خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ٢٤٠ - نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (١٠)

نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (١٠)

کد مطلب: ٨٦٢٣ تاریخ انتشار: ٢٢ دي ١٣٩٤ - ١٣:٣٠ تعداد بازدید: ٨٩٥ خارج کلام مقارن » نقد سخنان شیخ الازهر نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (١٠)
جلسه سی و سوم ٩٤/١٠/٢٢


 بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و سوم   ٩٤/١٠/٢٢

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاءالله.

در جلسات گذشته، پیرامون نقد صحبتهای آقای دکتر طیب، مطالبی را خدمت دوستان عرض کردیم و بر منهج و روش بحث ایشان، ایرادات اساسی را وارد کردیم.

اشکال و ایراد دیگر، در منهج و روش آقای دکتر طیب در نقد مذهب شیعه؛ استفاده از برخی الفاظ موهن و رکیک از ناحیه ایشان است. با اینکه خود ایشان، خیلی مقید هستند که از به کار بردن الفاظ تند خودداری بکنند.

آقای دکتر «طیب»، از اولین روزی که روی کار آمد – یعنی حدود ١٤، ١٥ سال پیش و در اواخر حکومت حسنی مبارک – روش ایشان، همان روش «شیخ شلتوت» بود. مصاحبه های متعددی در زمینه تقریب شیعه و سنی داشت و می گفت که من اگر به نجف بروم، پشت سر مراجع شیعه نجف، نماز می خوانم؛ و ما مذهب شیعه را جزء مذاهب اسلامی می دانیم و تقلید از فقهای شیعه جایز است و...

ولی متأسفانه اخیراً به خاطر برخی مشکلات مالی که مصر و دانشگاه الأزهر به آن دچار شده است، به گونه ای که دولت مصر با کمک مالی عربستان، خود را اداره می کند؛ و دانشگاه الأزهر نیز از مشکلات مالی رنج می برد؛ عربستان از این نقطه ضعف الأزهر استفاده کرده و پولهای کلانی را در اختیار اینها قرار داده است.

وقتی عربستان، پول در اختیار الأزهر قرار می دهد و مشکلات مالی آنها را حل می کند، طبیعتاً انتظارات و مطالباتی نیز از آنها دارد. مهمترین مطالبه سعودی ها و در حقیقت همّ و غم آنها این است که ایران و مذهب شیعه را در منطقه و در سطح بین الملل زیر سؤال ببرد.

عربستان سعودی در این زمینه، از تمام توان و ظرفیت خودش، استفاده می کند. از جمله این ظرفیت ها، خود دکتر طیب، شیخ الأزهر است. لذا ایشان را تحریک می کنند، تا بیاید، برخلاف افکار و اندیشه های تقریبی خود سخن بگوید.

آقای دکتر «طیب»، در سابق!

آقای طیب در سخنان خود وقتی می خواست به شیعه ایراد بگیرد، از کلمه «تحفظ»(ملاحظات) استفاده می کرد و می گفت:

« أنا سأخفف عبارة إعتراض الی التحفظ»

من به جای کلمه اعتراض، از کلمه تحفظ استفاده می کنم.

کلمه «تحفظ» محترمانه ترین لفظ در بیان نقد از طرف مقابل است. در حقیقت ایشان می خواست بگوید که ما می خواهیم روابط دوستانه ما، حفظ بشود. اگر نسبت به هم نقدی هم داریم، این نقد ما در راستای حفظ کرامت و حفظ آن روابط حسنه است.

وقتی آقای دکتر طیب، در مقابل شیعه به جای کلمه «انتقاد» و «اعتراض»، از کلمه «تحفظ» استاده می کند، ما نیز باید تعابیر شبیه به این را در مقابل ایشان داشته باشیم.

آقای دکتر «طیب»، در حال حاضر!!

تا اینجا خوب بود. ولی متأسفانه ایشان در یکی از این جلسات ماه رمضان، وقتی صحبت از «عایشه» به میان آمد، به یکبار از کوره در رفت و گفت:

«و خاصَّةُ عایِشة (رضی الله عنها) أُم المُؤمنین، أمُّنا و أمُّ المُؤمنین و أمُّ الشّیعَةِ رَغمَ أنُوفِهِم شَاؤُو أم أبَوا»

مخصوصاً عایشه که مادر مؤمنین است، مادر ماست، و مادر شیعه است، هر چند پوزه ایشان بر زمین مالیده شود، بخواهند با نخواهند مادر شیعیان هم است.

این کلمه «رَغمَ أنُوفِهِم» خیلی تعبیر وقیح و زشتی است. خصوصاً از آقای دکتر طییب. ما این واژه های اینچنینی را، معمولاً از این وهابی های بی ادب و بی آبرو می شنویم. شاید آنها هم تعابیر تند اینچنینی را نداشته باشند!

آقای دکتر «طیب»، از یک طرف می گوید: ما در نقد شیعه، حتی کلمه «اعتراض» را به کار نمی بریم و کلمه «تحفظ» را به کار می بریم؛ ولی از این طرف می آید و این عبارت زشت و وقیح «رَغمَ أنُوفِهِم» را به کار می برد!

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود، از واژه «انتقاد» استفاده کرده و می گوید:

«بنابر عقیده شیعه، تمام صحابه به پیامبر خیانت کردند که آمدند به جای علی، ابوبکر و عمر عثمان را انتخاب کردند. و این در حقیقت متهم کردن صحابه و کبار به خیانت است. و ما نسبت به این اعتقاد، انتقاداتی داریم.»

در حقیقت جناب «طیب» می گوید که شیعه، هم ابوبکر و عمر و عثمان را متهم به غصب خلافت کرده است؛ و هم صحابه را به خیانت به خدا و پیغمبر متهم کرده است! یعنی خدا و پیغمبر، علی را انتخاب کردند، ولی صحابه بر خلاف انتخاب خدا و پیغمبر، ابوبکر و عمر را انتخاب کردند.

ما الآن در مقام نقد مطالب ایشان نیستیم، ولی وقتی ایشان می آید و می گوید:

«نحن اهل سنة لانؤمن بأن رسول الله نص علی علیّ»

ما اهل سنت، به اینکه رسول خدا نصی در خلافت علی داشته باشد را قبول نداریم.

منبع: سایت شیخ الأزهر

اینکه شما می گوئید: «لانؤمن»؛ جای تعجب است. زیرا این همه روایات در کتب شما وجود دارد و این همه نصوص در منابع شما وجود دارد. نه فقط در کتاب های شیعه! شما چگونه این همه نصوص را منکر می شوید؟ چگونه این همه ادله را رد می کنید؟ 

منکر روایات صحیح پیامبر، کافر است!!

«ابن تیمیه» در این زمینه تعبیر عجیبی دارد و می گوید:

«وَقَدْ ثَبَتَ بِالْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ وَ الْإِجْمَاعِ أَنَّ مَنْ بَلَغَتْهُ رِسَالَةُ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَلَمْ يُؤْمِنُ بِهِ فَهُوَ كَافِرٌ لَا يُقْبَلُ مِنْهُ الِاعْتِذَارُ بِالِاجْتِهَادِ»

از طریق کتاب و سنت و اجماع ثابت شده است که هر کسی خبری از رسول خدا به او برسد ولی او به آن ایمان نیاورد و قبول نکند، او کافر است. هیچ عذر اجتهادی نیز از او پذیرفته نیست

مجموع الفتاوی، ج١٢، ص ٤٩٦؛دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجد

با این وضعیت، جناب ابن تیمیه، هم عایشه را کافر می داند و هم طلحه و زبیر و هم معاویه را کافر می داند!! و همچنین تمام صحابه ای که در سپاه عایشه در جنگ جمل؛ و سپاه معاویه در جنگ صفین بودند را کافر می داند. زیرا نبی مکرم به کرات درباره قتل «ناکثین» و «مارقین» و «قاسطین» بیان داشته است. حتی به صراحت به طلحه و زیبر فرموده است که شما با علی قتال می کنید در حالی که علی به حق است!

ادلّه حقانیت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه):

١-    حدیث ولایت:

اگر سخن ابن تیمیه مبنا باشد، برای آقایان خیلی مشکل پیش می آید. جناب «طیب»، با این روایت صحیح و صریح چه می کند که می فرماید:

«انّ عليّا منّي و أنا منه و هو وليّ كلّ مؤمن بعدي.»

به راستي علي از من است و من از او هستم و او سرپرست همه مؤمنان، پس از من است.

المستدرک علی الصحیحین، ج٣، ص ١١٩،كِتَابُ مَعْرِفَةِ الصَّحَابَةِ، وَمِنِ مَنَاقِبِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ، ح ٤٥٧٩

«محمد ناصر الدين الباني» نيز درباره اين روايت گفته:

«صحّحه الحاكم الذهبي و هو كما قالا.»

اين روايت را حاكم و ذهبي تصحيح كرده اند. اين روايت، صحيح است همان گونه است كه حاكم و ذهبي گفته اند.

سلسلة الأحادیث الصحيحة، ج٥، ص٢٦٣؛الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض الطبعة: الأولى، (لمكتبة المعارف)

٢-    حدیث خلافت

«ابن أبي عاصم» در كتاب «السنه» مي نويسد كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) خطاب به اميرمؤمنان (عليه السلام) فرمود:

«وأنت خليفتي في كلّ مؤمن من بعدي»

تو پس از من، جانشين من در ميان همه مؤمنان هستي

السنة لابن أبي عاصم، ج٢، ص ٥٦٥، ح ١١٨٨؛دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - ١٤٠٠، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني

٣-    حديث امامت:

«ابونعيم اصفهاني» با سند معتبر در كتاب «معرفة الصحابه» نقل كرده است كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) فرمود:

«انْتَهَيْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي إِلَي السِّدْرَةِ الْمُنْتَهَي، فَأُوحِيَ إِلَيَّ فِي عَلِيٍّ بِثَلاثٍ: «أَنَّهُ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ، وَسَيِّدُ الْمُسْلِمِينَ، وَقَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ إِلَي جَنَّاتِ النَّعِيمِ»

هنگامي كه در شب معراج به سدرة المنتهي رسيدم، خداوند به من در باره علي سه چيز وحي كرد: به راستي كه او پيشواي پرهيزگاران، سردار مسلمانان و جلودار روسفيدان به سوي بهشت سرشار از نعمت خداوند است.

معرفة الصحابة، ج ٣ ص ١٥٨٧،باب العین، ح ٤٠٠٢

آقای دکتر طیب! شما با این همه نصوص صریح و صحیح چه می کنید؟ سخن ابن تیمیه هم که شیخ الاسلام شماست، صراحت در کفر منکرین فرمایش پیامبر است؛ با این چه کنیم؟ کفری هم که ایشان در اینجا مطرح می کند، صراحت دارد در کفر در مقابل اسلام!!

حتی در «لجنه دائم افتاء»، نیز در این زمینه سؤال کرده اند:

«من ينكر بعض الأحاديث الصحيحة الواردة في الصحيحين... ما الحكم فيهم هل يصلى وراءهم أو يتبادل معهم السلام أو يعتزلوا؟

جواب:أما الصلاة وراءهم فحكمها حكم الصلاة وراء الفاسق، والأحوط: عدم الصلاة خلفهم؛ لأن بعض أهل العلم كفرهم»

سؤال: اگر کسی منکر برخی از احادیث صحیحه باشد، حکمش چیست؟ آیا می شود پشت سر او نماز خواند؟ آیا با او معامله مسلمان بکنیم یا از او کناره بگیریم؟

جواب: حکم نماز پشت سر چنین کسی، همان حکم نماز پشت سر انسان فاسق است. احتیاط در این است که نمی شود نماز خواند. زیرا برخی علما چنین افرادی را تکفیر کرده اند.

فتاوی اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة، ج٢، ص ٢٧٢

طبق این فتوا و نظر این آقایان، وقتی طرف می گوید که مثلاً روایت «اثماً قادراً خائناً...» صحیح نیست؛ یا اینکه زید بن ارقم گفته است که زنان پیغمبر در اهلبیت داخل نیستند، این صحیح نیست؛ و... همین که گفتی این روایت صحیح نیست، طبق فتوای ابن تیمیه، و همچنین فتوای لجنه دائم افتاء عربستان سعودی؛ کافر می شود!!

دوستان خوب است که این عبارات کلیدی را در دفتری، در فایلی و... با عنوان «نکات کلیدی» ذخیره بکنند. چرا که در خیلی از موارد به کارشان می آید. خوب است پرینت هم بگیرند و دم دست داشته باشند که مراجعه کنند و مرور بکنند تا در ذهن مبارک بماند.

قائلین به ارتداد صحابه، منحرف هستند!

آقای دکتر طیب در جای دیگر از صحبتهایش می گوید:

«و للأسف الشدید بعض الفرق المنحرفه تقول بردة الصحابه أو تقول بخیانتهم لله و رسوله و اغتصابهم للخلافة من سیدنا علی»

باعث تأسف شدید است که برخی از گروه های منحرف، قائل به ارتداد صحابه شدند. یا گفته اند که صحابه به خدا و رسولش خیانت کردند و خلافت را از علی غصب کردند.

این مطلب در سایت «بوابة الأزهر الإلکترونیة» است که عمدتاً متعلق به شیخ الأزهر است. شما وقتی این سایت را باز می کنید، در همان صفحه اول، زندگی نامه دکتر طیب، تألیفات دکتر طیب و نیز مسؤلیت های ایشان را ذکر کرده است.

در آنجا با عنوان «سب الصحابة الكرام و الإساءة إليهم مُحرَّم بنص القرآن والسنة» از قول دکتر «طیب» نوشته است که:

إن سب الصحابة - رضوان الله عليهم - و إهانتهم والإساءة إليهم مُحرَّم تحريمًا قاطعًا، و هو من كبائر الآثام و الذنوب...إن المغامرة بسب الصحابة هى مغامرة تصل إلى حد تكذيب القرآن الكريم، وللأسف الشديد بعض الفرق المنحرفة تقول بردة الصحابة - والعياذ بالله- أو تقول بخيانتهم لله ورسوله، واغتصابهم للخلافة من سيدنا على – رضى الله عنه»

همانا دشنام دادن به صحابه، و اهانت به صحابه و بد کردن به آنها قطعاً حرام است. این از گناهان کبیره است... عاقبت دشنام دادن به صحابه، عاقبتی است که به حد تکذیب قرآن منجر می شود. و مایه تأسف شدید است که بعضی از فرقه های باطل، قائل به ارتداد صحابه هستند. یا می گویند که صحابه به خدا و پیامبر خیانت کردند. و خلافت علی را غصب کردند.

آیا «عایشه» منحرف است!!؟

این آقایان این مطالب را بیان می کنند و شیعه را به خاطر قول به ارتداد صحابه، فرقه منحرفه می خوانند ولی از درون مذهب خودشان غافل هستند که «عایشه» به صراحت می گوید:

«لمَّا قُبِض رسولُ اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ارْتَدَّت الْعَرَبُ قَاطِبةً»

وقتی پیغمبر از دنیا رفت، تمام مردم عرب مرتد شدند!

النهایه فی غریب الحدیث ابن اثیر، ج ٤ ص ٧٩؛ البدایه و النهایه ابن کثیر، ج ٦ ص ٣٠٤؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ٣٠ ص ٣١٤ (بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

حدیث حوض به روایت «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم»:

آقایان از حدیث «حوض» غافل هستند که «صحیح بخاری»، و «صحیح مسلم»، در چندین جا این حدیث را نقل کرده اند که:

«عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: بَيْنَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَ بَيْنِهِمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، فَقُلْتُ: أَيْنَ؟ قَالَ: إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ، قُلْتُ: وَ مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَى. ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَ بَيْنِهِمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، قُلْتُ أَيْنَ؟ قَالَ: إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ، قُلْتُ: مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَى، فَلاَ أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلَّا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»

ابو هریره از پیغمبر نقل می کند که فرمود: در حالي كه من در آنجا ايستاده‌ام گروهي از اصحاب مرا مي‌آورند، تا من آنها را مي‌شناسم مردي از ميان من و آنها خارج مي‌شود و ندا مي‌دهد: بشتابيد! من فرياد مي‌زنم كجا؟ مي‌گويد: به خدا سوگند به سوي آتش دوزخ! مي‌گويم: مگر آنها چه كار كردند؟ مي‌گويد: آنها بعد از تو به گذشته پست و جاهلي خود عقب گرد نمودندسپس گروهي از صحابه را مي‌آورند، تا من آنها را مي‌شناسم مردي از ميان من و آنها خارج مي‌شود و ندا مي‌دهد: بشتابيد! من فرياد مي‌زنم كجا؟ مي‌گويد: به خدا سوگند به سوي آتش دوزخ! مي‌گويم: مگر آنها چه كار كردند؟مي‌گويد: آنها بعد از تو به گذشته پست و جاهلي خود عقب گرد نمودند. از اين‌رو نمي‌بينم آنها را مگر اين كه همه را وارد دوزخ مي‌سازند و كسي از آنها نجات نمي‌يابد مگر تعداد بسيار كمي از آنها.

صحيح بخاري، ج٥، ص ٢٤٠٧، كتاب الرقاق، باب في الحوض، ح ٦٢١٥

جناب آقای طیب! این کتاب «صحیح بخاری» است که می گوید: «إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَى»!! شما صحیح بخاری را از مصادر تشریع خودتان می دانید یا نمی دانید!؟ آقایان اهل سنت به این روایت عقیده دارند یا ندارند!؟ طبق نظر شما ما باید بگوئیم که تمام اهل سنت، جزء فرق منحرفه شدند!! چون معتقد به ارتداد صحابه هستند!

در «صحیح مسلم» هم اینچنین وارد شده است که پیغمبر فرمود:

«وَأَنَا فَرَطُهُمْ عَلَى الْحَوْضِ أَلَا لَيُذَادَنَّ رِجَالٌ عَنْ حَوْضِي كَمَا يُذَادُ الْبَعِيرُ الضَّالُّ أُنَادِيهِمْ أَلَا هَلُمَّ فَيُقَالُ: إِنَّهُمْ قَدْ بَدَّلُوا بَعْدَكَ فَأَقُولُ سُحْقًا سُحْقًا»

من زود‌تر از اصحابم وارد حوض می‌شوم اما بدانید که مردانی را از حوض می‌رانند و دور می‌کنند همان‌سان که الاغ ره گم کرده را می‌رانند، من خطاب به آنان ندا می‌دهم: هان بشتابید! گفته می‌شود: آنها همه چیز را بعد از تو تغییر دادند. از این‌رو عرضه می‌دارم: رحمت حق از شما دور باد! دور باد!

صحیح مسلم، ج١، ص ٢١٨، كِتَابِ الطَّهَارَةِ، بَابُ اسْتحْبَابِ إِطَالَةِ الْغُرَّةِ وَالتَّحْجِيلِ فِي الْوُضُوءِ ، ح ٢٤٩

این مسائل پنهانی نیست و آقایان به صراحت اینها را مطرح کرده اند. و ارتباطی به شیعه هم که ندارد. صحیحین شما نقل کرده اند!

آقای طیب! کدامیک از این عبارت تندتر است!؟

آقای «طیب» گفت که شیعیان چون معتقد به غصب خلافت امیرالمؤمنین توسط ابوبکر و عمر هستند، قوم منحرفی هستند! خب ما سؤال می کنیم، آقای طیب! اگر کسی بگوید ابوبکر و عمر خلافت را غصب کردند، سخن تندی است یا اینکه کسی بگوید ابوبکر و عمر انساهای «دروغگو» و «گناهکار» و «خائن» و «حیله گر» بودند!؟

جناب «عمر بن خطاب» می گوید:

«فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، ...، فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا،... ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ، فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا»

وقتی پیغمبر از دنیا رفت ابوبکر گفت: من خلیفه رسول الله هستم ولی شما - علی و عباس- رأیتان در مورد ابوبکر و خلافتش این است که او دروغگو، گناهکار، حیله گر و خائن است. سپس ابوبکر از دنیا رفت و من خلیفه رسول الله  و خلیفه ابوبکر شدم شما مرا هم دروغگو، گناهکار، حیله گر و خائن پنداشتید.

صحیح مسلم، ج٣، ص ١٣٧٨، كِتَابُ الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَابُ حُكْمِ الْفَيْءِ، ح١٧٥٧

جناب آقای دکتر طیب! کلمه «کاذب» و «اثم» و «غادر» و «خائن»؛ بار اهانتی بیشتری دارد، یا کلمه «غاصب»؟

جالب است که در ادامه روایت، جناب عمر بن خطاب، از امیرالمؤمنین و عباس می پرسد که:

«أَكَذَلِكَ؟ قَالَا: نَعَمْ»

آیا واقعاً شما چنین نظر و اعتقادی در مورد ابوبکر و من دارید؟ گفتند: بله

روایت «علی مع القرآن» با سند صحیح!

«علی بن ابی طالب»(سلام الله علیه) به عنوان خلیفه چهارم، و کسی که طبق نص صریح و صحیح پیامبر، همیشه با حق است، و حق همیشه با اوست؛ علی همیشه با قرآن است و قرآن همیشه با علی است، این حرف را می زند.

این «حاکم نیشابوری» است که نقل کرده است:

«كُنْتُ مَعَ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَوْمَ الْجَمَلِ، فَلَمَّا رَأَيْتُ عَائِشَةَ وَاقِفَةً دَخَلَنِي بَعْضُ مَا يَدْخُلُ النَّاسَ، فَكَشَفَ اللَّهُ عَنِّي ذَلِكَ عِنْدَ صَلاةِ الظُّهْرِ، فَقَاتَلْتُ مَعَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، فَلَمَّا فَرَغَ ذَهَبْتُ إِلَي الْمَدِينَةِ، فَأَتَيْتُ أُمَّ سَلَمَةَ، فَقُلْتُ: إِنِّي وَاللَّهِ مَا جِئْتُ أَسْأَلُ طَعَامًا وَ لا شَرَابًا و لَكِنِّي مَوْلَي لأَبِي ذَرٍّ، فَقَالَتْ: مَرْحَبًا فَقَصَصْتُ عَلَيْهَا قِصَّتِي، فَقَالَتْ: أَيْنَ كُنْتَ حِينَ طَارَتِ الْقُلُوبُ مَطَائِرَهَا؟ قُلْتُ: إِلَي حَيْثُ كَشَفَ اللَّهُ ذَلِكَ عَنِّي عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ، قَالَ: أَحْسَنْتَ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَ سَلَّمَ يَقُولُ: عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، و الْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّي يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»

ابو ثابت می گوید: در روز جمل به همراه علی بودم، وقتي چشمم به «عايشه» افتاد كه ايستاده بود، پاره اي از خيالات كه در دل ديگران وارد مي شود، در دل من پديد آمد، هنگام نماز ظهر، خداوند شك و ترديد را از دل من برطرف ساخت و سرانجام به پشتيباني از حضرت علي عليه السّلام با دشمنان او نبرد كردم. پس از پايان جنگ به مدينه بازگشتم. و به خانه «امّ سلمه» رفتم و به او گفتم: به خدا سوگند! به منظور درخواست خوراكي و آشاميدني به خانه تو نيامده ام. من آزاده شده «ابوذر» هستم. «ام سلمه»، به من خوش آمد گفت و من حكايت حال خود را در روز جمل بازگو كردم. «ام سلمه» گفت: آنگاه كجا بودي كه دلها به سوي منطقه پرواز خود مي رفتند؟ در پاسخ گفتم: تا آنجا پرواز كردم كه خداوند پرده شك را از چشم دل من برطرف كرد و در هنگام ظهر، دروازه حقيقت به روي من گشوده شد و در راه حقيقت، از جان گذشته و عاشقانه با دشمنان نبرد كردم. «ام سلمه»، از شنيدن سخنان من، شادمان گشت و به من آفرين گفت و اظهار داشت: از رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله شنيدم كه فرمود: علي همراه قرآن است و قرآن نيز همراه با علي است. هيچگاه علي از قرآن و قرآن از علي، جدا نمي شوند تا اين كه كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.

المستدرک علی الصحیحین، ج٣، ص ١٣٤، کتاب معرفه الصحابه، باب ذكر قِصَّةُ اعْتِزَالِ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْلَمَةَ، ح٤٦٢٨

حقانیت امیرالمؤمنین به اعتراف «ام سلمه» با سند صحیح:

و در جای دیگری از «ام سلمه»، همسر نبی مکرم نقل کرده است که گفته است:

«سِرْ فِي حِفْظِ اللَّهِ وَفِي كَنَفِهِ: فَوَاللَّهِ إِنَّكَ لعَلَى الْحَقِّ: وَالْحَقُّ مَعَكَ: وَلَوْلَا أَنِّي أَكْرَهُ أَنْ أَعْصَى اللَّهَ وَرَسُولَهُ: فَإِنَّهُ أَمَرَنَا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنْ نَقَرَّ فِي بُيُوتِنَا لَسِرْتُ مَعَكَ»

در پناه خدا به سفرت برو، که به خدا قسم تو بر حق هستی و حق نیز با تو است. و اگر من ترس از عصیان و نافرمانی امر خدا و رسولش در مورد ماندن همسران پیامبر در منازلشان را نداشتم، حتماً با تو همراهی می کردم.

المستدرک علی الصحیحین، ج٣، ص ١٢٩، کتاب معرفه الصحابه، باب ذكر قِصَّةُ اعْتِزَالِ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْلَمَةَ ح٤٦١١

«حاکم نیشابوری» بعد از نقل این روایات می گوید:

«هَذِهِ الْأَحَادِيثُ الثَّلَاثَةُ كُلُّهَا صَحِيحَةٌ عَلَى شَرْطِ الشَّيْخَيْنِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ»

تمام این احادیث سه گانه، بر اساس شروط مسلم و بخاری صحیح هستند ولی آنها نقل نکرده اند.

همین علی(سلام الله علیه) که با حق است و با قرآن است، می گوید که ابوبکر و عمر، شخصی خائن، حیله گر، و دروغگو بودند!!

آقای طیب! نظر شما درباره علی(سلام الله علیه) چیست؟ آیا راست گفته است یا نستجیربالله دروغ گفته است؟ اگر راست گفته است، پس تمام آنچه را که شما به شیعه نسبت می دهید، نستجیربالله بر امیرالمؤمنین نیز مترتب است!!

خیانت آشکار «بخاری» در نقل روایت!!

جالب است که جناب «بخاری» وقتی به این روایت «صحیح مسلم» می رسد، روایت را با این عبارت نقل می کند:

«فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ... وَأَقْبَلَ عَلَى عَلِيٍّ وَ عَبَّاسٍ تَزْعُمَانِ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ كَذَا وَ كَذَا»

ابوبکر گفت من خلیفه پیغمبر هستم... رو کرد به علی و عباس که گمان می کردند ابوبکر فلان است و فلان است.

صحیح بخاری، ج٥، ص ٢٠٤٩، كِتَابُ النَّفَقَاتِ، بَابُ حَبْسِ نَفَقَةِ الرَّجُلِ قُوتَ سَنَةٍ عَلَى أَهْلِهِ، ح ٥٠٤٣

این حذف بخاری، نشان می دهد که این عبارات، توهین است. اهانت و جسارت است که جناب بخاری، با خیانت تمام، آن را حذف کرده است.

مشکل اصلی در این است که ما با داشتن سند ها و ادلّه قاطع و محکم و روشن، در خانه نشسته ایم و ساکتیم و حرف نمی زنیم. در مقابل، این آقایان با سخنان باطل خودشان، دنیا را به هم ریخته اند.

چند سؤال از مسؤلین امر!!

ما دیروز در وزارت امور خارجه جلسه داشتیم. عزیزانی که از عربستان برگشته بودند، مخصوصاً کاردار ما در جده، یک گزارش خیلی دردآوری از قضایای مکه ارائه کردند. بعد از ارائه گزارش، من از آنها چند تا سؤال کردم. گفتم وزارت امور خارجه چرا نمی خواهد به این قضایا جواب بدهد!؟ اینها برای ما سؤال است! حداقل به ما یاد بدهید که اگر کسی از ما پرسید، ما جواب داشته باشیم.

سؤال اول ما این است که عربستان سعودی، برای خراب شدن گچ و خاک دیوار سفارت خود در تهران، در دنیا غوغا به پا کرد! دنیا را به هم زد. از سازمان ملل گرفته تا اتحادیه عرب، همه جا سر و صدا کرد! ولی شما نزدیک پانصد نفر از عزیزان ما در عربستان کشته شدند، ولی شما کوچک ترین اقدامی نکردید!؟ دولت هیچ اقدامی نکرد!

آیا این پانصد، ششصد نفر عزیز ما، به اندازه دیوار سفارت عربستان، ارزشی نداشت!؟ ما در این زمینه نیاز جدی به جواب داریم!

سؤال دوم ما در مقایسه شهادت آیةالله نمر، و قضایای پاریس است! در قضایای تروریستی پاریس، جناب آقای روحانی در کمتر از یک ساعت از وقوع اتفاق، پیام داد و فاجعه پاریس را محکوم کرد. ولی در قضیه شهید «نمر»، دو روز، یا سه روز بعد از شهادت آیة الله نمر، بیانیه داد!! و بیانیه اش هم خیلی ناقص بود! و زیبنده رئیس جمهور کشور شیعه نبود.

گفتم ما دوست داریم این دو سؤال ما را جواب بدهید. برگشتند گفتند این سؤالات شما، سؤالات خوبی است، ولی باید جلسات مفصلی باشد تا ما بتوانیم جواب بدهیم. گفتم هر موقع شد، ما در خدمت شما هستیم.

سؤال سوم ما این است که این جوانهائی که ریختند و سفارت عربستان را خراب کردند و این همه در سطح بین الملل، به ضرر شیعه و به ضرر ایران تمام شد؛ چرا دولت جمهوری اسلامی، نیروهای امنیتی و نظامی ما، تمهیدات لازم را به کار نبردند تا این اتفاق نیافتد!؟

بر فرض هم که نیروهای امنیتی ما به موقع وارد شدند، سؤال این است که چرا دولت و آقای روحانی، همان شب این قضیه را محکوم نکردند، تا جلوی فضولی های عربستان گرفته شود؟ صبر کردند بعد از دو روز، سه روز، محکوم کردند، آنهم در کنار قضیه شهادت نمر و عرض تسلیت شهادت ایشان!

من به عزیزان وزارت امور خارجه گفتم که ما این سؤالات را از شما داریم. جواب می خواهیم و جسارت هم نمی کنیم.

لذا عرض کردم که مشکل ما این است که ما با ادلّه قاطع و محکم، و مدارک کافی، ساکت هستیم؛ و یا به موقع حرف نمی زنیم و موضع نمی گیریم؛ ولی دشمنان ما و مخالفین ما، از کاه کوه می سازند و دنیا را بر علیه ما بسیج می کنند!

متأسفانه با این اهمال کاری ها، قضیه شهادت آیةالله نمر تحت الشعاع قرار گرفت؛ فاجعه منا تحت الشعاع قرار گرفت؛ تخریب سفارت ایران در یمن تحت الشعاع قرار گرفت و...

اینها سؤالاتی است که ما باید درباره آنها جواب داشته باشیم. و اگر جوانان ما از ما پرسیدند، بتوانیم به آنها جواب بدهیم.


والسلام علیکم و رحمةالله