مقالات فلسفی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١ - قرآن و مسأله ای از حیات
اختلاف درجه وجودی ماده و حیات، مطلبی است علمی و مبرهن. ما اگر از راه اختلاف سطح وجودی ماده و حیات بخواهیم به منبع ماوراء الطبیعی حیات پی ببریم، از جنبه مثبت معلومات خود پی بردهایم نه از جنبه منفی آنها، خدا را در میان معلومات خود جستهایم نه در میان مجهولات خود؛ دیگر محتاج نیستیم که در هر جا که در مقام توجیه یک علت طبیعی درماندیم ماوراء الطبیعه را از درجه خود تنزل دهیم و جانشین طبیعت نماییم، بلکه حتما باید حدس بزنیم یک علت طبیعی در کار هست گو اینکه علم ما هنوز به آن نرسیده است.
صدر المتألّهین در سفر «نفس» اسفار روی همین نکته به امام فخر رازی حمله شدیدی میکند و میگوید:
«من تعجب میکنم از این مرد و امثال این مرد که هر وقت میخواهند اصل توحید یا اصل دیگری از اصول دین را اثبات کنند به دنبال این میگردند که جایی را پیدا کنند که علت طبیعی مجهول باشد و به زعم آنها نظم جهان بهم خورده باشد و حسابها درهم ریخته باشد.» [١]
از مجموع آیاتی که قبلًا نقل کردیم معلوم شد که از نظر قرآن کریم خلقت یک امر آنی نیست؛ یک حیوان و یا یک انسان، در مراتب تکاملی که طی میکند دائماً در حال خلق شدن است، بلکه اساساً جهان همیشه در حال خلق شدن و دائماً در حال حدوث است.
نقطه مقابل این فکر، فکر دیگری است که خلقت را منحصر به «آن» میداند؛ هر وقت میخواهد از خلقت عالم بحث کند دنبال «آن» اوّلی میرود که عالم خلق شد و از کتم عدم بیرون آمد، مثل اینکه اگر چنین فرضی نکند دیگر عالم حادث و مخلوق نیست؛ و همچنین هر وقت که میخواهد از مخلوق بودن حیات بحث کند دنبال «آن» اوّلی که حیات آغاز شده است میرود.
این طرز فکر یک طرز فکر یهودی است (و قالت الیهود یداللّه مغلولة غلّت ایدیهم و لعنوا بما قالوا) [٢]. آن طرز فکر درباره «رابطه حیات با اراده خداوند» که همیشه به دنبال
[١] رجوع شود به جلد سوم اصول فلسفه و روش رئالیسم ص ٢٢٠.[٢] مائده/ ٦٤.