خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ٢٩١ - نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (٢٣)

نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (٢٣)

کد مطلب: ٩١٦٦ تاریخ انتشار: ٢٢ ارديبهشت ١٣٩٥ - ٠٩:٤٨ تعداد بازدید: ٧٤٨ خارج کلام مقارن » نقد سخنان شیخ الازهر نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (٢٣)
جلسه هشتاد و چهارم ٩٥/٠٢/٢١

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هشتادو چهارم   ٩٥/٠٢/٢١ 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاء الله.

نکته اخلاقی هفته: پرهیز از عجب و غرور!

چون روز آخر درسی هفته هست، یک نکته اخلاقی نیز خدمت دوستان عرض کنیم. در روایتی بسیار زیبا، که نکات عجیب و تکان دهنده ای دارد، نبی مکرم(صلی الله علیه و آله)به «عبدالله بن مسعود» فرمودند:

«يَا ابْنَ مَسْعُودٍ إِذَا مَدَحَكَ النَّاسُ فَقَالُوا إِنَّكَ تَصُومُ النَّهَارَ وَ تَقُومُ اللَّيْلَ وَ أَنْتَ عَلَى غَيْرِ ذَلِكَ فَلَا تَفْرَحْ بِذَلِكَ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيم»‏

اى پسر مسعود! هرگاه مردم تو را ستودند و گفتند: روزها روزه مى گيرى و شب ها عبادت مى كنى، و تو چنان نبودى، شادمان مشو؛ زيرا خداوند متعال مى فرمايد: «البته گمان مبر كسانى كه بدانچه كرده اند شادمانى مى كنند و دوست دارند به آنچه نكرده اند ستايش شوند، قطعا گمان مبر كه براى آنان نجاتى از عذاب است. آنان را عذابى دردناك است».

مکارم الاخلاق، للشیخ الطبرسی، ص٤٥٤؛ بحارالأنوار (ط - بیروت)، ج ٧٤، ص ١٠٣

می آیند به آدم می گویند که آقا شما خیلی فاضل هستید! خیلی باسواد هستید! از مفاخر اسلام هستید! و چنین و چنان! معمولاً هم افراد ذاتاً به تعریف و تمجید علاقمند هستند. و شاید انگیزه این حب، در ما روحانیون، کمی بیشتر از دیگران باشد.

در روایات متعدد هم داریم که وقتی کسی شما را مدح می کند، حتی به یک صفاتی دارد شما را مدح می کند، که شما آن صفات را دارید، مواظب باشید که خدای ناکرده از این تعریف مردم، «غرور» برای شما نیاید، «عجب» برای شما حاصل نشود!

به تعبیر حضرت امام(رضوان الله تعالی علیه)، کسانی که مبتلای به عجب و ریا هستند، فردای قیامت آرزو می کنند که ای کاش ما اهل کبائر بودیم، ولی اهل عجب و ریا نبودیم!

عجب و ریا، اعمال انسان را به آتش می کشد و حبط می کند. لذا در روایت داریم وقتی کسی شما را تعریف می کند، حتی به یک صفتی که دارید، بلافاصله از خدا طلب بخشش نمائید:

« إِذَا زُكِّيَ‏ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا يُقَالُ لَهُ فَيَقُولُ أَنَا عْلَمُ بِنَفْسِي مِنْ غَيْرِي وَ رَبِّي أَعْلَمُ بِي مِنِّي بِنَفْسِي اللَّهُمَّ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا يَقُولُونَ وَ اجْعَلْنِي أَفْضَلَ مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لِي مَا لَا يَعْلَمُون»‏

هرگاه يكى از آنان را تمجيد ك نند از آن تمجيد بيم نموده و گويد: من از ديگران به خود آگاه‏ترم، و پروردگارم از خودم به من داناتر است، خداوندا، مرا به آنچه در باره‏ام گويند مگير، و از آنچه مى‏پندارند بهتر گردان، و زشتى‏هايى را كه از من خبر ندارند بر من ببخش.

نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: ٣٠٥؛ خطبه ١٩٣(خطبه متقین)

لذا باید دقت کنیم که این تعریف و تمجیدها، و هندوانه زیر بغل دادنها، کار دست ما ندهد! و از طرف دیگر، ما گرفتار مشکل دیگری نیز هستیم.

ما ها معمولاً گرفتار این هستیم که اگر کسی از ما انتقاد بکند، در روحیه ما اثر منفی می گذارد. و این هم باز صحیح نیست و زشت است!

تعبیر فوق العاده امام رضا(سلام الله علیه)به «یونس بن عبدالرحمن»!

لذا ما باید دقت کنیم که بین خود و خدای خودمان را اصلاح کنیم، و کاری نداشته باشیم که قضاوت مردم، نسبت به ما چی هست! به تعبیر امام رضا (سلام الله علیه) که به «يونس بن عبد الرحمان» ـ که عليه او حرف‌هاي زيادي مي‌زدند و او را متهم به کفر و شرک و زندقه مي‌کردند ـ فرمودند:

«يَا يُونُسُ فَمَا عَلَيْكَ مِمَّا يَقُولُونَ إِذَا كَانَ إِمَامُكَ عَنْكَ رَاضِياً... يَا يُونُسُ وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ لَوْ كَانَ فِي يَدِكَ الْيُمْنَى دُرَّةٌ ثُمَّ قَالَ النَّاسُ بَعْرَةٌ أَوْ بَعْرَةٌ وَ قَالَ النَّاسُ دُرَّةٌ هَلْ يَنْفَعُكَ شَيْئاً فَقُلْتُ لَا فَقَالَ هَكَذَا أَنْتَ يَا يُونُسُ إِذَا كُنْتَ عَلَى الصَّوَابِ وَ كَانَ إِمَامُكَ عَنْكَ رَاضِياً لَمْ يَضُرَّكَ مَا قَالَ النَّاسُ»

ای یونس! وقتی امام تو از تو راضی باشد، تو را چه باک که مردم درباره تو چه می گویند... ای یونس! اگر در دست تو طلا باشد و مردم تصور کنند که کلوخ ـ و سنگ و خاک و پشگل ـ است، آيا قضاوت مردم، ارزش طلا را مي‌کاهد؟ گفت: خير. حضرت فرمود: اگر در دست تو، کلوخي باشد و مردم بگويند که در دست تو، طلا است، آيا داوري مردم به آنچه که در دست توست، قيمت مي‌دهد؟ گفت: خير. فرمود: يونس! اگر امام عصرت از تو راضي بود و تمام دنيا با تو بد باشد، نبايد تأثيري در روحيه تو بگذارد. چون قضاوت مردم، قيمت و ارزش تو را پايين نمي‌آورد.

بحارالأنوار(ط - بیروت)؛ ج٢، ص ٦٦، ح٥

در حقیقت امام رضا فرمودند ببینید که آیا امام زمانتان از شما راضی است یا نه؛ اگر راضی باشد، شما مثل طلا هستید! مردم نسبت به شما هر قضاوتی هم بکنند، از ارزش شما نمی کاهد. و در مقابل اگر امام زمان از شما راضی نباشد، شما مثل کلوخ هستید! تصور طلا بودن در دستان شما، از ناحیه مردم؛ و یا تعریف و تمجید مردم از شما، به شما قیمت و ارزش نمی دهد.

ان شاءالله خداوند به ما توفیق بدهد، آنگونه باشیم که حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) ملاک قضاوت ما باشد.

برگردیم به بحث...

ما در رابطه با سخنان دکتر طیب، شیخ الأزهر صحبت می کردیم که در ماه مبارک رمضان گذشته، یک ماه تمام بر ضد مبانی اعتقادی تشیع سخن گفته بودند.

در جلسات گذشته، نکاتی را در این زمینه خدمت دوستان عرض کردیم. و گفتیم که ایشان خیلی تلاش می کند بر اینکه قضیه «تبشیر شیعی» را در سخنرانی های خودش، به صورت مفصل مطرح بکند.

به تعبیر حضرت آیةالله العظمی مکارم شیرازی، عمده انگیزه ایشان، از سخنرانی در این یک ماه رمضان، و تمام سخنرانی های بعد از ماه مبارک، بر علیه شیعه؛ گرایش جوانان مصری به مذهب تشیع است. این است که ایشان را ناراحت و عصبانی کرده و مجبور کرده که اینگونه بر ضد شیعه موضع بگیرد! عمده ناراحتی ایشان، همین قضیه است.

گلایه از دکتر طیب، برای بی تفاوتی در قبال تبلیغ وهابیت!

اگر واقعاً ایشان دغدغه دینی دارند و تقوای الهی برای ایشان ملاک است، این همه که در شبکه های مختلف، تبلیغ وهابی گری می کنند، جوانان شیعه و سنی را به طرف تکفیر و وهابیت جذب می کنند؛ چرا ایشان در این یک ماه مبارک، حتی یکبار هم بر ضد وهابیت موضع نگرفتند!!؟؟

ایشان چرا در طول ماه مبارک رمضان، یک مرتبه به وهابی ها و تکفیری ها حمله نکرد! یک بار نگفت که الآن در خود مصر ما، ده دوازده تا ماهواره در اختیار وهابیت است که شبانه روز دارند تبلیغ وهابیت و تکفیر می کنند و مردم را تحریک می کنند که بروند در سوریه و عراق و یمن بجنگند!!

یا این مفتیان عربستان سعودی که در جواز قتل مسلمانها، هر روز یک فتوایی صادر می کنند، ما ندیدیم که از اول ماه مبارک رمضان تا آخر ماه، آقای طیب، ولو به صورت اشاره، نسبت به تبشیر وهابیت حرفی بزند!!

یا عرض کردیم که وقتی سرلشگر «زاهی خلفان»، رئیس پلیس دبی امارات، به صراحت اعلام می کند که ما سالانه«١٠میلیارد دلار» خرج می کنیم تا بتوانیم ایران شیعی را به ایران سنی مبدل کنیم!! یعنی ایران برگردد به همان زمان پانصد سال ششصد سال گذشته که همه سنی بودند!

بعید است که این حرفها به گوش آقای طیب نرسیده باشد! ولی ایشان به هیچ وجهی برای اینگونه اظهارات عکس العملی قائل نبودند.

آیا انتقال از یکی از مذاهب اربعه اهل سنت به مذهب دیگر، جایز است؟

نکته ظریفی که وجود دارد و در موارد زیادی به درد دوستان می خورد، این است که ایشان می گوید شیعه یکی از مذاهب اسلامی است. این را بارها هم گفته است. که ما مذهب شیعه را، از مذاهب اسلامی می دانیم. و اگر کسی مذهب شیعه را قبول داشته باشد، ما او را مسلمان می دانیم.

خب آقای طیب! اگر شما مذهب شیعه را از مذاهب اسلامی می دانید، بفرمائید که چه اشکالی دارد که کسی که حنفی و یا مالکی است، برگردد به مذهب شیعه و شیعه بشود!؟

همانطوری که اگر یک حنفی برگردد و مالکی بشود، یا مالکی بیاید و شافعی بشود، از دید شما اشکالی ندارد. و یک دفعه هم شما در سخنرانی های طول عمر خودتان نگفتید که این خلاف شرع است و حرام است که یک جوان شافعی برگردد و مالکی بشود. یا مالکی حنفی بشود. و یا حنفی حنبلی بشود!

و حتی علماء و بزرگان شما، در طول تاریخ، تغییر مذهب داشته اند. و یک نفر هم نیامده بگوید که این تغییر مذهب ها اشکال دارد!

اضافه بر اینکه در خود قرآن کریم، در سوره زمر آیه ١٧ و ١٨ به صراحت می فرماید:

(فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمْ اللهُ وَ أُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الاْلْبَابِ)

پس بندگان مرا بشارت بده. همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی میکنند. آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده و آنها خردمندانند.

لذا حمله آقای طیب به شیعه، تحت عنوان تبشیر شیعی، اساساً خلاف قرآن است.

نظر مفسرین اهل سنت پیرامون آیه فوق!

خود «راغب اصفهانی» در ذیل این آیه می نویسد:

«(الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه) أي الأبعد عن الشبهة»

کسانی که حرف را گوش می دهند و بهترین را پیروی می کنند، یعنی از مسیر شبهه دار فاصله می گیرند.

المفردات في غريب القرآن، اسم المؤلف: أبو القاسم الحسين بن محمد، دار النشر: دار المعرفة- لبنان، تحقيق: محمد سيد كيلاني؛ ج١، ص ١١٩

اگر چنانچه یک فردی تشخیص می دهد که مثلاً مذهب حنفی شبهه دارد، می خواهد مذهب شافعی را انتخاب بکند، یا مذهب شیعه را انتخاب بکند، چه اشکالی دارد!؟

همچنین «آلوسی» نیز در ذیل این آیه می گوید:

«(الذين يسمعون القول فيتبعون أحسنه) مدح لهم بأنهم نقاد في الدين يميزون بين الحسن والأحسن والفاضل والأفضل»

این آیه ستایش اینهاست. زیرا اینها در دین روحیه نقادی و کنکاشی دارند. بین خوب و خوبتر و بافضیلت و بافضیلت تر، تمییز قائل می شوند.

روح المعاني؛ ج٢٣ ص ٢٥٢، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت

جناب «فخرالدین رازی» که مورد تأیید شما هم هست، در ذیل این آیه می نویسد:

«أن الطريق إلى تصحيح المذاهب والأديان قسمان : أحدهما : إقامة الحجة والبينة على صحته على سبيل التحصيل ، وذلك أمر لا يمكن تحصيله إلا بالخوض في كل واحد من المسائل على التفصيل والثاني : أنا قبل البحث عن الدلائل وتقريرها والشبهات وتزييفها نعرض تلك المذاهب وأضدادها على عقولنا ، فكل ما حكم أول العقل بأنه أفضل وأكمل كائن أولى بالقبول»

همانا راه رسیدن به انتخاب مذهب و دین صحیح دو تاست. یکی اقامه دلیل و بینه بر صحت آن مذهب و دین، که بر اساس تحقیق و مطالعه به دست آمده باشد. و این راه هم حاصل نمی شود جز با تحقیق گسترده در هر یک از مسائل. راه دوم اینکه ما قبل از اینکه از دلائل حقانیت فلان مذهب یا دین صحبت کنیم، آن مذهب را بر عقل خودمان عرضه بکنیم. هر کدام را که عقل ما تشخیص داد که بهتر و کامل تر است، آن را قبول کنیم.

التفسير الكبير؛ ج٢٦ ص٢٢٧، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - ١٤٢١هـ - ٢٠٠٠م، الطبعة: الأولى

دیدگاه بزرگان اهل سنت در مورد تغییر مذهب به مذهب دیگر!

حتی خود «ابن تیمیه» می گوید:

«وانتقال الإنسان من قول إلى قول لأجل ما تبين له من الحق هو محمود فيه ، بخلاف إصراره على قول لا حجة معه عليه»

منتقل شدن انسان از یک نظر به نظر دیگر، به خاطر روشن شدن حق برای او، مورد ستایش است. این به خلاف این است که انسان بر یک نظری که دلیلی ندارد اصرار داشته باشد.

الفتاوى الكبرى؛ ج٢، ص ٤٥٩، دار النشر: دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : قدم له حسنين محمد مخلوف؛

در جای دیگر می گوید:

«فإن الإنسان لا يزال يطلب العلم والإيمان فإذا تبين له من العلم ما كان خافيا عليه اتبعه»

همانا انسان همواره در پی علم و ایمان است. هرگاه از راه علم، راه درست که بر او پوشیده شده بود معلوم شد، از آن پیروی می کند.

الفتاوی الکبری؛ ج٢، ص ٤٥٢،دار النشر: دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : قدم له حسنين محمد مخلوف؛

شیخ «حوالی»، که از مفتیان ماجراجوی عربستان سعودی است، در ذیل حدیث افتراق (تفترق امتی علی ثلاث و سبعین فرقه) می نویسد:

«وهذا الخبر الصادق لا يمكن معه اختصار الفرق إلى سبعين ولا إلى سبع فضلا عن واحدة، فالخير إذن كل الخير أن يبحث الإنسان عن الحق و يعتقده و يدعو إليه وإن خالفته الدنيا كلها»

با اینکه این روایت صحیح است، ولی باز هم نمی توان فرقه های مذهبی را در هفتاد و یا هفت مورد خلاصه کرد. چه برسد به منحصر کردن به یک مذهب! بنابراین تمام خیر در این است که انسان از راه حق جستجو کند، وقتی یافت، از آن پیروی کند و دیگران را نیز به آن راه دعوت کند، اگر چه تمام دنیا با او مخالفت بکنند.

«وأن يجتنب الضلال ويدعو إلى نبذه ولو داهنه أصحابه كلهم، هذا هو الذي سار عليه رسل الله، وأمر به الله فلا تصادموا سنة الله و تخالفوا منهج رسله.»

بعد از تشخیص مذهب حق، از مسیر باطل اجتناب کند و دیگران را نیز به ترک آن دعوت کند ولو اینکه تمام یاران او با او مخالفت کنند. این همان روشی است که فرستادگان الهی پیموده اند و خداوند به آن دستور داده. بنابراین با سنت خدا مخالفت نکنید و با روش رسولان الهی مخالفت نکنید.

مجلة الجامعة الإسلامية بالمدينة المنورة؛ شماره ٦٢

حالا اگر یک نفر آمد و عقیده داشت که مذهب شیعه حق است، لذا از مذهب شیعه تبعیت کرد. مردم را هم به این مذهب دعوت کرد، چه اشکالی دارد!؟

همانطوری که فلانی می گوید مذهب حنفی حق است. اعتقاد هم دارد و به آن مذهب دعوت می کند، نسبت به مذهب شیعه هم اینچنین باشد.

از طرف دیگر، ما می بینیم که بزرگان اهل سنت، به صراحت می گویند که محصور کردن حق در فلان مذهب، صحیح نیست! «ابن عابدین» در این زمینه می نویسد:

«أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى الْإِنْسَانِ الْتِزَامُ مَذْهَبٍ مُعَيَّنٍ»

لازم نیست که انسان به تبعیت از یک مذهب خاص و مشخص ملتزم باشد.

رد المحتار على الدر المختار، ج١، ص ٧٥؛ دارالنشر: دار الفکر، بيروت، چاپ دوّم، ١٤١٢ هـ. ق.

یا «ابن ابی العز حنفی» می گوید:

«فَمن تعصب لوَاحِد معِين غير النَّبِي صلى الله عَلَيْهِ وَسلم كمالك وَأبي حنيفَة وَالشَّافِعِيّ وَأحمد وَرَأى أَن قَول هَذَا هُوَ الصَّوَاب الَّذِي يَنْبَغِي اتِّبَاعه دون قَول الْأَئِمَّة البَاقِينَ فَهُوَ جَاهِل ضال»

هر کس به غیر از پیغمبر، به فرد خاصی تعصب داشته باشد، مثل مالک و ابوحنیفه و شافعی و احمد بن حنبل، و گمان کند که نظر فلان شخص خاص، همان راه درست است که لازم است پیروی شود، چنین شخصی نادان و گمراه است.

الاتباع؛ ج١، ص ٧٩، المحقق: محمد عطا الله حنيف - عاصم بن عبد الله القريوتي، الناشر: عالم الكتب – لبنان، الطبعة: الثانية، ١٤٠٥هـ

حتی خود «ابوحنیفه»، رسماً اعلام می کند که ممکن است تمام فتاوای من عین بطلان و گمراهی باشد:

«مزاحم بن زفر قال قلت لأبي حنيفة يا أبا حنيفة هذا الذي تفتي والذي وضعت في كتبك هو الحق الذي لا شك فيه قال فقال والله ما أدري لعله الباطل الذي لا شك فيه»

مزاحم بن زفر می گوید به ابوحنیفه گفتم ای ابوحنیفه! آیا این فتوایی که تو می دهی و این مسائلی که در کتاب های خودت داری، همان حقی است که هیچ شکی در آن نیست؟ ابوحنیفه گفت: به خدا نمی دانم! شاید همه اینها همان باطلی هست که هیچ شک و شبهه ای در آن نیست باشد!

تاريخ بغداد، اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت ج١٣، ص ٤٢٤

خود «مالک بن انس» نیز دارد که:

«إنما أنا بشر أخطئ واصيب فانظروا في رأي فكلما وافق الكتاب والسنة فخذوا به وكلما لم يوافق الكتاب والسنة فاتركوه»

من یک بشری هستم که فتوای درست دارم و اشتباه هم می کنم. به فتوای من نگاه کنید اگر موافق کتاب و سنت بود بگیرید و عمل کنید و هر زمان که دیدید که موافق کتاب و سنت نیست، آن را ترک کنید.

جامع بيان العلم وفضله، ج٢، ص ٣٢؛ اسم المؤلف: يوسف بن عبد البر النمري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت – ١٣٩٨

جناب «شافعی» نیز می گوید که:

«يَا إِبْرَاهِيم لَا تقلدني فِي كل مَا أَقُول، وَانْظُر فِي ذَلِك لنَفسك فَإِنَّهُ دين»

ای ابراهیم! در هر چه می گویم از من پیروی نکن. با خودت فکر کن. این دین است.

حجة الله البالغة؛ دهلوي، أحمد بن عبدالرحيم (م ١١٧٦)، تحقيق: سيد سابق، دار الجيل، بيروت، چاپ اوّل، ١٤٢٦ هـ.ق؛ ج١، ص ٢٦٨

«احمد بن حنبل» نیز در این زمینه می گوید:

«لا تقلدنى ولا مالكا ولا الثورى ولا الشافعى»

از من تقلید نکن. از مالک و ثوری و شافعی نیز تقلید نکن.

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية، اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي؛ ج٦، ص ٢١٥

خب جناب آقای طیب! شما که این همه اصرار دارید که شیعیان دست از تبشیر شیعی بردارند، و هر کس در عقیده خودش بمانند، مثلاً مردم مصر شافعی هستند، شافعی بمانند، حنبلی ها در مذهب حنبلی؛ خود ائمه شما همچنین عقیده ای نداشتند که شما دارید!!

برخی از بزرگان اهل سنت، که تغییر مذهب داده اند!

از طرف دیگر ما می بینیم که تعداد زیادی از بزرگان شما، تغییر مذهب داده، از یک مذهب به مذهب دیگری رفته اند. نقل کرده اند که:

«عمر بن عبد الله بن أبى السعادات... وكان حنبليا ثم انتقل إلى مذهب الشافعي»

عمر بن عبدالله حنبلی بود سپس به مذهب شافعی درآمد.

ذیل تاریخ بغداد،ابن النجار البغدادي، ج٥، ص ٥٧

و همچنین نقل کرده اند که:

«أحمد بن علي بن محمد بن برهان الوكيل، أبو الفتح الفقيه الشافعي... ثم انتقل إلى مذهب الشافعي»

احمد بن علی بن محمد فقیه شافعی بود سپس به مذهب شافعی درآمد

المستفاد من ذيل تاريخ بغداد؛ ابن الدمياطي؛ ج١، ص٤٣

«آمدی» که از علمای بزرگ اهل سنت هست، هم در حوزه کلام حرف برای گفتن دارد و هم فقیه است، او نیز تغییر مذهب داده است:

«الآمدي سيف الدين أبو الحسن علي بن أبي علي بن محمد بن سالم الثعلبي الشافعي الملقب سيف الدين الآمدي كان في أول اشتغاله حنبلي المذهب وانحدر إلى بغداد... وبقى على مذهب احمد مدة ثم انتقل إلى مذهب الامام الشافعي»

آمدی در ابتداء حنبلی مذهب بود. وی سفری به بغداد کرد و مدتی در این مذهب بود تا اینکه به مذهب شافعی منتقل شد.

معجم المطبوعات العربية والمعربة، المؤلف: يوسف بن إليان بن موسى سركيس (المتوفى: ١٣٥١هـ)، الناشر: مطبعة سركيس بمصر ١٣٤٦ هـ - ١٩٢٨م؛ ج١، ص ١٠

این بزرگان شما هر روز مذهب عوض می کردند. وقتی مذهب عوض کردن اشکالی ندارد، چه مانعی دارد که روزی فردی از مذهب دیگری به مذهب شیعه منتقل بشود!؟

«مبارک بن مبارک»، که او نیز حنبلی بود، برگشت مذهب ابوحنیفه را قبول کرد. بعضی ها هم می گویند که رفت و شافعی شد.

«سمعانی» نیز از جمله کسانی است که تغییر مذهب داده است:

«انتقل اخوه جدنا الإمام ابو المظفر من مذهب ابى حنيفة الى مذهب الشافعيّ... وأظهر الكراهة وقال: خالفت مذهب الوالد وانتقلت عن مذهبه»

جد ما ابوالمظفر از مذهب ابوحنیفه به مذهب شافعی منتقل شد و اظهار ناراحتی کرد و گفت: من مذهب پدرم را مخالفت کردم و از مذهب او جدا شدم.

الأنساب؛ المؤلف: عبد الكريم بن محمد بن منصور التميمي السمعاني المروزي، أبو سعد (المتوفى: ٥٦٢هـ)، المحقق: عبد الرحمن بن يحيى المعلمي اليماني وغيره، الناشر: مجلس دائرة المعارف العثمانية، حيدر آباد، الطبعة: الأولى، ١٣٨٢ هـ - ١٩٦٢ م؛ ج٧، ص ٢٢٣

و نیز نقل کرده اند که:

«انتقل أبوالمظفر المنصور إلى مذهب الشافعي صار امام الشافعية»

ابوالمظفر منصور به مذهب شافعی منتقل شد و امام شافعی ها شد.

الکنی و الالقاب، ج٧٣، ص ١٧

«مناوی» صاحب «فیض القدیر» یک تعبیری دارد و می گوید:

«وقد انتقل جماعة من المذاهب الأربعة من مذهبه لغيره»

بسیاری از مردم، که تابع مذاهب چهارگانه بودند از یک مذهب به مذهب دیگر منتقل شدند.

ایشان در ادامه یک آمار زیبائی هم از این تغییر مذهب داده ها می دهد و می نویسد:

«منهم عبد العزيز بن عمران كان مالكيا فلما قدم الإمام الشافعي رحمه الله تعالى مصر تفقه عليه وأبو ثور من مذهب الحنفي إلى مذهب الشافعي وابن عبد الحكم من مذهب مالك إلى الشافعي ثم عاد وأبو جعفر بن نصر من الحنبلي إلى الشافعي والطحاوي من الشافعي إلى الحنفي والإمام السمعاني من الحنفي إلى الشافعي والخطيب البغدادي والآمدي وابن برهان من الحنبلي إلى الشافعي وابن فارس صاحب المجمل من الشافعي إلىالمالكي وابن الدهان من الحنبلي للحنفي ثم تحول شافعيا وابن دقيق العيد من المالكي للشافعي وأبو حيان من الظاهري للشافعي»

عبدالعزیز بن عمران مالکی بود وقتی به نزد امام شافعی رفت، به فقه او در آمد. ابوثور از مذهب حنفی به مذهب شافعی رفت. ابن عبدالحکم از مذهب مالک به مذهب شافعی رفت و سپس برگشت. ابوجعفر بن نصر از حنبلی به شافعی منتقل شد. طحاوی شافعی بود بعد حنفی شد. امام سمعانی از مذهب حنفی به شافعی منتقل شد. خطیب بغدادی و آمدی و ابن برهان، از مذهب حنبلی به مذهب شافعی منتقل شدند. ابن فارس صاحب مجمل شافعی بود، مالکی شد. ابن دهان از مذهب حنبلی به حنفی منتقل شد سپس شافعی شد. ابن دقیق عید از مالکی به مذهب شافعی رفت و ابوحیان از مذهب ابوداود ظاهری به مذهب شافعی رفت.

فيض القدير شرح الجامع الصغير، اسم المؤلف: عبد الرؤوف المناوي، دار النشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر - ١٣٥٦هـ، الطبعة: الأولى؛ ج١، ص ٢١١

اینها نمونه هایی است از علماء و بزرگان اهل سنت، که تغییر مذهب داده اند. حالا جناب آقای طیب! شما یک دفعه این است که مذهب شیعه را قبول ندارید، آن را جزء مذاهب اسلامی نمی دانید، آن بحث دیگری است. مثل وهابی ها که می گویند هر کس شیعه بشود، کافر است و مرتد است و مهدور الدم است!!

ولی شما که بارها اعلام می کنید که ما مذهب شیعه را از مذاهب اسلامی می دانیم، و عمل به مذهب شیعه مکفی هست، چطور از اینکه چهار تا جوان اهل سنت مصر به مذهب شیعه منتقل می شوند، شما ناراحت می شوید!!؟؟

اگر شما حرفتان این است که مخالفتتان از شیعه شدن اهل سنت، به خاطر این است که اینها بعد از شیعه شدن به خلفاء و به عایشه ناسزا می گویند؛ ما می گوئیم خب اگر این شیعه هست و تابع مراجع شیعه هست، این کار او خلاف شرع است.

و اگر نه، یک شیعه ای هست که تابع مراجع نیست، ما اصلاً او را شیعه نمی دانیم! اگر یک شیعه امروز بر خلاف نظر مراجع عمل می کند، اصلاً ما او را «فتنه گر» می دانیم!! شما هم می گوئید که ما هم سنی نمی دانیم! دیگر دعوایی که نداریم!

ولی شما بیایید اعلام بکنید که اگر کسی رفت و مذهب شیعه را انتخاب کرد، و تابع ائمه اهلبیت بود، و تابع نظر مراجع بود، این از دیدگاه ما اشکالی ندارد که شیعه شده است.

ولی اگر شیعه شدن او، زمینه توهین و فحاشی و ناسزا به خلفاء هست، شما قبول نکنید. مراجع شیعه هم اعلام کردند که ما اینها را به هیچ وجه قبول نداریم!

دیگر دعوا نداریم که شما یک ماه رمضان بیایید و در رسانه های جهانی، شروع کنید به صحبت کردن بر ضد شیعه و تبشیر شیعی و چنین و چنان!! اینها مورد توقع از یک آدم بزرگی و بزرگواری مثل شما مستبعد است.

ایشان در یکی از این صحبتهای خودش، می گوید که:

«أرجو أن یَتّسعَ له صَدرُ إخوانن العُلماء الکبار مِن الشیعة الإمامیه و أن تَصدُر مِنهم مِثل ما یَصدر مِنّی الآن أن یَحترم کُلّ مِنّا مَذهبَ الآخر و لایَفرضُه و لایُکَفّر المَذهب الآخر»

امیدوارم سینه بزرگان شیعه امامیه گشاده گردد و همانگونه که من الآن دارم سخن می گویم، آنها نیز اینگونه با آرامش و شرح صدر سخن بگویند. یعنی هر کدام از ما مذهب دیگری را احترام کنیم و یکدیگر را تکفیر نکنیم.

یعنی بیایند اعلام بکنند که آن کسانی که در کتابهایشان، در سخنرانی هایشان تبشیر سنی دارند، اینها هم کار خلاف شرع می کنند!!!

بیایند بگویند که آقای طیب! شمایی که تبشیر سنی می کنید و توصیه می کنید که کسی از سنی گری دست برندارد، مذهب سنی حق است و نباید به طرف مذهب شیعه برود؛ این تبشیر سنی گری است. این فتنه گری است. باعث می شود که چهار تا جوان شیعه سنی بشوند!

آیا مراجع و بزرگان ما بیایند و اینگونه صحبت بکنند!؟ مراجع ما هم بیایند یک ماه رمضان در رابطه با تبشیر سنی حرف بزنند!؟ آیا شما خوشتان می آید!؟

آقای طیب! قبل از آنیکه شما همچین حرفی بزنید، و بزرگان شیعه را به وحدت و سعه صدر و عدم تکفیر دعوت کنید؛ بزرگان شیعه همچین حرفی زده اند! خود آیة الله العظمی بروجردی بنیانگذار تقریب در مصر بود. ایشان بود که حرمت تکفیر را مطرح کرد. لزوم احترام به مذاهب دیگر را مطرح کرد. بعد از ایشان، دیگر مراجع ما هم، همین راه و همین مسلک را پیمودند.

والسلام علیکم و رحمة الله