مقالات فلسفی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩ - فلسفه اسلامی پیش از ملا صدرا
البته غزالی یک مفکر با ایمان عالیقدر درجه اولی است در عالم اسلام، و ابن رشد نیز طبیب و فقیه و شارح بزرگی است از ارسطو، اما اینها هیچکدام دلیل نمیشود که ما آنها را در ردیف فلاسفه بزرگ اسلامی بشماریم.
عیب اصلی کار غزالی این است که خواسته است بدون رنج فرا گرفتن از استاد، فلسفه را عمیقاً درک کند، بعلاوه نقاط ضعف آن را نشان دهد. عیب اصلی کار ابن رشد تعصب زیادی است که نسبت به ارسطو دارد و مخالفتهای ابن سینا را با ارسطو ذنب لا یغفر میداند.
تحولات فلسفه مشّاء در جهان اسلام و پیدایش یا تجدید فلسفه اشراق به وسیله شیخ شهاب الدین سهروردی و همچنین پیدایش عرفان نظری در جهان اسلام و نزدیک شدن آنها به یکدیگر و اتصالشان با هم در فلسفه صدرا داستان بسیار طولانی است و اگر بنا شود حق مطلب ادا گردد آنقدر نیازمند به تحقیق است که عمر یک نفر برای بررسی آنها کافی نیست.
* در آغاز سخنم عرض کردم چیزی که تحقیق در «سیر فلسفه اسلامی» را دشوار میکند و احیاناً شخص را به اشتباه میاندازد عدم عنایت مؤلّفین اسلامی به تاریخچه مسائل و مبدأ پیدایش آنها و سیر تاریخی مسائل است. در این زمینه مسامحههایی شده که افکار محصلین را خواه ناخواه منحرف میکند.
در کتب متأخّرین مانند حاجی سبزواری میخوانیم که مشّائین چنین گفتهاند و اشراقیین چنان. با توجه به اینکه مشّائین اتباع ارسطو و اشراقیین اتباع افلاطوناند این تصور پیدا میشود که این اختلاف از قدیم میان ارسطو و افلاطون و اتباع آنها بوده است. بعد که شخص به کتابهای قدیمتر مراجعه میکند میبیند اساساً چنین مسألهای حتّی در ده قرن قبل میان خود مسلمین نیز مطرح نشده بوده است تا چه رسد به زمان ارسطو و افلاطون.
به نظر من یک نگاه اجمالی به کتاب الجمع بین الرأیین فارابی- که در آنجا موارد اختلاف نظر افلاطون و ارسطو و در حقیقت موارد اختلاف مکتب مشّاء و اشراق را ذکر کرده است- کافی است برای اینکه بدانیم مسائلی که مورد اختلاف حکمای