خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ٢٧٦ - بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(٤١)

بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(٤١)

کد مطلب: ٨٩٢٠ تاریخ انتشار: ١٧ فروردين ١٣٩٥ - ٢٠:٠٦ تعداد بازدید: ١٠٢٩ خارج کلام مقارن » بررسی شبهات تقیه بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(٤١)
جلسه شصت و نهم ٩٥/٠١/١٧

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه شصت و نهم  ٩٥/٠١/١٧

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاء الله.

در ادامه بررسی علل و مبانی مسئله «تقیه» در شیعه، به روایتی از «صحیح بخاری» رسیدیم که در مورد دستور پیامبر مبنی بر ممنوعیت سب صحابه مطرح شده بود. عرض کردیم که بخاری در این روایت، تقطیعی انجام داده بود و اصل روایت را مسلم نیشابوری در «صحیح مسلم» اینگونه نقل کرده بود که:

«عن أبي سَعِيدٍ قال كان بين خَالِدِ بن الْوَلِيدِ وَ بَيْنَ عبد الرحمن بن عَوْفٍ شَيْءٌ فَسَبَّهُ خَالِدٌ فقال رسول اللَّهِ لَا تَسُبُّوا أَحَدًا من أَصْحَابِي فإن أَحَدَكُمْ لو أَنْفَقَ مِثْلَ أُحُدٍ ذَهَبًا ما أَدْرَكَ مُدَّ أَحَدِهِمْ ولا نَصِيفَهُ»

ابو سعید نقل کرده است که بین خالد بن ولید و بین عبدالرحمن بن عوف درگیری پیش آمد. خالد عبدالرحمن را فحش داد. لذا پیغمبر فرمود هیچ کدام از اصحاب مرا فحش ندهید. اگر هر کدام از شما به اندازه کوه احد طلا در راه خدا انفاق بکند، به اندازه یک مد و یا نصف مد انفاق آنها نمی رسد.

صحيح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي؛ ج٤، ص ١٩٦٧، ح ٢٥٤١

تلاش دکتر «طیب»، در بیان فضیلت «صحابه» بر دیگران!

عرض کردیم که جناب آقای «طیب»، در برنامه های ماه رمضان خود، مکرر به این روایت صحیح بخاری اشاره می کرد و شیعه را به سب صحابه متهم می کرد. همچنین ایشان روایت «عبدالله بن عمر» را نقل می کرد که نبی مکرم می فرماید:

«لَا تَسُبُّوا أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ فَلَمُقَامُ أَحَدِهِمْ سَاعَةً خَيْرٌ من عَمَلِ أَحَدِكُمْ عُمْرَهُ »

به اصحاب من ناسزا نگوئید. یک ساعت در کنار پیغمبر بودن ایشان، بهتر است از اعمال تمام عمر شما.

سنن ابن ماجه، اسم المؤلف: محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني، دار النشر: دار الفكر - بيروت - ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي؛ ج١، ٥٧

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤٠٣ - ١٩٨٣، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس؛ ج١، ص٥٧

یا در روایتی دیگر دارد که:

«خيرٌ مِنْ عِبَادَةِ أَحَدِكُمْ أَرْبَعِينَ سَنَة»

بهتر از چهل سال عبادت یکی از شماست.

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤٠٣ - ١٩٨٣، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس؛ ج١، ص ٦٠

آقای «طیب» ضمن توضیح روایت فوق، در ادامه از «احمد بن حنبل» روایتی نقل کرده که گفته است:

«إن أدناهم صحبة هو أفضل من القرن الذين لم يروه ولو لَقُوا الله بجميع الأعمال»

همانا کمترین مصاحبت صحابه با نبی مکرم، با فضیلت تر از کسانی است که در قرنی بودند که پیامبر را ندیدند. و لو اینکه با تمام اعمال خلائق خداوند را ملاقات بکنند.

شرح أصول اعتقاد أهل السنة والجماعة من الكتاب والسنة وإجماع الصحابة؛ هبة الله بن الحسن بن منصور اللالكائي أبو القاسم المتوفی : ٤١٨؛ دار النشر: دار طيبة - الرياض - ١٤٠٢، تحقيق: د. أحمد سعد حمدان؛ ج١، ص١٦٠، ح ٣١٧

آقای دکتر «طیب»، در ادامه بیان فضیلت صحابه، مطلبی را از «نووی» شارح صحیح مسلم نقل کرد که گفته است:

«وفضيلة الصحبة ولو للحظة لا يوازيها عمل، ولا تنال درجتها بشىء، والفضائل لا تنال بالقياس، ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء»

و برتری مصاحبت با پیامبر، و لو یک لحظه، با هیچ عملی قابل مقایسه نیست. و هیچ چیزی به این درجه نمی رسد. فضائل صحابه با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. و این فضیلتی است که خداوند به هر که بخواهد می دهد.

صحيح مسلم بشرح النووي، اسم المؤلف: أبو زكريا يحيى بن شرف بن مري النووي، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - ١٣٩٢، الطبعة: الطبعة الثانية؛ ج١٦، ص ٩٣

ایشان با بیان این روایات در فضائل صحابه، شروع می کند به هجمه بر علیه شیعه، که شیعه با وجود این همه روایات در فضیلت صحابه، اساساً مذهب سب صحابه است!!

مخاطب پیامبر در روایت صحیح بخاری کیست؟

اشکال اساسی که در روایت «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» وجود دارد این است که مخاطب پیغمبر در این روایت، خود صحابه هستند! یعنی حضرت به «صحابه» می فرماید که به «صحابه» فحش ندهید! معنی روایت این است دیگر. چون «لاتسبوا» صیغه جمع مخاطب است. تعدادی افراد پای منبر پیامبر نشسته اند، حضرت به آنها می فرماید که ای صحابه، به صحابه فحش ندهید!!

عرض کردیم در جلسه دیروز که، در «صحیح مسلم» دارد که بین «خالد بن ولید» و «عبدالرحمن بن عوف» در حضور پیامبر اکرم، دعوایی رخ می دهد، و به همدیگر فحش می دهند. لذا حضرت می فرماید به اصحاب من فحش ندهید! پس بنابراین مخاطب پیامبر خود صحابه بوده است. نه غیر صحابه!

پس بنابراین جناب آقای طیب! این سر و صدایی که شما به پا کرده اید که به صحابه فحش و ناسزا ندهید که:

«من سب أصحابي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين»

هر کس به صحابه فحش بدهد مورد لعن خداوند و ملائکه و تمام مردم است.

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - ١٤٠٣ - ١٩٨٣، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس؛ ج١، ص٥٢

این را بدانید که اولین کسانی که شامل این خطاب نبی مکرم می شوند، خود صحابه هستند! مخاطب اصلی پیامبر، خود صحابه هستند!

علامه «امینی» در این زمینه تعبیر زیبائی دارد و می گوید:

«وهل سنة رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم المزعومة في قوله: لا تسبوا أصحابي وقوله صلى الله عليه وآله وسلم من سب أصحابي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين كانت مختصة بغير المخاطبين بها في صدر الاسلام من الصحابة؟! أو إنها عامة مطردة؟!»

آيا اين سنتي كه اهل سنت ادعا مي‌كنند كه پيامبر (صلى الله عليه وآله)‌ از دشنام به صحابه لعن كرده و نيز فرموده است «هركس به اصحاب من دشنام دهد، لعنت خدا و ملائكه و همه مردمان بر او باد»، اين مختص به كساني غير از مخاطبين اين روايت در صدر اسلام - يعني صحابه - بوده است؟! يا اين روايت عموميت داشته و شامل صحابه نيز مي‌شود؟ (يعني آنان نيز نبايد به يكديگر دشنام مي‌دادند؟!

الغدير للشيخ الأميني، ج١٠، ص٢٧٠

در حقیقت این حدیث نقل شده از پیامبر، حدیثی است که خودش، خودش را نفی می کند. خود حدیث، خودش را زیر سؤال می برد! یعنی می فرماید ای صحابه! هر کدام از شما به دیگری فحش بدهد، لعنت خدا و ملائکه بر او باد!!

اگر این روایت«من سب أصحابي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين»، سنت است؛ اول مخاطب این روایت، خود صحابه هستند. این را شما چه کار می خواهید بکنید!؟

تأويل جالب حدیث مورد بحث، از ناحیه علماء اهل سنت!

آقایان علمای اهل سنت، آمده اند این روایت را توجیح کرده اند. البته توجیحی که نمی توان آن به راحتی پذیرفت.

آقای «ابن حجر عسقلانی» در توجیه این روایت می نویسد:

«اضطر ذلك علماء أهل السنة لتأويل الرواية كما قال ابن حجر: قوله «فلو أن أحدكم» فيه إشعار بأنّ المراد بقوله أولاً أصحابي، أصحاب مخصوصون وإلا فالخطاب كان للصحابة.»

كلام رسول خدا (صلى الله عليه وآله) كه فرموده‌اند «اگر يكي از شما» ، نشان مي‌دهد كه مقصود از سخن رسول خدا در ابتدا كه فرمودند «اصحاب من»، گروهي خاص از صحابه است (و نه همه آنها)، زيرا خطاب (در نهي از دشنام) به خود صحابه بوده است.

فتح الباري شرح صحيح البخاري، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب؛ ج٧، ص ٣٤

یعنی مثلاً پیغمبر بگوید: ای اصحابی که در سمت راست منبر من هستید، اصحاب سمت چپ منبر مرا فحش ندهید!!

آقای «خليل بن كيكلدي العلائي» متوفای ٧٦١ هجری نیز، در این زمینه می نویسد:

«والذي يتوجه على دلالة الحديث أن الخطاب فيه مشافهة فلابد وأن يكون من عاصر النبي صلى الله عليه وسلم داخلا في ذلك وحينئذ فيكون الخطاب للعوام من الصحابة ويكون لفظ أصحابي ليس على عمومه بل خاصا بالمجتهدين»

حدیث دلالت می کند بر اینکه خطاب این حدیث شفاهی بوده است. و هر کس که هم عصر پیامبر بوده، در این حدیث داخل است. بنابراین خطاب پیامبر، متوجه صحابه عوام بوده است. نه صحابه خاص و خواص. و لفظ اصحابی، عمومیت نداشته است. بلکه مخصوص صحابه مجتعد بوده است.

إجمال الإصابة؛ ج١، ص ٦١، دار النشر: جمعية إحياء التراث الإسلامي - الكويت - ١٤٠٧، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد سليمان الأشقر.

خیلی عجیب است که می گوید عبارت «لاتسبوا» شامل عوام صحابه است؛ و عبارت «اصحابی» شامل خواص و مجتهدین صحابه است!!! یعنی پیغمبر فرموده که ای عوام صحابه من، صحابه خواص من را دشنام ندهید!!

علمای اهل سنت در تفسیر و توجیه این روایت معطل مانده اند که چه بکنند! آیا خطاب پیامبر، متوجه عموم صحابه است یا صحابه خاص! در هر صورت، مخاطب این حدیث، صحابه است. و هر کس از صحابه به صحابه فحش بدهد، مشمول لعن خداوند و ملائکه و تمام مردم می شود!!

مراد از «صحابه» در روایت پیامبر؛ ائمه اهلبیت(علیهم السلام)هستند!!

ما در اینجا نکته ای داریم که قابل توجه است. و آن این است که ممکن است مراد پیامبر از دشنام ندادن به صحابه، فحش ندادن به اهلبیت خودش باشد! یعنی مقصود اصلی از «صحابه»، ائمه اهلبیت(علیهم السلام) باشد!! یعنی «لاتسبوا اصحابی» یعنی «لاتسبوا اهل بیتی»!

امام صادق(سلام الله علیه)و ایشان از نبی مکرم نقل کرده است که فرمود:

«فَإِنَّمَا مَثَلُ‏ أَصْحَابِي‏ فِيكُمْ كَمَثَلِ النُّجُومِ فَبِأَيِّهَا أُخِذَ اهْتُدِيَ وَ بِأَيِّ أَقَاوِيلِ أَصْحَابِي أَخَذْتُمْ اهْتَدَيْتُمْ وَ اخْتِلَافُ أَصْحَابِي لَكُمْ رَحْمَةٌ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ أَصْحَابُكَ قَالَ أَهْلُ بَيْتِي.»

همانا مثل اصحاب من در میان شما، مانند ستارگان است. به هر کدام از اینها تأسی شود، باعث هدایت می شود. و به هر کدام از سخنان اصحاب من تمسک کنید، هدایت می شوید. و اختلاف اصحاب من مایه رحمت شماست. پرسیدند ای رسول خدا! اصحاب شما کیست؟ فرمود: اهل بیتم.

بصائر الدرجات في فضائل آل محمد، محمد بن حسن صفار؛ ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي، قم، ١٤٠٤ه‏؛ ج‏١ ؛ ص١١، ح٢

پس بنابراین هر کجا پیغمبر اکرم در مورد اصحاب خود توصیه دارند، که اصحاب مرا فحش ندهید و مانند اینها؛ عموم صحابه مراد نیست. در اینجا ما با نظر آقای «ابن حجر» موافق هستیم که منظور، صحابه خاص است. ولی در اینکه مصداق این صحابه خاص چه کسانی هستند، ما معتقد هستیم که ائمه اهلبیت هستند.

روایت «بصائر» هم، از نظر سند، هیچ مشکلی ندارد.الحسن بن موسى الخشاب» است که «نجاشی» در موردش دارد که:

«من وجوه أصحابنا مشهور كثير العلم و الحديث‏»

از چهرهای برتر اصحاب ماست. مشهور است و دارای علم و حدیث زیاد است.

رجال نجاشي ص٤٢

راوی بعدی «غياث بن کلوب» است که با وجود اینکه سنی مذهب بوده، ولی مورد وثوق ما هست:

«...وذكر الشيخ في العدة أنه من العامة ، و لكنه عملت الطائفة بأخباره»

شیخ طوسی گفته است که او سنی مذهب بوده و لکن علمای ما به اخبار و احادیث او عمل کرده اند.

معجم رجال الحديث السيد الخوئي ج١٤، ص٢٥٤

راوی سوم هم،اسحاق بن عمار الصيرفي» است که «نجاشی» می گوید:

«شيخ من أصحابنا، ثقة»

از بزرگان اصحاب ماست و مورد وثوق است.

رجال نجاشي ص٧١

مراد از «صحابه» در روایت پیامبر؛ صحابه ای است که بعد از پیامبر تغییر نکردند!

این یک احتمال است که منظور از «اصحابی»، «اهل بیتی» است. ولی احتمال دیگر این است که ما بیائیم به نظر «ابن حجر عسقلانی» نزدیک شویم با یک فرمایشی از امام رضا(سلام الله علیه)که:

«سُئِلَ الرِّضَا عَنْ قَوْلِ النَّبِيِّ أَصْحَابِي كَالنُّجُومِ بِأَيِّهِمُ اقْتَدَيْتُمُ اهْتَدَيْتُمْ وَ عَنْ قَوْلِهِ دَعُوا لِي‏ أَصْحَابِي‏ فَقَالَ هَذَا صَحِيحٌ يُرِيدُ مَنْ لَمْ يُغَيِّرْ بَعْدَهُ وَ لَمْ يُبَدِّلْ»

از موسى بن نصر رازى مروى است كه گفت از حضرت رضا شنيدم سؤال كردند از اين قول پيغمبر كه فرموده است اصحاب من چون ستارگانند هر كدام را پيروى و متابعت كنيد بمطلب خود ميرسيد و راهنماى شما ميشوند و از اين قول پيغمبر (ص) كه فرمود اصحاب مرا بمن واگذاريد حضرت رضا فرمود اين گفتار صحيح است ليكن مقصود آن جناب از اصحاب، آن اصحاب باشند كه بعد از او تغيير و تبديل در دين ندادند.

عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج‏٢ ؛ ص٨٧

حضرت امام رضا(سلام الله علیه)در ادامه جواب خود، به حدیث حوض اشاره می کنند که «صحیح بخاری» مفصل این حدیث را مطرح کرده است. در یک جا دارد که پیغمبر فرمود:

«لَيَرِدَنَّ عَلَيَّ نَاسٌ من أَصْحَابِي الْحَوْضَ حتى عَرَفْتُهُمْ اخْتُلِجُوا دُونِي فَأَقُولُ أصيحابي فيقول لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ»

برخی از اصحاب مرا پیش من در کنار حوض می آورند، من آنها را می شناسم. ولی آنها را از من دور می کنند. می گویم اینها اصحاب من هستند. می گویند تو نمی دانی که اینها بعد از تو چه کارها کردند.

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج٥، ص ٢٤٠٦، ح ٦٢١١

در جای دیگر دارد که فرمود:

«إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ فَأَقُولُ سُحْقًا سُحْقًا لِمَنْ غَيَّرَ بَعْدِي»

تو نمی دانی که اینها بعد از تو چه کردند. من می گویم که نابود باشد آن کسی که بعد از من در دین تغییر ایجاد کرد.

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج٥، ص ٢٤٠٦، ح ٦٢١٢

یا روایت مشهوری که دیگر همه بلد هستند و حفظ هستند که نقل کرده است:

«عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: بَيْنَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَ بَيْنِهِمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، فَقُلْتُ: أَيْنَ؟ قَالَ: إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ، قُلْتُ: وَ مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَى. ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ، حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَ بَيْنِهِمْ، فَقَالَ: هَلُمَّ، قُلْتُ أَيْنَ؟ قَالَ: إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ، قُلْتُ: مَا شَأْنُهُمْ؟ قَالَ: إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ القَهْقَرَى، فَلاَ أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلَّا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ»

ابو هریره از پیغمبر نقل می کند که فرمود: در حالي كه من در آنجا ايستاده‌ام گروهي از اصحاب مرا مي‌آورند، تا من آنها را مي‌شناسم مردي از ميان من و آنها خارج مي‌شود و ندا مي‌دهد: بشتابيد! من فرياد مي‌زنم كجا؟ مي‌گويد: به خدا سوگند به سوي آتش دوزخ! مي‌گويم: مگر آنها چه كار كردند؟ مي‌گويد: آنها بعد از تو به گذشته پست و جاهلي خود عقب گرد نمودند سپس گروهي از صحابه را مي‌آورند، تا من آنها را مي‌شناسم مردي از ميان من و آنها خارج مي‌شود و ندا مي‌دهد: بشتابيد! من فرياد مي‌زنم كجا؟ مي‌گويد: به خدا سوگند به سوي آتش دوزخ! مي‌گويم: مگر آنها چه كار كردند؟ مي‌گويد: آنها بعد از تو به گذشته پست و جاهلي خود عقب گرد نمودند. از اين‌رو نمي‌بينم آنها را مگر اين كه همه را وارد دوزخ مي‌سازند و كسي از آنها نجات نمي‌يابد مگر تعداد بسيار كمي از آنها.

الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - ١٤٠٧ - ١٩٨٧، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج٥، ص ٢٤٠٧، كتاب الرقاق، باب في الحوض ح ٦٢١٥

پس بنابراین اینکه پیغمبر فرمود:«لاتسبوا اصحابی»؛ این خطاب به آن دسته از افرادی هستند که بعد از رسول خدا تغییرات ایجاد نکردند، از راه قبلی برنگشتند. و در دین بدعت نگذاشتند.

سؤال:شأن نزول حدیث پیامبر مبنی بر دشنام ندادن به صحابه، مربوط به دعوای خالد و عبدالرحمن است. آیا می شود برداشت کلّی از این روایت کرد؟

پاسخ:درست است که شأن نزولش دعوای آن دو نفر بود، ولی فرمایش پیامبر به عنوان یک قانون کلی مطرح است. لذا اشاره ای به شخص «خالد» نکرد که «عبدالرحمن» را فحش نده! بلکه به عنوان یک قانون کلی این را بیان فرمود.

این کلام حضرت، به عنوان یک سنت مطرح است. خود این آقایان که بر علیه شیعه این همه هجمه می کنند، این فرمایش را به عنوان یک سنت مطرح می کنند. و حق هم همین است.

درست که یک واقعه خاصی مسبّب این کلام پیامبر بوده است ولی ما در اصول خوانده ایم که «المورد لایخصّص»؛ یک مورد، نمی تواند حکم شرعی را تخصیص بدهد! این قاعده اصولی را هیچ وقت فراموش نکنیم.

قرآن کریم، ازدواج مرد با فرزندخوانده خود را حلال اعلام کرده است. این یک قاعده کلّی است. ولی موردش خاص بوده است. و آن ازدواج نبی مکرم بود با همسر «زید بن حارثه» فرزندخوانده خودش! قرآن کریم می فرماید:

(وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ فَلَمَّا قَضى‏ زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً)

به خاطر بياور زمانى را كه به كسى كه خداوند به او نعمت داده بود و تو نيز به او نعمت داده بودى مى‏گفتى همسرت را نگاه دار و از خدا بپرهيز (و پيوسته اين امر را تكرار مى‏نمودى) و تو در دل چيزى را پنهان مى‏داشتى كه خداوند آن را آشكار مى‏كند، و از مردم مى‏ترسيدى در حالى كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى، هنگامى كه زيد از همسرش جدا شد ما او را به همسرى تو در آورديم تا مشكلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخوانده‏هاى آنها هنگامى كه از آنان طلاق گيرند نباشد، و فرمان خدا انجام شدنى است.

سوره احزاب(٣٣): آیه ٣٧

در روایت مورد بحث نیز، درست که مخصوص دعوای خالد و عبدالرحمن است، ولی از باب «المورد لایخصص»؛ این حکم کلی محسوب می شود و به عنوان یک سنت مطرح می شود! وقتی به عنوان یک سنت مطرح شد، ما هیچ راه گریزی نداریم برای اینکه آن را تخصیص بدهیم. زیرا نبی مکرم حکیم است. و بر اساس وحی سخن می گوید.

البته همه این حرفها، در صورتی است که این روایت پیامبر مبنی بر«لاتسبوا اصحابی»، صحیح باشد. چون اساساً ما در صحت روایت شک داریم. شما تمام این روایاتی که این آقایان اهل سنت درباره صحابه نقل می کنند را ملاحظه بفرمائید ببینید که آخرش چه می شود.

ما فرض بر این می گیریم که این روایت از نبی مکرم صادر شده است. بر فرض صدور روایت می گوئیم که ما هیچ راه گریزی نداریم که مخاطب «لاتسبوا» با مصداق «اصحابی» باید دوتا باشند! در غیر اینصورت حکم می شود برای خود مخاطبین! مثل اینکه من می گویم که آقای فلانی! خودت را فحش نده!

مگر اینکه این آقایان یک حکمی را بیاورند که بگوید اگر کسی خودش را فحش بدهد، این خلاف شرع است. اگر یک همچین چیزی را از روایت در بیاورند، در اینصورت عبارت«من سب أصحابي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين»، همه چیز را خراب می کند! سنگ روی سنگ بند نمی شود!

فحش «امهات المؤمنین» به یکدیگر!!

اضافه بر همه اینها، ما موارد متعددی داریم که «امهات المؤمنین»، یکدیگر را فحش و ناسزا گفته اند!! «زینب بنت جحش» «عایشه» را فحش می دهد و او نیز «زینب» را فحش می دهد!!

«فَأَرْسَلْنَ زَيْنَبَ بِنْتَ جَحْشٍ، فَأَتَتْهُ، فَأَغْلَظَتْ، وَقَالَتْ: إِنَّ نِسَاءَكَ يَنْشُدْنَكَ اللَّهَ العَدْلَ فِي بِنْتِ ابْنِ أَبِي قُحَافَةَ، فَرَفَعَتْ صَوْتَهَا حَتَّى تَنَاوَلَتْ عَائِشَةَ وَهِيَ قَاعِدَةٌ فَسَبَّتْهَا، حَتَّى إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَيَنْظُرُ إِلَى عَائِشَةَ، هَلْ تَكَلَّمُ، قَالَ: فَتَكَلَّمَتْ عَائِشَةُ تَرُدُّ عَلَى زَيْنَبَ حَتَّى أَسْكَتَتْهَا، قَالَتْ: فَنَظَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَى عَائِشَةَ، وَقَالَ: «إِنَّهَا بِنْتُ أَبِي بَكْرٍ»!

زن‌ها زينب بنت جحش (همسر پيامبر) را فرستادند . او به نزد پيامبر آمده و به درشتي سخن گفت! و افزود كه زنان تو از تو مي‌خواهند كه عدالت را بين زنان اجرا كني! و صداي خويش را بالا برد! و سپس سخن خود را به سوي عائشه متوجه كرده در حالي كه او نشسته بود ، به عائشه دشنام داد! و كار را به جايي رساند كه پيامبر(صلی الله علیه وآله) به عائشه نگاه كرده و فرمودند: آيا پاسخ مي‌دهي ؟ عائشه آن‌قدر پاسخ ناسزاهاي زينب را داد كه او مجبور به سكوت كرد! پيامبر به عائشه نگاه كرده و فرمودند: او دختر ابوبكر است !!!

 صحیح بخاری ج٢ ص٩١١، بَاب مَنْ أَهْدَى إِلَى صَاحِبِهِ وَتَحَرَّى بَعْضَ نِسَائِهِ دُونَ بَعْضٍ، ح ٢٤٤٢

«صحیح مسلم» دارد که:

«فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَ تَبَسَّمَ إِنَّهَا ابْنَةُ أبي بَكْرٍ»

پيامبر در حال خنده گفتند: او دختر ابوبكر است!

صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٨٩١، ح ٢٤٤٢، كتاب فضائل الصحابه، باب في فضل عائشه

مشکل اساسی اینجاست که «سنن ابی داود» نقل کرده است که «زینب بنت جحش» داشت عایشه را فحش می داد و عایشه ساکت بود و چیزی نمی گفت. پیغمبر به عایشه دستور داد که تو هم زینب را فحشش بده!!!:

«وَأَقْبَلَتْ زَيْنَبُ تَقَحَّمُ لِعَائِشَةَ رضي الله عنها فَنَهَاهَا فَأَبَتْ أَنْ تَنْتَهِيَ فقال لِعَائِشَةَ سُبِّيهَا فَسَبَّتْهَا فَغَلَبَتْهَا»

زینب وارد شد و شروع کرد به عایشه فحش دادن. عایشه چیزی نمی گفت ولی زینب فحش دادن را ادامه می داد. پیغمبر به عایشه گفت تو هم او را فحش بده. زینب شروع کرد به عایشه فحش داد و او را مغلوب کرد.

سنن أبي داود، اسم المؤلف: سليمان بن الأشعث أبو داود السجستاني الأزدي، دار النشر: دار الفكر، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، ج٤، ص ٢٧٤، ح ٤٨٩٨

عجیب است که اینها می گویند پیغمبر فرموده است«من سب أصحابي فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين»،و از آن طرف نقل می کنند که خود پیامبر دستور فحش صادر می کند!!! این دو را ما چگونه جمع کنیم؟

جالب این جاست که از روایت «ابو داود» معلوم می شود که «عایشه» به اهلبیت فحش داده است!!! چون می گوید:

«فَانْطَلَقَتْ زَيْنَبُ إلى عَلِيٍّ رضي الله عنه فقالت إِنَّ عَائِشَةَ رضي الله عنها وَقَعَتْ بِكُمْ وَفَعَلَتْ»

زینب پیش علی رفت و گفت که عایشه به شما فحش می دهد.

از این دست فحش ها، در منابع و مصادر اهل سنت فراوان است.

حال ما با توجه به این مطالب، به آقای «طیب» عرض می کنیم که جناب آقای طیب! آیا باز شما شیعه را متهم به سب صحابه می کنید!؟

 

والسلام علیکم و رحمة الله