خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ٨٥ - پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟

پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟

کد مطلب: ١٠٩٨٣ تاریخ انتشار: ٢٠ ارديبهشت ١٣٩٦ - ١١:٣١ تعداد بازدید: ٦٤٥ خارج کلام مقارن » عمومی پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
جلسه هشتاد و دوم ٩٦/٠٢/١٦




  

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هشتاد و دوم  ٩٦/٠٢/١٦

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله

ما چند روز قبل بحثی داشتیم در رابطه با آیه شریفه:

(إِنَّ اللَّهَ لا یضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِین)

خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند.

سوره توبه (٩): آیه ١٢٠

و یا :

(إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عملاً)

ما هم اجر نیکوکاران را ضایع نخواهیم گذاشت.

سوره کهف (١٨): آیه ٣٠

بعضی از دوستان هم در این زمینه مقاومت داشتند که اگر شخص کافری کار نیکی انجام بدهد، خداوند پاداش او را ضایع نمی‌کند. حال یا در دنیا و یا در آخرت!

بنده به مناسبتی مشاهده کردم در بعضی از تفاسیر از جمله «تفسیر نمونه» این آیات را به زیبایی توضیح داده و روایات خوبی هم ذیل آن آورده است که براي من جالب بود و گفتم حیف است که این مطالب را عرض نکنم!

«تفسیر نمونه» تعبیری دارد و در توضیح این آیات می‌نویسد: افرادی که کار خوبی انجام می‌دهند و اختراعی دارند یا خدمتی به بشریت می کنند، دو دسته هستند؛ دسته اول افرادی هستند که این کارها را با هدف شهرت جهانی انجام می‌دهند.

این افراد می خواهند با این کار خود در میان مردم مشهور باشند. پاداش این افراد همان شهرت جهانی است که به پاداش خودشان هم رسیده‌اند.

افراد دیگری هستند که با هدف خدمت به بشریت کاری انجام می‌دهند. به عنوان مثال «ادیسون» برق را اختراع می‌کند با این هدف که بشریت به جایی برسد و کاری با شهرت جهانی خودش هم ندارد. قطعاً خداوند عالم برای این افراد در دنیا یا آخرت پاداش در نظر می‌گیرد.

در کتاب «بحارالانوار» جلد ٦٨ صفحه ٣٥٤ روایتی وجود دارد که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) به «عدی» پسر «حاتم طائی» می‌فرماید:

«دُفِعَ عَنْ أَبِیک الْعَذَابُ الشَّدِیدُ لِسَخَاءِ نَفْسِه»

خداوند عالم به دلیل سخاوت نفسی که پدرت داشت عذاب را از او دفع کرد.

این در حالی است که «حاتم طائی» قبل از رسالت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رفت، عصر نبوت را درک نکرد و کافر از دنیا رفت.

همچنین در روایتی دیگر وارد شده است:

«وَ رُوِی أَنَّ جَمَاعَةً مِنَ الْأُسَارَی جَاءُوا بِهِمْ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ ( صلی الله علیه و آله)فَأَمَرَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (عليه السلام) بِضَرْبِ أَعْنَاقِهِمْ»

تعدادی از اسرا را خدمت پیامبر آوردند و امیرالمؤمنین مأمور شد تا گردن آن‌ها را بزند.

«ثُمَّ أَمَرَهُ بِإِفْرَادِ وَاحِدٍ لَا یقْتُلُهُ»

سپس رسول گرامی اسلام دستور دادند تا گردن یکی از مردان را نزنند.

«فَقَالَ الرَّجُلُ لِمَ أَفْرَدْتَنِی مِنْ أَصْحَابِی وَ الْجِنَایةُ وَاحِدَةٌ»

آن مرد گفت: ما همه مشرک هستیم و در جنگ اسیر شدیم. چرا دیگران را گردن زدید، اما گردن مرا نزدید؟

«فَقَالَ لَهُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی أَوْحَی إِلَی أَنَّک سَخِی قَوْمِک وَ لَا أَقْتُلُک»

رسول الله فرمودند: خداوند عالم به من وحی کرد که تو در میام قوم خود سخی قوم هستی و دستور داد که تو را نکشم.

«فَقَالَ الرَّجُلُ فَإِنِّی أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّک مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ( صلی الله علیه و آله)»

سپس مرد گفت: أشهد أن لا إله إلا الله و أنک محمد رسول الله.

«قَالَ فَقَادَهُ سَخَاؤُهُ إِلَی الْجَنَّةِ»

رسول الله فرمودند: سخاوت این شخص او را به بهشت کشاند.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ٦٨، ص ٣٥٤، ح ١٦

همچنین روایتی از امام صادق (علیه السلام) در کتاب «کافی» وارد شده است. قبیله‌ای از یمن خدمت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده بودند که یکی از مردان این قبیله نسبت به رسول گرامی اسلام بی‌ادبانه حرف می‌زد.

پیغمبر اکرم غضبناک شدند، به طوری که رگ‌های گردنشان نمایان شد، رنگ صورت مبارکشان تغییر کرد و به زمین نگاه می‌کردند. در همین حین جبرئیل نازل شد و گفت:

«رَبُّک یقْرِئُک السَّلَامَ وَ یقُولُ لَک هَذَا رَجُلٌ سَخِی یطْعِمُ الطَّعَامَ»

جبرئیل خطاب به رسول گرامی اسلام فرمود: این مرد سخی است و اطعام می‌کند.

«فَسَکنَ عَنِ النَّبِی ص الْغَضَبُ وَ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ لَهُ لَوْ لَا أَنَّ جَبْرَئِیلَ أَخْبَرَنِی عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّک سَخِی تُطْعِمُ الطَّعَامَ لَشَرَدْتُ بِک وَ جَعَلْتُک حَدِیثاً لِمَنْ خَلْفَک»

غضب رسول گرامی اسلام فروش کرد، سرشان را بلند کردند و فرمودند: اگر جبرئیل به من خبر نمی‌داد که تو سخی هستی، و به دیگران اطعام می کنی، تو را به خاطر این حرفی که زدی طرد می‌کردم و کاری می‌کردم که برای آیندگان عبرت باشد.

«فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ وَ إِنَّ رَبَّک لَیحِبُّ السَّخَاءَ»

مرد یمنی گفت: آیا خداوند سخاوت را دوست دارد؟

«فَقَالَ نَعَمْ»

رسول الله فرمودند: بله.

«فَقَالَ إِنِّی أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّک رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِی بَعَثَک بِالْحَقِّ لَا رَدَدْتُ مِنْ مَالِی أَحَدا»

مرد گفت: اشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمدا رسول الله. به خدا سوگند تا به حال کسی را به خاطر مسائل مادی رد نکردم.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٤، ص ٤٠، ح ٥

همچنین روایت دیگری در کتاب «مجمع البیان»، «تفسیر قمی» و «بحارالأنوار» وارد شده است که می‌گوید:

«إِنَّ مُوسَی عَلَیهِ السَّلَامُ هَمَّ بِقَتْلِ السَّامِرِی فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیهِ لَا تَقْتُلْهُ یا مُوسَی فَإِنَّهُ سَخِی»

حضرت موسی (علیه السلام) تصمیم گرفت سامری را به خاطر اینکه مردم را گمراه کرده بود بکشد؛ اما از طرف خداوند متعال وحی شد که موسی! او را نکش، او سخاوتمند است.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ١٣، ص ٢٠٨، باب ٧ نزول التوراة و سؤال الرؤیة

در هرصورت ما از این روایات چنین می‌فهمیم، افرادی هستند که کار نیک انجام می‌دهند ولی فاقد ایمان هستند و حتی ناصبی هستند و از رفتن به بهشت کاملاً محروم هست؛ اینها به قصد خدمت به خلایق کاری انجام می‌دهد. با توجه به آیه شریفه:

(إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عملاً)

ما هم اجر نیکوکاران را ضایع نخواهیم گذاشت.

سوره کهف (١٨): آیه ٣٠

در اینجا دیگر ایمان و ولایت شرط نیست. چنین شخصی اگر واقعاً به قصد خدمت به خلق کاری انجام دهد خداوند عالم پاداش او را خواهد داد. ولی کسانی که به قصد شهرت یا قصد دیگری کاری انجام بدهند، خداوند عالم ضامن پاداش به آن افراد نیست؛ خواه به هدف خود برسند یا نرسند فرقی نمی‌کند.

این نکته را خواستم عرض کرده باشم که عزیزان در نظر داشته باشند وقتی که کار نیکی از غیر مؤمنی در دنیا سر بزند، خداوند عالم نمی‌خواهد اگر فردای قیامت این شخص را به جهنم هم برد، ادعا کند که من کار نیکی انجام دادم، اما پاداشی به من ندادی.

پرسش:

«حاتم طائی» قبل از رسول گرامی فوت کرده است و در این صورت او به بهشت نمی‌رود.

پاسخ:

او به بهشت نمی‌رود، اما در روایت وارد شده است که در جهنم هم آن‌طور که باید عذاب نمی‌شود. آن‌طور که در روایات وارد شده است خداوند متعال این شخص را یا نمی‌سوزاند و یا تخفیفی در عذاب او قائل می‌شوند.

در بعضی روایات وارد شده است که غذایی برای او در نظر گرفته می‌شود. از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) سؤال می‌شود که آیا از بهشت برای او غذا می‌آید؟! رسول الله فرمودند: از جایی خواهد رسید!!

پرسش:

«حاتم طائی» که پیامبر اکرم را درک نکرده است. اگر پیغمبر اکرم ایشان را به اسلام دعوت می‌کرد و او دعوت ایشان را رد می‌کرد، کافر محسوب می‌شد. پس چگونه می گوئید او کافر بوده است؟

پاسخ:

در زمان ایشان پیامبر اسلام نبوده، اما ادیان دیگری وجود داشت. مي‌گويند حضرت ابوطالب از اوصياء حضرت ابراهيم بوده است. اوصياء حضرت عيسي هم بوده‌اند. اينطور نيست كه قبل از پيامبرصلی الله علیه و آله همه كافر باشند.

اولاً طبق آیه شریفه:

(فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها)

مطابق فطرت خدا است فطرتی که خدا بشر را بر آن فطرت آفریده.

سوره روم (٣٠): آیه ٣٠

بحث توحید بحث فطری است. حرکت کردن بر خلاف فطرت در حقیقت خلاف عقل است. این شخص عقل دارد یا ندارد؟! همین که این شخص برخلاف عقل خود حرکت کرده است، استحقاق مجازات را دارد.

بحث سر این است که اگر ما خلاف عقل حرکت کنیم مجازات خواهیم شد. همچنین اگر خلاف شرع حرکت کنیم هم مجازات خواهیم شد.

اگر موردی باشد که شارع مقدس در آنجا حرفی نداشته باشد، فتاوی مراجع را هم دیده ولی چیزی در این زمینه مشاهده نکرده است و تنها عقل او تشخیص می‌دهد این کار خوبی است؛ اما این کار را کنار گذاشته است. آیا این کار مجازات دارد یا ندارد؟!

همچنین شما در اصول بحث «تجری» را مطرح می‌کنید. شخصی فعلی را که اصلاً گناه نیست، تصمیم به انجامش دارد به قصد گناه بودن. یعنی شخص به تصور اینکه گناه است مرتکب آن می‌شود. آیا مجازات دارد یا ندارد!؟

شما احکام امضائی را می‌خواهید چکار کنید؟! ما یک سری احکامی داریم که امضائی است؛ به معنای این که عقل قبل از شرع آن را حکم کرده است و شارع آن را امضاء کرده است.

در روایات زیادی وجود دارد:

«إن لله على الناس حجتين : حجة ظاهرة وحجة باطنة ، فأما الظاهرة فالرسل والأنبياء والأئمة - عليهم السلام - ، وأما الباطنة فالعقول .»

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى٣٢٨ هـ)، الأصول من الكافي، ج ١، ص ١٦، تحقيق: غفاری، علي اكبر ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،١٣٦٢ هـ.ش.

حجت باطنی همواره با همه وجود دارد. فردای قیامت ولو اینکه انبیائی برای کفار نیامده است و حجت بر آن‌ها نرسیده است، اما آیا او با عقل خود تشخیص داده است یا تشخیص نداده است؟!

اگر كافر با عقل خود تشخیص نداد و عقل او در حدی نیست که حق و ناحق را تشخیص بدهد، او مستضعف است و فردای قیامت هم خداوند عالم با او چگونه می خواهد برخورد کند، بحث جدایی است.

ولی کسانی که در حدی عقل دارند که می‌توانند خوب و بد تشخیص بدهند. خداوند عالم فردای قیامت او را طبق دستورات عقلی مجازات خواهد کرد. حالا یک کسی عقل ندارد و دیوانه هست. روایت «رفع القلم» شامل او می شود. و خداوند عالم قطعاً او را عذاب نمی کند. چون قلم از او برداشته شده است.

ولی آن کسی که عقل دارد و عقلش هم در حدی است که می تواند میان خوب و بد تشخیص دهد، طبق دستورات عقل خود انجام می دهد.

«حاتم طائی» هم از این افراد جدا نیست، می توانست از عقل خودش استفاده کند. اضافه بر اینکه اوصیاء انبیاء گذشته در زمان آنها وجود داشتند. در مکه و مدینه افراد موحدی وجود داشتند که به تبلیغ دین الهی می‌پرداختند. آیا این افراد به حرف اوصیاء گذشته عمل کردند یا نکردند؟!

کتاب حضرت عیسی (علیه السلام) در میان مردم وجود داشته است. در حال حاضر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ١٤٠٠ سال پیش از دنیا رفته است و ما تنها با قرآن کریم و کتابی که در میان ما هست ایمان آوردیم. مشابه همین حالت در دوران جاهلیت هم برای مردم وجود داشته است. در زمان ما افرادی مانند «سروش» و دیگران در برابر قرآن کریم ایستادند. همچنین در آن زمان هم افرادی وجود داشتند که در برابر انجیل ایستاده بودند.

پرسش:

آیا چیزی که انسان را وارد بهشت می‌کند اعتقاد است یا عمل؟! در این روایت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«فَقَادَهُ سَخَاؤُهُ إِلَی الْجَنَّةِ»

و به معنای این است که عمل این شخص او را وارد بهشت کرده است.

پاسخ:

نه،«فَقَادَهُ سَخَاؤُهُ إِلَی الْجَنَّةِ»به معنای این است که سخاوت او باعث شد که این شخص ایمان بیاورد و بعد از ایمان وارد بهشت شود. روایت کنایه از این است که سخاوت این شخص باعث ایمان آوردن او شد.

بعد از اینکه این شخص مسلمان شد، رسول گرامی اسلام فرمود: سخاوت این شخص باعث شد که ایشان از جهنم نجات پیدا کرد و مسلمان شد.

در رابطه با اینکه ایمان یا عمل صالح انسان را به بهشت می‌برد، ما روایات متعددی داریم که:

«مَنْ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُخْلِصاً وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّة»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٢، ص ٥٢٠، ح ١

اما اینکه آیا ایمان به تنهایی کافی است یا نه، مسئله دیگری است. فرض کنید ایمان به شخصی در آخر عمر عرضه می‌شود و او بعد از گفتن کلمه«لا إله إلا الله»از دنیا می‌رود. همین«لا إله إلا الله»گفتن برای او عمل است. ایمان این شخص ابتدا قلبی بود، سپس او ایمان خود را به زبان آورد.

پرسش:

درست است که «حاتم طائی» قبل از رسول گرامی بوده است، اما در مورد حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) که دستور به گردن زدن کفار داشتند، رسول الله خودشان آن شخص کافر سخاوتمند را بخشیدند.

پاسخ:

ببینید رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) رحمة للعالمین است. یکی از مصادیق رحمة للعالمین همین مورد است. رسول الله با جبرئیل ارتباط دارد و جبرئیل به ایشان وحی الهی را نازل می‌کنند.

در حقیقت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) به دیگر امت اسلامی درس مي‌دهند که بحث سخاوت، رسیدگی به امور دیگران و رسیدگی به خلایق، مرضی خداوند عالم است. در اصل این نمونه‌ها می‌آید تا در جامعه الگوسازی شود.

از این قبیل موارد فراوان وجود دارد. دوستان اگر به کتاب «سفینة البحار» ماده«سخي»مراجعه کنند، مشاهده می‌کنند که موارد متعددی داریم که سخاوت افراد موجب نجات آن‌ها از مرگ یا آتش جهنم شده است و یا زمینه اسلام آن‌ها فراهم شده و وارد بهشت شدند.

تعبیری وجود دارد که می‌گوید: "عبادت به جز خدمت به خلق نیست"، حال ما نمی‌خواهیم بگوییم این مطلب به صورت مطلق درست است، اما ما در مورد پاداش احسان به دیگران، مسرور كردن دیگران، اطعام و سخاوت به دیگران روایات فراوانی داریم.

به عنوان مثال دو نفر از نظر ایمان در یک مرتبه هستند؛ فرد اول شبانه روز نماز می‌خواند و روزه می‌گیرد ، اما فرد دوم به خلق خدمت می‌کند و برای رفع گرفتاری مردم قدم برمی‌دارد. کدام یک از این دو نفر بهتر هستند؟!

لذا نبی مکرم فرمودند:

«الْخَلْقُ عِيَالُ اللَّهِ فَأَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَى اللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِيَالَ اللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ سُرُوراً»

الکافی (ط- اسلامیه)؛ ج ٢، ص ١٦٤؛ ح٦، باب الاهتمام بامور المسلمین

خلایق عیال خداوند هستند؛ بهترین و محبوب‌ترین بندگان خدا، رئوف‌ترین آن‌ها نسبت به خلق الله است. لذا روابط اجتماعی و رسیدگی به امور خلایق، مرضی و محبوب خداوند عالم است. شما اگر روایاتی که در باب احسان و سرور قلب دیگران هست را مراجعه بفرمایید، خواهید دید که انسان احساس می کند باید همین نماز واجب را انجام بدهد، الباقی به امور مردم و رسیدگی به مردم بپردازد.

ما بحثی تحت عنوان «اخلاق علوی» داریم که بنده در چندین جلسه در رابطه با قضای حوائج دیگران بحث کردم. در روایت وارد شده است:

«لَیسَ مِنَ الْأَعْمَالِ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَعْدَ الْإِیمَانِ أَفْضَلُ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَی الْمُؤْمِنِین»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ٧١، ص ٣١٣، ح ٦٩

یا دارد که:

« أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ سُرُورٌ تُدْخِلُهُ عَلَى الْمُؤْمِنِ: تَطْرُدُ عَنْهُ جَوْعَتَهُ، أَوْ تَكْشِفُ عَنْهُ كُرْبَتَهُ».

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٣، ص ٤٩٠، ح ٢١٣٨

و همچنین وارد شده است که:

«مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ سَرَّنِی فَقَدْ سَرَّ اللَّهَ»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٢، ص ١٨٨، ح ١

همچنین در روایات دیگری وارد شده است زمانی که انسان وارد قبر می‌شود موجودی نورانی با او وارد قبر می‌شود و او را از تمام اهوال قبر و قیامت نجات می‌دهد و با او وارد بهشت می‌شود. این شخص از او می‌پرسد: تو چه کسی هستی که در اهوال و گرفتاری‌ها و منازل ترسناک من را نجات دادی؟! او در جواب می‌گوید:

«أَنَا السُّرُورُ الَّذِی کنْتَ أَدْخَلْتَ عَلَی أَخِیک الْمُؤْمِنِ فِی الدُّنْیا خَلَقَنِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ لِأُبَشِّرَک»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٢، ص ١٩٠، ح ٨

همچنین در کتاب «کافی» وارد شده است:

«فَنَزَلَ بِرَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْک فَأَظَلَّهُ وَ أَرْفَقَهُ وَ أَضَافَهُ فَلَمَّا حَضَرَهُ الْمَوْتُ أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیهِ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَوْ کانَ لَک فِی جَنَّتِی مَسْکنٌ لَأَسْکنْتُک فیها وَ لَکنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَی مَنْ مَاتَ بِی مُشْرِکاً وَ لَکنْ یا نَارُ هِیدِیهِ وَ لَا تُؤْذِیهِ وَ یؤْتَی بِرِزْقِهِ طَرَفَی النَّهَارِ قُلْتُ مِنَ الْجَنَّةِ قَالَ مِنْ حَیثُ شَاءَ اللَّهُ»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج ٢، ص ١٨٩، ح ٣

امثال این روایات در منابع روایی ما فراوان دیده می‌شود و بیان شده است که احسان به دیگران و قضای حوائج دیگران چقدر نزد خداوند عالم ارزشمند است.

برگردیم به بحث اصلی «تقیه»...

بحث ما در «تقیه» به اینجا رسید که ما چند آیه از جمله آیه نماز خوف را خواندیم و بیان کردیم که به خاطر ترس از دشمن و حفظ جان، حکم الهی تغییر پیدا می‌کند. و این مسئله دلیل است که انسان در اینجا الغاء خصوصیت کند و بگوید که در هرجایی بحث دفاع از جان پیش آمد، حکم الهی تغییر پیدا می‌کند که یکی از موارد آن هم تقیه است.

ما در رابطه با تقیه قبلاً هم مطالبی را بیان کردیم؛ بحث سر این است که آیا تقیه دارای مراحل پنج‌گانه هست یا نه. در روایت هم دارد که «ابن أبی شیبه» نقل می کند:

«لا إیمان لمن لا تقیة له»

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - ١٤٠٩، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج ٦، ص ٤٧٤، ح ٣٣٠٤٥

همان تعبیری که در روایات ما هم آمده است. یا دارد که:

«لاَ دِینَ لِمَنْ لاَ تَقِیةَ لَهُ»

کسی که تقیه ندارد، دین ندارد.

جامع الاحادیث (الجامع الصغیر وزوائده والجامع الکبیر)، اسم المؤلف: الحافظ جلال الدین عبد الرحمن السیوطی، ج ٨، ص ٢٨١، ح ٢٦٠٥٠

و همچنین:

«لَا دِینَ لِمَنْ لَا وَرَعَ لَه»

القندوزي الحنفي، الشيخ سليمان بن إبراهيم (متوفاى١٢٩٤هـ) ينابيع المودة لذوي القربى، ج ٣، ص ٢٩٧، تحقيق: سيد علي جمال أشرف الحسيني، ناشر: دار الأسوة للطباعة والنشرـ قم، الطبعة:الأولى١٤١٦هـ .

و:

«و لا دِینَ لِمَنْ لا أَمانةَ له»

البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي ابوبكر (متوفاى ٤٥٨هـ)، سنن البيهقي الكبرى، ج ٦، ص ٢٨٨، ناشر: دار الفكر

هدف این روایات این است که بیان کند کسی که تقیه ندارد، دین و ایمان کامل ندارد. همچنین زمانی که «عمار» زبان شرک باز می‌کند و خود را نجات می‌دهد، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به او می‌فرماید:

«إِنْ عَادُوا لَک فَعُدْ لَهُمْ بِمَا قُلْت»

اگر دوباره چنین زمینه‌ای پیدا شد لفظ شرک به زبان بیاور تا نجات پیدا کنی.

الكشف والبيان (تفسير الثعلبي )، اسم المؤلف: أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان - ١٤٢٢هـ-٢٠٠٢م ، الطبعة : الأولى، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، ج٦، ص ٤٥

این قاعده، قاعده کلی است و امر هم است و در امر هم هیچ شکی نیست که دال بر وجوب است، نه اباحه!! همچنین در روایت دیگری وارد شده است:

«ما خیر عمار بین أمرین إلا اختار أرشدهما»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ٤٣٨، ح ٥٦٦٥

امثال این قضایا را ما زیاد داریم. مهم‌تر از آن، قضیه «صحیح بخاری» است که قبلاً هم در مورد آن بحث کردیم. عایشه از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌پرسد: آیا حجر اسماعیل جزو خانه خدا هست یا نه؟!

حضرت می‌فرماید: بله. عایشه می‌پرسد: یا رسول الله! پس چرا حجر اسماعیل را وارد خانه خدا نمی‌کنی و چرا در خانه خدا بلند است؟!

دوستانی که مکه مشرف شدند، مشاهده کردند که در خانه خدا حداقل سه یا چهار پله از سطح زمین بالاتر است. اگر كساني بخواهند داخل خانه خدا بروند، نردبان می‌گذارند. پس از١٤٠٠ سال، در خانه خدا به همین صورت باقی مانده است.

عایشه می پرسد:

«فما شَأْنُ بَابِهِ مُرْتَفِعًا»

حضرت در پاسخ فرمودند:

«فَعَلَ ذلک قَوْمُک لِیدْخِلُوا من شاؤوا وَیمْنَعُوا من شاؤوا»

اگر در خانه خدا همجوار زمین بود هرکسی دوست داشت داخل خانه خدا برود، اما قوم تو در خانه خدا را بالاتر بردند و هرکسی را خواستند در آنجا گذاشتند.

حضرت فرمودند: قوم قریش افرادی را جلوی در خانه خدا گذاشتند تا هرزمانی که خودشان خواستند نردبان بگذارند و وارد خانه خدا شوند و زمانی که دیگران خواستند وارد خانه خدا شوند آن‌ها نردبان را بکشند تا نتوانند بروند.

در حال حاضر هم غیر افرادی که قد بسیار بلندی دارند و می‌توانند از دیوار پرت شوند، افراد عادی نمي‌توانند وارد خانه خدا شود. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در ادامه فرمودند:

«وَلَوْلَا أَنَّ قَوْمَک حَدِیثٌ عَهْدُهُمْ بِالْجَاهِلِیةِ»

عایشه! قوم تو چون تازه از جاهلیت بیرون آمدند.

«فَأَخَافُ أَنْ تُنْکرَ قُلُوبُهُمْ أَنْ أُدْخِلَ الْجَدْرَ فی الْبَیتِ وَأَنْ أُلْصِقَ بَابَهُ بِالْأَرْضِ»

بیم آن دارم که اگر حجر اسماعیل را داخل خانه ببرم و در خانه را به زمین بچسبانم آن‌ها از ایمان بیرون بروند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ٢، ص ٥٧٣، ح ١٥٠٧

مراد از«تُنْکرَ قُلُوبُهُمْ»یا این است که مردم قریش فتنه درست می‌کنند که چرا رسول گرامی اسلام حجر اسماعیل را وارد کرد و موضع گیری می‌کنند و میان امت اسلامی اختلاف و فتنه ایجاد می‌کنند؛ یا نه؛ مراد چیز دیگری است.

با توجه به بعضی روایاتی که در کتاب «سنن ابن ماجه» و دیگران وارد شده است، مراد از این عبارت این است که پیامبر می فرماید: اگر من چنین کاری کنم، مردم قریش رسالت من را زیر سؤال خواهند برد و منکر رسالت من خواهند شد و از اسلام بیرون خواهند رفت.

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) وارد کردن حجر اسماعیل داخل خانه خدا که حکمی شرعی است ترک می‌کنند تنها به جهت اینکه قبیله قریش از اسلام بیرون نروند یا حداقل میان امت اسلامی ایجاد فتنه نکنند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته