خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ٤٢ - شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه

شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه

کد مطلب: ١٠٦٢٨ تاریخ انتشار: ١٤ دي ١٣٩٥ - ١٢:٤٧ تعداد بازدید: ٦٩٣ خارج کلام مقارن » عمومی شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
جلسه سی و نهم ٩٥/١٠/١٢




لينک دانلود

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و نهم  ٩٥/١٠/١٢

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله

ما در رابطه با بحثی که دیروز داشتیم موضوعاتی را مطرح کردیم مبنی بر اینکه اهل سنت در رابطه با شیعیان چه نگاهی دارند و قرار شد امروز هم به دنبال همان بحث، روایاتی را که آن‌ها در بدل سازی برای فضایل ائمه طاهرین (علیهم السلام) نقل کردند را بیان کنیم.

در این زمینه حرف‌های زیادی وجود دارد، بنده تنها به ذکر برخی از این بدل‌سازی‌ها اکتفا می‌کنم. «ابن ابی الحدید معتزلی» تعبیری از «معاویة بن أبی سفیان» دارد که می‌گوید:

«وکتب معاویة إلی عماله فی جمیع الآفاق الا یجیزوا لأحد من شیعة علی وأهل بیته شهادة وکتب إلیهم أن انظروا من قبلکم من شیعة عثمان ومحبیه وأهل ولایته والذین یروون فضائله ومناقبه فأدنوا مجالسهم وقربوهم واکرموهم واکتبوا لی بکل ما یروی کل رجل منهم واسمه واسم أبیه وعشیرته»

سپس می‌گوید:

«ففعلوا ذلک حتی أکثروا فی فضائل عثمان ومناقبه لما کان یبعثه إلیهم معاویة من الصلات والکساء والحباء والقطائع ویفیضه»

او در ادامه می‌نویسد:

«ثم کتب إلی عماله أن الحدیث فی عثمان قد کثر و فشا فی کل مصر وفی کل وجه وناحیة فإذا جاءکم کتابی هذا فادعوا الناس إلی الروایة فی فضائل الصحابة والخلفاء الأولین ولا تترکوا خبرا یرویه أحد من المسلمین فی أبی تراب الا وتأتونی بمناقض له فی الصحابة»

شرح نهج البلاغة ، اسم المؤلف:  أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - ١٤١٨هـ - ١٩٩٨م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عبد الكريم النمري؛ ج ١١، ص ٢٥

این مطلب شاهد مثال ماست که در آن به صراحت می‌گوید: هر روایتی را که در رابطه با علی بن ابی طالب دارند، شبیه آن را برای صحابه نقل کنید و جعل کنید!!

نامه او را برای مردم خواندند، روایت‌های ساختگی که حقیقت ندارد را در میان مردم منتشر کردند و روایت‌های جعلی را در منابر نقل کردند، معلم‌ها و ملاهای مکتب این روایات جعلی را به بچه‌ها و غلامان آموزش دادند؛ همانطوری که قرآن کریم را آموزش می‌دادند. آن‌ها همچنین این روایات جعلی را به دختران و زنان و خدمه‌شان آموزش دادند.

مورد اول:

بنده چند نمونه از این احادیثی که جعل کردند را برای شما بیان می‌کنم. در کتب زیادی از اهل سنت مخصوصاً در صحیح مسلم جلد ٤، ص ١٨٧٣، ح ٢٤٠٨، وارد شده است. سنن ترمزی هم دارد که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا: كِتَابَ اللهِ، وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي»

الجامع الصحیح سنن الترمذی، اسم المؤلف: محمد بن عیسی أبو عیسی الترمذی السلمی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت --، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ج ٥، ص ٦٦٣، ح ٣٧٨٨

«ابن حجر» می‌گوید: سی نفر از صحابه حدیث ثقلین را مطرح کردند، «حاکم» می‌گوید: این روایت صحیح است. ولی آقایان اهل سنت در کنار آن حدیث «کتاب الله و سنتی» را آوردند. مشاهده کنید که از میان صحاح سته تنها «مالک» این روایت را آورده است.

اصحاب سنن از جمله «بخاری»، «مسلم»، «نسائی» و «ابو داوود» هیچکدام این روایت «کتاب الله و سنتی» را نیاوردند و مالک هم که آورده به صورت مرسل نقل کرده است.

«سیوطی» می‌گوید که «ابن حجر» نقل کرده «مالک» این روایت را از «کثیر بن عبدالله» که از تابعین است نقل کرده و خود «کثیر» در درجه ضعفاء است. همچنین «ابو داوود» می‌گوید: «کثیر بن عبدالله» یکی از کذابین است. همچنین «ابن عبد البر» می‌گوید: «مجمع علی ضعفه»

«سقاف» که از علمای بزرگ اردن هست، می‌گوید:

«أما حدیث " ترکت فیکم ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی أبدا کتاب الله وسنتی " الذی یردده الناس فیما بینهم ویقوله الخطباء علی المنابر فحدیث موضوع مکذوب وضعه الأمویون وأتباعهم لیصرفوا الناس عن هذا الحدیث الصحیح فی العترة»

حدیث "کتاب الله وسنتی " را اموی‌ها نقل کردند تا مردم را از حدیث «کتاب الله و عترتی» برگردانند.

صحیح شرح العقیدة الطحاویة، نویسنده: حسن بن علی السقاف، چاپ: الأولی، سال چاپ: ١٤١٦ - ١٩٩٥ م، ناشر: دار الإمام النووی - عمان – الأردن، پاورقی ص ٦٥٤، فصل فی وجوب محبة آل البیت وتوقیرهم وموالاتهم

اهل سنت خیلی تلاش می‌کنند تا حدیث «کتاب الله و سنتی» را در میان مردم جا بیندازند؛ حتی همین چند شب قبل یکی از بینندگان «شبکه جهانی ولایت» به «شبکه کلمه» زنگ زد و با آقای «هاشمی» حدود ٢٠ دقیقه صحبت کرد.

این بیننده از «هاشمی» درخواست کرد که در مورد روایت «کتاب الله و سنتی» یک سند صحیح به ما نشان بدهید. او مدت زیادی حاشیه‌سازی کرد و در نهایت گفت: "روایت «کتاب الله و سنتی» سند صحیح ندارد!!"

اگر روایت سند صحیح ندارد، شما چطور شبانه روز روایت «کتاب الله و سنتی» را در کتاب‌ها و خطبه‌های نماز جمعه مطرح می‌کنید؟!

شما روایتی که جعلی است و سند ندارد را اینطور مطرح می‌کنید، اما روایت «كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي‏» که در صحیح مسلم با سه مرتبه تأکید آمده را بیان نمی‌کنید؟!

آقایان این حدیث را هیچ موقع بیان نمی‌کنند؛ زیرا اگر حدیث «كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي» را مطرح کنند پایه و اساس مبانی اعتقادی‌شان به هم می‌ریزد!! اگر آن‌ها روایت «کتاب الله و سنتی» را بیاورند، مبانی اعتقادی‌شان تقویت می‌شود.

مورد دوم:

حدیث بعدی، حدیث منزلت است که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید:

«یا عَلِی أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی»

بخاری نقل می کند که:

«قال النبي لِعَلِيٍّ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى»

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا ؛ ج٣، ص ١٣٥٩، ح٣٥٠٣

حدود ١٨ نفر از علمای اهل سنت بر صحت روایت تصریح کرده‌اند. ما به صورت مفصل در رابطه با حدیث منزلت بحث کردیم.

مشاهده کنید که در «استیعاب» نقل شده است: بیش از بیست نفر صحابی و صحابیه حدیث منزلت را نقل کردند، بیش از ٤٠ نفر از علما حدیث منزلت را نقل کردند. همچنین «ابن عبدالبر» در این زمینه می‌گوید:

«وروی قوله صلی الله علیه وسلم: «أنت منی بمنزلة هارون من موسی» جماعة من الصحابة، وهو من أثبت الآثار وأصحّها»

روایت «أنت منی بمنزلة هارون من موسی» که جماعتی از اصحاب آن را نقل کردند، متقن‌ترین و صحیح‌ترین روایات است.

الاستيعاب في معرفة الأصحاب ، اسم المؤلف:  يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - ١٤١٢ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : علي محمد البجاوي؛ ج ٣، ص ١٠٩٧، ح ١٨٥٥

ولی از سوی دیگر این حدیث را مورد تحریف قرار دادند و بیان کردند:

«أبو بکر وعمر منی بمنزلة هارون من موسی»

تاریخ بغداد، اسم المؤلف: أحمد بن علی أبو بکر الخطیب البغدادی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت --، ج ١١، ص ٣٨٤، ح ٦٢٥٧

معاویه در این رابطه دستور داده است که هرچه درباره علی بن أبی طالب نقل شده است، مشابه آن را در رابطه با صحابه مطرح کنید. این روایت را «خطیب بغدادی»، «ابن عساکر» و دیگران آورده‌اند؛ حال آنکه «ذهبی» می‌گوید: روایت جعلی است.

در کتاب «تهذیب التهذیب» وارد شده است که «حریز بن عبدالله» - که هر روز صبح و شب ٧٠ مرتبه بر حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) لعنت می‌فرستاد به خاطر اینکه آن حضرت اجداد او را در نهروان به درک واصل کرده است - می‌گوید:

« أنت منی بمنزلة هارون من موسی، حق و لکن أخطأ السامع»

این روایت «انت منی بمنزلة هارون من موسی» حق است، ولی شنونده اشتباه شنیده است.

«إنما هو أنت منی بمنزلة قارون من موسی»

 صحیح این است که پیغمبر اکرم فرموده است: «انت منی بمنزلة قارون من موسی».

«سمعت الولید بن عبد الملک یقوله وهو علی المنبر»

شنیدم که ولید بن عبدالملک بر منبر این حرف را می‌زد.

تهذيب التهذيب ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - ١٤٠٤ - ١٩٨٤ ، الطبعة : الأولى؛ ج ٢، ص ٢٠٩

این روایت علاوه بر این کتاب در کتب دیگری از جمله «تاریخ بغداد»، «تاریخ دمشق»، «تهذیب الکمال»، «تاریخ الإسلام»، «میزان الاعتدال» و کتب دیگر وارد شده است.

مورد سوم:

روایت دیگر ، روایت خیلی عجیبی است. در این روایت وارد شده است:

«وان مثلک یا أبا بکر کمثل إبراهیم علیه السلام قال من تبعنی فإنه منی ومن عصانی فإنک غفور رحیم ومثلک یا أبا بکر کمثل عیسی قال إن تعذبهم فإنهم عبادک وان تغفر لهم فإنک أنت العزیز الحکیم»

همچنین در مورد عمر می‌گوید:

«وان مثلک یا عمر کمثل نوح قال رب لا تذر علی الأرض من الکافرین دیارا وان مثلک یا عمر کمثل موسی قال رب اشدد علی قلوبهم فلا یؤمنوا حتی یروا العذاب الألیم»

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف:  أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر ؛ ج ١، ص ٣٨٣، ح ٣٦٣٢

مفهوم این روایت این است که ابوبکر انسان دل رحم و رئوفی بوده است! و همانند حضرت ابراهیم که فرمودند:

(فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصانِی فَإِنَّک غَفُورٌ رَحِیمٌ)

پس هر که مرا پیروی کند از من است و هر که مرا عصیان کند تو آمرزنده و مهربانی.

سوره ابراهیم (١٤): آیه ٣٦

ابوبکر هم همانند ایشان است؛ در مقابل عمر شخص تند و غضبناکی بوده است و همانطور که حضرت نوح (علیه السلام) فرمودند:

(رَبِّ لا تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرِینَ دَیاراً)

پروردگارا (اینک که قوم از کفر و عناد دست نمی‌کشند) تو هم این کافران را هلاک کن و از آن‌ها دیاری بر روی زمین باقی مگذار.

سوره نوح (٧١): آیه ٢٦

عمر هم خشم خود را همانند حضرت نوح به نمایش گذاشته است. ما این روایت را در نقد شبهات «غفاری» به طور مفصل جواب دادیم.

پرسش:

آیا متن اصلی این روایت را در مورد اهلبیت (علیهم السلام) داریم که این افراد این روایت را شبیه سازی کردند، یا بحث شبیه سازی در اینجا مطرح نیست؟!

پاسخ:

این روایت در حقیقت می‌خواهد در جواب روایت «أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی» مطرح کند. مشاهده کنید «غفاری» در کتاب «اصول مذهب شیعه» می‌گوید:

اگر چنانچه علی را به هارون تشبیه کرده‌اند، ابوبکر و عمر را به بالاتر از هارون بلکه حضرت نوح و حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت عیسی (علیهما السلام) تشبیه کرده‌اند. اگر برای علی بن أبی طالب آن فضیلت باشد، برای ابوبکر و عمر این فضیلت بالاتر از آن است!!

اولاً این روایت منقطع هست و سند ندارد. دلیلش را هم گفته اند:

«فإن أبا عبیدة لم یسمع عن أبیه عبدالله بن مسعود»

همچنین «ترمذی» می‌گوید که از «عمرو بن مره» سؤال کردم که از «ابو عبیدة بن عبدالله بن مسعود» آیا روایتی از پدرت به یادت می‌آید و نقل کرده‌ای؟! او گفت: من از پدرم روایتی نقل نکرده‌ام.

همچنین «نسائی» می‌گوید: «ابو عبیده» از پدرش روایتی نشنیده است. همچنین «ابن حبان» هم همین حرف را می‌زند؛ بنابراین روایت منقطع است و میان «ابو عبیده» پسر «عبدالله بن مسعود» با پدرش هیچ واسطه‌ای مشخص نشده است.

به علاوه در قضیه حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) حدیث منزلت بیان شده است که می‌فرماید:

«أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسی إِلَّا أَنَّهُ لَانَبِی بَعْدِی»

طبق این روایت تمام فضایلی که حضرت هارون داشت غیر از نبوت برای حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) ثابت شده است. به عبارت دیگر تمام منازل هارونیه برای حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) ثابت شده است.

حضرت هارون خلیفه، برادر و جانشین حضرت موسی بوده است که تمام این موارد برای حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) ثابت شده است. بر فرض اگر این حدیث درست باشد، عمر و ابوبکر را به انبیاء در یک صفت خاصی تشبیه کرده است.

میان اینکه در یک صفت خاصی شبیه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) باشد یا در تمام اوصاف شبیه پیغمبر اکرم باشد تفاوت وجود دارد؛ این دو قضیه زمین تا آسمان با هم تفاوت دارد.

ما از حدیث «أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسی» خلافت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را استدلال می‌کنیم، زیرا حضرت هارون خلیفه حضرت موسی بوده است. زمانی که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در تمام مقامات حضرت هارون شبیه بود، در مقام خلافت هم شبیه ایشان هستند؛ اما در روایتی که به ابوبکر و عمر نسبت دادند خلافتی در کار نیست.

در این روایت وارد شده است که ابوبکر همانند حضرت ابراهیم دل رحم بوده است و عمر همانند حضرت نوح انسان خشنی بوده است. از این روایت چه خلافتی استخراج می‌شود؟!

اگر ما به سراغ حدیث منزلت می‌رویم، از دل حدیث منزلت، حقانیت و خلافت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) برای ما ثابت می‌شود.

همچنین در میان اهل سنت کسی را سراغ نداریم که بگوید ابوبکر و عمر در حد حضرت ابراهیم و حضرت نوح و حضرت موسی بودند!! این روایت با مبانی فکری و اعتقادی اهل سنت صددرصد در تضاد است.

پرسش:

ظاهراً روایت فضیلت ابوبکر و عمر مطلق است و اشاره به صفت خاصی نمی کند!؟

پاسخ:

اتفاقاً اشاره به صفت خاص است. می گوید مثل نوح در آیه (رَبِّ لا تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکافِرِینَ دَیاراً) است و برای آن مصداق آورده است. در این روایت بیان شده است که در این قسمت شبیه حضرت نوح است. البته این روایت ضعیف است، سند ندارد و با مبانی اعتقادی اهل سنت صددرصد در تضاد است!!

یکی از ایراداتی که به شیعیان وارد می‌کنند، این است که می‌گویند: شما ائمه طاهرین را افضل از انبیاء می‌دانید؛ درحالی‌که طبق این روایت خودشان ابوبکر و عمر را هم سطح انبیاء می‌دانند!!

عمر بن خطاب تا سال دهم بت پرست بوده است و بعد از آن مسلمان شده است. طبق توصیفاتی که در کتب اهل سنت در مورد او بیان شده است، آیا می‌توان او را نستجیر بالله در ردیف انبیاء معصوم و اولوالعزم و بزرگ قرار داد؟!

مورد چهارم:

حدیث بعدی حدیث «أَصْحَابِی کالنُّجُوم» است.

«النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق، وأهل بیتی أمان لأمتی من الاختلاف، فإذا خالفتها قبیلة من العرب اختلفوا فصاروا حزب إِبلیس»

«حاکم نیشابوری» در مورد سند روایت می‌گوید:

«هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٦٢، ح ٤٧١٥

در کنار این روایت، روایتی جعل کرده‌اند که می‌گوید:

«أصحابی کالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم»

«بزار» بنابر نقل «ابن حجر عسقلانی» می‌گوید:

«قال أبو بکر البزار: هذا الکلام لم یصح عن النبی «صلی الله علیه و سلم»

تلخيص الحبير في أحاديث الرافعي الكبير ، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني ، دار النشر :  - المدينة المنورة - ١٣٨٤ - ١٩٦٤ ، تحقيق : السيد عبدالله هاشم اليماني المدني؛ ج٤، ص ١٩١

همچنین «ابن عبدالبر» در مورد این روایت می‌گوید:

«وهذا الکلام لا یصح عن النبی صلی الله علیه وسلم»

جامع بيان العلم وفضله، اسم المؤلف: يوسف بن عبد البر النمري ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت – ١٣٩٨؛ ج ٢، ص ٩٠

«احمد بن حنبل» هم می‌گوید: "این حدیث صحیح نیست." همچنین «ابن حزم» می‌گوید:

«وهذا خبر مکذوب موضوع باطل لم یصلح قط»

تفسیر البحر المحیط، نویسنده: أبی حیان الأندلسی، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود سال چاپ: ١٤٢٢ - ٢٠٠١ م - دار الکتب العلمیة، ناشر: دار الکتب العلمیة، ج ٥، ص ٥١١

مشاهده کنید که نظر علمای اهل سنت در مورد روایت «أصحابی کالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم» این است؛ حال آنکه «حاکم نیشابوری» در مورد روایت «النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق، وأهل بیتی أمان لأمتی من الاختلاف» می‌گوید:

«هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه»

مورد پنجم:

روایت بعدی روایت:

«الْحَسَنُ وَالْحُسَینُ سَیدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»

است که در کتب مختلفی از جمله «مسند احمد»، «سنن الترمذی» است و در مورد آن می‌گوید:

«هذا حَدِیثٌ حَسَنٌ»

الجامع الصحیح سنن الترمذی، اسم المؤلف: محمد بن عیسی أبو عیسی الترمذی السلمی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت --، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون، ج ٥، ص ٦٦٠، ح ٣٧٨١

«نسائی» و «حاکم» می‌گویند:

«هذا حدیث قد صح من أوجه کثیرة»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٨٢، ح ٤٧٧٨

«ذهبی» و «البانی» هم می‌گویند این روایت صحیح است. همچنین «سیوطی» می‌گوید: این روایت متواتر است. در کنار این روایت روایتی جعل کردند و بیان کردند:

«أبو بکر وعمر سیدا کهول أهل الجنة»!

ابوبکر و عمر سرور پیران اهل جنت هستند!

سنن ابن ماجة؛ محمد بن یزید القزوینی، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، ج ١، ص ٣٦، ح ٩٥

«هیثمی» می‌گوید:

«رواه البزار والطبرانی فی الأوسط وفیه علی ابن عابس وهو ضعیف»

مجمع الزوائد؛ الهیثمی، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت – لبنان، ج ٩، ص ٥١، باب فیما ورد من الفضل لأبی بکر وعمر وغیرهما من الخلفاء وغیرهم

«آجری» می‌گوید: سؤالاتی که از «ابو داود سجستانی» آوردند «عبدالرحمن بن مالک بن مغول» است که شخصی کذاب است و جعل حدیث می‌کرده است.

«ملا علی قاری» متوفای ١٠١٤ق؛ زمانی که این روایت را نقل می‌کند، می‌گوید: این روایت صحیح نیست، زیرا:

«لأنه لیس فیها کهل»

در بهشت پیری وجود ندارد.

«بل من یدخلها ابن ثلاث وثلاثین»

هرکسی وارد بهشت می‌شود در سن سی یا سی و سه سالگی است.

اصلاً در بهشت شخص پیری وجود ندارد که ابوبکر و عمر سید پیران اهل بهشت باشند!!

«وإذا کانا سیدی الکهول فمن أولی أن یکونا سیدی شباب أهلها»

اگر قرار است بگوییم ابوبکر و عمر سید پیرمردان بهشت است، چرا نگوییم سید جوانان بهشت است.

مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح ، اسم المؤلف:  علي بن سلطان محمد القاري ، دار النشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت - ١٤٢٢هـ - ٢٠٠١م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : جمال عيتاني؛ ج١١، ص ٢١١

طبق گفته ایشان پیغمبر اکرم فرموده است این دو نفر سید پیرمردان اهل بهشت هستند، حال آن‌ها می‌خواهند پیرمرد را بردارند و به جای آن جوان را به کار ببرند. همچنین «مناوی» می‌گوید:

«(سیدا کهول أهل الجنة) یعنی الکهول عند الموت لأنه لیس فی الجنة کهل إذ هو من ناهز الأربعین»

این روایت (سیدا کهول أهل الجنة) درحالی است که اصلاً پیری در بهشت وجود ندارد و همه افراد بهشت حوالی ٤٠ ساله هستند.

او سپس برای توجیه این روایت می‌گوید:

«فاعتبر ما کانا علیه عند فراق الدنیا ودخول الآخرة»

زمانی که این دو نفر از دنیا می‌رفتند سید پیرمردان اهل دنیا بوده‌اند.

فیض القدیر شرح الجامع الصغیر، نویسنده: المناوی، تحقیق: تصحیح أحمد عبد السلام، چاپ: الأولی، سال چاپ: ١٤١٥ - ١٩٩٤ م، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج ١، ص ١١٧

عقل این افراد را مشاهده کنید! اصلاً نمی‌دانیم با این افراد چکار کنیم. همچنین «مبارکفوری» در کتاب «تحفة الأحوذی» می‌گوید:

«فاعتبر ما کانوا علیه فی الدنیا حال هذا الحدیث»

ابوبکر و عمر سید پیرمردان اهل بهشت دنیوی بودند.

«وإلا لم یکن فی الجنة کهل»

وگر نه اصلاً در بهشت پیرمردی وجود ندارد.

تحفة الأحوذی، نویسنده: المبارکفوری، چاپ: الأولی، سال چاپ: ١٤١٠ - ١٩٩٠ م، ناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت – لبنان، ج ١٠، ص ١٠٣، باب قوله (أخبرنا الولید بن محمد الموقری)

تمام کسانی که وارد بهشت می‌شوند، همگی جوان هستند. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

«الْحَسَنُ وَالْحُسَینُ سَیدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»

معنای این روایت این است که تمام افراد اهل بهشت جوان هستند و امام حسن و امام حسین (علیها السلام) سرور جوانان اهل بهشت هستند.

در اینجا «شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ» به دو معناست؛ معنای اول این است که تمام اهل بهشت جوان هستند و معنای دوم این است که سرور جوانان اهل بهشت هم امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) هستند.

رسول گرامی اسلام در این روایت اصلاً بحث دنیوی را مطرح نکردند؛ بلکه فرمودند:

«الْحَسَنُ وَالْحُسَینُ سَیدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ»

«الْجَنَّةِ» هم انصراف دارد به بهشتی که در آن جاودانه هستند. این روایت در کتب شیعیان هم فراوان وجود دارد. اگر در نرم افزار مکتبه اهلبیت عبارت «شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ» یا «سیدة نساء العالمین» را جستجو کنید، مشاهده کنید که ده‌ها کتاب شیعه این عبارت را آوردند.

مورد ششم:

حدیث بعدی، حدیث سد الأبواب است:

«سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلَّا بَابَ عَلِی»

در مقابل حدیثی جعل کردند که رسول گرامی اسلام فرموده است:

«سُدُّوا عَنِّی کلَّ خَوْخَةٍ فی هذا الْمَسْجِدِ غیر خَوْخَةِ أبی بَکرٍ»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج ١، ص ١٧٨، ح ٤٥٥

«خَوْخَةِ» به معنای سوراخ است؛ حال نمی‌دانیم مراد از سوراخ در اینجا چیست!! از طرف دیگر «بخاری» می‌گوید: اصلاً ابوبکر در مدینه خانه نداشت تا اینکه سوراخ داشته باشد.

زمانی که ابوبکر خلیفه مسلمین شده بود، منزلش در سنح بود و بعد از بیعت هم تا شش ماه به مدینه پیاده می‌آمد و نماز می‌خواند و به امور مردم رسیدگی می‌کرد و شب‌ها به منزل خود در سنح که خارج از مدینه بود برمی‌گشت.

ابوبکر گاهی سوار بر اسب می‌شد تا اینکه مسلمانان به او گفتند: شما که منزلتان بیرون مدینه است و آمدن به مدینه برای شما دردسر دارد؛ اجازه بدهید ما برای شما منزلی بخریم. سپس مسلمانان جمع شدند و برای او منزلی خریدند.

او در زمان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) اصلاً خانه‌ای نداشت، تا اینکه «سُدُّوا عَنِّی کلَّ خَوْخَةٍ فی هذا الْمَسْجِدِ غیر خَوْخَةِ أبی بَکرٍ» باشد!!

مورد هفتم:

همچنین حدیث:

«أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِی باب‌ها»

حدیثی کاملاً صحیح است و در او هیچ شک و شبهه‌ای نیست. آقایان اهل سنت در جعل این روایت آوردند که رسول گرامی اسلام فرموده است:

«أنا مدينة العلم وأبو بكر أساسها وعمر حيطانها وعثمان سقفها وعلي بابها »

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي، دار النشر: دار الفكر - بيروت - ١٩٩٥، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري؛ ج٩، ص ٢٠

طبق این روایت زیربنای شهر ابوبکر است، دیوارهای شهر عمر است، سقف شهر عثمان است و علی در آن شهر است!!

در زمان سابق دور شهر حصاری می‌کشیدند و تنها دری برای آن می‌گذاشتند؛ اما در تاریخ نشنیدیم که برای شهرها سقف گذاشته باشند. یا تاریخ بخاری دارد که:

«انا مدینة العلم و علی بابها و معاویة حلقتها»

ما بارها گفتیم که اگر اینطور باشد، باید بگویند که یزید هم توالت این شهر بوده است! قطعاً برای یزید هم باید مطالبی بیاورند!!

این مطالب کاملاً بیانگر این است که با توجه به آنچه از معاویه نقل شد که می‌گوید: هر روایتی که دیدید در فضیلت ابوتراب و اهلبیت بیان شده است، مشابه آن را هم برای خلفا و صحابه بسازید.

این مطالب نمونه‌هایی از این روایات بود. دوستان می‌توانند در این زمینه کار کنند و مقداری روی آن بحث بیشتری شود.

به دلیل اینکه بحث روزهای دوشنبه و سه شنبه ما صحابه است، اگر دوستان بتوانند یک مقاله مفصل در رابطه با تکذیب صحابه نسبت به یکدیگر و تکفیر صحابه به وسیله همدیگر بیاورند، مفید است. اهل سنت معتقدند:

«والصحابة کلهم عدول»

المجموع، نویسنده: النووی، ج ١، ص ٦٢، فصل الحدیث المرسل

و:

«الصحابة کلّهم من أهل الجنة قطعاً»

قطعاً تمام صحابه اهل بهشت هستند.

الإصابة فی تمییز الصحابة، المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علی بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلانی (المتوفی: ٨٥٢ هـ)، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود وعلی محمد معوض، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی - ١٤١٥ هـ، ج ١، ص ١٦٣

ولی اینکه صحابه به دیگری می گوید تو داری دروغ می گوئی را نمی بینند. این در حالی است که در روایت وارد شده است:

«الْمُؤْمِنُ یزْنِی قَالَ قَدْ یکونُ ذَلِک قَالَ الْمُؤْمِنُ یسْرِقُ قَالَ ص قَدْ یکونُ ذَلِک قَالَ یا رَسُولَ اللَّهِ الْمُؤْمِنُ یکذِبُ قَالَ لَا»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ٦٩، ص ٢٦٣، ح ٤٧

همچنین وارد شده است که صحابه همدیگر را تکفیر می‌کردند و در مورد همدیگر می‌گفتند: "تو کافر و منافق هستی!"؛ معنای این حرف این است که همدیگر را از ایمان بیرون می‌بردند.

آیا امکان دارد کسی که اهل بهشت است، دیگری را متهم به کذب و نفاق کند؟! صحابه که به همدیگر می‌گویند: "تو منافق هستی!!" آیا راست می‌گویند یا دروغ می‌گویند؟!

اگر راست می‌گوید که منافق است و منافق هم وارد بهشت نمی‌شود، اما اگر دروغ می‌گوید باید تعزیر شود، زیرا حکم نفاق به دیگری شلاق دارد و کسی هم که شلاق بخورد و دروغ بگوید صلاحیت رفتن به بهشت را ندارد.

اگر دوستان مقاله‌ای در این زمینه آماده کنند، ما سعی می‌کنیم ملاک امتحان این ماه را همین مقاله قرار بدهیم.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته