عرفان حافظ ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤ - فرضیه اول درباره حافظ حافظ صرفاً یک هنرمند است
وَ اذا سَمِعوا ما انْزِلَ الَی الرَّسولِ تَری اعْینَهُمْ تَفیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّا عَرَفوا مِنَ الْحَقِ [١].
انَّمَا الْمُؤْمِنونَ الَّذینَ اذا ذُکرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلوبُهُمْ وَ اذا تُلِیتْ عَلَیهِمْ ایاتُهُ زادَتْهُمْ ایماناً وَ عَلی رَبِّهِمْ یتَوَکلونَ [٢].
اذا ذُکرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلوبُ الَّذینَ لایؤْمِنونَ بِالْاخِرَةِ [٣].
اللَّهُ نَزَّلَ احْسَنَ الْحَدیثِ کتاباً مُتَشابِهاً مَثانِی تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلودُ الَّذینَ یخْشَوْنَ رَبَّهُمْ [٤].
این دیگر یک امر ساختگی نبود. پیغمبر اگر یک هنرمند میبود نمیتوانست چنین کاری را خلق کند. امام زین العابدین اگر فقط یک هنرمند میبود، محال بود اثر جاویدی مثل صحیفه خلق کند. یک هنرمند هرچه فصیح باشد، هرچه بلیغ باشد، محال است بتواند دعای کمیل خلق کند. به عقیده من: و همینطور یک آدمی که روحش روح سوخته و عرفان نباشد، خودش متأثر نباشد، امکان ندارد که یک چنین آدم بیخاصیت- نمیخواهم بگویم یک آدم فاسق فاجر، نه، یک آدم عادی، یک ملای معمولی، یک مدرس شرح مطالع [٥] و استاد کشّاف و از این حرفها- غزلی در
[١] مائده/ ٨٣[٢] انفال/ ٢[٣] زمر/ ٤٥[٤] زمر/ ٢٣.[٥] همانطور که گفتهاند حافظ شرح مطالع تدریس میکرده.