خارج کلام مقارن
(١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (25)
٤ ص
(٢)
بیان نکات مقدماتی در شروع سال تحصیلی جدید حوزه!
٥ ص
(٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(58)- مشروعیت مسئله «تقیه» در سیره صحابه!
٦ ص
(٤)
ضرورت مبارزه فرهنگی با دشمنان اهلبیت (علیهم السلام)
٧ ص
(٥)
دورنمائی از فعالیتهای فعلی وهابیت بر ضد مکتب تشیع!
٨ ص
(٦)
نکاتی پیرامون دو شبهه اساسی از شبهات غدیر
٩ ص
(٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (59) - مشروعیت «تقیه» در قرآن، روایات، و عمل صحابه
١٠ ص
(٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(60) - مشروعیت مسئله «تقیه» در اقوال صحابه و تابعین!
١١ ص
(٩)
اساسی ترین موضوعات و مباحث لازم برای طلاب عصر حاضر
١٢ ص
(١٠)
لزوم انجام دو اقدام و کار اساسی علمی در ایام محرم!
١٣ ص
(١١)
رهآورد عزاداری امام حسین(علیه السلام) از نگاه یک کارشناس وهابی!
١٤ ص
(١٢)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی!
١٥ ص
(١٣)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (2)
١٦ ص
(١٤)
مهمترین نقطه افتراق تفکر شیعی و تفکر سنی (3)
١٧ ص
(١٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(61) - مشروعیت تقیه در سیره بزرگان اهل سنت!
١٨ ص
(١٦)
بررسی معنای «صحابه» در قرآن کریم!
١٩ ص
(١٧)
بررسی واژه «صحابه» در کتب لغوی و اصطلاح بزرگان شیعه
٢٠ ص
(١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(62) - «تقیه» در سیره برخی صحابه سرشناس!
٢١ ص
(١٩)
کینه عجیب معاویه، نسبت به امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٢٢ ص
(٢٠)
تعریف «صحابه» از منظر مرحوم «شهید ثانی»
٢٣ ص
(٢١)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری»!
٢٤ ص
(٢٢)
فضیلت پیاده روی برای زیارت امام حسین (علیه السلام)
٢٥ ص
(٢٣)
آیا رفتن به زیارت قبور انبیاء و ائمه اطهار(علیهم السلام) شرک است!؟
٢٦ ص
(٢٤)
آشنایی بیشتر با شخصیت «ابوموسی اشعری» (2)
٢٧ ص
(٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(63) - مشروعیت تقیه از دیدگاه تابعین
٢٨ ص
(٢٦)
تعریف صحابه؛ چالشی مهم برای علمای اهل سنت!
٢٩ ص
(٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(64) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام)
٣٠ ص
(٢٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(65) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (2)
٣١ ص
(٢٩)
آیا برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم بدعت و حرام است!؟
٣٢ ص
(٣٠)
تعاریف متناقض از «صحابه»؛ تعداد صحابه و مقدار روایات نقل شده ایشان
٣٣ ص
(٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(66) - مشروعیت تقیه در روایات ائمه طاهرین(علیهم السلام) (3)
٣٤ ص
(٣٢)
موضوع «صحابه»، موضوعی ارزشمند و پرمنفعت!
٣٥ ص
(٣٣)
تعریف مفهوم «عدالت»، از دیدگاه علمای اهل سنت
٣٦ ص
(٣٤)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت
٣٧ ص
(٣٥)
مسح یا غسل رجلین؛ از اساسیترین اختلافات میان شیعه و اهل سنت (2)
٣٨ ص
(٣٦)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (1)
٣٩ ص
(٣٧)
مراد از «عدالت»، در پذیرش روایت راوی در نزد علمای شیعه (2)
٤٠ ص
(٣٨)
لزوم مخالفت با سنت قطعی اسلام، به خاطر مخالفت با شیعه!!
٤١ ص
(٣٩)
شبیه سازی فضائل اهلبیت(علیهم السلام) برای خلفا و صحابه
٤٢ ص
(٤٠)
دیدگاه شیعه پیرامون مسئله عدالت و عصمت
٤٣ ص
(٤١)
عصمت ائمه اهلبیت(علیهم السلام) از زبان پیغمبر اکرم و دیگر ائمه(علیهم السلام)
٤٤ ص
(٤٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(67) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه
٤٥ ص
(٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(68) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (2)
٤٦ ص
(٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(69) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (3)
٤٧ ص
(٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(70) - تقیه از دیدگاه ائمه طاهرین(علیهم السلام) و علمای شیعه (4)
٤٨ ص
(٤٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (1) - آیه 143 سوره بقره
٤٩ ص
(٤٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (2) - آیه 110 سوره مبارکه آل عمران
٥٠ ص
(٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(71) – تقیه در سیره مسلمین (1)
٥١ ص
(٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(72) - ترک سنت قطعی پیامبر به خاطر بغض با امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)
٥٢ ص
(٥٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (3) - آیه 74 سوره انفال
٥٣ ص
(٥١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (4)
٥٤ ص
(٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(74) – تقیه در سیره مسلمین (2)
٥٥ ص
(٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(73) – پنج ویژگی ممتاز «معجم الرجال» مرحوم آیة الله خوئی(ره)
٥٦ ص
(٥٤)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (1)
٥٧ ص
(٥٥)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (2)
٥٨ ص
(٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(75) – تقیه در سیره مسلمین (3)
٥٩ ص
(٥٧)
نکاتی پیرامون فتنه خلق قرآن!
٦٠ ص
(٥٨)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (3)
٦١ ص
(٥٩)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (4)
٦٢ ص
(٦٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(76) – تقیه از منظر عقل عقلاء (1)
٦٣ ص
(٦١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(77) – تقیه از منظر عقل عقلاء (2)
٦٤ ص
(٦٢)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (5)
٦٥ ص
(٦٣)
بررسی شبهاتی پیرامون شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) (6)
٦٦ ص
(٦٤)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (1)
٦٧ ص
(٦٥)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (2)
٦٨ ص
(٦٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه
٦٩ ص
(٦٧)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (2)
٧٠ ص
(٦٨)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (3)
٧١ ص
(٦٩)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (5) - آیه 100 سوره توبه (4)
٧٢ ص
(٧٠)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (3)
٧٣ ص
(٧١)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (4)
٧٤ ص
(٧٢)
شبهات وهابیت؛ پیرامون ولادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کعبه
٧٥ ص
(٧٣)
اجتهاد صحابه؛ در مقابل نص فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) (5)
٧٦ ص
(٧٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (6) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (1)
٧٧ ص
(٧٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (7) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (2)
٧٨ ص
(٧٦)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (8) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (3)
٧٩ ص
(٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(78) – ملاک وجوب در تقیه!
٨٠ ص
(٧٨)
جایگاه امام حسین (علیه السلام) در قرآن کریم
٨١ ص
(٧٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(79) – ملاک وجوب در تقیه (2)
٨٢ ص
(٨٠)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (9) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (4)
٨٣ ص
(٨١)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (10) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (5)
٨٤ ص
(٨٢)
پاداش کار نیک؛ مختص مؤمنین، یا همه مردم!؟
٨٥ ص
(٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(80) – ملاک وجوب در تقیه (3)
٨٦ ص
(٨٤)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (11) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (6)
٨٧ ص
(٨٥)
نقد و بررسی آیات استدلال شده بر عدالت تمام صحابه (12) – بغض، سب و لعن امیرالمؤمنین توسط صحابه! (7)
٨٨ ص
(٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(81) – ملاک وجوب در تقیه (4)
٨٩ ص
(٨٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (2)
٩٠ ص
(٨٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (3) - بهترین روش در پاسخگوئی به شبهات و مناظرات
٩١ ص
(٨٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (4)
٩٢ ص
(٩٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (1)
٩٣ ص
(٩١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (5)
٩٤ ص
(٩٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (6)
٩٥ ص
(٩٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (7) - معنای لغوی و اصطلاحی «شبهه»!
٩٦ ص
(٩٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (8) – علل و انگیزه های طرح شبهه
٩٧ ص
(٩٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (9)
٩٨ ص
(٩٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (10)
٩٩ ص
(٩٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (11)
١٠٠ ص
(٩٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (12)
١٠١ ص
(٩٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (13)
١٠٢ ص
(١٠٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (14)
١٠٣ ص
(١٠١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (15)
١٠٤ ص
(١٠٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (16)
١٠٥ ص
(١٠٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (17)
١٠٦ ص
(١٠٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (18)
١٠٧ ص
(١٠٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (19)
١٠٨ ص
(١٠٦)
«عید الزهراء» یا توهین و اهانت به مقدسات اهل سنت!؟
١٠٩ ص
(١٠٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (20)
١١٠ ص
(١٠٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (21)
١١١ ص
(١٠٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (22)
١١٢ ص
(١١٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (23)
١١٣ ص
(١١١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (24)
١١٤ ص
(١١٢)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (26)
١١٥ ص
(١١٣)
لزوم پاسخگویی روشمند به شبهات (27)
١١٦ ص
(١١٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (28)
١١٧ ص
(١١٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (29)
١١٨ ص
(١١٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (30)
١١٩ ص
(١١٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (31)
١٢٠ ص
(١١٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (32)
١٢١ ص
(١١٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (33)
١٢٢ ص
(١٢٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (34)
١٢٣ ص
(١٢١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (35)
١٢٤ ص
(١٢٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (36)
١٢٥ ص
(١٢٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (37)
١٢٦ ص
(١٢٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (38)
١٢٧ ص
(١٢٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (39)
١٢٨ ص
(١٢٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (40)
١٢٩ ص
(١٢٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (41)
١٣٠ ص
(١٢٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (42)
١٣١ ص
(١٢٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (44)
١٣٢ ص
(١٣٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (45)
١٣٣ ص
(١٣١)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (47)
١٣٤ ص
(١٣٢)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (49)
١٣٥ ص
(١٣٣)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (51)
١٣٦ ص
(١٣٤)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (52)
١٣٧ ص
(١٣٥)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (53)
١٣٨ ص
(١٣٦)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (54)
١٣٩ ص
(١٣٧)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (55)
١٤٠ ص
(١٣٨)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (56)
١٤١ ص
(١٣٩)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (48)
١٤٢ ص
(١٤٠)
لزوم پاسخگوئی روشمند به شبهات (50)
١٤٣ ص
(١٤١)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (24)
١٤٤ ص
(١٤٢)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت (25)
١٤٥ ص
(١٤٣)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت- مبانی کلامی وهابیت
١٤٦ ص
(١٤٤)
آشنایی با فرَق کلامی اهل سنت – مبانی کلامی وهابیت
١٤٧ ص
(١٤٥)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(1)
١٤٨ ص
(١٤٦)
بررسی اعتقاد شیعه پیرامون وجود نفاق در میان صحابه
١٤٩ ص
(١٤٧)
مصداق سازی در علائم ظهور امام زمان (علیه السلام)
١٥٠ ص
(١٤٨)
خشونت های «عمر بن خطاب» (1)
١٥١ ص
(١٤٩)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(2)
١٥٢ ص
(١٥٠)
خشونت های «عمر بن خطاب» (2)
١٥٣ ص
(١٥١)
شبهه کفر و ارتداد عایشه
١٥٤ ص
(١٥٢)
علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین (3)
١٥٥ ص
(١٥٣)
خشونت های «عمر بن خطاب» (3)
١٥٦ ص
(١٥٤)
خشونت های «عمر بن خطاب» (4)
١٥٧ ص
(١٥٥)
بررسی مسئله ارتداد صحابه
١٥٨ ص
(١٥٦)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (1)
١٥٩ ص
(١٥٧)
بررسی مسئله احراق و سوزاندن انسان (2)
١٦٠ ص
(١٥٨)
تعداد صحابه ی دارای روایت
١٦١ ص
(١٥٩)
دلایل غصب خلافت امیرالمؤمنین - کتمان حدیث غدیر توسط صحابه
١٦٢ ص
(١٦٠)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (3)
١٦٣ ص
(١٦١)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (4)
١٦٤ ص
(١٦٢)
بررسی مسئله سوزاندن انسان – بررسی روایات احراق در منابع شیعه (5)
١٦٥ ص
(١٦٣)
بررسی مسئله سوزاندن انسان درمنابع اهل سنت (1) - شخصیت شناسی«عکرمه»
١٦٦ ص
(١٦٤)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (2)
١٦٧ ص
(١٦٥)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (3)
١٦٨ ص
(١٦٦)
بررسی مسئله سوزاندن انسان در منابع اهل سنت (4)
١٦٩ ص
(١٦٧)
علل عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر
١٧٠ ص
(١٦٨)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 1
١٧١ ص
(١٦٩)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2
١٧٢ ص
(١٧٠)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
١٧٣ ص
(١٧١)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 4
١٧٤ ص
(١٧٢)
شبهه رد خلافت توسط امیرالمؤمنین (علیه السلام)
١٧٥ ص
(١٧٣)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
١٧٦ ص
(١٧٤)
خفقان دوران ابوبکر و خطبه خوانی آزادانه حضرت زهرا
١٧٧ ص
(١٧٥)
شبهات حسین المؤید 1 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه درجریان شهادت حضرت زهرا
١٧٨ ص
(١٧٦)
شبهات حسین المؤید 2 – شبهه درب نداشتن خانه های مدینه در جریان شهادت حضرت زهرا
١٧٩ ص
(١٧٧)
شبهات حسین المؤید 3 – شبهه مخفی بودن قبر و دفن شبانه حضرت زهرا
١٨٠ ص
(١٧٨)
شبهات حسین المؤید 4 – انکار عصمت ائمه
١٨١ ص
(١٧٩)
شبهات حسین المؤید5–انکار مظلومیت حضرت زهرا1
١٨٢ ص
(١٨٠)
شبهات حسین المؤید6–انکار مظلومیت حضرت زهرا2
١٨٣ ص
(١٨١)
شبهات حسین المؤید7–انکار مظلومیت حضرت زهرا3
١٨٤ ص
(١٨٢)
شبهات حسین المؤید 8 – مرجعیت اهل بیت یا مرجعیت صحابه؟
١٨٥ ص
(١٨٣)
شبهات حسین المؤید 9 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 1
١٨٦ ص
(١٨٤)
شبهات حسین المؤید 10 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 2
١٨٧ ص
(١٨٥)
شبهات حسین المؤید 11 – جریان فتح ايران و جنايات خلفا 3
١٨٨ ص
(١٨٦)
شبهات حسین المؤید 12 – مراد از اهل بیت در آیه تطهیر
١٨٩ ص
(١٨٧)
شبهات حسین المؤید 13 - وصیت حضرت زهرا مبنی بر دفن شبانه
١٩٠ ص
(١٨٨)
شبهات حسین المؤید 14 – بررسی روایت «علی مع الحق»
١٩١ ص
(١٨٩)
بررسی روایت «علی مع الحق» (2)
١٩٢ ص
(١٩٠)
بررسی روایت «علی مع الحق» (3)
١٩٣ ص
(١٩١)
بررسی روایت «علی مع الحق» (4)
١٩٤ ص
(١٩٢)
بررسی روایت «علی مع الحق» (5)
١٩٥ ص
(١٩٣)
بررسی روایت «علی مع الحق» (6) – بررسی تعبیر خاص «علی مع القرآن و القرآن مع علی»
١٩٦ ص
(١٩٤)
بررسی روایت «علی مع الحق» (7) – بررسی تعبیر خاص «عَلِيٌّ عَلَى الْحَقِّ»
١٩٧ ص
(١٩٥)
بررسی روایت «علی مع الحق» (8) - بررسی روایت «عمار مع الحق»
١٩٨ ص
(١٩٦)
بررسی روایت «علی مع الحق» (9) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه
١٩٩ ص
(١٩٧)
بررسی روایت «علی مع الحق» (10) – توجیه معاویه از قتل عمار؛ و جواب امیرالمؤمنین از توجیه معاویه (2)
٢٠٠ ص
(١٩٨)
بررسی روایت «علی مع الحق» (11) – حکایاتی از «علامه امینی» صاحب «الغدیر»
٢٠١ ص
(١٩٩)
بررسی روایت «علی مع الحق»(12) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»
٢٠٢ ص
(٢٠٠)
بررسی روایت «علی مع الحق»(13) – بررسی روایت جعلی «الحق بعدي مع عمر»(2)
٢٠٣ ص
(٢٠١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (1)
٢٠٤ ص
(٢٠٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (2)
٢٠٥ ص
(٢٠٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (3)
٢٠٦ ص
(٢٠٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «مهدویت» (4)
٢٠٧ ص
(٢٠٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (1) - «ابن تیمیه» و مسئله «تقیه»
٢٠٨ ص
(٢٠٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (2) – مشروعیت تقیه در قرآن، سنت و سیره صحابه!
٢٠٩ ص
(٢٠٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (1)
٢١٠ ص
(٢٠٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (2)
٢١١ ص
(٢٠٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (3) – آشنائی با دو کتاب ضد شیعی!
٢١٢ ص
(٢١٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (4) – نظر فقهای شیعه و سنی در «تقیه»
٢١٣ ص
(٢١١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (3)
٢١٤ ص
(٢١٢)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
٢١٥ ص
(٢١٣)
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (2)
٢١٦ ص
(٢١٤)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (1) – شبهه قتل امام حسین توسط شیعیان!
٢١٧ ص
(٢١٥)
نکاتی پیرامون شبهات عزاداری محرم (2)
٢١٨ ص
(٢١٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (5) – مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء
٢١٩ ص
(٢١٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (6) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (2)
٢٢٠ ص
(٢١٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (7) - مسئله بیعت امیرالمؤمنین با خلفاء (3)
٢٢١ ص
(٢١٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (4)
٢٢٢ ص
(٢٢٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (5)
٢٢٣ ص
(٢٢١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (8)
٢٢٤ ص
(٢٢٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (9)
٢٢٥ ص
(٢٢٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (10) – مذمت زیدیه و واقفیه
٢٢٦ ص
(٢٢٤)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (6)
٢٢٧ ص
(٢٢٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (11) – نامه جالب معاون صدر اعظم آلمان
٢٢٨ ص
(٢٢٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (7)
٢٢٩ ص
(٢٢٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (12)
٢٣٠ ص
(٢٢٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (8)
٢٣١ ص
(٢٢٩)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
٢٣٢ ص
(٢٣٠)
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
٢٣٣ ص
(٢٣١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (13) - نکاتی در زمینه مسئله «بداء»
٢٣٤ ص
(٢٣٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (14) – سنت صحابه در عرض سنت پیامبر!!
٢٣٥ ص
(٢٣٣)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (9)
٢٣٦ ص
(٢٣٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (15) - نمونه هایی از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!!
٢٣٧ ص
(٢٣٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (16) - نمونه های دیگری از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٨ ص
(٢٣٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (17) – برخی دیگر از مخالفتهای صحابه، با سنت پیامبر!
٢٣٩ ص
(٢٣٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (10)
٢٤٠ ص
(٢٣٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (11)
٢٤١ ص
(٢٣٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (18) – مسئله ارتداد اصحاب ائمه(علیهم السلام)
٢٤٢ ص
(٢٤٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (19) – بررسی شخصیت «عمر بن ریاح»
٢٤٣ ص
(٢٤١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (20) – معنای تقیه در لغت و اصطلاح علمای شیعه و سنی
٢٤٤ ص
(٢٤٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (12)
٢٤٥ ص
(٢٤٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (21) – آداب و شرایط مناظره با مخالفین!
٢٤٦ ص
(٢٤٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (22) – «تقيه» در كلمات علمای شيعه
٢٤٧ ص
(٢٤٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (23) - «تقيه» در كلمات علمای اهل سنت
٢٤٨ ص
(٢٤٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (13)
٢٤٩ ص
(٢٤٧)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (14)
٢٥٠ ص
(٢٤٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (24)
٢٥١ ص
(٢٤٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (25) – ارکان تحقق اکراه
٢٥٢ ص
(٢٥٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (26) – انواع اکراه - قواعد اساسی شریعت اسلام
٢٥٣ ص
(٢٥١)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (15)
٢٥٤ ص
(٢٥٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (27) – تفاوت تقیه با نفاق!
٢٥٥ ص
(٢٥٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (28) – أسباب و علل تقيه در شيعه!
٢٥٦ ص
(٢٥٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (29) – تقیه محدثين اهل سنت، از نقل أحاديث ولايت!
٢٥٧ ص
(٢٥٥)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (16)
٢٥٨ ص
(٢٥٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (30) – تقیه «سعید بن جبیر» و «حسن بصری»!
٢٥٩ ص
(٢٥٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (31) – مسئله ای که امام و رهبری، هرگز زیربارش نرفتند!
٢٦٠ ص
(٢٥٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (32) – مصیبتی که در «وحدتیه بوشهر» کنترل شد!
٢٦١ ص
(٢٥٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (17)
٢٦٢ ص
(٢٦٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (18)
٢٦٣ ص
(٢٦١)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (1)
٢٦٤ ص
(٢٦٢)
شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) (2)
٢٦٥ ص
(٢٦٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (33) – نمونه ای از خدمت و خیانت به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٦٦ ص
(٢٦٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (34) – ترس محدثین اهل سنت از نقل حدیث «غدیر»!
٢٦٧ ص
(٢٦٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (35) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 1
٢٦٨ ص
(٢٦٦)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (19)
٢٦٩ ص
(٢٦٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (36) - مصیبتهای وارده بر بزرگان اهل سنت، به خاطر نقل فضائل اهلبیت(علیهم السلام) 2
٢٧٠ ص
(٢٦٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (37) – آیاتی صریح در فسق صحابه!
٢٧١ ص
(٢٦٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (38) – مسئله مخالفتهای صحابه با دستورات پیغمبر اکرم!
٢٧٢ ص
(٢٧٠)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع(20)
٢٧٣ ص
(٢٧١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (39) – هدف اساسی از تطهیر چهره «صحابه» چیست؟
٢٧٤ ص
(٢٧٢)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(40) – فحش دادن شیعیان به صحابه یا صحابه به صحابه؟
٢٧٥ ص
(٢٧٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه»(41)
٢٧٦ ص
(٢٧٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (42) - انتقادی جدی، از «آیةالله معرفت»!!
٢٧٧ ص
(٢٧٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (43) – کلامی ناب از امیرالمؤمنین، در تقسیم بندی صحابه!
٢٧٨ ص
(٢٧٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (44) – معرفی کتابی خواندنی و قابل تأمل از «ذهبی»!
٢٧٩ ص
(٢٧٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (45) – لنگه کفشی که، ارزشش از صحابه پیغمبر بیشتر است!!
٢٨٠ ص
(٢٧٨)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (46) – شبهه مخالفت امیرالمؤمنین با دستور پیغمبر؛ در پاک نکردن نام رسول الله!
٢٨١ ص
(٢٧٩)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (21)
٢٨٢ ص
(٢٨٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (47) - اعتراف علمای اهل سنت، به حذف بسياري از حقایق!!
٢٨٣ ص
(٢٨١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (48) – دو دروغ شاخ دار اهل سنت، درباره «عبدالله بن سبأ»!!
٢٨٤ ص
(٢٨٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (22)
٢٨٥ ص
(٢٨٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (49) – ذکر مواردی دیگر از کتمان حقایق تاریخی، توسط بزرگان اهل سنت!
٢٨٦ ص
(٢٨٤)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (50) – حقایقی از شخصیت «معاویة بن ابوسفیان»!
٢٨٧ ص
(٢٨٥)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (51) – بررسی مشروعیت تقیه، در آیات قرآن کریم!
٢٨٨ ص
(٢٨٦)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (52) – ترس پیامبراکرم، از ابلاغ خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)
٢٨٩ ص
(٢٨٧)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (53) – بررسی دو آیه دیگر، در مشروعیت تقیه!
٢٩٠ ص
(٢٨٨)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (23)
٢٩١ ص
(٢٨٩)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (54) – مشروعيت تقیّه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٢ ص
(٢٩٠)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (55) – دو روایت دیگر، در مشروعیت تقیه در سنت پیامبر اعظم!
٢٩٣ ص
(٢٩١)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (56) – مشروعيت تقيه، در اقوال صحابه!
٢٩٤ ص
(٢٩٢)
نقد و بررسی سخنان شیخ الأزهر، بر ضد مبانی اعتقادی تشیع (24)
٢٩٥ ص
(٢٩٣)
بررسی شبهات وهابیت در مسئله «تقیّه» (57) – مسئله ای که بزرگان اهل سنت، در حل آن عاجز مانده اند!!
٢٩٦ ص
 
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص

خارج کلام مقارن - خارج کلام مقارن - الصفحة ١٤٨ - علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(١)

علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(١)

کد مطلب: ٧١٢٤ تاریخ انتشار: ٣٠ دي ١٣٩٣ - ١٠:٥٥ تعداد بازدید: ١٣٤٤ خارج کلام مقارن » عمومی علت تغییر ندادن بدعتهای خلفای گذشته توسط امیرالمؤمنین(١)
جلسه چهل و پنجم ٣٠/ ١٣٩٣/١٠

    بسم الله الرحمن الرحیم جلسه چهل و پنجم ٣٠/ ١٣٩٣/١٠     اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

یکی از بحثهایی که مطرح است و قابل دقت هم هست، و خیلی هم سؤال می شود؛ این است که وقتی امیرالمؤمنین به حکومت رسید، چرا با بدعتهایی که در زمان حکومت خلفای گذشته ایجاد شده بود، مقابله نکرد؟ چرا آن بدعتها را از بین نبرد؟                                                

با توجه به اینکه قدرت در دستان امیرالمؤمنین بود، و امکانات حکومتی را در اختیار داشت، و اگر تصمیمی می گرفت به راحتی می توانست اجرا کند و کسی هم نمی توانست مخالفت کند؛ چرا حضرت، بدعتها را تغییر نداد؟

برخورد امیرالمؤمنین با کسانی که با او بیعت نکردند

در جواب از این سؤال باید نکات مهمی را خدمت شما عرض کنم که قابل تأمل و دقت است. آنچه که مسلم است، این است که در زمانی که امیرالمؤمنین به حکومت رسید، تعدادی از صحابه با امیرالمؤمنین بیعت نکردند.

شما اگر تاریخ را ملاحظه کنید، می بینید که افرادی از بیعت کردن با حضرت، سرپیچی کردند؛ که از افراد شاخص، می توان به «عبدالله بن عمر» اشاره کرد.

ولی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)، هیچکدام از این کسانی را که بیعت نکردند، مجبور به بیعت نکرد؛ کسی را درب خانه اینها نفرستاد، و یا تهدید به آتش زدن خانه نکرد.

حضرت، اینها را آزاد گذاشت. و اگر با «معاویه»هم، برخورد کرد، چون او داشت توطئه می کرد، و امیرالمؤمنین در برابر توطئه معاویه ایستاد. معاویه ادعای خلافت می کرد. و حضرت به این دلیل با او مقابله کرد.

حتی اگر معاویه هم توطئه نمی کرد و مثل عبدالله بن عمر، ساکت می نشست و بر علیه حکومت اقدامی نمی کرد، حضرت با او هم مقابله نمی کرد.

عکس برخورد امیرالمؤمنین در زمان حکومت خود، ما نقاط سیاهی را در تاریخ اسلام می بینیم. به خصوص بعد از رحلت نبی مکرم و جو خفقانی که ایجاد شد، جو رعب و وحشتی که در میان مسلمانها ایجاد شد و تهدیداتی که صورت گرفت؛ که هر کسی که تاریخ را مطالعه می کند، نمی تواند به سادگی از این برخوردها عبور کند.

ایجاد رعب و وحشت در بین مردم، توسط عمربن خطاب

شما این روایت را ببینید که «صحیح بخاری» دارد نقل می کند، ناقل روایت هم شخص «عایشه» است و دیگر قابل انکار نیست:

«لَقَدْ خَوَّفَ عُمَرُ النَّاسَ، وَ إِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا»

یقیناً عمر، مردم را ترساند و مردم منافق شده بودند.

صحیح بخاری ج٣ ص ١٣٤١ ح ٣٤٦٧

دنیایی از مطلب در این روایت عایشه نهفته است. یعنی می شود ساعتها درباره همین یک روایت صحبت کرد.

عایشه می گوید: عمر مردم را می ترساند و در بین مردم رعب و وحشت ایجاد می کرد. و این عبارت عایشه که می گوید: «وَ إِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا»: دیگر مربوط به اصحاب رده نبوده، بحث منافقین زمان پیغمبر نیست، بحث یهود و نصاری نیست؛ بلکه بحث توده مردم است.

عمربن خطاب: هر کس بگوید پیغمبر مرده، گردنش را می زنم!

وقتی رسول اکرم از دنیا می رود، «عمر» شمشیر می کشد و می گوید:

«مَن قال إنّ مُحمداً قد ماتَ عَلوتُه بِسيفي»

هر کس بگوید محمد از دنیا رفته است با این شمشیرم، سرش را به آسمان می فرستم.

الملل و النحل شهرستانی ج ١ ص ٢٣؛ المواقف ایجی ج ٣ ص ٦٥٠؛ المختصر فی اخبار البشر أبى الفداء ج ١ ص ١٠٧

این تعبیر«عمربن خطاب»، خیلی تعبیر تندی است. یا درجای دیگر، باز «بخاری» از «عایشه» نقل می کند که:

«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، مَاتَ وَ أَبُوبَكْرٍ بِالسُّنْحِ، فَقَامَ عُمَرُ يَقُولُ: وَاللَّهِ مَا مَاتَ رَسُولُ اللَّهِ، وَلَيَبْعَثَنَّهُ اللَّهُ، فَلَيَقْطَعَنَّ أَيْدِيَ رِجَالٍ وَ أَرْجُلَهُمْ، فَجَاءَ أَبُوبَكْرٍ فَكَشَفَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ فَقَبَّلَهُ، قَالَ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي، طِبْتَ حَيًّا وَ مَيِّتًا، فَلَمَّا تَكَلَّمَ أَبُوبَكْرٍ جَلَسَ عُمَرُ»

عایشه می گوید وقتی پیغمبر از دنیا رفت، ابوبکر در سنح بود. عمر بلند شد و گفت: به خدا قسم، پیغمبر نمرده است. و خداوند حتماً او را برمی انگیزد، و دست و پای عده ای از مردم را قطع می کند. ابوبکر آمد و روی پیغمبر را باز کرد و او را بوسید و گفت: پدر و مادرم به فدای تو باد، پاک زندگی کردی و پاک از دنیا رفتی! وقتی ابوبکر شروع به صحبت کرد، عمر نشست.

صحیح بخاری ج ٣ ص ١٣٤١ ح ٣٤٦٧

دوستان توجه کنند که، «ابوبکر»، خارج مدینه و در منطقه «سنح» ساکن بود و آنجا زندگی می کرد. «سنح» در چهار مایلی مدینه قرار دارد و ابوبکر بعد از اینکه خلیفه شد هم، باز منزلش همانجا بود.

برای نماز می آمد مدینه، و بعد از نماز دوباره برمی گشت به سنح. و اینکه نقل میکنند: «و سد الابواب الّا خوخة ابی بکر» اصل قضیه منتفی به انتفاء موضوع است. زیرا ابوبکر اصلاً در مدینه خانه ای نداشت.

عمر می گوید: «وَلَيَبْعَثَنَّهُ اللَّهُ...»! ما همین را سؤال می کنیم که آیا آیه قرآنی بود که خلیفه دوم از آن استفاده کرد که پیغمبر قرار است دوباره مبعوث بشود و رجعت نماید؟

شما که می گوئید یکی از دلائل کفر شیعه، این است که شیعیان قائل به «رجعت» هستند! خب کلام عمر هم که همین «رجعت» را می گوید.

بعد می گوید: «فَلَيَقْطَعَنَّ أَيْدِيَ رِجَالٍ وَ أَرْجُلَهُمْ...»؛ خب سؤال می کنیم که پیغمبر چه کسانی را قرار است که دست و پایشان را قطع کند؟ اینها چه گناهی مرتکب شده اند؟

ما در قرآن فقط یک مورد داریم که می فرماید: دست و پایشان قطع می شود. آنهم در مورد محاربین با خدا و رسول است:

«إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيم»

کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی خیزند و برای فساد در روی زمین تلاش می کنند فقط این است که اعدام شوند، یا به دار آویخته گردند، یا دست و پای آنها بعکس یکدیگر بریده شود، و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست و در آخرت مجازات بزرگی دارند.

سوره مائده آیه٣٣

«طبرانی» متوفی ٣٦٠ هجری، نقل می کند:

«فَقُبِضَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ عُمَرُ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ: لَا أَسْمَعُ رَجُلًا يَقُولُ: مَاتَ رَسُولُ اللهِ إِلَّا ضَرَبْتُهُ بِالسَّيْفِ»

وقتی پیغمبر از دنیا رفت، عمر گفت: نشنوم کسی بگوید که پیغمبر مرده است! در غیر اینصورت گردنش را با شمشیر می زنم.

معجم کبیر طبرانی ج ٧ ص ٥٧؛ محلی ابن حزم، ج ١٠ ص ٢٩٧

سؤال ما این است که: این آقای خلیفه دوم که این قدر دست به شمشیر است، و به اندک بهانه ای می خواهد گردن مسلمانها را بزند؛ در طول این ١٤سال که از مسلمان شدن ایشان می گذشت؛ - عمر سال دهم مسلمان شد و ده سال اول بعثت پیغمبراکرم، بت پرست بوده است – این شمشیر کجا بوده است؟

چرا در طول این همه سال، یکبار از غلاف بیرون نیامد؟ یک بار خونی از دماغ یک مشرکی یا یک کافری، و یا یک منافقی نریخت؟

ولی به مجرد اینکه پیغمبر از دنیا می رود، می گوید هر کس بگوید پیغمبر مرده است، من با شمشیر می زنم!

آقای «هیثمی» و آقای «صالحی شامی» هم در مورد روایت طبرانی می گویند:

«رَوَاهُ الطَّبَرَانِيُّ وَ رِجَالُهُ ثِقَاتٌ»

این روایت را طبرانی نقل کرده است و رجال روایت هم موثق هستند.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد هیثمی، ج ٥ ص ١٨٣؛ سبل الهدی و الرشاد، ج ١١ ص ٢٥٨

آقای «بیهقی» در «دلائل النبوه» هم، این روایت را نقل میکند:

«قَامَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ، يَخْطُبُ النَّاسَ، وَيُوعِدُ مَنْ قَالَ: قَدْ مَاتَ بِالْقَتْلِ وَالْقَطْعِ...بْنِ أُمِّ مَكْتُومٍ قَائِمٌ فِي مُؤَخَّرِ الْمَسْجِدِ يَقْرَأُ وَما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ... وَ النَّاسُ فِي الْمَسْجِدِ قَدْ ملؤه، وَ يَبْكُونَ، وَ يَمُوجُونَ لَا يَسْمَعُونَ»

عمربن خطاب بلند شد و برای مردم خطبه خواند و مردم را ترساند و گفت: هر کس بگوید پیغمبر مرده است، می کشم و دست و پایش را قطع می کنم..ابن ام مکتوم در انتهای مسجد بلند شد و شروع کرد به خواندن این آیه قرآن که «وَما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ...» مردم در مسجد زیاد بودند و همهمه می کردند و به صدای ابن ام مکتوم گوش نمی دادند.

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة بیهقی، ج٧ ص ٢١٧

«ابن ام مکتوم» کسی که دوازده بار به جای پیغمبر نماز خوانده است؛ انتهای مسجد بلند می شود و قرآن می خواند، ولی احدی گوش نمی دهد!

روایتی که، پشت صحنه تهدید عمر به قتل را، روشن می کند!

آقای «ابوالفداء» متوفى ٧٣٢هـجری، روایت تهدید عمر، به گردن زدن قائل به موت پیامبر را اینگونه نقل می کند:

«لما قبض الله نبيه، قال عمر بن الخطاب رضي الله عنه: من قال: إن رسول الله مات علوت رأسه بسيفي هذا، و إنما ارتفع إِلى السماء، فقرأ أبو بكر «وما محمد إِلا رسول قد خلت من قبله الرسل أفإِن مات أو قتل انقلبتم على أعقابكم آل عمران: ١٤٤» فرجع القوم إِلى قوله و بادروا سقيفة بني ساعدة، فبايع عمر أبا بكر»

وقتی خداوند پیغمبرش را قبض روح کرد، عمربن خطاب گفت: هر کس بگوید که پیغمبر مرده است، با این شمشیرم گردنش را آنچنان می زنم که در آسمان چرخ بخورد! پیغمبر نمرده و بلکه به آسمان صعود کرده است. سپس ابوبکر آیه «وما محمد إِلا رسول قد خلت من قبله الرسل أفإِن مات أو قتل انقلبتم على أعقابكم آل عمران: ١٤٤» را خواند و مردم پیرو حرف عمر شدند و به سقیفه بنی ساعده رفتند و عمر با ابوبکر بیعت کرد.

المختصر في أخبار البشر ج١ ص ١٠٧

پس معلوم می شود که تهدید آقای عمر، برای رسیدن به کار و بار خلافت بوده است. و این روایت دارد پشت صحنه قضیه تهدید را روشن می کند.

چون اینها می دانند که مردم، همه بر این باور هستند که خلیفه و جانشین پیامبر، کسی جز امیرالمؤمنین نیست، از ترس اینکه مبادا مردم بلافاصله بعد از رحلت پیغمبر، بریزند و با علی بیعت کنند، جو را آشفته می کنند. و رعب و وحشت ایجاد می کند که هیچ کس به فکر بیعت با امیرالمؤمنین نباشد.

بعد از مدتی، ابوبکر می آید و همان آیه ای را که «ابن عباس» عموی پیغمبر خواند و «ابن ام مکتوم» در مسجد خواند را می خواند؛ و بلافاصله عمر در همان جا و قبل از سقیفه، بلند می شود و می گوید:«قوموا بایعوا خلیفة رسول الله»: بلند شوید و با جانشین پیامبر بیعت کنید!

از آن طرف، تا ابوبکر نیامده، آقای عمر می گوید هر کس بگوید که پیغمبر مرده است، با این شمشیرم گردنش را آنچنان می زنم که در آسمان چرخ بخورد! ولی همین که ابوبکر می آید، بلافاصله به مردم می گوید بلند شوید و با خلیفه پیغمبر بیعت کنید.                                                                

ببینید اینها در فاصله اندکی از رحلت نبی مکرم، چه وضعیتی را درست کرده بودند. چه خفقانی در شهر، حاکم کرده بودند.

چرا عمربن خطاب برای خودش بیعت نگرفت؟

برای اینکه عمربن خطاب جایگاه آنچنانی در بین مردم نداشت. و ازموقعیت اجتماعی مناسبی برخوردار نبود.

و مردم هم به هیچ وجه حاضر نبودند با او بیعت کنند. زیرا عمر، یک آدم خشن و تندخو بود. و مردم از او وحشت داشتند. حتی ابوبکر که عمر را به عنوان خلیفه بعد از خودش معرفی کرد، توده مردم اعتراض کردند.                                                                                                    

«ابوبكر»  و نصب «عمر»، براي خلافت:

در داستان نصب عمر به عنوان خلیفه از ناحیه ابوبکر، مخالفتهای فراوانی صورت گرفت. از امیرالمؤمنین گرفته تا طلحه و و حتی مهاجرین و انصار؛ با خلیفه شدن عمر، مخالفت کردند. و توده مردم با این انتصاب مخالف بودند:

١-    مخالفت  توده مردم با خلافت عمر

«ابن ابی شیبه» که استاد «بخاری» است نقل می کند:

«أن أبابكر حين حضره الموت أرسل إلى عمر يستخلفه فقال الناس: تستخلف علينا فظاً غليظاً، ولو قد ولينا كان أفظ وأغلظ، فما تقول لربك إذا لقيته قال أبو بكر: أبربّي تخوّفونني؟ »

وقتی ابوبکر در حال مرگ بود، عمر را به عنوان خلیفه معرفی کرد. مردم گفتند: مرد خشن و بداخلاق و تندخوئی را بر ما خلیفه کردی! اگر این عمر خلیفه بشود، خشن تر و بداخلاق تر هم خواهد شد. ای ابوبکر! چه جوابی به پروردگارت خواهی داد وقتی که او را ملاقات کردی؟ ابوبکر گفت: آیا مرا از خدا می ترسانید!؟

مصنف ابن ابی شیبه، ج ٨ ص ٥٧٤

درمورد سند این روايت هم باید بگوئیم که «ابن حجر عسقلانی» می گوید:

«وكيع بن الجراح و إسماعيل بن أبي خالد ثقة»

وکیل بن جراح و اسماعیل بن ابی خالد راویان موثقی هستند.

تقريب التهذيب:  ج٢ ص ٢٨٣ و ج١ ص ٩٣

و همچنین در مورد «زبید بن حارث» می گوید:

«زُبيد بن الحارث ثقة»

زبید بن حارث راوی موثقی است.

تهذيب التهذيب  ج ٣ ص ٢٦٨

٢- اعتراض «امیرالمؤمنین»  و «طلحة»  به خلافت عمر

«ابن سعد» متوفی ٢٣٠ هجری در «طبقات» از عایشه نقل می کند:

«لما حضرت أبابكر الوفاة استخلف عمر فدخل عليه علي و طلحة فقالا من استخلفت قال عمر قالا فماذا أنت قائل لربك قال بالله تعرفاني لأنا أعلم بالله و بعمر منكما أقول استخلفت عليهم خير أهلك»

عایشه می گوید: وقتی ابوبکر در آستانه مرگ بود، عمر را به عنوان خلیفه منصوب کرد. علی و طلحه بر ابوبکر وارد شدند و پرسیدند: چه کسی را خلیفه انتخاب کردی؟ گفت: عمر را. گفتند: چه جوابی به خدا خواهی داد؟ ابوبکر گفت: خدا را به من می شناسانید!؟ من از شما بهتر، خدا و عمر را می شناسم! به خدا می گویم که بهترین مردم را به خلافت انتخاب کردم.

طبقات ابن سعد، ج ٣ ص ١٩٦

در مورد سند این روایت هم باید بگوئیم که «ابن حجر عسقلانی» می گوید:

«روايت الضحاك بن مخلد. وثقه ابن معين و العجلي»

ابن معین و عجلی، روایت ضحاک بن مخلد را توثیق کرده اند.

تهذيب التهذيب: ج ٤ ص ٣٩٧

در مورد عبيدالله بن أبي زياد هم می گوید:

«وثقه العجلي و الحاكم»

عجلی و حاکم، روایت عبیدالله بن ابی زیاد را توثیق کرده اند.

تهذيب التهذيب: ج ٧ ص ١٤

و همچنین در مورد «يوسف بن ماهك» می گوید:

«وثقه ابن معين والنسائي»

ابن معین و نسائی یوسف بن ماهک را توثیق کرده اند.

تهذيب التهذيب: ج ١١ ص٣٧١

٣-    اعتراض  مهاجرين و انصار به خلافت عمر

ابن قتيبه دینوری نقل میکند:

«دخل عليه المهاجرون و الأنصار حين بلغهم أنه استخلف عمر، فقالوا: نراك استخلفت علينا عمر، وقد عرفته،...فكيف إذا وليّت عنا و أنت لاق الله عزوجل فسائلك فما أنت قائل؟»

وقتی خبر خلیفه شدن عمر توسط ابوبکر، به گوش انصار و مهاجرین رسید، به پیش ابوبکر رفته و گفتند: می بینیم که عمر را برای ما خلیفه کردی! در حالی که تو او را می شناختی. چگونه تو عمر را برای ما خلیفه معین کردی در حالی که خدا را ملاقات خواهی کرد؟ اگر خدا از تو بپرسد، چه جوابی داری بدهی.

الإمامة  والسياسة بتحقيق الشيري: ج ١ ص٣٧

اعترف «ابن تيميه» بر اعتراض صحابه

ابن تیمیه هم به اعتراض صحابه به کار ابوبکر، اعتراف می کند:

«و قد تكلّموا مع الصديق في ولاية عمر و قالوا ماذا تقول لربك و قد وليت علينا فظا غليظا؟ فقال: أبالله تخوفوني! أقول: وليت عليهم خير أهلك.»

صحابه در مورد خلیفه شدن عمر، با ابوبکر صحبت کردند و گفتند: از این که مرد خشن و تندخوئی را برای ما خلیفه کردی، چه جوابی به خدا می خواهی بدهی؟ ابوبکر گفت: من را از خدا می ترسانید؟! به خدا می گویم که شایسته ترین فرد را انتخاب کردم.

منهاج السنّة، جلد ٦، ص ١٥٥

و در جای دیگری می گوید:

«و لهذا لما استخلفه أبوبكر كره خلافته طائفة حتى قال طلحة ماذا تقول لربك إذا وليت علينا فظا غليظا فقال أبالله تخوفني أقول و ليت عليهم خير اهلك»

چون ابوبکر عمر را که مردی خشن و تندخو بود را به عنوان خلیفه معرفی کرد، عده زیادی از مردم ناراحت شدند و به ابوبکر اعتراض کردند. ابوبکر گفت: آیا مرا از خدا می ترسانید؟ به خدا خهم گفت که بهترین فرد را خلیفه کردم.

منهاج السنّة، جلد ٧، ص ٤٦١

تمام این اسناد نشان می دهد که اینهایی که ادعا می کنند، خلافت بر اساس اجتماع مردم بوده و شورائی بوده و مشورتی بوده ... اینها همه برای فریب افکار عمومی است. اینهایی که دنبال خلافت بودند خودشان هیچ کدام استناد به آیه وامرهم شورای بینهم نکردند/ هیچ کدام استناد به آیه وشاورهم فی الامر نکردند.

ابوبکر می گوید اگر خدا از من سؤال کرد که چرا عمر را خلیفه کردی؟ من می گویم چون به نظر من عمر بهترین و با فضیلت ترین بنده ات بوده من خلیفه اش کردم.

پس معلوم می شود که افضلیت ملاک انتخاب خلیفه است. لذا ما در بحث خلافت امیرالمؤمنین، اصلاً «حدیث غدیر» و «حدیث منزلت»، و ... را می گذاریم کنار، سؤال می کنیم، آیا کسی در فضیلت، به پای امیرالمؤمنین می رسد یا نمی رسد؟

آقایان، برای خلیفه، سه شاخصه را مطرح کرده اند: افضلیت در علم؛ داشتن شجاعت و داشتن عدالت. کدامیک از خلفاء، حتی کدامیک از صحابه، در این فضایل به پای امیرالمؤمنین می رسند؟

اگر در مسئله «خلافت» بنا است که «افضلیت» ملاک باشد، باید تعبیر«احمدبن حنبل» را، یادآوری کنیم که گفته است:

«ما لأحدٍ من الصحابة من الفضائل بالأسانيد الصحاح مثل ما لعلي رضي الله عنه.»

عبدالله بن احمد حنبل می گوید: از پدرم شنیدم که می گفت: آنچه که در فضایل با سند صحیح در مورد علی بن ابیطالب آمده، در فضائل احدی نیامده است.

مناقب احمد بن حنبل، ابن جوزی ص ١٦٣؛ مستدرک حاکم ج ٣ ص ١٠٧

همین یک مطلب احمدبن حنبل برای اثبات مدعای ما کافی است. و دیگر نیازی به چیزی دیگری نداریم.

حدیث معروف «سفینه»

جالب است که «عبدالله بن احمد حنبل» می گوید:

«حدث أبي بحديث سفينة فقلت: يا أبة ما تقول في التفضيل؟ قال: في الخلافة أبو بكر و عمر و عثمان. فقلت: فعلي بن أبي طالب؟ قال: يا بني! علي بن أبي طالب من أهل بيتٍ لا يقاس بهم أحد.»

عبدالله بن احمد حنبل می گوید از پدرم در مورد حدیث سفینه پرسیدم و گفتم: به نظر تو چه کسی افضل از همه بود؟ پدرم گفت: در خلافت، ابوبکر از همه افضل بود. بعد از او عمر و بعد از او عثمان. پرسیدم: پس علی بن ابیطالب؟ گفت: پسرم! علی بن ابیطالب، از اهل بیت بود و هیچ کس با اهل بیت مقایسه نمی شود.

مناقب احمد بن حنبل، ابن جوزی ص ١٦٢

در روایت دیگری خود امیرالمؤمنین هم، می فرماید:

«لا يقاس بآل محمد صلى الله عليه واله وسلم من هذه الامة أحد»

هیچ فردی از این امت، با آل محمد مقایسه نمی شود.

ينابيع الموده قندوزی ج ١ ص ٨٣؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ١ ص ١٣٨

ايجاد رعب و استفاده از زور در بيعت ابوبكر

گفتیم که وقتی ابوبکر، عمر را به جانشینی خود انتخاب کرد؛ مردم و بزرگان صحابه، به این تصمیم ابوبکر، اعتراض کردند.

ما وقتی تاریخ را کمی به عقب ورق می زنیم، می بینیم که درباره خلافت خود ابوبکر هم، مردم اراده ای نداشتند و با زور و تهدید، با ابوبکر بیعت کردند.

در زمینه بیعت گرفتن از مردم برای ابوبکر، مصادیقی از استفاده از زور و تهدید و ایجاد رعب و وحشت در بین مردم، در تاریخ ثبت شده است که نمونه هایی را عرض می کنیم:

١-    عمر بن خطاب و ايجاد ترس در ميان مردم:

بخاری از قول عایشه نقل می کند:

«لَقَدْ خَوَّفَ عُمَرُ النَّاسَ، وَ إِنَّ فِيهِمْ لَنِفَاقًا»

یقیناً عمر، مردم را ترساند و مردم منافق شده بودند.

صحیح بخاری ج٣ ص ١٣٤١ ح ٣٤٦٧

٢-    توسل به زور  و وادار ساختن مردم به بيعت:

«ابن ابی الحدید» از «براء بن عازب» نقل می کند:

«فلمّا قبض رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم... فكنت أتردّد إلى بنى هاشم وهم عند النبى صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله ‏وسلم فى الحجرة... واذا أنا بأبى بكر قد أقبل ومعه عمر وأبو عبيدة وجماعة من أصحاب السقيفة وهم محتجزون بالأَزْرِ الصنعانيّة لايمرّون بأحد الاّ خبطوه. قدّموه فمدّوا يده فمسحوها على يد أبي بكر يبايعه شاء ذلك أو أبى»

وقتی که پیغمبر از دنیا رفت، من در بین بنی هاشم رفت و آمد می کردم، آنها کنار جنازه پیغمبر در درون حجره بودند، در این هنگام من با ابوبکر مواجه شدم، در حالی کنارش عمر و ابوعبیده و عده ای دیگر از یاران سقیفه حضور داشتند، اینها با خودشان چوبهای صنعانی داشتند و به هر کس که می رسیدند، با این چوبها می زدند، آنها را می گرفتند، دستشان را می گرفتند و بر روی دست ابوبکرمی کشیدند. تا با او بیعت کند. چه بخواهد و چه نخواهد.

شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج ١ ص ٢١٩

٣-    استفاده از چماق به دستان براي بيعت

مرحوم «شیخ مفید» در کتاب «الجمل»، روایتی را از «محمدبن اسحاق کلبی» که از مورخین نامی اهل سنت است، نقل می کند:

«كان جماعة من الاعراب قد دخلوا المدينة ليتماروا منها ... فأنفذ إليهم عمر واستدعاهم وقال لهم خذوا بالحظ من المعونة على بيعة خليفة رسول اللّه واخرجوا إلى الناس واحشروهم ليبايعوا فمن امتنع فاضربوا رأسه وجبينه ... وأخذوا بأيديهم الخشب وخرجوا حتى خبطوا الناس خبطا وجاؤا بهم مكرهين إلى البيعة.»

گروهی از مردم وارد مدینه شدند تا آذوقه ای برای خود تهیه کنند، عمر این گروه را احضار کرد و از آنها خواست تا کمک کنند که مردم با ابوبکر بیعت کنند. عمر به آنها گفت: هر چه قدر آذوقه بخواهید من به شما می دهم. بروید به سوی مردم و آنها را وادار کنید تا بیعت کنند، هر کس هم بیعت نکرد، با چوب به سرو صورتشان بزنید. آنها رفتند به سوی مردم در حالی که چوبهایی در دست داشتند، آنها مردم را به شدت می زدند و مجروح می کردند و با اجبار برای بیعت با ابوبکر می آوردند.

الجمل شيخ مفيد، ص ٥٩

بهرده برداري از قبيله اسلم براي بيعت گرفتن از مردم

طبری نقل می کند:

«إن أسلم أقبلت بجماعة فبايعوا أبا بكر فكان عمر يقول: ما هو إلاّ أن رأيت أسلم، فأيقنت بالنصر»

قبیله اسلم به همراه جماعتی از مردم با ابوبکر بیعت کردند. عمر گفت: من بیعت قبیله اسلم را که دیدم، یقین کردم که ما پیروز می شویم.

تاريخ الطبري ج ٢ ص ٤٥٨، كامل ابن الأثير ج ٢ ص ٢٢٤

قبیله «اسلم» از قبایل بیابان نشین اطراف مدینه بود. و یک عداوت خاصی بین قبیله اسلم و قبیله اوس و خزرج بوده است. و در حقیقت اینها داشتند یک زهرچشمی هم می گرفتند. 

٤-    تهديد به آتش زدن خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

«بلاذری» متوفی ٢٧٠ هجری، از «عبدالله بن عون» نقل می کند:

«إن أبابکر أرسل إلي علي يريد البيعة، فلم يبايع، فجاء عمر و معه فتيلة فتلقته فاطمة علي الباب فقالت فاطمة: يابن الخطاب! أتراک محرّقا عليّ بابي؟! قال: نعم»

ابوبکر برای بیعت گرفتن از علی، کسی را به خانه او فرستاد ولی او بیعت نکرد. عمر در حالی که شعله ای از آتش در دست داشت، با فاطمه در کنار درب خانه مواجه شد، فاطمه به عمر گفت: ای پسر خطاب! آیا می خواهی درب خانه ام را آتش بزنی؟ عمر گفت: آری!

انساب الاشراف، بلاذرى، ج١، ص٥٨٦

بررسي سند روايت فوق

«ذهبی» در مورد «علی بن محمد مدائنی» گفته است:

«المدائني علي بن محمد: قال يحيى: ثقة ثقة ثقة.»

یحیی بن معین سه مرتبه گفته است که علی بن محمد مدائنی مورد اعتماد است.

سير أعلام النبلاء ج١٠ ص ٤٠١

«ابن حبان» در مورد «مسلمة بن محارب» گفته است:

«مسلمة بن محارب ثقه»

مسلمة بن محارب مورد اعتماد است.

الثقات، ابن حبان، ج٧، ص ٤٩٠

«ابن حجر عسقلانی» در مورد «سلیمان تیمی» گفته است:

«سليمان التِيْمي: قال ابن معين و النسائي: ثقة.»

ابن معین و نسائی گفته اند که سلیمان تیمی مورد اعتماد است.

تهذيب التهذيب ج ٤، ص١٧٦

«بخاری» در مورد «عبدالله بن عون» گفته است:

«عبدالله بن عون: قال ابن المبارك: ما رأيت أحدا أفضل من ابن عون»

ابن مبارک گفته است که من کسی را با فضیلت تر از ابن عون ندیدم

تاريخ كبير بخاری ج ٥ ص ١٦٣

«طبری» متوفی ٣١٠ هجری، هم روایت تهدید «عمر»، به آتش زدن خانه امیرالمؤمنین را، اینگونه نقل می کند:

«زياد بن كُليب عن عمر قال: واللّه لأُحرقنّ عليكم أو لتَخْرُجَنّ إلى البيعة»

زیاد بن کلیب نقل می کند که عمر گفت: به خدا قسم اگر برای بیعت کردن از این خانه خارج نشوید، این خانه را با اهلش به آتش می کشم!

تاريخ طبرى ، ج٢ ،‌ ص٤٤٣

٥-    دستور احضار علي (علیه السلام) به عنف

«بلاذری» در «انساب الأشراف» خود، دستور و رفتار قابل تأملی را از قول ابوبکر نسبت به امیرالمؤمنین، نقل می کند:

«بعث أبوبكر عمر بن الخطاب إلى علي رضي الله عنهم حين قعد عن بيعته وقال: ائتني به بأعنف العُنْف فلما أتاه جرى بينهما كلام ، فقال : إحلب حلبا لك شطره . والله ما حرصك على إمارته اليوم إلا ليؤثرك غدا.»

وقتی علی بن ابیطالب از بیعت با ابوبکر سرباز زد، ابوبکر، عمر را به سوی علی فرستاد و به عمر گفت: علی را به بدترین صورت، نزد من بیاور. وقتی عمر، علی را آورد، بین علی و عمر درگیری لفظی پیش آمد، علی به عمر گفت: پستان خلافت را بدوش، که سهم تو محفوظ است. به خدا قسم امروز تو را وادار نکرده بر تلاش برای خلافت ابوبکر، الا اینکه این خلافت فردا به تو برسد.

 أنساب الأشراف : ١ / ٥٨٧

در حقیقت، امیرالمؤمنین، پشت پرده تلاش عمربن خطاب برای بیعت گرفتن از مردم برای ابوبکر را، به روشنی بیان می کند. و می فرماید که ای عمر! تو داری امروز زمینه سازی خلافت خود را انجام می دهی. ابوبکر وسیله ای است برای به قدرت رسیدن خودت! و هدف اصلی از ریاست و خلافت، خودت هستی!

این که می گویند که ابوبکر ترور شد ومسموم شد، در این مسئله شکی نیست. ولی این که چه کسی این کار را کرد و به چه انگیزه ای این کار را کرد، ما با آن خیلی کارنداریم. ابوبکر دو سال و اندی خلافت کرد و خلافتش به سه سال نرسید. وقتی که مسلط شد به اوضاع، حذفش کردند.

و یا «ابن قتيبه دينوری» در «الإمامة و السیاسه» نقل می کند:

«فمضوا به إلى أبي بكر، فقالوا له: بايع . فقال : إن أنا لم أفعل فمه؟! قالوا : إذا والله الذي لا إله إلا هو نضرب عنقك! قال: إذا تقتلون عبد الله و أخا رسوله و أبو بكر ساكت لا يتكلم فقال له عمر: ألا تأمر فيه بأمرك؟ فقال: لا أكرهه على شيء ما كانت فاطمة إلى جنبه»

علی را به پیش ابوبکر آوردند و گفتند که بیعت کن! فرمود: اگر بیعت نکنم چه می شود؟ گفتند: اگر بیعت نکنی، به خدای احد و واحد قسم، که گردنت را می زنیم. فرمود: در اینصورت بنده از بندگان خدا و برادر رسول خدا را کشته اید! ابوبکر ساکت بود و حرفی نمی زد. عمر به ابوبکر گفت: دستورت را صادر نمی کنی که کار علی را تمام کنیم!؟ ابوبکر گفت: تا وقتی که فاطمه در کنار علی هست، من علی را بر چیزی مجبور نمی کنم.

الإمامة والسياسة ج١ ص ١٦

این آقایان، برای رسیدن به خلافت، همانجا می خواهند امیرالمؤمنین را از وسط بردارند و بکشند؛ ولی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را مانع کار خود می دانند و می گویند اول باید فاطمه حذف بشود، بعد برویم سراغ علی! مادامی که فاطمه هست، اگر ما علی را بکشیم، او ما را رسوا خواهد کرد!

والسلام علیکم و رحمة الله