مقالات فلسفی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧ - فلسفه اسلامی پیش از ملا صدرا
فلاسفه را به تفکر واداشته و تدریجا تحت تأثیر عمیق خود قرار داده است. شناختن فلسفه و عرفان اسلامی بدون توجه به معارف اصلی اسلام و [با] فرض اینکه اسلام و گفتههای متکلمین یکی است یا اینکه اسلام را از این نظر بیتأثیر فرض کنیم محال است.
این خود داستان مفصّلی است. نیکلسن [١] با اینکه یک شرق شناس غربی است، در موضوع «تأثیر قرآن در عرفان و تصوّف» میگوید:
«در قرآن این آیات را میبینیم: اللّه نور السّموات و الارض [٢]* هو الاوّل و الاخر و الظّاهر و الباطن [٣]* هو اللّه الّذی لا اله الّا هو [٤]* کلّ شئ هالک الّا وجهه [٥]* و نفخت فیه من روحی [٦]* و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید [٧]* فاینما تولّوا فثمّ وجه اللّه [٨]* من لم یجعل اللّه له نورا فما له من نور [٩]. محققا ریشه و تخم تصوف در این آیات است.» [١٠]
منظور این است که تأثیری که معارف اسلامی در فلسفه اسلامی کرده است غیر از تأثیری است که فن کلام کرده است. تأثیری که معارف اسلام کرد همان است که تا حد زیادی صحیح است بگوییم صدرا با ایجاد یک چهار راه، راههای عقل و وحی و مکاشفه را به هم متّصل کرد، و اما تأثیر کلام این است که با فلسفه جنگ و ستیز کرد و فلسفه را از حال جمود درآورد و وادار به عکس العملهایی کرد؛ آن عکس العملها ثمرات بسیار پر ارزش فلسفه اسلامی است.
مثلًا فلسفه اسلامی در باب زمان میرسد به آنجا که رسما زمان را به عنوان یک
[١]. .[٢]. نور/ ٣٥.[٣]. حدید/ ٣.[٤]. حشر/ ٢٢.[٥]. قصص/ ٨٨.[٦]. حجر/ ٢٩.[٧]. ق/ ١٦.[٨]. بقره/ ١١٥.[٩]. نور/ ٤٠.[١٠]. کتاب میراث اسلام.