آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠ - نظر ابوعلی سینا و غزالی درباره این آیه
شیشه و چراغدان و آن روغن و درخت پربرکت و آن روغنی که خود به خود و بدون آتش (و در واقع بدون معلّم) میخواهد برافروخته شود و نور بدهد، چیست؟ مثلًا ابوعلی سینا که مفسر نیست و فنّش تفسیر نبوده، درباره این آیه فکر کرده و یک چیزی به نظرش رسیده و گفته است. غزالی مفسر نیست ولی یک کتاب درباره این آیه نوشته است. هم غزالی و هم ابنسینا معتقدند که این مثَل، مثَل انسان است؛ این نوری که قرآن میگوید: مثَل نور خدا مثَل چراغدانی است که در آن چراغی باشد و چراغ در قندیلی قرار گرفته باشد الی آخر، مثل برای انسان است، البته با اختلاف فیالجملهای که بین تقریر بوعلی سینا و تقریر غزالی هست.
یکی از کارهای فلسفه، انسانشناسی و روانشناسی است و فیلسوف در مسائل روانی بیشتر از هرچیزی تکیهاش روی قوه عاقله است و معتقد است جوهر انسان قوه عاقله اوست و کمال انسان هم فقط کمال قوه عاقله است و سعادت انسان هم در کمال قوه عاقله است، حال چه عقل عملی باشد و چه عقل نظری و در درجه اول عقل نظری. لهذا وقتی قائل شدهاند که این مثل درباره انسان است، آن را راجع به جوهر اصلی انسان که قوه عاقله است دانستهاند. آنگاه آن را بر مراحل و مراتبی که خودشان در باب قوه عاقله تشخیص میدادهاند تطبیق کردهاند که مثلًا مقصود از «مشکات» به قول آنها «عقل هیولانی» است، یعنی عقل در مرحله قوه و استعداد محض؛ منظور از زجاجه و شیشه و آنچه که نور را مضاعف و زیاد میکند مرحله «عقل بالملکه» است؛ مقصود از مصباح مرحله «عقل بالفعل» است و مقصود از آن درخت، درخت فکر است، تا آخر. حال کار ندارم به این که حرف آنها چقدر میتواند درست باشد؛ البته اندکی بعید است. بوعلی سینا نمیگوید من تفسیر میکنم. آنچه که خودش در باب مراتب عقل انسان گفته، تعبیرات قرآن را آنجا پیاده کرده