عرفان حافظ ط-صدرا
(١)
راههای شناخت حافظ
٩ ص
(٢)
عرفان عملی
١٠ ص
(٣)
عرفان نظری
١٢ ص
(٤)
آیا حافظ عارف بوده؟
١٨ ص
(٥)
حافظ از نگاه تاریخ
٢٠ ص
(٦)
حافظ از نگاه دیوانش
٢٧ ص
(٧)
فرضیه اول درباره حافظ حافظ صرفاً یک هنرمند است
٢٩ ص
(٨)
فرضیه دوم حافظ اشعار خود را در حالات مختلف گفته است
٣٥ ص
(٩)
حافظ، گلی از بوستان معارف اسلامی
٣٧ ص
(١٠)
یزیدی گری
٣٨ ص
(١١)
محیی الدین عربی، پدر عرفان اسلامی
٤٥ ص
(١٢)
مولوی
٤٨ ص
(١٣)
شیخ محمود شبستری
٤٩ ص
(١٤)
مغربی
٥٢ ص
(١٥)
هاتف اصفهانی
٥٣ ص
(١٦)
شیخ بهایی
٥٤ ص
(١٧)
اشعاری از علامه طباطبایی
٥٥ ص
(١٨)
حافظ گلی است از بوستان معارف اسلامی
٥٧ ص
(١٩)
علت رمزگویی عرفا
٥٨ ص
(٢٠)
جهان بینی و ایدئولوژی حافظ مطابق ظاهر اشعار او
٦٥ ص
(٢١)
فرضیه سوم حافظ اشعارش را در ادوار مختلف عمر خود گفته است
٦٥ ص
(٢٢)
فرضیه چهارم اشعار حافظ یکدست است و ظاهر آن حقیقت است
٦٧ ص
(٢٣)
فرضیه پنجم اشعار حافظ یکدست است و همه عارفانه است
٦٨ ص
(٢٤)
نقد فرضیه چهارم
٧٠ ص
(٢٥)
جهان بینی حافظ طبق این نظریه
٧١ ص
(٢٦)
1 جبری گری
٧١ ص
(٢٧)
2 حیرت
٧٢ ص
(٢٨)
3 پوچی گرایی
٧٤ ص
(٢٩)
4 انکار قیامت
٧٥ ص
(٣٠)
ایدئولوژی حافظ طبق این نظریه
٧٦ ص
(٣١)
الف دم غنیمت شمردن
٧٦ ص
(٣٢)
ب شاهدبازی
٧٩ ص
(٣٣)
ج گدایی و دریوزگی
٨٥ ص
(٣٤)
1 اصول جهان بینی عرفانی
٩١ ص
(٣٥)
اصول جهان بینی عرفانی
٩٣ ص
(٣٦)
وحدت وجود
٩٧ ص
(٣٧)
بیان اول از « وحدت وجود »
٩٩ ص
(٣٨)
بیان دوم از « وحدت وجود »
١٠١ ص
(٣٩)
بیان سوم از « وحدت وجود »
١٠٢ ص
(٤٠)
وحدت تجلّی
١٠٩ ص
(٤١)
عشق و عقل
١١٥ ص
(٤٢)
سریان عشق
١١٦ ص
(٤٣)
2 اصول جهان بینی عرفانی
١١٩ ص
(٤٤)
نظام احسن
١١٩ ص
(٤٥)
انسان در عرفان
١٣٢ ص
(٤٦)
انسان قبل الدنیا
١٣٥ ص
(٤٧)
غربت انسان در جهان
١٣٩ ص

عرفان حافظ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨ - علت رمزگویی عرفا

داخل همان بوستانی که رشد کرده- که آن، بوستان فرهنگ اسلامی است- میتوانیم مطالعه کنیم. ما تا استادهای حافظ را، استادهای استادهای حافظ را، جوّ حافظ را، فضایی که حافظ در آن فضا تنفس کرده به دست نیاوریم محال است [شناخت درستی از او پیدا کنیم] و این کار، کار یک ادیب نیست. اشتباه این است که در عصر ما ادبا میخواهند حافظ را شرح کنند. بزرگترین ادیب جهان هم بیاید نمیتواند حافظ را شرح کند. حافظ را عارفی باید شرح کند که ادیب هم باشد و به همین دلیل این بنده با تمام صراحت عرض میکنم هیچ مدعی شرح حافظ نیستم چون نه عارفم نه ادیب، عارفی ادیب میباید که حافظ را شرح کند، آنهم ادیب به معنای جامع علوم عصر و زمان حافظ، ادیب زمان حافظ.

علت رمزگویی عرفا

برویم سراغ یک مطلب دیگر، و آن این است که حالا این چه داعیای بوده است که این آقایان عرفا بیایند حرفهای خودشان را اینجور در پرده بگویند آنهم با یک پرده دری این گونه، پردهای که پرده دری هم در آن هست، چرا با رمز حرف میزنند، چرا سمبلیک حرف میزنند؟ چرا حرف خودشان را صریح نمیگویند؟ «چون صفیری بشنوی از مرغ حق» یعنی چه؟! «اصطلاحاتی است مر ابدال را» یعنی چه؟! چه بیماریای دارند که حرف خودشان را واضح و صریح نمیگویند؟!.

اینجا هم باز تفسیرهایی شده. بعضی اینجور تفسیر کردهاند که علت قضیه این بوده که در ابتدا عرفا حرفهای خودشان را صریح میگفتند، بعدها چون دیدند این حرفهای صریح و بیپرده و رُک برای اینها دردسر درست میکند، مجبور شدند که حرفهایشان را در پرده بگویند برای اینکه اهل ظاهر، فقها و پیروان فقها مزاحمشان نشوند؛ این بود که حرفشان را در پرده