خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ١٦٤ - بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (٤)

بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (٤)

کد مطلب: ٧٤٨٦ تاریخ انتشار: ٢٦ بهمن ١٣٩٣ - ١٥:٢٢ تعداد بازدید: ٢٠٧٤ خارج کلام مقارن » احراق و سوزاندن انسان بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (٤)
جلسه شصت و یکم ١٣٩٣/١١/٢٦


  بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه شصت و یکم  ١٣٩٣/١١/٢٦

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداءالله الی یوم لقاء الله.

 بحث ما در رابطه با روایات احراق در کتب و منابع شیعه بود، که دیروز چند روایت را در این زمینه خواندیم و امروز هم روایات دیگری را مطرح می کنیم.

روایت اول: دستور حضرت امیر به آتش زدن جنازه نه انسان زنده

مرحوم کلینی در کافی روایتی را از «عبدالرحمن عرزمی» نقل می کند که صحیحه هم هست و مشکل سندی هم ندارد،عبدالرحمن می گوید از امام صادق(سلام الله علیه) شنیدم که فرمود:

«وُجِدَ رَجُلٌ مَعَ رَجُلٍ فِي إِمَارَةِ عُمَرَ فَهَرَبَ أَحَدُهُمَا وَ أُخِذَ الْآخَرُ فَجِي‏ءَ بِهِ إِلَى عُمَرَ فَقَالَ لِلنَّاسِ مَا تَرَوْنَ قَالَ فَقَالَ هَذَا اصْنَعْ كَذَا وَ قَالَ هَذَا اصْنَعْ كَذَا قَالَ فَقَالَ مَا تَقُولُ يَا أَبَا الْحَسَنِ قَالَ اضْرِبْ عُنُقَهُ فَضَرَبَ عُنُقَهُ قَالَ ثُمَّ أَرَادَ أَنْ يَحْمِلَهُ فَقَالَ مَهْ إِنَّهُ قَدْ بَقِيَ مِنْ حُدُودِهِ شَيْ‏ءٌ قَالَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ بَقِيَ قَالَ ادْعُ بِحَطَبٍ قَالَ فَدَعَا عُمَرُ بِحَطَبٍ فَأَمَرَ بِهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فَأُحْرِقَ بِهِ»

در زمان خلافت عمربن خطاب، مردی با یک مرد دیگر، [در زیر رختخوابی] دیده شد، یکی از آنها قبل از دستگیری فرار کرد ولی دیگری را گرفتند و به نزد عمر آوردند. عمر به صحابه گفت: به نظر شما با این مرد چه کنیم؟ یکی گفت فلان کار را بکن و دیگری گفت فلان کار را انجام بده؛ عمر رو به امیرالمؤمنین کرد و گفت: تو چه می گوئی ای ابالحسن؟ حضرت فرمود: گردنش را بزن، پس گردنش را زد. همین که خواستند جنازه اش را ببرند، حضرت فرمود: صبر کنید! همانا از حدود این مرد یک حد همچنان باقی مانده است؛ عمر گفت: چه حدی باقی مانده؟ حضرت هیزمی طلب کرد و عمر نیز هیزم را آماده کرد؛ پس امیرالمؤمنین دستور داد تا جنازه آن مرد را در آتش آن هیزم بسوزانند.

کافی، ج٧، ص ١٩٩، ح٦؛ وسائل الشیعه، ج٨، ص ١٥٨

این روایت را مرحوم محمدتقی مجلسی در «روضة المتقین»، که شرح کتاب «من لایحضره الفقیه» است، آورده و اشاره به صحت روایت کرده و گفته است:

«ما رواه الشيخان في الصحيح...»

روایتی که مرحوم کلینی و شیخ طوسی در روایتی صحیح مطرح کرده اند که...

روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه؛ ج‌١٠، ص: ٧٥

علامه مجلسی هم می گوید که حدیث شماره ٦ صحیح است. البته من از فقهای متقدم ندیدم کسی این روایت را در کتاب «حدود» آورده باشد، حالا روی چه اصلی بوده، نمی دانم.

ولی دیدم «آیةالله گلپایگانی» روایت شماره ٥ کافی را مطرح کرده:

أُتِيَ عُمَرُ بِرَجُلٍ وَ قَدْ نُكِحَ فِي دُبُرِهِ فَهَمَّ أَنْ يَجْلِدَهُ فَقَالَ لِلشُّهُودِ رَأَيْتُمُوهُ يُدْخِلُهُ كَمَا يُدْخَلُ الْمِيلُ فِي الْمُكْحُلَةِ فَقَالُوا نَعَمْ فَقَالَ لِعَلِيٍّ ع مَا تَرَى فِي هَذَا فَطَلَبَ الْفَحْلَ الَّذِي نَكَحَهُ فَلَمْ يَجِدْهُ فَقَالَ عَلِيٌّ ع أَرَى فِيهِ أَنْ تُضْرَبَ عُنُقُهُ قَالَ فَأَمَرَ بِهِ فَضُرِبَتْ عُنُقُهُ ثُمَّ قَالَ خُذُوهُ فَقَدْ بَقِيَتْ لَهُ عُقُوبَةٌ أُخْرَى قَالُوا وَ مَا هِيَ قَالَ ادْعُوا بِطُنٍ‏ مِنْ حَطَبٍ فَدَعَا بِطُنٍّ مِنْ حَطَبٍ فَلُفَّ فِيهِ ثُمَّ أَخْرَجَهُ فَأَحْرَقَهُ بِالنَّار»

مردی را پیش عمربن خطاب آوردند که مفعول واقع می شده است، پس عمر تصمیم گرفت که او را شلاق بزند. به شاهدان گفت: آیا شما دیدید که این شخص مفعول واقع می شد، همانند داخل شدن میل در سرمه دان؟ گفتند: آری، پس عمر به علی علیه السلام گفت: نظر تو در این باره چیست؟ پس حضرت مردی را که فاعل عمل شنیع لواط بود را طلب کرد ولی او را نیافت. پس فرمود: نظر من این است که گردنش را بزنی. عمر دستور داد تا گردنش را زدند. سپس حضرت فرمود: او را نگه دارید که حدی از حدودش باقی مانده است. گفتند: آن حد باقی مانده چیست؟ حضرت چوب های خشک نخل خرما طلب کرد، آنها را آتش زدند و جنازه آن مرد را با آتش سوزاندند.

کافی، ج٧، ص ١٩٩، ح٥؛ الدر المنضود في أحكام الحدود؛ ج‌٢، ص: ٣٤

این روایت در کتب روائی ما هست، ولی در کتاب های فقهی ما، من ندیدم کسی از فقهاء به این روایت استناد کرده باشد.

آثار اجتماعی عمل ویرانگر «لواط» مهمتر از آثار فردی است

عمل شنیع «لواط»، عملی است که اگر در جامعه رشد بکند همانند این همجنس بازی ها که در جهان امروز رسوخ پیدا کرده است، به عنوان یکی از مفاسد بزرگ، خانواده ها را متلاشی می کند. الآن در دنیا، این عمل زشت، زندگی ها را بر هم زده است، خانواده ها را متلاشی کرده است.

شاید بدترین چیزی که هم در روایات و هم از نظر مسائل اخلاقی و انسانی مطرح است، عمل شنیع «لواط» است. لذا اگر شارع مقدس در این موارد سختگیری می کند، به خاطر این است که این عمل در جامعه ریشه نکند. و جامعه را آلوده نکند. فرد خیلی ملاک نیست، بلکه آسیب اجتماعی این عمل ملاک است. همان تعبیری که قرآن کریم دارد:

]فَجَعَلْناها نَكالاً لِما بَيْنَ يَدَيْها وَ ما خَلْفَها وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقين[

ما اين امر را كيفر و عبرتى براى مردم آن زمان و زمانهاى بعد قرار داديم و همچنين پند و اندرزى براى پرهيزكاران

‏سوره بقرة آیه ٦٦

سوزاندن لواط کار، یکی از آن احکام خمسه است

حکم احراق و سوزاندن لواط کار هم، یکی از آن احکام خمسه هست که برای لواط مطرح شده است.

یعنی سوزاندن، یک حکم معین برای لواط نیست. همان روایتی که دیروز خواندیم که مردی به حضور امیرالمؤمنین آمد و اعتراف به لواط کرد و حضرت او را مخیر کرد بین چند حکم، که یکی از آنها سوزاندن بود.

لذا فقهای ما فرمودند که حاکم در قضیه لواط می تواند از این احکام خمسه یکی را اجرا کند. مرحوم «فیض کاشانی» در کتاب «مفاتیح الشرایع»، می گوید:

«و مع وجوب القتل يتخير الامام بين ضربه بالسيف، و رجمه، و إلقائه من شاهق، و إلقاء جدار عليه، و إحراقه بالنار للنصوص»

در قضیه لواط، با وجود وجوب قتل لواط کننده، طبق نصوص وارده، امام مخیر است بین گردن زدن با شمشیر و سنگسار کردن، و پرتاب کردن از بلندی، و خراب کردن دیوار روی لواط کننده، و سوزاندنش با آتش.

مفاتیح الشرایع، ج٢، ص ٧٤

قاتل امام یا قاتل پیامبر، بعد از قتل سوزانده می شود

بحث دیگری که اینجا مطرح است، مسئله قتل امام و قتل نبی است. در کتب شیعه و سنی در این باره داریم که قاتل امام یا قاتل پیامبر، بعد از قتل سوزانده می شود.

حاکم نیشابوری نقل می کند که:

«لَمَّا جَاءُوا بِابْنِ مُلْجَمٍ إِلَى عَلِيٍّ قَالَ: «اصْنَعُوا بِهِ مَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِرَجُلٍ جُعِلَ لَهُ عَلَى أَنْ يَقْتُلَهُ فَأَمَرَ أَنْ يُقْتَلَ وَ يُحَرَّقَ بِالنَّارِ»

وقتی ابن ملجم را به حضور امیرالمؤمنین آوردند، حضرت فرمود: با او همان کاری را بکنید که پیغمبر با آن فردی که می خواست او را بکشد انجام داد، دستور داد که او را بکشند و با آتش بسوزانند.

مستدرک علی الصحیحین، ج٣، ص ١٥٥، ح٤٦٩٢

ظاهراً در زمان پیغمبر به یک فردی پول داده بودند که پیغمبر را بکشد. یعنی اجیر شده بود برای قتل پیامبر؛ وقتی آن شخص را گرفتند، پیغمبر دستور داد که او را بکشند و در آتش بسوزانند.

حاکم نیشابوری در باره این روایت سکوت می کند و در مورد صحت و ضعف روایت نظری نمی دهد، لذا جا دارد که در این مورد کار کنیم تا مشخص بشود که همچین اتفاقی افتاده یا نه و داستان از چه قرار است. پیغمبر دستور کشتن و سوزاندن چه کسی را صادر کرده، کی بوده، کجا بوده، البته من یک جستجویی انجام دادم چیزی از این داستان در منابع پیدا نکردم.

چرا پیامبر حاضر نیست اصحاب منافق خود را بکشد!

البته آنچه که در صحیح بخاری و دیگر منابع مطرح شده است، خلاف این دستور پیامبر است. مثلاً درباره عده ای که در بازگشت از جنگ تبوک قصد ترور پیامبر را داشتند که در ذیل آیه شریفه ]و هموا بما لم ینالوا...[؛ آیه ٧٤، سوره توبه؛ به آن اشاره شده است عمار و حذیفه و دیگران از پیامبر درخواست کردند که آنها را بکشد ولی پیغمبر موافقت نمی کند و می فرماید که دوست ندارم مردم بگویند که پیغمبر اصحابش را می کشد.

«بخاری»، در مورد قضیه «عبدالله ابن ابی» سرکرده منافقین که اصحاب درخواست قتل او را می کنند، نقل می کند که:

«فَقَامَ عُمَرُ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ: دَعْنِي أَضْرِبْ عُنُقَ هَذَا المُنَافِقِ. فَقَالَ النَّبِيُّ دَعْهُ، لاَ يَتَحَدَّثُ النَّاسُ أَنَّ مُحَمَّدًا يَقْتُلُ أَصْحَابَهُ»

عمر بلند شد و گفت یا رسول الله اجازه بده تا گردن این منافق را بزنم. پیغمبر فرمود: رهایش کن.نمی خواهم مردم بگویند که محمد، اصحابش را می کشد.

صحیح بخاری ج٤ ص ١٨٦١ ح ٤٦٢٢

یا روایاتی که «بخاری» از «ابوهریره» نقل می کند که:

«أَنَّهُ قَالَ: بَعَثَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي بَعْثٍ فَقَالَ: إِنْ وَجَدْتُمْ فُلاَنًا وَ فُلاَنًا فَأَحْرِقُوهُمَا بِالنَّارِ، ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حِينَ أَرَدْنَا الخُرُوجَ: إِنِّي أَمَرْتُكُمْ أَنْ تُحْرِقُوا فُلاَنًا وَ فُلاَنًا، وَ إِنَّ النَّارَ لاَ يُعَذِّبُ بِهَا إِلَّا اللَّهُ، فَإِنْ وَجَدْتُمُوهُمَا فَاقْتُلُوهُمَا»

ابوهریره می گوید: پیامبر خدا، روزی ما را به همراه سپاهی فرستاد و فرمود: اگر فلانی و فلانی را پیدا کردید، هر دو را با آتش بسوزانید! هنگامی که ما خواستیم از مدینه خارج شویم، پیغمبر گفت: من به شما دستور دادم که فلانی و فلانی را بسوزانید، در حالی که فقط خداوند است که انسانها را با آتش عذاب می کند، پس اگر شما آن دو نفر را یافتید، بکشید.

صحیح بخاری، ج٣، ص ١٠٩٨، ح ٢٨٥٣؛ دارالنشر: ابن کثیر، الیمامه، بیروت

بنابراین این روایت که حاکم نیشابوری نقل کرده است که پیغمبر دستور داد شخصی را بکشند، سپس او را بسوزانند، قابل تأمل و بررسی است، که باید بررسی و صحت و سقم آن معلوم شود.

روایت دوم: سوزاندن جنازه «ابن ملجم»، قاتل امیرالمؤمنین

روایت دوم روایتی است که مرحوم سیدمحسن امین در کتاب «فرحة الغری» از زبان طبری نقل کرده است. که البته من هر چه گشتم این روایت را در کتاب های طبری پیدا نکردم! به نظر من یک اشتباهی برای مرحوم امین پیش آمده است.

ناقل این روایت ابن اثیر در «الکامل» است، که نقل می کند:

«فَلَمَّا قُبِضَ بَعَثَ الْحَسَنُ إِلَى ابْنِ مُلْجَمٍ فَأَحْضَرَهُ، فَقَالَ لِلْحَسَنِ: هَلْ لَكَ فِي خَصْلَةٍ؟ إِنِّي وَاللَّهِ قَدْ أَعْطَيْتُ اللَّهَ عَهْدًا أَنْ لَا أُعَاهِدَ عَهْدًا إِلَّا وَفَيْتُ بِهِ، وَإِنِّي عَاهَدْتُ اللَّهَ عِنْدَ الْحَطِيمِ أَنْ أَقْتُلَ عَلِيًّا وَمُعَاوِيَةَ، أَوْ أَمُوتَ دُونَهُمَا، فَإِنْ شِئْتَ خَلَّيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَهُ، فَلَكَ اللَّهُ عَلَيَّ إِنْ لَمْ أَقْتُلْهُ أَوْ قَتَلْتُهُ ثُمَّ بَقِيتُ أَنْ آتِيَكَ حَتَّى أَضَعَ يَدِي فِي يَدِكَ. فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ: لَا وَاللَّهِ حَتَّى تُعَايِنَ النَّارَ. ثُمَّ قَدَّمَهُ فَقَتَلَهُ، وَأَخَذَهُ النَّاسُ فَأَدْرَجُوهُ فِي بَوَارِيَّ وَأَحْرَقُوهُ بِالنَّارِ»

چون امیرالمؤمنین وفات يافت، امام حسن ابن ملجم را احضار كرد. او به حسن گفت آيا ميل دارى كه من يك كار را براى تو انجام دهم؟ به خدا سوگند من هر چه با خدا عهد كردم انجام دادم و وفا نمودم و من در مكه سوگند ياد كرده بودم كه على و معاويه را بكشم يا اينكه در راه اين قصد جان بدهم اگر مقتضى بدانى مرا آزاد كن كه با خدا عهد مي كنم او را (معاويه) خواهم كشت و اگر موفق نشوم باز عهد ميكنم كه من نزد تو برگردم و دست بدست تو بگذارم كه مرا بكشى. حسن گفت: نه بخدا مگر آنكه آتش دوزخ را به چشم خود ببينى بعد از آن او را پيش برد و كشت. مردم هم او را در بوريا پيچيده در آتش انداختند و سوزانيدند.

اعیان الشیعه، ج١، ص ٥٣٤؛ الکامل فی التاریخ ابن اثیر ج٣، ص ٢٥٨؛ البدایه و النهایه، ابن کثیر ج٧، ص ٣٦٦

حاکم نیشابوری این داستان را از زبان «ابی اسحاق همدانی» اینگونه نقل می کند:

«عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ الْهَمْدَانِيِّ، قَالَ: «رَأَيْتُ قَاتِلَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ يُحَرَّقُ بِالنَّارِ»

ابی اسحاق همدانی می گوید: قاتل علی بن ابیطالب را دیدم که در آتش سوزانده می شد.

المستدرک علی الصحیحین، ج٣، ص ١٥٥، ح ٤٦٩٣

قاضی نعمان مغربی هم نقل می کند که:

«ذکر لنا علی علیه السلام انه سیقتل. فقلنا لو علمنا قاتلک لأبدنا عترته قال مه ذلک ظلم و لکن اصنعوا به ما یصنع بقاتل نبی او وصی یقتل ثم یحرق»

حضرت علی علیه السلام برای ما می گفت که بزودی کشته خواهد شد، ما گفتیم که اگر بدانیم که قاتل تو کیست، خاندانش را نابود خواهیم کرد. حضرت فرمود: نه، این ظلم است ولی هر کاری که با قاتل پیغمبر و یا وصی پیغمبر انجام می شود، شما هم انجام بدهید. کشته می شود و سپس سوزانده می شود.

شرح الأخبارفی فضائل الأئمه الأطهار، قاضی نعمان مغربی، ج٢، ص ٤٢٩

وصیت جالب امیرالمؤمنین درباره «ابن ملجم»

در مورد وصیت امیرالمؤمنین به امام مجتبی در مورد ابن ملجم هم نکات زیبائی می شود دید، اعیان الشیعه و شیخ طوسی و دیگران نقل کرده اند که حضرت به امام مجتبی فرمود:

«ابصروا ضاربی اطعموا من طعامی و اسقوه من شرابی...فَأَحْسِنُوا إِلَيْهِ، فَإِنْ أَعِشْ فَهَضْمٌ أَوْ قِصَاصٌ، وَإِنْ أَمُتْ فَعَالِجُوهُ، فَإِنِّي مُخَاصِمُهُ عِنْدَ رَبِّي عَزَّ وَجَلَّ»

مراقب قاتل من باشید، از همان غذا و نوشیدنی من به او بدهید...به او نیکی کنید. اگر من زنده بمانم، یا می بخشم و یا قصاص می کنم، و اگر از دنیا رفتم به سرعت او را قصاص کنید چرا که من نزد پروردگارم دشمن او هستم.

اعیان الشیعه ج١، ص ٥٣٣

مرحوم شیخ طوسی هم نقل می کند که:

« أن علياً قال في ابن ملجم بعد ما ضربه أطعموه و اسقوه و أحسنوا إساره، فإن عشت فأنا ولي دمي أعفو إن شئت و إن شئت استقدت، و إن مت فقتلتموه فلا تمثلوا»

علی علیه السلام بعد از ضربت خوردن از ابن ملجم در مورد او فرمود که به او غذا و نوشیدنی بدهید و با او رفتار نیکی داشته باشید، من اگر زنده ماندم، صاحب خونم هستم خواستم می بخشم، خواستم قصاص می کنم، و اگر از دنیا رفتم، او را بکشید و مثله نکنید.

المبسوط شیخ طوسی، ج٧، ٢٦٨

شیخ طوسی در ادامه روایت می گوید:

«فكان هذا منه عليه السلام عندنا تفضلا و إحسانا، و إلا فقد بينا أنه كافر بما فعله»

این فرمایش حضرت امیر، تفضل و احسان حضرت در حق ابن ملجم است، و گر نه ابن ملجم با این کار، کافر گشت.

المبسوط شیخ طوسی، ج٧، ٢٦٨

«ابن ادریس شافعی»، امام شافعی ها در کتاب «الأم» ج ٤، ص ٢٢٩؛ هم همین تعبیر شیخ طوسی را دارد که«فإن عشت فأنا ولي دمي أعفو إن شئت و...»

«سرخسی» از فقهای نامی احناف هم در کتاب «المبسوط» خود همین تعبیر را دارد. المبسوط چیزی شبیه «جواهر» ما شیعه هاست، که اگر بخواهد به روز چاپ بشود، بالغ بر پنجاه، شصت جلد می شود.

مفصل ترین کتب فقهی مذاهب مختلف اسلامی

مفصل ترین کتاب فقهی ما شیعه ها، «جواهر» است تألیف مرحوم نجفی صاحب جواهر

مفصل ترین کتاب فقهی حنفی ها، «المبسوط»، تألیف «سرخسی» است.

مفصل ترین کتاب فقهی حنبلی ها، «المغنی» تألیف «ابن قدامه مقدسی» است.

مفصل ترین کتاب فقهی شافعی ها، «المجموع» تألیف «نووی» است.

تعبیر قابل تأمل «سرخسی» در مورد «ابن ملجم»، قاتل امیرالمؤمنین

«سرخسی» یک تعبیری دارد که قابل توجه و دقت است، وی بعد از نقل وصیت امیرالمؤمنین علیه السلام به امام مجتبی علیه السلام که فرمود من اگر زنده بمانم خودم تصمیم می گیرم و اگر از دنیا رفتم او را قصاص کنید و مثله هم نکنید؛ می گوید:

«وَلَا يُقَالُ إنَّمَا قَتَلَهُ؛ لِأَنَّهُ كَانَ مُرِيدًا مُسْتَحِلًّا لِقَتْلِ إمَامِ الْمُسْلِمِينَ عَلَى مَا رُوِيَ أَنَّهُ قَتَلَهُ، وَ هُوَ يَتْلُو قَوْله تَعَالَى {،وَمِنْ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ} [البقرة: ٢٠٧] ؛ لِأَنَّهُ، وَإِنْ كَانَ إمَامَ الْمُسْلِمِينَ وَ كَانَ قَتْلُهُ ذَنْبًا عَظِيمًا فَلَا يَصِيرُ بِهِ الْقَاتِلُ مُرْتَدًّا إنَّمَا ذَلِكَ لِلْأَنْبِيَاءِ خَاصَّةً»

کسی نگوید که ابن ملجم به این دید علی را کشت که معتقد بود قتل امام مسلمین حلال و جایز است،- در حالی که ابن ملجم وقتی علی را کشت آیه «و من الناس من یشری...» را می خواند-  زیرا علی، گر چه امام مسلمین بود، و قتلش هم گناه بزرگی بود، ولی با این قتل، ابن ملجم مرتد نمی شود. و ارتداد فقط مختص قاتل انبیاء است.

المبسوط سرخسی، ج ٢٦، ص ١٧٥

این برخوردهای دوگانه ای که این حضرات دارند، دل انسان را به درد می آورد، شما ببینید نسبت به قاتلین عثمان چه تعبیری دارند، و نسبت به قاتل امیرالمؤمنین چه تعبیری دارند!

جهت آگاهی از برخورد دوگانه اهل سنت نسبت به قاتلین امیر المومنین علی علیه السلام و قاتلین عثمان به لینک ذیل مراجعه شود:

http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn١.htm#_Toc٢٤٣٩١٠٤٩٩

 

 

قاتل علي (عليه‌السلام) اجتهاد كرده و ثواب برده است!

 

«ابن حزم آندلسی» که به صراحت قاتل امیرالمؤمنین را مجتهد معرفی می کند که در اجتهادش خطا کرده است؛ وی مي‌گويد اجماع بين مسلمانان است كه ابن‌ملجم، براي كشتن حضرت علي (عليه‌السلام) اجتهاد كرده و خود را بر حق مي‌دانست!!!

«وَ لاَ خلاَفَ بين أَحَدٍ من الْأُمَّة في أَنَّ عَبْدَ الرحمن بن مُلْجَمٍ لم يَقْتُلْ عَليًّا رضي الله عنه إِلاَّ مُتَأَوِّلاً مُجْتَهِدًا مُقَدِّرًا أَنَّهُ على صَوَابٍ  وفي ذلك يقول عمْرَانُ بن حطَّانَ شَاعرُ الصِّفْرِيَّة :

يا ضَرْبَةً من تَقيٍّ ما أَرَادَ بها       إِلاَّ ليَبْلُغَ من ذي الْعَرْشِ رِضْوَانًا

 إنِّي لأذكره حينا فَأَحْسَبُـهُ       أوفي الْبَــرِّيَّة عنْــدَ اللَّه ميزانًا»

اجماع بين مسلمانان است كه ابن‌ملجم ، براي كشتن حضرت علي (عليه‌السلام) اجتهاد كرده و خود را بر حق مي‌دانست ، و به همين علت عمران بن حطان شاعر صفريه (گروهي از خوارج) مي‌گويد :

چه ضربتي زد آن نيكوكار كه از آن جز رسيدن به رضاي خدا هدفي نداشت ! من وقتي او را به ياد مي‌آورم ،او را كسي مي‌بينم كه ترازوي عمل او نزد خدا از همه پرتر است!

المحلى  ج ١٠   ص ٤٨٤

این شعر را آقایان می خوانند و با آب و تاب هم می خوانند.

در كتاب الأم شافعي ، مختصر مزني ، المجموع نووي ، مغني المحتاج و الجوهر النقي نيز شبيه همين مطلب را در دفاع از ابن‌ملجم مطرح كرده‌اند !

كتاب الأمّ للشافعي: ٤/٢٢٩، مختصر المزني لإسماعيل المزني: ٢٥٦، المجموع للنووي: ١٩/١٩٧، مغني المحتاج لمحمد بن الشربيني: ٤/١٢٤، الجوهر النقي للمارديني: ٨/٥٨.

از آن طرف هم آقایان می گویند که:

«إِذَا حَكَمَ الحَاكِمُ فَاجْتَهَدَ فَأَصَابَ، فَلَهُ أَجْرَانِ، وَإِذَا حَكَمَ فَأَخْطَأَ، فَلَهُ أَجْرٌ وَاحِدٌ»

اگر حکم حاکمی به واقع اصابت کرد ، دو اجر دارد و اگر اجتهادش به خطا رفت یک اجر دارد.

سنن ترمذی ج ٣ ص ٦١٥

این ها اشخاص ناصبی هستند که اینگونه سخن می گویند، ولی «سرخسی» به عنوان یک فقیه معتدل حنفی و آدمی که تندرو نیست، متعصب نیست، و در کلماتش بوی ناصبی گری را من ندیدم، من با کتاب های مفصل فقهی مذاهب اهل سنت انس دارم و کمتر روزی می شود که من به این کتابها مراجعه نکنم، حالا «ابن قدامه» کمی شیشه خورده دارد! و در بعضی از جاها به جاده خاکی! می زند؛ ولی سرخسی که یک آدم معتدلی است می آید و در کمال تعجب می گوید:

«وَ إِنْ كَانَ إمَامَ الْمُسْلِمِينَ وَ كَانَ قَتْلُهُ ذَنْبًا عَظِيمًا فَلَا يَصِيرُ بِهِ الْقَاتِلُ مُرْتَدًّا»

علی، گر چه امام مسلمین بود، و قتلش هم گناه بزرگی بود، ولی با این قتل، ابن ملجم مرتد نمی شود.

المبسوط سرخسی، ج ٢٦، ص ١٧٥

این عبارت سرخسی در مقابل فرمایش «شیخ طوسی» است که می گوید:

«فقد بينا أنه كافر بما فعله»

ابن ملجم با این کار (قتل امیرالمؤمنین)، کافر گشت.

المبسوط شیخ طوسی، ج٧، ٢٦٨

ببینید که نگاه به مسئله امامت این گونه است، اگر امام منتخب مردم باشد، حرف آقای سرخسی کاملاً درست است؛

اگر بنا شد که امام منتخب مردم باشد، و یک آقائی بیاید منتخب مردم را بکشد، خب بله اتفاقی نمی افتد. ولی ما به آقای سرخسی می گوئیم که فرض می کنیم که امیرالمؤمنین، اصلاً امام نبوده، ولی مسلمان که بوده، مؤمن که بوده؛ قرآن کریم هم در مورد قتل یک فرد مؤمن می فرماید:

]وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً[

و هر كسى فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند مجازات او دوزخ است كه جاودانه در آن مى‏ماند و خداوند بر او غضب مى‏كند و از رحمتش او را دور مى‏سازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است.

سوره نساء(٤): آیه٩٣

آیا شما همین آیه را در مورد قتل حضرت امیر، مطرح می کنید؟! یا نه، می گوئید: «وَ كَانَ قَتْلُهُ ذَنْبًا عَظِيمًا»؛ مثل کسی که رفته و دزدی کرده!! یا کسی رفته مثلاً زنا کرده!

آقای سرخسی متأسفانه همین آیه را هم درباره حضرت امیر ندارد. در حالی که ابن ملجم دو گناه مرتکب شده است، یکی اینکه انسان مؤمنی را کشته، و طبق صریح آیه، جایگاهش جهنم است؛

و گناه دیگرش این است که با آرای مسلمانها و اجماع مسلمین مخالفت کرده است. و این در حالی است که آقایان قائل به حجیت اجماع هستند و این آیه شریفه را هم دال بر حجیت اجماع می خوانند:

]وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى‏ وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبيلِ الْمُؤْمِنينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً[

كسى كه بعد از آشكار شدن حق از در مخالفت با پيامبر در آيد و از راهى جز راه مومنان پيروى كند ما او را به همان راه كه مى‏رود مى‏بريم و به دوزخ داخل مى‏كنيم و جايگاه بدى دارد.

سوره نسآء(٤)، آیه ١١٥

اما اگر بنا شد که امام منصوب خدا باشد، امامت استمرار نبوت باشد، فرمایش شیخ طوسی را باید مطرح کنیم.

ولی اگر امامت را از خدا جدا کردیم، از نبوت هم جدا کردیم، و شد منصوب مردم؛ همین می شود که قاتل او هم خیلی مورد مذمت نیست. و حتی مرتد هم نمی شود. بلکه به تعبیر «ابن تیمیه» کارش «قربة الی الله» هم می شود:

«وَ الَّذِي قَتَلَ عَلِيًّا كَانَ يُصَلِّي وَ يَصُومُ وَ يَقْرَأُ الْقُرْآنَ، وَ قَتَلَهُ مُعْتَقِدًا أَنَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُحِبُّ قَتْلَ عَلِيٍّ، وَ فَعَلَ ذَلِكَ مَحَبَّةً لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ»

آن کسی که علی را کشت، نماز می خواند و روزه می گرفت و قرآن تلاوت می کرد، در حالی علی را کشت که معتقد بود که خدا و رسول از قتل علی رضایت دارند. و او این کار را برای جلب محبت خدا و رسولش انجام داد!

منهاج السنه، ج٧، ص ١٥٣

و در جای دیگری در مورد «ابن ملجم» می گوید:

«عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُلْجِمٍ الْمُرَادِيُّ مَعَ كَوْنِهِ كَانَ مِنْ أَعْبَدِ النَّاسِ»

 عبدالرحمن بن ملجم مرادی قاتل علی، عابدترین مردم زمان خود بود!!

منهاج السنه، ج٥، ص ٤٧

والسلام علیکم و رحمة الله