مقالات فلسفی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥ - فلسفه اسلامی از میر داماد تا عصر حاضر
١. تقرر ماهوی
٢. مرحله امکان
٣. مرحله احتیاج
٤. مرحله ایجاب علت؛ یعنی علت اقتضا دارد وجوب معلول را.
٥. مرحله وجوب معلول
٦. مرحله ایجاد، یعنی انتساب شئ به علت
٧. مرحله وجود، یعنی انتساب شئ به وجود در ظرف خارج یک چیزند.
٨. مرحله حدوث که همان وجود است، منتها پس از وجود «حدوث» نام میگیرد.
در این مراتب عقلی، بعد از تقرر ماهیت، امکان است. امکان چند مرحله قبل از وجود است اما این سبقت، زمانی نیست، ذاتی است.
هر ممکن الوجودی به دلیل اینکه وجودش مسبوق به امکان ذاتی است و امکان عبارت است از عدم- زیرا امکان عبارت است از عدم الاقتضاء- پس وجود هر شیئی مسبوق است به عدم الاقتضاء ماهیت شیء، پس هر ممکن الوجودی حادث است ذاتا، زیرا این نوع مسبوقیت وجود، به عدم ذاتی است.
حکما در جواب متکلمان میگویند: اجماع داریم بر حدوث عالم، ولی اینکه شما حدوث را انحصارا به حدوث زمانی تعبیر میکنید نادرست است. اجماع ملّیین بر آن است که جهان حادث است نه اینکه حادث زمانی است.
در واقع حکما برای حدوث، مصادیق دیگری یافتهاند که از جمله آن «حدوث ذاتی» است. میر داماد گوید: آنچه را که حکما آن را «حدوث ذاتی» نامیدهاند کشف مصداق جدید نیست، بلکه اصطلاح جدید است.
اینکه وجود مسبوق باشد به عدم الاقتضاء (به امکان) غیر از آن است که مسبوق به عدم خودش باشد.
باید سابق (عدم) و مسبوق (وجود) مربوط به یک چیز باشند: وجود زید مسبوق به عدم زید باشد.
اما اینجا مسبوق به عدم الاقتضاء است، به امکان ذاتی است، نه اینکه مسبوق به عدم هذا الشئ باشد، در حالی که حدوث چیزی یعنی مسبوق به عدم خودش.
میر داماد ثابت کرده مسبوقیت وجود اشیاء را به نوعی عدم خود آن اشیاء که عدم زمانی نیست ولی واقعاً عدم این شئ است اما نه عدم این شئ زمانا، بلکه دهراً.