آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣ - دو مثال
سنگین باشد چنانچه علل وقوع این جرم بررسی نشود مجازات کافی نیست، مخصوصاً در امر رانندگی که اصلًا خودش هم یک مجازاتی دارد یعنی «مجازاتُها مَعَها» است، برای این که آن کسی که سرعت و سبقت میگیرد و دیوانهوار در شهر یا بیابان حرکت میکند خودش بیش از همه در معرض خطر است؛ هم آن ماشین و ثروتش در معرض خطر است و هم جانش. ولی در عین حال نه خطر جانی [و مالی] خودِ عمل مانع او میشود و نه مجازاتها، چرا؟
برای این که یک سلسله علل دیگر وجود دارد که از آن طرف او را هُل میدهد.
مجازات میخواهد مانند یک افسار مانعش شود، اما آن عللِ دیگر او را تحت فشار قرار میدهد.
مثلًا شما یک راننده تاکسی یا کرایه را موعظه کنید که خیلی تند نرو، و یا برایش مجازات قائل شوید، اما اگر او در شرایطی قرار گرفته باشد که یک ماشین اجاره کرده و از صبح که بیرون میآید چنانچه ١٢٠ تومان درآمد نداشته باشد زن و بچهاش نباید نان بخورند، چون باید ٦٠ تومان را به صاحب ماشین تحویل دهد و الّا فردا ماشین را در اختیارش نمیگذارد و ٣٠ تومان هم خرج بنزین و استهلاک و غیره کند، پس ٩٠ تومان باید برای این مخارج حساب کند و لااقل ٣٠ تومان دیگر باید دربیاورد که برای زن و بچهاش خرجی داشته باشد؛ اگر او را هزار جور موعظه کنید و بگویید جان خودت در خطر است، فلان مقدار تو را جریمه میکنند و زندانت میبرند، در مقابل آن فشار که حتماً باید ٣٠ تومان به خانه ببرد و اگر نبرد روی دیدن زن و بچهاش را ندارد چکار میتواند بکند؟ باز او از صبح زود پایش را روی گاز میگذارد و به سرعت در خیابانها حرکت میکند. به هرحال باید آن ١٢٠ تومان دربیاید، یک جبر بر وجودش حکومت میکند. این است که مجازات سرش نمیشود و موعظه هم در اینجا دیگر مؤثر نیست. پس اگر ما