آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧ - فلسفه مجازات زنا
حقی را ندارد. بنابراین مسئله حرمت زنا به زن اختصاص ندارد، در مورد هر دو تعمیم دارد.
حال مسئله دیگری مطرح است و آن این است که در عرف امروز اروپا زن و مرد فقط در وقتی که به تعبیر اسلام «محصن» و یا «محصنه» باشند از زنا کردن ممنوعاند؛ یعنی مرد زندار و زن شوهردار حق ندارند زنا کنند، اما برای مردی که زن ندارد یا زنی که شوهر ندارد هیچ منعی نیست که زنا کند و طبعاً مرد بیزن حق ندارد با زن شوهردار زنا کند و زن بیشوهر هم حق ندارد با مرد زندار زنا کند، ولی مرد بیزن و زن بیشوهر هیچ گونه ممنوعیتی ندارند. حال چرا این طور میگویند؟ آنها این طور فکر میکنند که فلسفه حرمت زنای مرد زندار این است که با این کار به زنش خیانت کرده و حق او را از بین برده، و فلسفه حرمت زنای زن شوهردار هم این است که حق شوهرش را از بین برده؛ پس مردی که زن ندارد تعهدی در برابر کسی ندارد و زنی هم که شوهر ندارد تعهدی در برابر کسی ندارد، پس برای آنها اشکالی نیست.
ولی از نظر اسلام در اینجا دو مسئله مطرح است: یک مسئله این که برای هیچ مرد و زنی در خارج از تشکیل عائله حق کامیابی جنسی نیست، چه مرد زن داشته باشد یا نداشته باشد و چه زن شوهر داشته باشد یا نداشته باشد. اسلام برای عائله آن اهمیت فوقالعادهای را قائل است که در خارج از کانون خانوادگی ارضای کامیابی جنسی را ممنوع میداند و تنها محیط خانوادگی را جای ارضای کامیابی جنسی میداند؛ در محیط خارج از کانون خانوادگی به هیچ شکل اجازه نمیدهد که مرد و زنی از یکدیگر استمتاع کنند.
مسئله دوم مسئله مجازات مرد زندار و زن شوهردار است. لهذا اسلام دو مجازات قائل است. یک مجازات کلی قائل است که همان صد تازیانه است؛ و اگر مرد زندار یا زن شوهردار زنا کرد، در اینجا مجازات