا این حکمیت حساب شده بود یا حساب شده نبود. آنچه در تاریخ آمده است، این است که «ابو موسی اشعری» اصرار داشت که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را عزل کند، معاویه را عزل کند و «عبدالله بن عمر» را به عنوان خلیفه مسلمین معرفی کند.

«ابو موسی اشعری» نظرش بر «عبدالله بن عمر» بوده است؛ در ابتدا «عمروعاص» هم موافق شد. آن‌ها زیاد بحث کردند. هرکسی که مطرح می شد، «عمروعاص» کارشکنی می کرد ولذا روی «عبدالله بن عمر» با هم توافق کردند.

دومرتبه «عمروعاص» در مورد او کارشکنی کرد. «عبدالله بن عمر» به «ابو موسی اشعری» نامه نوشت مبنی بر اینکه: "پدرم نهی کرده است از اینکه خلیفه مسلمین شوم. تو حق نداری من را کاندید خلافت کنی!"

«ابو موسی اشعری» در جواب او گفت: "با اینکه پدرت نهی کرده است، من تو را به عنوان بهترین رجل صالح برای خلافت می‌دانم!"

عزیزان دقت کنند مسئله عمیق‌تر از این قضایاست که بگوئیم بله ابوموسی اشعری آدم ساده لوحی بوده و...؛ ما نباید به موضوعی ورود پیدا کنیم، اما زمانی که ورود پیدا کردیم باید تا آخر پیش برویم.

در آخرین شب توافق کردند که «ابو موسی اشعری» و «عمروعاص» هردو بیایند، و هردو نفر امیرالمؤمنین و معاویه را از خلافت عزل کنند و بگویند:«الأمر بینکم شوری بین المسلمین»!!

«ابو موسی اشعری» رفت بالای منبر و گفت: "من هم علی را عزل می‌کنم و هم معاویه را عزل می‌کنم. مردم شما خودتان یک شورایی تشکیل بدهید تا یک نفر را انتخاب بکنید."

«عمروعاص» رفت و گفت: "صاحب علی آمد و علی را عزل کرد، اما اینکه صاحب من معاویه را عزل کرد من قبول ندارم. او علی را عزل کرد و من هم عزل می‌کنم؛ اما او معاویه را عزل کرد، ولی من عزل نمی‌کنم!"

وقتی این اتفاق افتاد، در سپاه معاویه هلهله و شادی و کف زدن و رقصیدن به راه افتاد. لذا عزیزان دقت کنند که مسئله مقداری عمیق‌تر از این مسائل است. بنابراین نظر «ابو موسی اشعری» روی «عبدالله بن عمر» بوده است.

بازهم از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در زمینه شخصیت «ابوموسی اشعری» روایتی وارد شده است که حضرت می‌فرماید: یهود این امت «ابو موسی اشعری» است!! همچنین از امام رضا (علیه السلام) روایتی وجود دارد که حضرت می‌فرماید: کسی که بخواهد اسلام خالص را رعایت کند، باید از ابو موسی اشعری برائت بجوید؛

«فَهُمْ کلَابُ أَهْلِ النَّارِ»

عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، ج ٢، ص ١٢٦، باب ٣٥

این روایت خیلی واضح و روشن است؛ و ایشان در زمان رسول گرامی اسلام سوابق نادرستی داشته است.

اهل سنت در مذمت او روایاتی دارند، اما آن را توجیه می‌کنند، زیرا راهی غیر از توجیه ندارند. مذمت او در روایات شیعه هم موجود است؛ گرچه در کتب رجالی ما «علامه حلی» مباحثی را در قسم اول آورده است که باید سر جای خود بحث شود. باید بررسی شود که «شیخ طوسی» چطور «منصور دوانیقی» را از اصحاب امام صادق (علیه السلام) آورده است و مراد از صحبت هم یا«صحبت اللقاء»است و یا«صحبت الروایة»است. ما در مورد اینکه«صحبت الایمان»باشد، در کتب ما روایاتی وجود ندارد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته