آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢ - داستان مجعول کتابسوزی اسکندریه
میبینیم در کتابهای دبیرستانی ایران هم همین را آوردهاند؛ و ما بدون این که بگوییم این، مدرک و دلیل دارد یا نه، زبان به زبان [١]، دهان به دهان بازگو میکنیم به طوری که هر جا دروغ بودن آن را میگوییم یک عده میگویند: عجب! این قضیه دروغ است؟ ما خیال نمیکردیم دروغ باشد، خیال میکردیم صد در صد راست است.
پس این که قرآن میگوید این داستان خیر است (لا تَحْسَبوهُ شَرّاً لَکمْ بَلْ هُوَ خَیرٌ لَکمْ) یکی از این جهت است که برای شما درس است: مسلمین! قرآنتان را بخوانید و تفسیر کنید و از اینجا پند بگیرید؛ دیگر ناآگاهانه بلندگوی شایعاتی که دشمنان شما برای شما جعل و وضع میکنند قرار نگیرید.
لِکلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکتَسَبَ مِنَ الْاثْمِ. بعد میگوید آن بدبختها که این داستان را جعل کرده بودند، هرکدامشان به اندازه خودشان داغ گناه را کسب کردند، عواقب گناه را متحمل شدند. قرآن میگوید: ولی یک نفر از اینها بود که قسمت معْظم این گناه را او به عهده گرفت [٢]: وَ الَّذی تَوَلّی کبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظیمٌ آن که قسمت معْظم این گناه را به گردن گرفت، خدا عذابی بزرگ برای او آماده کرده است. غیر از این داغ بدنامی دنیا که تا دنیا دنیاست به نام «رئیس المنافقین» شناخته میشود، در آن جهان خداوند عذاب عظیمی به او خواهد چشانید.
حال درباره این مسئله که چرا مسلمانان نباید ناآگاهانه بلندگوی شایعات منافقین (یا در زمان ما شایعاتی که یهودیها یا بهاییها و امثال این فرقهها جعل میکنند) باشند، تعبیر قرآن این است: لَوْلا اذْ سَمِعْتُموهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِانْفُسِهِمْ خَیراً.
[١]. تعبیر «زبان به زبان» از قرآن است.
[٢]. مقصود عبداللَّه بن ابَی است که عبداللَّه بن ابی بن سَلول هم میگویند.