عرفان حافظ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦ - فرضیه سوم حافظ اشعارش را در ادوار مختلف عمر خود گفته است
راست است و مال دوره آخر عمرش است.
یک کسی به نام محمدعلی بامداد- که من او را نمیشناسم- کتابی نوشته به نام حافظشناسی. ایشان جدی است در این قضیه که اینطور است. اولًا این به قول طلبهها یک جمع تبرّعی است، یعنی یک توجیه بلادلیل است. خوب، ممکن است ایشان احتمال بدهد اما یک توجیهی است که دلیل ندارد. پس باید گفت احتمال هست، نه به صورت جد که حتماً اینچنین بوده، و بلکه دلایل برخلاف این است یعنی اگر ما باشیم و ظاهر اشعار حافظ، این توجیه کافی نیست، زیرا در همان اشعاری که دلالت میکند بر عیاشی و شرابخواری و عیش نقد و از این حرفها، قرائنی هست که مربوط به زمان پیری است. مثلًا این شعر حافظ را خود همین آقای بامداد هم گویا جزو شعرهای لاابالی گرانه حافظ دانسته است:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را | به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را | |
بده ساقی میباقی که در جنت نخواهی یافت | کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را | |
فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهر آشوب | چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را | |
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است | به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را | |