مقالات فلسفی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣ - قرآن و مسأله ای از حیات
واجب من جمیع الجهات و الحیثیات است؟
در اینجا ممکن است این شبهه باز در اذهان بیاید که پس تکلیف آن مطلب که حیات فقط به دست خداست و غیر خدا از حریم عمل احیاء و اماته بیرون است چه میشود؟ و قبلًا گفتیم که این مطلب را خود قرآن کریم هم قبول کرده است. جواب این مطلب پس از تذکر مطالب گذشته واضح است. اگر بشر روزی چنین توفیقی حاصل کند، منتها کاری که کرده این است که توانسته شرایط حیات را فراهم کند، نه اینکه حیات را بیافریند. بشر حیات نمیدهد، قابلیت ماده را برای افاضه حیات کامل میکند و به اصطلاح، بشر فاعل حرکت است نه مفیض وجود.
بشر اگر روزی چنین توفیقی حاصل کند، از نظر کشف علمی کار مهمی کرده، ولی از نظر دخالت در ایجاد حیات، همان مقدار دخالت دارد که پدر و مادر از طریق تناسل در ایجاد حیات فرزند دخالت دارند و یا کشاورز در ایجاد حیات دانههای گندم دخالت دارد. در هیچیک از این موارد، انسان خلق کننده حیات نیست، فراهم کننده شرایط قابلیت یک ماده برای حیات است. قرآن کریم در سوره مبارکه واقعه این مطلب را به بهترین وجهی بیان کرده است:
افرایتم ما تحرثون، أانتم تزرعونه ام نحن الزّارعون [١].
افرایتم ما تمنون، أانتم تخلقونه ام نحن الخالقون [٢].
و اما موضوع اعجاز پیغمبران: البته آن از آن جهت است که بشر با علم و قدرت عادی خود عاجز است از انجام چنان کاری، پیغمبران هم از طریق عادی به آن علم و آن قدرت نرسیدهاند، یک قدرت و علم فوق عادت همراه آنها بوده و آنها را از افق طبیعت بالاتر برده که توانستهاند منشأ چنان کارهای عظیم بشوند. اگر بشر روزی به این مقصود موفق شود نه این است که آن کاری را انجام داده که پیغمبران به اذن خدا انجام میدادهاند. پیغمبران به اذن خدا حیات میبخشیدهاند و پس میگرفتهاند، ولی بشر معمولی اگر روزی قدرتی پیدا کند، شرایط حیات را فراهم میکند، همان طوری که امروز از جنبه اماته قادر به خراب کردن شرایط حیات هست ولی قادر نیست که
[١] واقعه/ ٦٣ و ٦٤.[٢] واقعه/ ٥٨ و ٥٩.