خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ٦٩ - نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (٥) - آیه ١٠٠ سوره توبه

نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (٥) - آیه ١٠٠ سوره توبه

کد مطلب: ١٠٨٨٨ تاریخ انتشار: ١٧ فروردين ١٣٩٦ - ١٥:٤٤ تعداد بازدید: ٤٦٢ خارج کلام مقارن » عمومی نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (٥) - آیه ١٠٠ سوره توبه
جلسه شصت و ششم ٩٥/١٢/٢٣




 

 بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه شصت و ششم  ٩٥/١٢/٢٣


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله الی یوم لقاء الله

یکی از آیاتی که آقایان اهل سنت به وسیله آن بر عدالت جمیع صحابه استدلال کردند، آیه ١٠٠ سوره مبارکه توبه است که نقل مجالس اهل سنت است.

به صورت کلی اهل سنت روی دو آیه تکیه می‌کنند و خیلی برای اهل سنت مهم است؛ یکی از این موارد:

(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تحتها الْأَنْهارُ خالِدِینَ فیها أَبَداً ذلِک الْفَوْزُ الْعَظِیم)

و پیشروان نخستین از مهاجرین و انصار و کسانی که به نیکی پیرویشان کردند خدا از آنان راضی است، و ایشان نیز از خدا راضی‌اند، خداوند برای ایشان بهشت‌هایی آماده کرده که در دامنه آن‌ها جویها، روان است و تا ابد در آن جاودان‌اند، و این خود کامیابی بزرگی است.

سوره توبه (٩): آیه ١٠٠

آیه بعد:

(لَقَدْ رَضِی اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یبایعُونَک تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکینَةَ عَلَیهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِیبا)

خدای تعالی آن روز که مؤمنین در زیر آن درخت با تو بیعت کردند از ایشان راضی شد پس آنچه در قلبهايشان بود را دانست سپس آرامشی بر آنان نازل کرد و به عنوان پاداش، فتحی نزدیک روزیشان کرد.

سوره مبارکه فتح (٤٨): آیه ١٨

آیه سوم:

(مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُم)

محمد رسول خدا است و کسانی که با او هستند علیه کفار شدید و بی رحم‌اند و در بین خود رحیم و دلسوزند.

سوره فتح (٤٨): آیه ٢٩

است، البته این آیه در بسیاری از مواقع به ضررشان تمام می‌شود و لذا خیلی این آیه را مطرح نمی‌کنند و در بسیاری از موارد به دو آیه قبل تکیه می‌کنند.

عزیزان مقداری دقت کنند تا جواب‌هایی که از این آیه داده می‌شود، کاملاً ظریف و دقیق باشد.

خداوند متعال در آیه ١٠٠ سوره مبارکه توبه می‌فرماید:

(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ)

در میان مهاجرین و انصار کسانی که از مسلمانان اولی سبقت گرفتند و کسانی که در کارهای نیک از آن‌ها تبعیت می‌کنند، خداوند عالم خبر داده که از این افراد راضی است.

راضی بودن خداوند عالم هم نشانگر این است که این افراد شایستگی رضایت و اهلیت رضایت را داشتند. و کسی که اهلیت رضایت دارد قطعاً عادل است؛ زیرا فاسق اهلیت رضایت ندارد. خداوند متعال در آیات متعددی می‌فرماید:

(فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرْضى‏ عَنِ الْقَوْمِ الْفاسِقين‏)

خداوند از جمعيت فاسقان راضى نخواهد شد.

سوره توبه (٩): آیه ٩٦

در جواب از این مدعا؛ باید به چند نکته دقت کنیم؛ ادعای آقایان این است که جمیع صحابه عادل هستند. دلیلی که آورده‌اند فرمایش قرآن کریم است که می‌فرماید:

(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأَنْصارِ)

این دلیل اخص از مدعا است. ادعا جمیع صحابه است؛ و آیه فرضاً اگر هم دلالت بر عدالت کند، عدالت بخشی از صحابه را تثبیت می‌کند نه بیشتر!

خداوند عالم در اینجا می‌فرماید(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ)؛ حال مراد از(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ)یا کسانی هستند که به حبشه هجرت کردند. مشهور است صحابه‌ای که در اثر فشار قریش به حبشه هجرت کردند، جزو(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ)هستند.

یا نهایتاً «السابقون الأولون» کسانی را شامل می شود که با رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه منوره هجرت کردند. آیا در زمانی که به مدینه منوره هجرت کردند، آمارشان به صد نفر می‌رسید؟!

بر فرض ٥٠٠ یا ١٠٠٠ نفر بودند؛ اما شما با این آیه می‌خواهید عدالت ١٢٠ هزار صحابه را اثبات کنید؟ بنابراین دلیل اخص از مدعا است.

کسانی هم که به آیه شریفه(وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ)استناد می‌کنند، می‌خواهند بگویند این احسان دلیل بر این است که تمامی این افراد محسن بودند.

این در حالی است که کلمه «احسان» بر این دلالت می‌کند که این افراد ذوالاحسان و غیر ذوالاحسان بودند. آن‌ها نسبت به کارهای احسان(وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ)بودند و از این قسمت معلوم می‌شود که آنها کارهای غیر احسان هم داشتند!

اگر واقعاً همه این افراد محسن بودند نیازی نبود که قید احسان در اینجا بیاید و تنها(وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ)استفاده می‌شد و مراد تنها افرادی بودند که از(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ)تبعیت کردند.

تبعیت مطلق دلالت بر عدالت این افراد دارد، یعنی این افراد انسان‌های عادلی هستند و هرکسی از آدم خوب تبعیت کند خداوند عالم از او راضی است. این در حالی است که می‌فرماید:(وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ).

هم نسبت به(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ)قید می‌زند و هم نسبت به تابعین قید می‌زند. کسانی که(اتَّبَعُوهُمْ)به غیر احسان دارند،(اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ)هم دارند. موارد قبل هم احسانی هستند و هم غیر احسانی هستند. هرکسی در کار نیک از این افراد کند، مصداق بارز(رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ)هستند و هیچ شک و شبهه‌ای در آن نیست.

نکته دوماین است که این آیه ناظر به تمامی افراد فرداً فرد نیست. اگر ما بگوییم تمامی ١٢٠ هزار صحابه فردا فرد عادل هستند، اگر هم آيه بر عدالت دلالت، کند من حیث المجموع دلالت می‌کند.«مجموع من حیث المجموع»اثبات نمی‌کند که«لیس فیهم غیر عادل»!!همین اندازه‌ای که اکثر این افراد عادل باشند و خداوند عالم از آن‌ها راضی باشند، کلمه عموم را بر این افراد اطلاق می‌کند.

به عبارت دیگر اگر این افراد پنجاه به علاوه یک باشند، در اینجا(رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ)بر آن‌ها دلالت می‌کند و:«مَا مِنْ عُمُومٍ إلَّا قَدْ خُصَّ»

نکته سومکه در حقیقت توضیح جواب دوم است، این است که ما یقین داریم از همین صحابه، عده ای از(رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ)خارج شدند و در آن شکی نیست.

به عبارت بهتر، واقعیت خارجی نشان می‌دهد که در قاعده کلّی «مَا مِنْ عُمُومٍ إلَّا قَدْ خُصَّ»، این«عُمُومٍ»؛«قَدْ خُصَّ»شده است!

(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَمِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأَنْصارِ)که من جمله آنان خلفا، «طلحه» و «زبیر» و دیگران باشند که آقایان اینها را جزو(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ)می‌شمارند، آن‌ها قطعاً از شمول آیه خارج شده‌اند. همانطور که ما در مورد «زبیر» روایت صحیح داریم که حاکم نیشابوری از «ابی الاسود دوئلي» نقل می کند که می‌گوید:

«شهدت الزبیر خرج یرید علیا»

زبیر خارج شد درحالی‌که می‌خواست در برابر علی بن أبی طالب قیام کند.

«فقال له علی أنشدک الله هل سمعت رسول الله یقول تقاتله وأنت له ظالم»

علی بن أبی طالب به او فرمود: تو را به خدا سوگند آیا سخن پیغمبر اکرم را شنیدی که فرمود: تو با علی می‌جنگی درحالی‌که ظالم هستی.

در اینجا با این فرمایش پیغمبر، بر کمر عام شمشیر خورد. چرا که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از آقای «زبیر» که جزو(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ)و همین‌طور جزو عشره مبشره شما هست، به «ظالم» تعبیر می‌کنند.

در ادامه می‌گوید:

«ثم مضی الزبیر منصرفا»

سپس زبیر از این کار منصرف شد و گفت: من فراموش کرده بودم.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ٤١٣، ح ٥٥٧٤

«زبیر» می‌خواست برود، اما پسرش مانع رفتنش شد . زبير گفت: من قسم خورده‌ام كه هرگز با علي بن ابيطالب نجنگم. پسرش گفت: (قسم خود را بشكن و بخاطر آن ) يكي از غلامان خود را به عنوان كفاره آزاد كن! زبير نيز چنين كرد.

در کتاب «الصواعق المحرقة» و سایر کتب وارد شده است که «زبیر» جزو(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ)، بیعت رضوان، جنگ بدر و جزو عشره مبشره آقایان هست و رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره او عبارت«تقاتله وأنت له ظالم»را فرمودند.

حال آیا کلمه ظالم بر یک شخص عادل دلالت می‌کند و آيا شما به یک عادل می‌توانید«أنت ظالم»بگویید، یا خیر؟! کلمه ظالم هم در عبارت«تقاتله وأنت له ظالم»و معنای آن این است که تو با علی بن أبی طالب می‌جنگی، درحالی‌که ظالم هستی!!

آقایان نمی‌توانند ادعا کنند که حضرت موسی هم فرمود:

قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسي‏ فَاغْفِرْ لي‏ »

سوره قصص (٢٨): آیه ١٦

خداوند هم گناه او را بخشید! بله، اگر کسی گناه می‌کند در حق خودش ظلم کرده است؛

(وَ مَنْ یتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَه)

و کسی که از حدود خدا تجاوز کند به نفس خود ستم کرده.

سوره طلاق (٦٥): آیه ١

این بحث جدایی است. یک مرتبه انسان در حق خود ظلم می‌کند که راه آن توبه کردن و استغفار است؛ گرچه همین قضیه هم در بعضی از موارد در حق بندگان دلیل بر عدم عدالت است. ولی نسبت به انبیاء الهی و بزرگان؛

«حَسَنَاتُ الْأَبْرَارِ سَیئَاتُ الْمُقَرَّبِین»

کشف الغمة فی معرفة الأئمة، نویسنده: اربلی، علی بن عیسی، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم، ج ٢، ص ٢٥٤، باب عدد أولاده و طرف من أخبارهم

آنها در مقام بسیار بالایی هستند که کوچک‌ترین ترک اولایی را هم در حق خودشان، ظلم می‌دانند. رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید:

«وَ إِنَّهُ لَیغَانُ عَلَی قَلْبِی فَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِی الْیوْمِ سَبْعِینَ مَرَّةً»

گاهی مواقع که با شما صحبت می‌کنم و از خداوند غافل می‌شوم، احساس می‌کنم قلبم زنگار گرفته است و هفتاد بار استغفار می‌کنم و این زنگار از بین می‌رود.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج ٦٠، ص ١٨٣، باب ٣

اولیاء و صالحین همیشه در محضر خداوند متعال هستند.

«الْعَارِفُ شَخْصُهُ مَعَ الْخَلْقِ وَ قَلْبُهُ مَعَ اللَّه‌ِ لَوْ سَهَا قَلْبُهُ عَنِ اللَّهِ طَرْفَةَ عَینٍ لَمَاتَ شَوْقا»

بحار الأنوار(ط - بیروت)؛ ج ٣، ص ١٤، باب ١؛ ح ٣٥

و بحث آن‌ها اصلاً جداست، اما در اینجا که می‌فرماید«تقاتله وأنت له ظالم»به معنای این است که با او می‌جنگی در حالی که ظالم هستی. به دلیل اینکه:

نَظَرَ النبي إلى علي وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَفَاطِمَةَ فقال أنا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ »

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف:أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني ، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر؛ ج٢، ص ٤٤٢، ح ٩٦٩٦

که بعد به آن اشاره خواهم کرد. همچنین «ابن کثیر» در روایتی آورده است که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمودند:

«ما أخرجک»

حضرت به زبیر فرمودند: چرا خروج کردی؟

«قال أنت ولا أراک بهذا الأمر أولی به منی»

زبیر گفت: من هم در حد تو هستم و تو شایسته‌تر از من برای خلافت نیستی.

«فقال له علی أما تذکر یوم مررت مع رسول الله فی بنی غنم فنظر إلی وضحک وضحکتإلیه»

حضرت فرمودند: به یاد بیاور روزی را که با رسول الله بودیم که پیغمبر اکرم به من نگاه کردند و من هم به ایشان نگاه کردم و خندیدم.

«فقلت لا یدع ابن أبی طالب زهوه»

تو گفتي: علی بن أبی طالب هنوز شوخی‌های خود را رها نمی‌کند.

«فقال لک رسول الله إنه لیس بمتمرد لتقاتلنه وأنت ظالم له»

سپس:

«فقال الزبیر اللهم نعم ولو ذکرت ما سرت مسیری هذا ووالله لا أقاتلک»

زبیر گفت: به خدا یادم آمد و اگر چنانچه سخن پیغمبر یادم می‌آمد، این مسیر را برای قتال با تو نمی‌آمدم. به خدا سوگند دیگر با تو جنگ نخواهم کرد.

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج ٧، ص ٢٤١، باب ابتداء وقعة الجمل

همین‌طور در مورد «طلحه» وارد شده است:

«وطلحة یحرض الفریقین جمیعاً علی عثمان ثم إن طلحة قال لهم إن عثمان لا یبالی ما حصرتموه وهو یدخل إلیه الطعام والشراب فامنعوه الماء أن یدخل علیه»

طلحه از کسانی بود که نسبت به عثمان این چنین تحرکاتی داشت و مانع رساندن آب به عثمان بوده است.

الإمامة والسیاسة، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة الدینوری، سنة الولادة / سنة الوفاة ٢٧٦ هـ.، تحقیق خلیل المنصور، الناشر دار الکتب العلمیة، سنة النشر ١٤١٨ هـ - ١٩٩٧ م.، مکان النشر بیروت، ج ١، ص ٣٦، باب ذکر القول والمجادلة لعثمان ومعاویة رضی الله عنهما

همچنین در کتاب «تاریخ طبری» و «الکامل» اثر «ابن اثیر» وارد شده است که «طلحه» آمد و گفت: «ابن عدیس» کجاست؟! گفتند: در فلان منطقه است. «ابن عدیس» آمد و زیرگوشی با هم حرف زدند، بعد «ابن عدیس» به نیروهای زیردستی خود گفت: اجازه ندهید کسی وارد بر خانه عثمان شود و نه کسی از خانه عثمان خارج شود. در این حال عثمان گفت:

«هذا ما أمر به طلحة بن عبید الله»

اینکه من را محاصره کردند، دستور طلحه است.

«اللهم اکفنی طلحة بن عبید الله فإنه حمل علی هؤلاء وألبهم والله إنی لأرجو أن یکون منها صفرا وأن یسفک دمه إنه انتهک منی ما لا یحل له»

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، ج ٢، ص ٦٦٨، باب ذکر الخبر عن قتله وکیف قتل

همچنین آقای «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «الإصابة» جلد ٣ صفحه ٥٣٢ می‌گوید: «ابن عساکر» از طریق متعدد نقل می‌کند که «مروان» کسی بود که با تیر، «طلحه» را کشت و به سند صحیح هم آوردند که «مروان» به «طلحه» نگاه کرد و گفت: امروز باید انتقام عثمان را بگیرم. او تیری در کمان گذاشت و به طرف «طلحه» که داشت از سپاه دور می‌شد انداخت و بین دو کتف او قرار گرفت و خونریزی کرد و در یکی از خرابه‌های بصره در اثر خونریزی جان داد.

همچنین «ابن عبد البر» می‌گوید:

«ولا یختلف العلماء الثقات فی أن مروان قتل طلحة»

الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، اسم المؤلف: یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر، دار النشر: دار الجیل - بیروت - ١٤١٢، الطبعة: الأولی، تحقیق: علی محمد البجاوی، ج ٢، ص ٧٦٦، ح ١٢٨٠

گناه اول «طلحه» این است که در برابر امیرالمؤمنین قیام کرده است. گناه دوم او این است که افرادی را برای قتل عثمان تحریک کرده است.

«مروان» نيز طلحه را كه صحابی پيامبر بود، به قتل رساند.

این مطالب همگی نشانگر این است که این افرادی که شما آنان را جزو(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ)،(رَضِی اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ)و اصحاب بدر به حساب می‌آورید همه از ذیل عمومات آیه خارج شده‌اند.

همچنین «طلحه» از کسانی است که در برابر حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) قیام کرده است و طبق روایت صحیح وارد شده است:

نَظَرَ النبي إلى علي وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَفَاطِمَةَ فقال أنا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ »

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، اسم المؤلف:أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني ، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر؛ ج٢، ص ٤٤٢، ح ٩٦٩٦

افرادی از جمله «عمروعاص» و «طلحه» و «زبیر» و دیگران که در سپاه عایشه و معاویه بودند و با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) جنگیدند، طبق این روایت، در حقیقت با رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) جنگیدند.

آیا شما حاضرید به کسانی که با پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جنگیدند، بگویید که این افراد عادل هستند، یا چنین حرفی را نمی‌زنید؟!

خیلی جالب است که «حاکم نیشابوری» وقتی که این روایت را در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» نقل می کند، می‌گوید:

«هذا حدیث حسن»

این روایت صحیح است.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٦١، ح ٤٧١٣

آقایان هم دارند که حدیث حسن در احتجاج کردن، مثل حدیث صحیح است. آقای «ابن حبان» در کتاب «صحیح» خود جلد ١٥ صفحه ٤٣٤ این روایت را به عنوان یک روایت صحیح می‌آورد. همچنین آقای «ابن ابی شیبه» در کتاب «مسند» خود جلد اول صفحه ٣٥٥ این روایت را می‌آورد، البته این افراد خیلی تلاش کردند که این روایت را زیر سؤال ببرند. مثلاً ابن ابی شیبه می گوید:

«قلت: وفيه السدي: وهو صدوق لكنه يهم و يتشيع.»

مسند ابن أبي شيبة، اسم المؤلف: أبي بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة، دار النشر: دار الوطن - الرياض - ١٩٩٧م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل بن يوسف العزازي و أحمد بن فريد المزيدي؛ ج١، ص ٣٥٥، ح ٥٢٠

«سدی» از مفسرین نامی اهل سنت است، اما متهم به تشیع است. اگر بخواهند روایات «سدی» را حذف کنند، باید بسیاری از روایاتی که در رابطه با قرآن کریم بیان شده است را حذف کنند!!

آقای «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «الإصابة» جلد ١٤ صفحه ٩٣ باز این عبارت را نقل می‌کند. همچنین «ابن کثیر» در کتاب «البدایة و النهایة» جلد ١١ صفحه ١٩٠ این روایت را نقل می‌کند. «جصاص» در کتاب «احکام القرآن» جلد چهارم صفحه ٥١ این روایت را نقل می‌کند و فتوا صادر می‌کند و می‌گوید:

«فاستحق من حاربهم اسم المحارب لله ولرسوله»

مستحق است کسی که با این‌ها محاربه کند، به این افراد «المحارب لله و لرسوله» بگوییم.

«وإن لم یکن مشرکا»

اگرچه این افراد مشرک نیستند.

أحکام القرآن، اسم المؤلف: أحمد بن علی الرازی الجصاص أبو بکر، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت - ١٤٠٥، تحقیق: محمد الصادق قمحاوی، ج ٤، ص ٥١، باب حد المحاربین

به طور معمول زمانی که افرادی مانند «صدی» روایاتی در فضایل خلفا و دیگر صحابه نقل می‌کنند، آقایان اهل سنت ساکت هستند و حرفی نمی‌زنند. ولی وقتی روایاتی درباره امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) یا دیگر اهلبیت (علیهم السلام) نقل می‌کنند، او را متهم به تشیع و غلو می‌کنند!!

با توجه به این عبارت، این دسته از صحابه‌ای که در جمل در سپاه عایشه بودند و در صفین در سپاه معاویه بودند و همچنین همراه خوارج نهروان بودند، آیا همگی از ذیل این آیه خارج نمي‌شوند؟!

با توجه به این مطالب دیگر جایی برای استدلال به این عموم نمی‌ماند. وقتی یک عام اینقدر تخصیص می‌خورد، برای اینکه بخواهد در الباقی حجت شود به دلیل اینکه کمرش شکسته است و تخصیصات زیادی خورده است، نسبت به هر يك از افراد عام وقتی می خواهیم استدلال بکنیم، شک می‌کنیم.

ما شک می‌کنیم که آیا این فردی که عام شامل آن می‌شد، جزء مستثنیات هست یا نه؟! نتیجه تابع اخسّ مقدمات است و حکم می‌کنیم که جزء مستثنیات است.

بنابراین دیگر استدلال به این آیه برای عدالت صحابه باقی نمی‌ماند، جز افرادی که ما از خارج قطع داریم بر اینکه آن‌ها عدالتشان ثابت شده است نه از عموم این آیه؛ بلکه از ادله و قرائن دیگر.

ان‌شاءالله ما در مورد آیه شریفه:

(لَقَدْ رَضِی اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یبایعُونَک تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکینَةَ عَلَیهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِیبا)

عرض خواهیم کرد. خداوند عالم زمانی که از یک فرد یا قومی اظهار رضایت می‌کند، اظهار رضایت الهی دلیل بر استمرار رضايت الله نیست. اگر این عبد بتواند آن روحیه پاکی که در آن لحظه داشت را تا آخر عمر ادامه بدهد، رضایت حق هم با او هست.

اگر چنانچه عبد بخواهد تغییر بدهد،

(وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا)

سوره اسراء (١٧): آیه ٨

شما ببینید که خداوند متعال بعد از آیه شریفه(رَضِی اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یبایعُونَک تَحْتَ الشَّجَرَةِ)بلافاصله می‌فرماید:

(... فَمَنْ نَکثَ فَإِنَّما ینْکثُ عَلی نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیهُ اللَّهَ فَسَیؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیما‌)

هر کس بیعت خود را بشکند علیه خودش شکسته و هر کس وفا کند به عهدی که با خدا بر سر آن پیمان بسته خدای تعالی خیلی زود پاداش عظیمی به او می‌دهد.

سوره فتح (٤٨): آیه ١٠

خداوند متعال درباره کسانی که(یبایعُونَک إِنَّما یبایعُونَ اللَّهَ)است، می‌فرمایند: اگر این افراد بیعت شکنی کنند، خداوند عالم رضایت خود را برمی‌دارد.

بنابراین ما نمی‌توانیم بگوییم چون که در فلان جا خداوند عالم راضی شده است، بنابراین این رضایت خداوند عالم دلالت بر این دارد که این شخص صددرصد تا آخر عمر عادل است. چه بسا عبد تغییر روحیه و تغییر روش بدهد و تابع نفس اماره شود.

این افراد از «بلعم باعورا» که بالاتر نیستند؛ خداوند عالم «بلعم باعورا» را تمجید و تعریف و تحسین می‌کند.

(فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْما)

پس بنده‌ای از بندگان ما را یافتند که از جانب خویش رحمتی بدو داده بودیم و از نزد خویش دانشی به او آموخته بودیم.

سوره کهف (١٨): آیه ٦٥

حتی در مورد این شخص نقل شده است که او از اولیاء الله و مستجاب الدعوه بوده است. سرانجام این شخص به جایی رسید که خداوند متعال در مورد او می‌فرماید:

(وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کمَثَلِ الْکلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیهِ یلْهَثْ أَوْ تَتْرُکهُ یلْهَثْ)

اگر می‌خواستیم وی را بوسیله آن آیه‌ها بلندش می‌کردیم ولی به زمین گرایید (پستی طلبید و به دنیا میل کرد) و هوس خویش را پیروی کرد، حکایت وی حکایت سگ است که اگر بر او هجوم بری پارس می‌کند و اگر او را واگذاری پارس می‌کند.

سوره اعراف (٧): آیه ١٧٦

«بلعم باعورا» با آن مقامی که داشت، نتوانست خود را حفظ کند. به تعبیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) شیطان با اینکه شش هزار سال خدا را عبادت کرد و ملائکه به حال او غبطه می‌خوردند، در برابر امر الهی تمرد کرد و لعنت الهی برای او باقی ماند!!

بر فرض این آقایان مصداق بارز(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ)بودند و تمام این موارد را قبول کردیم و خداوند هم از این افراد راضی شده است و بهشت را هم به این افراد وعده داده است، اما آیا خداوند عالم به این افراد قول قطعی داده است که آن‌ها تا آخر عمر گناه نمی‌کنند؟! آیا این مسئله باعث عصمت این افراد می‌شود یا نه؛ عصمت از این آیه استخراج نمی‌شود؟!

همین‌طور در روایت صحیح وارد شده است:

«من آذی علیا فقد آذانی»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٣١، ح ٤٦١٩

حال مشاهده کنید امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) که ٢٥ سال خانه نشین شده است درحالی‌که خود آن بزرگوار می‌فرماید:

«فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذًی وَ فِی الْحَلْقِ شَجًی»

نهج البلاغه (للصبحی صالح)؛ ص ٤٨

آیا این مسئله نشانگر ايذاء امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است یا نه؟! آیا در جنگ‌هایی که بر ضد امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) انجام شد حضرت متأذی شدند، یا از اين مسئله خوشحال بودند؟!

کسانی که رفتند تا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را بکشند، به این دلیل می‌خواستند ایشان را بکشند که معتقد بودند حضرت اهل بهشت است و می‌خواستند سریع به بهشت رود یا معتقد بودند که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) مستوجب قتل است؟!

همچنین «حاکم نیشابوری» با سند صحیح نقل می‌کند که پیغمبر فرمود:

«من أطاعنی فقد أطاع الله ومن عصانی فقد عصی الله ومن أطاع علیا فقد أطاعنی ومن عصی علیا فقد عصانی»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - ١٤١١ هـ - ١٩٩٠ م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج ٣، ص ١٣١، ح ٤٦١٧

آیا خداوند متعال در یک آنِ واحد هم از امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) راضی است و هم از «زبیر»، «طلحه»، «عایشه» و «معاویه و امثال او راضی است، یا خیر؟!

کاملاً واضح و روشن است که این آقایان یک عموماتی را می‌گیرند و شروع می‌کنند به كلّي‌گويي بدون توجه به جوانب مسئله استدلال می‌کنند. آیا تمام کسانی که موجب ایذاء امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) شدند مشمول این روایت می‌شوند یا نمی‌شوند؟!

اگر مشمول این روایت نمی‌شوند، باید این روایت را انکار کنید. طبق حرف خودتان اگر شخصی یک سنت قطعی را انکار کند، کافر است.

و اگر این روایت را قبول دارید، باید بگویید تمام کسانی که از دستور امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) تمرد کردند و موجبات ایذاء آن حضرت را فراهم کردند، طبق فرمایش رسول اکرم همگی فاسق و مستوجب آتش جهنم هستند!!

این افرادی که در بیعت رضوان حضور داشتند، عموماً در جنگ حنین بودند و همگی فرار کردند. از میان دوازده هزار نفر از لشکریان مسلمان در جنگ حنین که بعد از فتح مکه اتفاق افتاد، تنها ٥ نفر بیشتر باقی نماندند!

این در حالی است که بیعت رضوان در سال ششم هجری است، اما جنگ حنین در سال هشتم هجری است. در حقیقت بعد از فتح مکه این افراد همگی فرار کردند.

این افراد بیعت کرده بودند که فرار نکنند، اما همگی فرار کرد. این موارد مصداق اتم است بر اینکه این افراد نقض بیعت کردند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته