عرفان حافظ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩ - بیان اول از « وحدت وجود »
مسائل را او گفته نوعی وحدت وجود است که اصلًا ربطی به وحدت وجود ندارد. مثلًا در باب «کلیات» یک کسی یک نظری داده، میگوید این نوعی وحدت وجود است.
بیان اول از « وحدت وجود »
وحدت وجود تعبیرات مختلفی دارد. کثرت وجود که خیلی روشن است: انسان میگوید که موجودات متعدده کثیره متباینهای هستند که یکی انسان است، یکی حیوان است (حیوان هم مختلف است)، یکی جن است، یکی ملک است، آن یکی هم خداست، موجوداتی که بالذات از یکدیگر مباین هستند و به تعبیر نهج البلاغه بینونتشان بینونت عِزلی است، منعزل از یکدیگرند و وجود هر موجودی با وجود هر موجود دیگر بالذات متباین است. شاید تصور اکثر فیلسوفان و غیر فیلسوفان همین است. متوسطین از عرفا احیاناً میگویند وحدت وجود یعنی وجود منحصر است به وجود حق (لَیسَ فِی الدّار غَیرُهُ دَیار) اما به این معنا که هر موجودی غیر از خدا هرچه از عظمت که داشته باشد بالاخره یک موجود محدودی است، ذات حق وجود لایتناهی است، کمال لایتناهی است، عظمت لایتناهی است، قدرت لایتناهی است، جمال لایتناهی است. اگر موجودات را با یکدیگر مقایسه کنیم یکی بزرگتر است، یکی کوچکتر. مثلًا وقتی یک نهر را با یک دریا مقایسه میکنیم دریا بزرگ است و نهر کوچک. محدود با محدود میتواند نسبت داشته باشد اما محدود با نامحدود اصلًا نسبت ندارد. اینکه انسان در بینش خود اشیاء را بزرگ و کوچک میبیند با مقایسه میبیند. وقتی ما میگوییم این کوچک است و آن بزرگ، آن کوچک به مقایسه یک شیء دیگر کوچک است و این بزرگ به مقایسه یک شیء دیگر بزرگ است. در همین امور محسوسه، یک شیء که همیشه به نظر ما بزرگ میآید، وقتی