مقالات فلسفی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤ - توحید و تکامل
در کتاب فرضیههای تکامل صفحه ٩ فصلی را به عنوان «منشأ زندگی» اختصاص میدهد و بعد از مقدمهای میگوید: «اکنون میپردازیم به ذکر فرضیههایی که قابل توجه بوده و زمانی مورد قبول مردم بودند». بعد به ذکر چند فرضیه میپردازد، از قبیل اینکه زنده اول از یکی از سیارات اتفاقا به زمین آمده، و فرضیه تولید خود به خود، و فرضیه موجودات آتشین؛ ولی فرضیه اولی که ذکر میکند به آن نام «فرضیه خلقت» میدهد و تلویحا میخواهد بگوید: اگر جاندارها خود به خود یعنی از ماده بیجان تولید شده باشند پس خلقتی در کار نبوده، و یا اگر مبدأ اصلی جاندارها از یکی از سیارات دیگر آمده است پس جانداران زمین مخلوق نیستند و تنها وقتی میتوان گفت که جانداران روی زمین مخلوق خداوند هستند که هیچیک از امور مزبور واقع نشده باشد و ابتدا به ساکن و بلامقدمه جاندار پدید آمده باشد! و اساساً خلقت در مغز کوچک نویسنده آن کتاب نمیتوانسته معنایی جز آن داشته باشد.
نمونه دیگر: آن طوری که تاریخ علم زیست شناسی نشان میدهد کوویه [١] دانشمند بزرگ زیست شناس اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم که نفوذ علمی عجیبی در میان معاصرین خود داشته منکر تغییر شکل تدریجی موجودات زنده بوده، و از طرفی چون مطالعات دانشمندان درباره فسیلها نشان میداده که حیوانات در ادوار مختلف همیشه به یک شکل و یکسان نبودهاند، کوویه فرضیهای را پیشنهاد کرده و از آن دفاع کرده و آن فرضیه این بود که معتقد شد به یک رشته انقلابات و سوانح ارضی و گفت انواعی که در ادوار مختلف زمین شناسی میزیستهاند، در نتیجه یک سلسله سوانح و بلایای عمومی نابود میشدهاند و در تعقیب آن خداوند ساکنین جدیدی (و البته کاملتر از دسته قبلی) برای جهان خلق میکرده است.
در شماره آذر ماه ١٣٣٨ مجله سخن چاپ تهران، در مقالهای به قلم یکی از فضلای تهران که مجموع سخنرانیهای مشارالیه است در انجمن صدمین سال انتشار کتاب بنیاد انواع، مینویسد:
«کوویه از مقایسه فسیلهای جانداران گذشته، به کمال تدریجی آنها در طی ادوار معرفة الارضی توجه یافته است؛ و بعلاوه به این نکته نیز پی برده که جانوران هر دورهای در اصول ساختمانی بدن با جانوران دورههای قبل شباهت داشتهاند؛ ولی
[١] .