آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣ - اطلاق نور به خدا
ولی کلمه «نور» مصداقش منحصر به نور حسی نیست. لفظ «نور» وضع شده است برای هر چیزی که روشن و روشنکننده باشد، یعنی پیدا و پیداکننده باشد. ما به نور حسی از آن جهت «نور» میگوییم که خودش برای چشم ما، هم پیداست و هم پیداکننده. هر چیزی که پیدا و پیداکننده باشد میتوانیم به آن «نور» بگوییم- و میگوییم- ولو این که جسم و حسی نباشد. مثلًا درباره علم میگوییم «علم نور است» و در حدیث است: الْعِلْمُ نورٌ یقْذِفُهُ اللَّهُ فی قَلْبِ مَنْ یشاءُ [١]؛ حرف درستی هم هست، واقعاً علم نور است، چون علم روشن و روشنکننده است، علمْ خودش در ذات خودش روشنایی است و جهان را بر انسان روشن میکند. اما مسلّم است که علم از نوع نور برق و نور خورشید و غیره نیست، اصلًا علم از نوع جسم و جسمانی نیست ولی در عین حال ما به علم «نور» میگوییم، به عقل «نور» میگوییم. عقل خودش یک نور است. قرآن کریم به ایمان «نور» اطلاق کرده است: اوَمَنْ کانَ مَیتاً فَاحْییناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نوراً یمْشی بِهِ فِی النّاسِ کمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیسَ بِخارِجٍ مِنْها [٢] آیا آن که مرده بود و ما زندهاش کردیم و برای او نوری قرار دادیم که با آن نور در میان مردم راه میرود [مانند کسی است که در تاریکیها فرو رفته و راه خروجی از آن ندارد؟] آن نور همان نور ایمان و روشنایی قلب است، ولی ایمان که دیگر از قبیل نور چراغ موشی و چراغ رکابی و چراغ برق و یا نور خورشید و امثال اینها نیست. ایمان خودش یک حقیقت غیر جسمانی است که خاصیتش روشن کردن است، چون انسان را در باطنش نوعی آگاهی میدهد، هدف و مقصد را به انسان نشان میدهد.
ایمان چون به انسان مقصد میدهد و انسان را به سوی مقصد سعادتبخش میکشاند،
[١]. بحار، ج ١/ ص ٢٢٥ (به این مضمون).
[٢]. انعام/ ١٢٢.